1043
می دانم که درمان این همه درد شعر نیست تویی #تو...✓ زیباترین ها در اختیار شماست اشعار 📖 کلیپ 📺 گیف 🎬 موسیقی 🎵🎧 💞...🕊
به جز طراحی دریای چشمان تو دیوانه
مگر کاری زِدست دل برآید ، آه نمی دانم
همی دانم فسون گشته دل بی صبر و بی باکم
که آرام میشوم با شعر ، کمی آهنگ و آخر طرح زیبایت...🕊️
هاشمی
نازنین! دلتنگ تو تا میشوم،
بی خیال از کل دنیا میشوم
در خیالم دستِ من در دستِ توست
یا که در آغوش تو جا میشوم
در رهِ عشقت زمین خوردم، ولی،
از زمین با عشقِ تو پا میشوم
در کنارت غرقِ در خوشبختی ام
بی تو رودم با تو دریا میشوم
بهترینم! با تو و با وصفِ تو،
شاعرِ این شعرِ زیبا میشوم
#محمدجواد_بوستانی
سلام ای سیب ممنوعه، که لبخند تو شیرین است!
گناه چیدنت بر گردنم، با اینکه سنگین است!
تنت ؛ انگار صحن مجلس شورای آزادی است
چه قانون ها که با دستان من در حال تدوین است !
دوباره چرخ زد ، سنجاقک سبز ِ اتاقم شد
همین سنجاق گیسویت که هر شب روی بالین است
پزشک مهربان! با سینی قطّاب ها برگرد
به دور ازبوسه هایت قند خونم نیز پایین است
شدم آن لاک پشتی که میان هر خیابانی
جدا از جفت خود در انتظار چرخ ماشین است.
برایت شاعران صدها غزل آورده اند اما
کدامین شعر را دیدی که طوفانی تر از این است؟
به جرم گفتن مصراع بعدی ،می روم بر دار:
عزیزم ، عشق در هر روزگاری بهترین دین است!
#محمد_علی_نیکومنش
اهل ایرانم من
اهل مردان خدا و زنان با حیا
خانه ام درویشی است
کلبه ای دنج و گرم
اهل خانه مهربان
دلمان گرم خداست
حرف هست کنج دلم ، شکوه از بازار است
وضع بد هست و کمی پول نان دشوار است
ولی اینجا دلمان، گرم فرزندان است
شهر من ایران است
خانه ام فرش شده از گل و گلدان است
و بسا بلبل ما همچنان شاداب است
شهر من ایران است
کوچه های زیبا
خانه ای کاه گلی
و حیاطی ناب است
هاشمی
اولین پادکست اختصاصی شادمهر عقیلی ... خوشت اومد بفرس بره ..
Читать полностью…
به کنج سینه ما گرچه درد بسیار است
میان این همه نامرد، مرد بسیار است
شبیه برگ خزانیم زیر پای زمان
که سهمِ ما به جهان، داغ و طرد بسیار است
نمانده است در این سینهها صفای دلی
که روی آینهها، آهِ سرد بسیار است
امیدِ رویشِ برگی در این گلستان نیست
که در خزانِ دلم، حجم زرد بسیار است
به جای کاسه آب است اشکِ بدرقهها
که پشت پای مسافر، چو گَرد بسیار است
شکایت از ستمِ چرخِ کجمدار مکن
که در سپاهِ قضا، همنبرد بسیار است
#حامد_زعفرانیه
مولانا: از کجا بدانیم در راه خداییم
شمس:
اگر هر روز دلت مهربانتر شود
اگر کینهها کمتر و آرامشت بیشتر شود
اگر در سختیها امیدت را از دست نمیدهی
بدان که راه را درست آمدهای
آدمی گاهی با وجود یک نفر جان می گیرد
شوق می گیرد و آرام می شود
ولی با رفتن او ، میشکند و دیگر آن آدم سابق نمیشود
و اینجاست که سخن بین مولانا و شمس به کارمان می آید .
تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست از تو میگویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
جواب می شنوم . . .
فریدون مشیری
شازده کوچولو پرسید:
آدما دنیاشون چقدر جمعیت داره؟
روباه جواب داد:
بعضیا هفت میلیارد، هشت میلیارد
بعضیا یه نفر.
همه چیز در آخرین آدمی خلاصه میشود
که در تنگنای شب به یاد می آورید
قلب شما آنجاست...
-چارلز بوکوفسکی.
یک شب مرا می سوزی و
یک شب تماشا میکنی
با گریه میپرسم: چرا؟
با خنده حاشا میکنی..
