1718
@bazaryabimodern118 صفحه دکترسبک روح مدرس،مشاوراجرایی، بازاریابی وبرندینگ تلفن 09213163749 www.hassansabokroh.blogfa.com Www.hassansabokroh.blogsky.com Www.hassansabokroh.blog.ir Email:mmodernmarket1987@gmail.com www.Instagram.com/Bazaryabimodern1987
💢بسیاری از کارمندان در پی چالش نیستند
@bazaryabimodern1987
👈یکی از مهمترین سوالاتی که بسیاری از مدیران به آن بیاعتنا هستند، این سوال است: آیا همه کارمندان در شغل خود دنبال چالش هستند؟
👈جالب است بدانید که شواهد علمی، این فرض که اکثر کارمندان در پی یک شغل چالشی و پرهیجان هستند را تایید نمیکنند
👈در حقیقت، درست است که بسیاری از کارمندان خواهان شغلهای پیچیده و چالشی هستند، اما تعداد زیادی از آنها هم یک شغل روتین و یکنواخت را ترجیح میدهند
👈این امر بدین دلیل است که شغلهای پیچیده و چالشی، نیاز انسانها به رشد فردی را ارضا میکنند، اما واقعیت این است که شدت نیاز به رشد فردی در همه انسانها یکسان نیست
👈تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، نشان میدهد که حدوداً 15 درصد انسانها نیاز شدیدی به رشد فردی دارند و در نتیجه، از شغلهای چالشی استقبال میکنند
👈برای همین، باید فرض کنیم که بیشتر کارمندانمان به دنبال یک شغل آرام و بدون چالش هستند و اگر آنها را درگیر شغلهای چالشی کنیم، بهرهوریشان به شدت کاهش مییابد
👈از سوی دیگر، از آن 15 درصد کارمندانی که نیاز شدیدی به رشد فردی دارند هم بخش قابل توجهی از آنها این نیازشان را در محیطهای غیرکاری برآورده میکنند
👈پس نباید تصور کنیم که میتوانیم با افزایش چالش و پیچیدگی شغلی میتوانیم عملکرد کارمندانمان را افزایش بدهیم
@bazaryabimodern1987
🔴 در بحران به دنبال 20 درصدیها باش🔴
@bazaryabimodern1987
🔴 مشتریان 20 درصدی
مشتریان مهم و سودده خود را شناسایی و روی آنها تمرکز کنید
به خصوص مشتریانی که در کوتاه مدت میتوانند شما را به سود برسانند
🔴منبع درآمد 20 درصدی
منبع درآمد اصلی در کسب و کار شما که بخش اعظم درآمد شما از آن حاصل میشود
آن را شناسایی و به خوبی مدیریت کنید
🔴 نیروهای فروش 20 درصدی
مراقب باشید در بحران ترک کار نیروی انسانی، 20 درصدیها را از دست ندهید چون سرمایه اصلی کسب و کار شما هستند
🔴هزینههای 20 درصدی
به دنبال راههای کاهش هزینه باشید و فقط آن 20درصد هزینهای که برای بقای کسب و کارتان نیاز دارید نگه دارید و مابقی را تا جای ممکن حذف کنید
🔴 در زمان بحران باید با جدیت قانون 20/80 یا قانون پارتو را اجرا کنید
در هر بخش به دنبال 20 درصد مهم و 80 درصد کم اهمیت باشید
در کوتاه مدت شاید لازم باشد 80 درصدیها را حذف کنید یا به حداقل برسانید یا کمترین توجه را به آنها کنید
به 20 درصدیها توجه کنید، آنها را شناسایی کنید و تمرکز و اولویتتان را روی آنها بگذارید
@bazaryabimodern1987
💢در تبلیغات روی مشکلات مشتری تمرکز کنیم
@bazaryabimodern1987
👈بدون شک، هیچ کداممان از فروشندهای که مدام از محصولش یا از خودش تعریف میکند، خوشمان نمیآید
👈این قبیل فروشندهها، از «بازاریابی بد» پیروی میکنند که در آن، شرکتها در تبلیغاتشان صرفاً یا از محصولشان تعریف میکنند یا از تواناییها و افتخارات خودشان
👈در مقابل، شرکتهایی که از «بازاریابی خوب» پیروی میکنند، به این اصل پایبندند که در تبلیغات یا هر نوع ارتباطی با مشتری باید این سه مرحله را طی کرد:
1️⃣ابتدا مشکل و درد مشتری را بیان میکنیم
2️⃣راهکار مدنظر برای حل مشکل مشتری یا کاهش درد او را معرفی میکنیم
3️⃣توانایی شرکتمان در ارائه آن راهکار به مشتری را ثابت میکنیم
👈برای مثال، یک شرکت بیمه در تبلیغات خود روی این موضوع تمرکز کرده است:
خیلی از بیمهگذارها، وقتی شرایطشان عوض میشود، پوششهای بیمهشان را تغییر نمیدهند. ما به شما کمک میکنیم همیشه پوشش بیمهتان را بهروز نگه دارید. در وبسایتمان با داستانهایی واقعی از مشتریانمان که چگونه از این خدمت استفاده کردهاند، آشنا میشوید
