1043
می دانم که درمان این همه درد شعر نیست تویی #تو...✓ زیباترین ها در اختیار شماست اشعار 📖 کلیپ 📺 گیف 🎬 موسیقی 🎵🎧 💞...🕊
من پنجره ای رو به تماشای بهارم
از تو گِله دارم،گله دارم، گله دارم...
ابری شده ام، شرم نگاهت به من افتاد
انگار در این دشت قرار است ببارم...
ویرانگی ام را که ندیدی چه امیدی ست
آباد شوم ای همه ی دار و ندارم...؟!
اینجا نه خیالی و نه حالی و هوایی
آن جا چه خبر؟! قاصدک باد سوارم؟
چشمان تو گویاست پر از راز و نیاز است
تسبیح بیاور؛ مژه ها را بشمارم...
ای جان به فدای تو! نه جانم به چه قیمت؟!
هر لحظه فدایت همه ی ایل و تبارم
از دست تو تا روز قیامت بگریزم
چون آهوی گمگشته به دنبال فرارم....
گیرم همه ی دین منی و همه دنیام
زنجیر نیاور که خودم اهل شکارم...
افتاده به دام تو، اسیرم به نگاهت؛
محکوم شدم تا سر خود را بسپارم
"تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد؟!"
پیچیده ترین شهره ی شهر است نگارم....
#معصومه_بیرانوند
حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که بهخاطرشان، رنج بکشی...
باب مارلی
دلم می خواست
بین دستها و نفسهات
بین بوس ها و لب هات
چنان سرگردان شوم که
نفهمم دنیا کدام طرف میچرخد!
عباسمعروفی
با شوق سرانگشت تو لبریز نواهاست
تا خود به کنارت چه کند چنگ نوایی
⊹ ابتهاج
«مرا نبودنِ تو نکُشت،
مرا حضوری که شبیه به نبودن بود کُشت...»
بر حدیثِ من و حسنِ تو نیفزاید کس
حد همین است، سخندانی و زیبایی را!
#سعدی
و چه بارها
دلم هوای آن کس کرد
که دوستش داشتم
حالا دیگر رازِ فراموشکاری را
از همهی فراموشکاران بهتر آموختهام
دیگر به گذشتِ زمان اعتنایی نمیکنم
اما آن بوسههای نگرفته و نداده
آن نگاههای نکرده و ندیده را
که به من باز خواهد داد؟
■شاعر: #آنا_آخماتووا [ Anna Akhmatova / روسیه، ۱۹۶۶-۱۸۸۹ ]
■ترجمه: #احمد_پوری
از تو دل کندم که تمرین شکیبایی کنم
تا خودم را تشنه روزی که میآیی کنم
آبرویی را که کمکم جمع کردم حاضرم
روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم
از کتاب گیسوانت صفحهای را باز کن
تا برایت مو به مو تفسیر زیبایی کنم
میپذیرم عشق هم تنها دروغی بیش نیست
گر در آغوش تو هم احساس تنهایی کنم
صبر کن تا مثل رودی بر فراز پرتگاه
مرگ را در دیده مردم تماشایی کنم
#فاضل_نظری
وقتی از همه چیزو همه کس نا امید بودی یادت باشه
'هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنتُمْ'
من باهاتم هرجا که باشی. (حدید آیه ۴)
'فإنَّکَ بأَعْیُنِنا'
مثل چشمام مراقبتم. (طور آیه ۴۸)
'و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب'
و بهت میرسونم از جایی که حتی فکرشم نمیکنی. (طلاق آیه ۳)
گنگ ترین جمله ی قرآن ؛
-لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ
-خدا زورش از همه بیشتر است....
میدانی چه چیز را بیشتر در تو دوست دارم؟
زیباییِ ساکت و بردبارت.
تو بار سنگینی روزها را بر شانههایت حمل میکنی
و با این حال غباری بر ظرافت وجودت نیفتادهاست.
• از صفحهی توییتر colonel
من بلوطم سبز شد از زیر سنگی ریشه ام
پایدارم همچو کوهی با تو بودن پیشه ام
من شکستم سنگ را آزاد گشتم از ستم
جایگاهم هست جنگل گاه هم در بیشه ام
هر کجا بودم که آنجا سایه ای گسترده ام
باد برگم تاب داده رقص شد اندیشه ام
خود گواهم تا شبی فرهاد با اندوه گفت
بیستون را کنده ام با اشک چشم و تیشه ام
هر کسی آمد تماشا لب به حیرت می گزید
تا چگونه خال معشوقم شکسته شیشه ام
تشنه بودم فصل گرما چشمه ای آبم نداد
استقامت کرده ام با ساق و برگ و ریشه ام
#منصور_محمدی
پرواز کن پرنده پریدن که جرم نیست
پرواز کن به اوج رسیدن که جرم نیست
بشنو صدای هق هق آزادی از قفس
دیدن قدغن است شنیدن که جرم نیست
این سینه سالهاست که اکران نمی شود
آخر خلاف باد وزیدن که جرم نیست
نقاش روزگارم و در فصل برگ ریز
جای خزان بهار کشیدن که جرم نیست
قلبم ز ترس زخمه و زندان نمی زند
ای قلب زنده باش تپیدن که جرم نیست
وقتی که ما حریف جدایی نمی شویم
آزادی از خدا طلبیدن که جرم نیست
بی بالم و به بال و پرت غبطه می خورم
پرواز کن پرنده پریدن که جرم نیست
#فرامرز_عرب_عامری
آن كس که شتاب دارد، عاشق نیست!