باد آمد غزلم ریخت بهم پر غم شد
ریشهای از غم تو در دل من محکم شد
قصهام شرح دل رود پریشان شده بود
که به دریا نرسید با غم و شب درهم شد
ابر ها گریه نکردند شبی رعدی گفت:
عاشقی بیتو فقط حادثهای مبهم شد
ماه در آینه ی شب به تو لبخند زد و
زخم من با رخ مهتاب کمی مرهم شد
تو که رفتی دل من از نفس افتاد عجیب
عشق روزی ز تو آغاز و شبی ماتم شد
بی تو هر شعر که گفتم اثری از غم شد
بیت ها روی هم آوار و ز عمرم کم شد
#نگین_محجوب
🎼ست میکس نوستالژی جذاب و خفن خوراک سیستم و دورهمیاتون >>>>
Читать полностью…
بقول مولانا
ای قوم به حج رفته کجایید ....!؟
خدا رو با ریاضی دریاب !؟
متن و آهنگ عالی
اگر آهنگ و خواستین ، ریپلای کنید ♥️
.
دیوانه عشقت ای پَری روی
عاقل نشَود به هیچ پَندی ...
#سعدی
دلنوشته...
روزی که این پست رو توی اینستا دیدم هزار بار پلیش کردم
هزار بار خنجر فرو کردم توی دلم
هزار بار باهاش اشک ریختم
واقعا گرمای سوختن تمام چیزایی که توی دلم بود رو توی وجودم حس میکردم
جای خاطراتی که توی دلم خاکستر شده بود به معنای واقعی درد میکرد
از همون روز تصمیم گرفتم
دیگه اعتماد نکنم
رو راست نباشم
وابسته نشم
برای ناراحتی هام تکیه گاه نخوام
برای بی کسی هام فقط خودم باشم و خودم
و باز هم اعتماد نکنم
این کلیپو باید یه جایی جلوی چشمم بذارم
که هر بار خواستم دوباره اشتباهات گذشته رو تکرار کنم اینو ببینم و اون درد واقعی که یه روز توی وجودم داشتم رو دوباره حس کنم
هییییچوقت از سر بی کسی به هیچ احدی تکیه نکنید
هیچوقت
و حتی گریه هامو بخاطر نوشتن این دلنوشته هم فراموش نمیکنم...
مولانا ،اگر فقط یک چیز از خدا بخواهم چه بخواهم و
پاسخ شمس :
بیتو اینجا ز فراموششدن میترسم
سایهای محبس تنپوششدن میترسم
روح عریان به سخن آمدم، ای جان بشنو
چشم من باش، که از گوششدن میترسم
بس که خوردم ز همه نیش زبان، میدانم
قدر یک باده، هم از نوششدن میترسم
غربتستان زمین، دار مکافاتم شد
کشتهی عشقم و بر دوششدن میترسم
مستیام در همهی شهر زبانزد شده، آه
پای عشق تو، ز مدهوششدن میترسم
سالها بستر من پُرشده از تنهاییست
چه کنم؟ از تب آغوششدن میترسم
امشب ای عشق، تو تکلیف مرا روشن کن
منِ عاشق ز چه خاموششدن میترسم؟!
#گویا_فیروزکوهی
جانِ من بر لب رسیده، کی رسد جان شما !
باید از آهم بسوزد دست و دامانِ شما
دل بریدم از جهان از بس که پابندش شدم
تا به کی باشم اسیر خود، پریشان شما؟!
سخت بیزارم من از آئین ظاهربینتان
چون ندیدم جز به رنگ کفر، ایمان شما
در میان ازدحام این همه زخم و سکوت
عمر من طی شد عزیزان کنج زندان شما
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
با تن مجروح، کی گردند میهمان شما
کوله ام بارغم و میکوچم از این شهر شوم
جنگ تا کی بی سپر، رفتم ز میدان شما
دل شکستن نیست بی کیفر، یقین دست خدا!
دستِ تقدیر ست؛ می گیرد گریبانِ شما
#فریبا_قربان_کریمی
ترسم این است که این رود به دریا نرسد
ابر و باران به لب تشنه ی صحرا نرسد
قایق مانده به ساحل ز تبِ باد خزان
به صدفهای پر از لوّ لوً زیبا نرسد
چشم خسته نگران از غم ایام فراق
به وصالِ رخِ آن دلبر رعنا نرسد
ودر این فصل بماند دل بیرنگ و ریا
گل سوسن به لب بلبل شیدا نرسد
ترسم این است بماند غم عالم به دلم
شرحی از سوز دل خسته به لیلا نرسد
#زهرا_حشمتی
ست میکس جذاب
#پادکست #نوستالژی
#عاشقانه #موزیک
#پاپ #ریمیکس
به عشق می سپارمت
به همان اشک های یواشکی
به همان رنج ندیدنت و درد نشسته بر قفسه ی سینه ام
به عشق می سپارمت تا بدانی
عاشق اختیارش دست خودش نیست
دست قلبی است که از جا او را کنده است
به همان عشق قسم تا تو را دیدم
با همان صورت گندمی و موهای جو گندمی
و با همان لحجه ی ناب و دلخش
آرام آرام وارد جان و تن و روحم شدی
و این را هیچگاه تو ، نفهمیدی
می سپارمت تا بدانی عشق ، بازی نیست
عشق عهدی است تا ابد میان دو دل
بداهه،، هاشمی
بسیار از تو خواهم گفت
اگر از من بپرسند یک نفر چقدر میتواند امن باشد.
- لاادری