👈یا به عنوان مثالی دیگر، یک شرکت تولیدکننده باتریهای اضطراری هم از این تبلیغ استفاده میکند:
خیلی از لوازم خانگی به دلیل قطع برق، صدمه میبینند. بهترین راهکار برای جلوگیری از خرابی لوازم خانگی گران قیمتتان، استفاده از یک باتری اضطراری خانگی است. اگر بعد از نصب باتریهای اضطراری خانگی ما، لوازم خانگیتان به دلیل قطع برق آسیب ببیند، ما 100 درصد خسارت شما را پرداخت میکنیم
@bazaryabimodern1987
💢3 استراتژی بازاریابی تهاجمی
@bazaryabimodern1987
1️⃣قیمت کمتر
در این استراتژی، با کاهش قیمت، میزان فروشمان را افزایش و در نتیجه، بهای تمام شدۀ محصولمان را کاهش میدهیم. برای همین، اگر بتوانیم این استراتژی را به درستی اجر کنیم، هم فروش و هم سودمان بیشتر میشود. برای مثال، هواپیمایی ساوت وِست توانسته با کاهش شدید قیمت بلیتهایش، رقبای بزرگش را تحت فشار شدیدی قرار بدهد
2️⃣کمک به مشتری در کاهش سایر هزینههایش
در این استراتژی به مشتری کمک میکنیم تا هزینههای خود را کاهش بدهد، هر چند محصولمان گرانتر از رقباست. برای مثال، با این که قیمت محصولات کاترپیلار بسیار گرانتر از رقبایی مثل کوماتسو است، اما چون کاترپیلار هزینههای تعمیر و نگهداری مشتریان را کاهش میدهد، سهم بازار بسیار بالایی دارد
3️⃣ارائه خدمات ارزش افزوده
در این استراتژی، تلاش میکنیم تا پیشنهادمان را با افزودن خدمات خلاقانهای به آن، اصطلاحاً «شیرین» کنیم. برای مثال، شرکت لیوایز، اندازۀ دقیق مشتری را میگیرد و لباس جین سفارشی او را دو روزه تحویل میدهد
@bazaryabimodern1987
💢تصمیم غلط بهتر از تصمیم نگرفتن است
@bazaryabimodern1987
👈یکی از واحدهای ارتش سوییس، در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوههای آلپ سرگردان بود
👈هوا سرد و ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. در این شرایط سخت، یکی از اعضا، نقشۀ منطقه را در کولهپشتیاش پیدا کرد و با کمک آن به اقامتگاهشان بازگشتند و از مرگ نجات یافتند
👈وقتی نقشه را به فرماندهشان نشان دادند، متعجب شد و پرسید: چگونه با چنین نقشهای راه را پیدا کردید؟
👈در حقیقت، نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود، ولی به هر حال، آن گروه با پیروی از یک نقشۀ غلط، راهشان را پیدا کرده بودند
👈این داستان واقعی به ما تاکید میکند: اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشۀ غلط، راه بیافتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا این که به امید رسیدن نیروی کمکی یا یک معجزه، در جای خود متوقف شویم
👈به بیان دیگر، وقتی از همه چیز ناامید هستیم، باید دست به کاری بزنیم
👈در حقیقت، هنگام تصمیمگیری باید مراقب باشیم که فلج نشویم و قربانی سکون و بیعملی نشویم
👈در نتیجه، اگر در مقابل یک تصمیم مهم و وحشتناک قرار گرفتیم که میدانیم عواقب مهمی را به دنبال دارد، اصلاً نباید خودمان را ببازیم، چون در این صورت دچار سکون و مرگ میشویم که خسارت آن قطعاً از خسارت یک تصمیم اشتباه، بیشتر است
👈در چنین شرایطی باید راه بیافتیم و تصمیممان را در طول مسیر اصلاح کنیم، نه این که هیچ تصمیمی نگیریم و منتظر بمانیم
@bazaryabimodern1987
*حرفه ای خداحافظی کنید...*
@bazaryabimodern1987
🔵پایان یک جلسه، قرار ملاقات و خداحافظی با افراد، شروع شکل گیری افکار دیگران در مورد شماست.
در جلسه هر سخنی به زبان آورده اید دیگر فرصتی برای تغییر ندارید ولی هنوز کار شما تمام نشده و باید چهره ای بیاد ماندنی از خود به جا بگذارید.
1️⃣وسایلتان را آرام و آگاهانه جمع کنید. نه با آشفتگی.
2️⃣در صورت امکان دست بدهید، بچرخید و از اتاق خارج شوید.
3️⃣اگر هنگام ورود شما در بسته بود، بعد از خروج هم در را ببندید.
4️⃣افراد همیشه شما را در حال خروج از پشت می نگرند،پس اگر آقا هستید حواستان باشد که پشت کفشتان تمیز باشد!
پشت کفش محلی است که بیش تر مردان فراموشش می کنند اما خانم ها به آن حساس هستند.