تشنهایست که معشوق را چشمهی آب شیرین تصور کرده است. وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد، رها میکند و میرود. محبوب، چشمهی آبِ شیرین نیست؛ هوای خنکِ دمِ صبح است...
نادر ابراهیمی
وقتی ازتون میپرسه "دوستم داری؟!"
نگید آره مثل سعدی جواب بدید و بگید:
"ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
که بیوجود شریفت جهان نمی بینم"
اینجوری خیلی بیشتر دلشو میبرید
به کسانی که در آرامش می خوابند
حسادت می کنم!
برای من شب، نبردی با خاطراتم است...
-فئودور داستایفسکی.
آخرش درد دلت، در به درت خواهد کرد
مهره ی مار کسی کور و کرت خواهد کرد
عشق یک شیشه ی انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد ...
از همان دست که دادی به تو بر خواهد گشت
جگر خون شده ام؛خون جگرت خواهد کرد
ناگهان چشم کسی سر به سرت می ذارد
بی محلیش ولی جان به سرت خواهد کرد
جرم من خواستن دختر ارباب دِه است
مادر! این جرم شبی بی پسرت خواهد کرد ....
همه ی شهر به آواز من عادت کردند
وقت مرگم گذری با خبرت خواهد کرد :)
#امیر_سهرابی
شمعم که سر بلند کنم جان فدای او
پروانه نیستم که درافتم به پای او
از سوز من خبر نشود بی وفای من
عمر از چه طی کنم به امید وفای او؟
با او مگو حکایت من تا گمان برد
بگزیده دل کنون کسِ دیگر به جای او
آتش به جان من زد و آخر دل مرا
چون لاله سوخت نرگسِ بی اعتنای او
آن سرو از خیال من آزاد و روز و شب
مرغ خیال من پَرَد اندر هوای او
#پروانه_بامداد
[سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز...]
گاهی ما برای کسانی دل میسوزانیم که نه به خودشان رحم میکنند نه به دیگران.
📙 بلندیهای بادگیر
✍️ امیلی برونته
آخر زمینم زد غمی سنگین به تنهایی
اما نمی مانم من این پایین به تنهایی!
کوه غرورم؛ باید از این خاک بر خیزم
دارم خودم را می دهم تسکین به تنهایی
پیغمبر دردم که در صعب العبور جهل
بر دوش دارم بار صدها دین به تنهایی
جمعیتی در من به اندوهی چنین سرگرم
این با مصیبت؛ آن به غربت؛ این به تنهایی ...
در خاک کردم آرزوها را؛ عزادارم!
برگشته ام از آخرین تدفین به تنهایی ...
رنجی که بردم از خطوط چهره ام پیداست
تفسیر عمری می کند هر چین به تنهایی
دارم دعا می خوانم اما سخت می ترسم
سودم نبخشد گفتن آمین به تنهایی
نفرین به شب وقتی که صبحش کور مادرزاست
نفرین به روز بی کسی؛ نفرین به تنهایی!
#مرتضی_لطفی
ماه اگر سجده نیارد پیشٖ روی آن مهم
رو سیاه هر دو عالم دان تو روی ماه را
#مولانا
چنانتدوست میدارم
که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد
و من صبر از تو نتوانم...
#سعدی
من نمیمانم میانِ برزخِ وصل و فراق
باید امشب یا ببوسی یا فراموشم کنی...
#فاضل_نظری
بی تفاوت می نشینیم از سر اجبار ها
مثل از نو دیدن صدباره ی "اخبار" ها
خانه هم از سردی دل های ما یخ میزند
در سکوت ما ، صدا می اید از دیوار ها
هر شبم بی تابی و بی خوابی و بی حاصلی
حال و روزم را نمی فهمند جز شب کارها
دوستت دارم ولی دیگر نخواهم گفت چون
"دوستت دارم" شده قربانی تکرار ها
خنده های زورکی را خوب یادم داده ای
مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها
گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم
بغض کردم خود خوری کردم نگفتم بارها
#سید_تقی_سیدی
میدونی اصالت یعنی چی؟
یعنی تو هم وقتشو داری، هم فرصتشو،
هم کسی نمیفهمه،
ولی چون اشتباهه انجامش نمیدی...
در درونِ هر زن، زن دیگری وجود دارد که هیچکس او را نمیشناسد. هنگام شکستهشدن بیدار میشود و وقتی مطمئن شد که هيچکس در این دنیا با او نخواهد بود، ناگهان قویتر میشود.
- منسوب به ماجد مقبل