5️⃣وقتی به در رسیدید آرام به عقب بچرخید و لبخند بزنید.
خیلی بهتر است که آن ها لبخند شما را به خاطر بسپرند تا تصویرتان را از پشت!!
@bazaryabimodern1987
چرا مُراقبِ آنچه میگوییم نیستیم؟
@bazaryabimodern1987
۱) چون کتاب نمیخوانیم
۲) چون اهمیتِ رشد شخصیت، حتی ده درصدِ نظام آموزشی نیست
۳) چون نظام آموزشی بر حفظ کردن استوار است تا فکر کردن
۴) چون تربیتِ خانوادگی بیشتر بر احساسات استوار است تا رشد فردی
۵) چون نیاموختهایم حرف زدن، مسئولیت دارد
۶) چون وقتی به پول میرسیم احساسِ قدرت میکنیم
۷) چون وقتی به قدرت میرسیم احساسِ برتری میکنیم
۸) چون عموماً دو هدفِ کلیدی را در زندگی دنبال میکنیم: پول و شهرت
۹) چون منافع شخصی بر رفتار اخلاقی غلبه دارد
۱۰) چون اصلِ نگاه به انسانهای دیگر ابزاری است
۱۱) چون افراد، یک دفعه به جایگاهی غیرمنتظره میرسند
۱۲) چون بیاحترامی به انسانها در جهان سوم خیلی پیامد ندارد
۱۳) چون نیروهای احساسی بر عقلِ محاسبهگر غلبۀ نود درصدی دارند
۱۴) چون فکرِ قبل از سخن، فرصتِ تمرین ندارد
۱۵) چون افراد، جوگیر میشوند
۱۶) چون تعداد فالوور به مراتب مهمتر از داشتنِ پِرنسیپ است؛
۱۷) چون معلوم نیست مسئول تربیتِ مدنی کیست
۱۸) چون تربیت، از خانواده و کلاسِ درس به جهان مجازی منتقل شده است
۱۹) چون عنصر "زمان" در سخن گفتن تعطیل است
۲۰) چون بیثباتی اقتصادی، تعادل رفتاری را مختل کرده است
۲۱) چون آشنایی با ادبیات فارسی به شدت ضعیف شده است
۲۲) چون درناخودآگاهِ افراد، بخشِ رعایتِ حقوقِ دیگران قفل است
۲۳) چون گروههای مرجع فرهنگی در جامعه تغییر کردهاند؛
۲۴) چون روانشناسی فهم دیگران در بسیاری ازافراد ضعیف است
۲۵) چون زرنگیهای دمِ دست مهمتر از میراثِ شخصیتی است
۲۶) چون تصور میکنیم دیگران متوجه نیات ما نمیشوند؛
۲۷) چون احساسِ تعلق به یک جامعۀ سالم، خیلی ضعیف است
۲۸) چون زندگی امری جدی نیست
۲۹) چون به دوامِ واژههای منفی در ذهن انسان واقف نیستیم
۳۰) چون بسیاری، حتی پنج صفحه هم درمورد خودشان نمیتوانند بنویسند......
@bazaryabimodern1987
💢بخشبندی رفتاری
@bazaryabimodern1987
👈بخشبندی رفتاری (Behavioral segmentation)، یکی از سه روش اصلی بخشبندی بازار به حساب میآید که در آن بازار و مشتریانمان را بر اساس رفتارهای ایشان به بخشهای گوناگونی تقسیم میکنیم
👈دو روش اصلی دیگر بخشبندی بازار عبارتند از: بخشبندی جمعیتشناختی (Demographic segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای جمعیتی مثل سن، جنسیت، میزان درآمد و غیره تقسیم میکنیم و بخشبندی روانشناختی (Psychological segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای روانی مثل شخصیت، علائق، سبک زندگی و غیره تقسیم میکنیم
👈بخشبندی رفتاری در مقایسه با دو نوع دیگر بخشبندی، کاربردیتر است و شامل این هفت روش اصلی میباشد:
1️⃣بخشبندی بر اساس رفتارهای خرید، مثل محل خرید، دفعات خرید و غیره
2️⃣بخشبندی بر اساس منافع مورد نظر از محصول مثل بخشبندی بازار خمیردندان به بخشهایی شبیه «مشتریانی که خواهان دندان سفید هستند» یا «مشتریانی که خواهان بوی خوش دهان هستند»
3️⃣بخشبندی بر اساس مرحله سفر مشتری مثل بخشبندی مشتریان به «مشتری ناشناس»، «مشتری بالقوه»، «مشتری آشنا»، «مشتری تازه خرید کرده»، «مشتری تکراری»، «مشتری وفادار» و «مشتری طرفدار»
4️⃣بخشبندی بر اساس میزان مصرف مشتری مثل بخشبندی به «مشتریان پرمصرف»، «مشتریان با مصرف متوسط» و «مشتریان کم مصرف»
5️⃣بخشبندی بر اساس زمان خرید مثل بخشبندی بازار قهوه به «مشتریانی که صبحها برای بیدار شدن قهوه میخورند» و «مشتریانی که عصرها برای انرژی گرفتن قهوه میخورند»
6️⃣بخشبندی بر اساس میزان رضایت مشتریان به بخشهایی مثل «خیلی راضی»، «راضی»، «بیتفاوت»، «ناراضی» و «خیلی ناراضی»
7️⃣بخشبندی بر اساس میزان وفاداری مشتریان به بخشهایی مثل «طرفدار سفت و سخت»، «وفادار»، «وفادار موقت»، «عبوری» و غیره
👈نکته مهم در بخشبندی مشتریان این است که برای هر بخش باید برنامه و استراتژی بازاریابی جداگانه و خاصی را طراحی کنیم
@bazaryabimodern1987
💢تبدیل مشتری به شریک
@bazaryabimodern1987
👈در بازاریابی مدرن، بازاریابها خواهان به دست آوردن سهم بیشتری از خریدها و مخارج مشتری هستند و در نتیجه تلاش میکنند تا افزون بر آن چه اکنون مشتری از شرکت میخرد، کالاها و خدمات دیگری را هم به او بفروشند
👈ما به این نوع بازاریابی اصطلاحاً بازاریابی «سهم از مشتری» میگوییم. برای مثال، بانکها تلاش میکنند تا با ارائه انواع خدماتی مالی، سرمایهگذاری، بیمهای و غیره، سهمشان از کیف پول مشتری را افزایش بدهند
👈وقتی سهم از یک مشتری را افزایش میدهیم، آن مشتری را به مرور به شریک خودمان تبدیل میکنیم. برای این منظور باید مشتری را در این فرایند هدایت کنیم:
1️⃣خرید نخستین
در اولین خرید مشتری باید کاری کنیم تا رضایت او را به طور کامل به دست آوریم، چون شانس ما برای تبدیل مشتری به شریک، رابطۀ تنگاتنگی با احساس خشنودی و رضایت او در اولین خرید دارد
2️⃣تکرار خرید
در این مرحله باید با ارائه مشوقهای گوناگون به مشتری تلاش کنیم تا او باز هم سراغمان بیاید ولی این بار، میزان خریدش را هم افزایش بدهد
3️⃣مشتری ویژه
در این مرحله، روابط ویژهای را با مشتریانی که چندین بار از ما خریدهاند، برقرار میکنیم و زمان و منابع بیشتری را به حفظ روابط با مشتریانمان اختصاص میدهیم
4️⃣وکیل
در این مرحله، مشتری آن قدر از ما راضی است و به خریدن از ما عادت کرده است که مرتب درباره شرکت ما با دیگران صحبت و خرید از ما را به آنها توصیه میکند. در نتیجه، میتوانیم با در نظر گرفتن خدمات ویژه به مشتریان جدیدی که مشتریان کنونیمان به ما معرفی میکنند، مشتریان کنونی را به وکلای سرسخت شرکتمان تبدیل کنیم
5️⃣عضو
در این مرحله، مشتری را به عضویت باشگاه مشتریانمان که مخصوص مشتریان بسیار ویژه و وفادارمان است، در میآوریم و خدمات بسیار خاصی را به او عرضه میکنیم
6️⃣شریک
در این مرحله، روابطمان با اعضای باشگاه مشتریان شرکتمان را آن قدر گسترش میدهیم که آنها به نوعی شریکمان میشوند. مثلاً برای طراحی محصول جدیدمان از مشتریان نظرسنجی میکنیم یا آنها را به جلسات هیات مدیره شرکتمان دعوت میکنیم
@bazaryabimodern1987
💢قانون عمل متقابل
@bazaryabimodern1987
👈قانون عمل متقابل، یکی از قدرتمندترین عوامل تعیینکنندۀ رفتار بشر است، زیرا تقریباً هیچ کس دوست ندارد مدیون فرد دیگری بماند
👈به همین دلیل، اکثر انسانهای سالم، کار خوبی که فرد دیگری در حق آنها انجام میدهد را با انجام یک کار خوب، جبران میکنند
👈این قانون در مذاکره بدین شکل عمل میکند: وقتی امتیازی به طرف مقابل میدهیم، به احتمال زیاد طرف مقابل هم یک امتیاز به ما میدهد
👈بنابراین، اگر میخواهیم امتیازی از طرف مقابل بگیریم، باید امتیازی هر چند کوچک به او بدهیم
👈به بیان دیگر، اگر طرف مقابل از ما امتیازی درخواست کرد، طبق قانون عمل متقابل، باید این امتیاز را به او بدهیم، اما در مقابل، حتماً از او امتیازی درخواست کنید
👈برای اجرای بهتر قانون عمل متقابل، باید مهارتمان در افزایش ارزش ادراکی امتیازی که به طرف مقابل میدهیم را ارتقا بدهیم
@bazaryabimodern1987
💢نظریۀ تصمیم بِیزی
@bazaryabimodern1987
👈نظریه تصمیم بیزی (Bayesian decision theory)، روشی در تصمیمگیری است که در آن ابتدا تصمیمات مختلفی که میتوانیم بگیریم را بر اساس سه عامل «توانایی اجرای تصمیم»، «پیامدهای اجرای تصمیم» و «ریسکهای اجرای تصمیم» ارزیابی میکنیم تا بتوانیم بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم
👈این نظریه بیشتر برای تصمیمگیری در شرایطی مناسب است که یا با عدم اطمینان بالایی مواجهیم یا برای تصمیمگیری اطلاعات کافی در اختیار نداریم
👈برای مثال، فرض کنید میخواهیم تصمیم بگیریم که قیمتمان را افزایش بدهیم یا نه. اگر بخواهیم بر اساس نظریه تصمیم بیزی تصمیمگیری کنیم، باید به سه سوال زیر پاسخ بدهیم:
1️⃣آیا توانایی افزایش قیمت را داریم؟ یا به دلیل محدودیتهای قانونی، رقابتی و غیره، نمیتوانیم قیمتمان را افزایش بدهیم؟
2️⃣افزایش قیمت چه پیامدهای مثبتی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
3️⃣افزایش قیمت چه ریسکهایی را برای شرکتمان به دنبال دارد؟
@bazaryabimodern1987
💢4 قانون طراحی تبلیغات اثرگذار
@bazaryabimodern1987
👈برای داشتن یک پیام تبلیغاتی جذاب، باید به این چهار قانون توجه کنیم:
1️⃣قانون یک تبلیغ، یک هدف
👈وقتی از مدیران بازاریابی میپرسیم «هدف اصلیتان از تبلیغ چیست؟»، معمولاً پاسخ میدهند: میخواهیم برندمان معروف بشود و مشتریان با محصولمان و مزایای رقباتی آن آشنا بشوند. اما یادمان باشد، یک تبلیغ هیچ وقت نمیتواند به همۀ این هدفها برسد
👈پس به عنوان قانون اول برای داشتن یک تبلیغ جذاب، یادمان باشد که یک تبلیغ، فقط باید یک هدف داشته باشد نه مجموعهای از چند هدف بزرگ
👈طبق این قانون، اگر بخشی از تبلیغ به هدفمان از آن تبلیغ ارتباطی ندارد، باید آن بخش را حذف کنیم، نه این که هدف جدیدی را برای تبلیغمان تعیین کنیم
2️⃣قانون نه به فروش فوری
👈یک تبلیغ جذاب، بیشتر روی افزایش علاقه مشتریان به محصولمان تمرکز میکند، نه روی افزایش فوری فروش
👈پس تبلیغمان را همیشه باید جوری طراحی کنیم که مشتری تمایل پیدا کند با ما ارتباط بگیرد، بدون این که مجبور باشد چیزی از ما بخرد
3️⃣قانون دعوت مشتری به یک رفتار مشخص
👈تبلیغ باید مشتری را به یک کار مشخص دعوت و برای انجام آن کار، روشهای مختلفی را به مشتری پیشنهاد کند
👈مثلاً مشتری را تشویق کند برای دریافت نمونۀ محصول، به وبسایتمان مراجعه کند یا به شرکت ایمیل بزند
4️⃣قانون صحبت دربارۀ مشتری، نه دربارۀ محصول
👈تبلیغ باید بیشتر راجع به «نیازها، خواستهها و مشکلات مشتریان» صحبت کند نه صرفاً دربارۀ «ویژگیها و مزایای محصول»
👈پس نباید تبلیغمان را فقط به فهرست کردن ویژگیهای محصول و ادعاهای مختلف آن، اختصاص بدهیم، بلکه باید روی این موضوع تمرکز کنیم که محصول چگونه نیازها، خواستهها و مشکلات مشتری را برطرف میکند
@bazaryabimodern1987
💢مشتری یک بار مصرف نداریم
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از فروشندگان به اشتباه به مشتریانشان به چشم «مشتری یک بار مصرف» نگاه میکنند و در نتیجه تصور میکنند «قرار است یک بار با این مشتری معامله کنم پس نباید خیلی برای او وقت بگذارم»
👈فروشندهای که چنین دیدگاهی دارد، خودش را از این دو فرصت مهم در فروشندگی محروم میکند:
1️⃣نمیتواند با جلب رضایت مشتری او را به مجاب کند فروشنده و محصولات او را به بقیه معرفی کند
2️⃣نمیتواند با تقویت روابط با مشتری، فروش به او را تکرار کند و حتی افزایش بدهد
👈به همین دلیل است که فروشندگان حرفهای ذهنیت «مشتری تکرار شونده» دارند و معتقدند هنر آنها تکرار معامله با یک مشتری است نه صرفاً یک بار فروش به او و رها کردن او.
👈برای همین است که این ضربالمثل طرفداران زیادی بین فروشندگان حرفهای دارد: «یک محصول بفروشید و درآمدی به دست بیاورید، یا یک رابطه ایجاد کنید و به ثروت برسید»
👈پس به عنوان یک فروشندۀ حرفهای همواره باید دنبال راهها و ایدههایی برای حفظ و تقویت رابطهمان با مشتریان کنونی و استفاده از آنها برای افزایش فروشمان باشیم
👈فقط یادمان باشد، شاید نتوانیم به مشتریان کنونی بیشتر از چیزی که الان میفروشیم، چیزی بفروشیم ولی میتوانیم از آنها حداقل برای معرفی شدن به مشتریان دیگر و جلب رضایت مشتریان بالقوه از طریق نشان دادن رضایت مشتریان کنونی، استفاده کنیم
👈به همین دلیل است که فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند تمرکز روی مشتریان کنونی و تقویت رابطه با آنها به فروشنده کمک میکند تا با انرژی، وقت، منابع و دردسر کمتری فروش خود را توسعه بدهد
@bazaryabimodern1987
💢واقعیت لزوماً حقیقت نیست
@bazaryabimodern1987
👈بارها و بارها در فیلمهای پلیسی دیدهایم که بازپرس به متهم میگوید: «فقط واقعیتها را بگو»
👈این جلمۀ تکراری، جملۀ خوبی است اما با کمال تاسف باید بگویم که هیچ چیز به اندازۀ «واقعیت» از «حقیقت» فاصله ندارد
👈به بیان دیگر، انسانها میتوانند با ترکیب واقعیتها با یکدیگر یا تغییر جزیی در واقعیتها، آنها را از یک حقیقت محض به یک دروغ محض تبدیل کنند، در حالی که واقعیت را میگویند
👈این موضوع حتی در تشخیص بیماریها هم صادق است و چیزی که پزشک به عنوان واقعیت در آزمایشهای پزشکی میبیند، لزوماً حقیقت ندارد
👈تحقیقات اخیر در دانشگاههای پزشکی هم این موضوع را تایید کردهاند به گونهای که حتی در حرفهایترین قضاوتهای پزشکی هم حداکثر 15% تصمیمهای پزشک بر اساس واقعیتهای موجود در آزمایشهای پزشکی اتخاذ میشوند و مابقی بر اساس تجربه و شهود شخصی پزشک
👈این موضوع را از آن جهت مطرح کردم که بگویم: در تصمیمگیری خیلی هم به واقعیتهایی که در قالب آمار و ارقام و اطلاعات جمعآوری کردهاید، اطمینان نکنید
👈به بیان دیگر، درست است که آمار و ارقام و اطلاعات، منبع خوبی برای تصمیمگیری هستند، اما چون نمیتوانیم واقعی یا دروغین بودن آنها را به درستی تشخیص بدهیم، پس نباید صرفاً بر اساس واقعیتهای در دسترسمان تصمیمگیری کنیم
@bazaryabimodern1987
💢چگونه بازار هدف ایدهآلمان را شناسایی کنیم؟
@bazaryabimodern1987
👈در بیشتر صنایع، میتوانیم بازارمان را به بخشهای مختلفی تقسیم کنیم. مثلاً فرض کنید یک موسسه خدمات عکاسی داریم. در این صنعت، میتوانیم بازارمان را به این چهار بخش اصلی تقسیم کنیم:
1️⃣عکاسی عروسی و مراسمها
2️⃣عکاسی صنعتی و تبلیغاتی
3️⃣عکاسی خبری
4️⃣عکاسی شخصی و خانوادگی
👈طبق اصول بازاریابی مدرن، نباید همۀ این چهار بخش را به عنوان بازار هدفمان انتخاب کنیم. با در نظر گرفتن این اصل، این سوال پیش میآید که چگونه میتوانیم از بین بخشهای مختلف یک بازار، بازار هدف ایدهآلمان را انتخاب کنیم؟
👈برای این منظور میتوانیم از این سه شاخص استفاده کنیم:
1️⃣رضایت شخصی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایدهآل است که از کار کردن در آن و با مشتریان حاضر در آن، شخصاً لذت میبریم. یادمان باشد، اگر بازار هدفی را انتخاب کنیم که از ارتباط با مشتریان حاضر در آن لذت نمیبریم، دیر یا زود از حضور در آن بازار هدف خسته میشویم و آن را رها میکنیم
2️⃣ارزش مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایدهآل است که مشتریان آن حاضر باشند محصول یا خدمتمان را با قیمتی مناسب خریداری کنند
3️⃣سودآوری مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایدهآل است که درآمد حضور در آن، از هزینۀ حضور در آن بیشتر باشد و سود مناسبی نصیبمان بشود. یادمان باشد، فروش زیاد لزوماً به معنای سود بالا نیست، پس نباید صرفاً به این دلیل که فروش در یک بخش از بازار، بیشتر از بخش دیگر است، بخش پرفروشتر را انتخاب کنیم
@bazaryabimodern1987
💢زنگها و سوتها
@bazaryabimodern1987
👈زنگها و سوتها (Bells and whistles) اصطلاحی در مدیریت تبلیغات است که منظور از آن «مزایایی از محصول است که در یک کمپین تبلیغاتی تمرکز میکنیم تا بتوانیم توجه مخاطبان هدفمان را جلب کنیم»
👈برای داشتن زنگها و سوتهای جذاب در تبلیغات باید به این چهار نکته توجه کنیم:
1️⃣در تبلیغاتمان باید حداکثر روی سه مزیت تمرکز کنیم نه بیشتر چون تحقیقات مختلف نشان میدهد وقتی تعداد مزایای محصول که در تبلیغاتمان روی آن تمرکز کردهایم از سه مورد بیشتر میشود، مخاطب هدفمان هم گیج میشود و هم مزایای سوم به بعد را به طور کلی فراموش میکند
2️⃣در تبلیغاتمان بهتر است روی مزایایی دست بگذاریم که اولا رقبا روی آن دست نگذاشتهاند و ثانیا آن مزایا برای مشتریان واقعا مهم هستند
3️⃣بهتر است به مزایای انتخابیمان در طول زمان وفادار باشیم به این معنا که سه مزیت مهم و متفاوت از رقبا را انتخاب کنیم و سپس در طول زمان آنها را در کمپینهای مختلف تبلیغاتیمان بازگو کنیم تا کامل در ذهن مخاطبان هدفمان حک شوند
4️⃣بهتر است مزایای انتخابیمان را به روشهای گوناگونی بیان کنیم. برای مثال، بیامو روی مزیت رقابتی «لذت بردن از رانندگی» تمرکز کرده و این مزیت را در کمپینهای تبلیغاتی مختلفش به صورتهای متفاوتی نشان میدهد
@bazaryabimodern1987
💢دفتر کار شما، ویترین برند شماست.
@bazaryabimodern1987
وقتی یک مشتری یا شریک تجاری وارد مجموعه شما میشود، قبل از اینکه اولین کلمه را از دهان شما بشنود، محیط شما با او صحبت میکند.
اگر شرکتی نتواند محیط کار خود را تمیز و مرتب نگه دارد، مشتری به طور ناخودآگاه تصور میکند که کیفیت خدمات یا محصولات آن شرکت نیز پایین است.
پنجرههای شفاف، کفپوشهای درخشان و بوی خوش در فضای انتظار، حس حرفهای بودن و احترام به مخاطب را القا میکند.
@bazaryabimodern1987
🔴▪️5 روش که بازاریابی کسب و کار کوچک شما را بهتر میکند.
@bazaryabimodern1987
1⃣از رقبا یاد بگیرید.
وقتی که راههای جدیدی برای پیشرفت بازاریابی خود جست و جو میکنید، به رقبای خود نگاه کنید.
2⃣گواهی نامه بگیرید.
قبل از اینکه افراد چیزهایی را بخرند، اغلب بررسیهایی میکنند که اعتبار خرید آنها را تضمین کند.
3⃣رسانههای اجتماعی خود را به روز کنید.
بازاریابی رسانههای اجتماعی برای کسب و کار کوچک اهمیت دارد.
4⃣از فروشگاه خارج شوید.
برای مشتریان بالقوه مهم است که شما و کسب و کار شما را بشناسند، آنها باید شما را ببینند.
5⃣به یک متخصص تبدیل شوید.
میتوانید بازاریابی کسب و کار خود را به عنوان کارشناس محلی، ارتقا دهید.
@bazaryabimodern1987
💢قانون کنار کشیدن
@bazaryabimodern1987
👈خیلی وقتها سر جزییات گوناگون یک معامله با طرف مقابل چانه میزنیم، اما تا وقتی اعلام نکنیم که میخواهیم کاملاً از مذاکره کنار بکشیم، متوجه نمیشویم که بهترین شرایط معامله و از جمله بهترین قیمت پیشنهادی طرف مقابل چیست
👈اگر میخواهیم از مذاکرهای کنار بکشیم، باید این کار را دوستانه، محافظهکارانه و مودبانه انجام بدهیم
👈بر این اساس باید از طرف مقابل به خاطر وقتی که صرف کرده و توجهی که نشان داده، تشکر کنیم و راهی برای برگشت بگذاریم و آبروریزی نکنیم
👈یک روش شایع برای ترک مذاکره این است که یک یا چند فرد کلیدی گروهمان با عصبانیت و خشم و هیاهو محل مذاکره را ترک میکنند و دیگر برنمیگردند
👈در چنین شرایطی معمولاً یک نفر به دنبال آنها میرود تا راضیشان کند به مذاکره برگردند
👈در این شرایط، افراد باقیمانده در مذاکره، رفتار مودبانه و دوستانهای خواهند داشت، چنان که انگار از طرف مقابل جانبداری میکنند
@bazaryabimodern1987
💢بحث برد و باخت نیست
@bazaryabimodern1987
👈مذاکره، یکی از پرکاربردترین و قدرتمندترین ابزارهای مدیریتی برای دستیابی به توافق در موضوعات مختلف است
👈مذاکره را میتوانیم این گونه تعریف کنیم: جستجوی راهحلی که بتواند رضایت دو طرف را تامین کند
👈برای رسیدن به چنین راهحلی باید به این قبیل سوالات کلیدی پاسخ بدهیم: خواستههای اصلی طرف مقابل چیست؟ او در پی چه امتیازهایی است؟ استراتژی او در مذاکره چیست؟ هدف اصلی او در مذاکره چیست؟ حداقل نتیجۀ قابل قبولی که به آن رضایت میدهد، چیست؟
👈برای تبدیل مذاکره به یک مذاکره برد-برد، باید مذاکره را با لحن و اقدامی مثبت آغاز کنیم. در این زمینه، شاید یک امتیاز کوچک به طرف مقابل، کمک بزرگی به پیشرفت مذاکره کند
👈علاوه بر این، در طول مذاکره همواره دربارۀ موضوعات مدنظرتان حرف بزنیم، نه در مورد طرف مقابلمان
👈ضمناً باید از رفتارهای تهاجمی و حمله کردن به طرف مقابل هم اجتناب کنیم، چون اگر احساس کند تهدید شده، به جای تلاش برای حل مساله، کوشش خود را روی دفاع از هویت و حفظ احترام خودش متمرکز خواهد کرد
👈از سوی دیگر، نباید در دام احساسات بیافتیم. برای همین، اگر طرف مقابل عصبانی شد، بدون این که مساله را شخصی کنیم، باید اجازه بدهیم او خودش را تخلیه کند
@bazaryabimodern1987
💢هدفگیری رفتاری
@bazaryabimodern1987
👈هدفگیری رفتاری (Behavioral targeting) استراتژی در بازاریابی است که بر پایه «ارائه پیشنهاد به مشتریان بر اساس رفتارهای قبلی آنها» استوار است
👈این استراتژی به خصوص در بازاریابی اینترنتی و موبایلی، کاربرد بیشتری دارد
👈برای مثال، فروشگاههای اینترنتی پیشرفته با استفاده از دادههایی مثل «خریدهای قبلی مشتری» یا «سوابق جستجوی اینترنتی مشتری»، وقتی مشتری وارد فروشگاه میشود، پیشنهادهای خاصی را به او ارائه میدهند
👈استراتژی هدفگیری رفتاری در حوزه بازاریابی کلاسیک وسنتی هم کاربرد دارد و شرکتها با کمک هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل سوابق خرید مشتری، تصمیم میگیرند چه محصولی را با چه شرایطی به او پیشنهاد کنند
👈برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که پنج سال پیش یک دستگاه تلویزیون به یک مشتری فروخته است. اگر این شرکت از استراتژی هدفگیری رفتاری تبعیت کند، میتواند امروز این پیشنهاد را برای مشتری مذکور ارسال کند: «مشتری گرامی، در صورتی که تلویزیون خود را با مدل جدیدتر آن تعویض کنید، 10 درصد تخفیف به شما ارائه میکنیم»
👈اساس هدفگیری رفتاری این است که وقتی باید مشتری را هدف پیامهای تبلیغاتی و پیشبرد فروش قرار داد که اصطلاحا «چشمان مشتری برای خرید محصول باز است» و مشتری آماده پذیرش پیشنهاد ماست
@bazaryabimodern1987
💢مدل PIPA در فروشندگی
@bazaryabimodern1987
👈فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند که پرسیدن سوالات درست از مشتری، به خصوص در جلسۀ اول با او، میتواند نتایج خیرهکنندهای را به دنبال داشته باشد
👈من برای طراحی سوالات مناسبی که میتوانیم از مشتری بپرسیم، از مدلی به نام PIPA استفاده میکنم که شامل این موارد است:
1️⃣سوال مربوط به معرفی محصول (Presenting):
👈در این نوع سوال، شرکتمان و تاریخچۀ آن را به طور مختصر به مشتری معرفی میکنیم
👈برای این منظور میتوانیم سوالی شبیه به این را از مشتری بپرسیم: آیا تمایل دارید کمی دربارۀ شرکتمان و افتخارات و تواناییهای آن برای شما توضیح بدهم؟
2️⃣سوال مربوط به مصاحبه با مشتری (Interviewing)
👈در این نوع سوال، تلاش میکنیم با وضعیت کنونی مشتری و نیازها، خواستهها و شرایط او بهتر آشنا شویم
👈برای مثال میتوانیم از مشتری بپرسیم: میتوانم بپرسم در حال حاضر برای مدیریت خطوط تولیدیتان از چه نرمافزاری استفاده میکنید؟
3️⃣سوال مربوط به ارائه پیشنهاد به مشتری (Presenting an option)
👈در این سوال، با در نظر گرفتن نیازها و خواستههای مشتری، سوالی میپرسیم که به ما کمک میکند پیشنهادمان به مشتری را ارائه کنیم
👈برای مثال از مشتری میپرسیم: آیا استفاده از یک نرمافزار قدیمی باعث نمیشود میزان ضایعات خطوط تولیدیتان افزایش یابد؟
4️⃣سوال مربوط به توافق با مشتری (Agreement)
👈در این مرحله تلاش میکنیم با طرح یک سوال دقیق، موافقت مشتری با محصول پیشنهادیمان را به دست بیاوریم
👈برای مثال از مشتری میپرسیم: پس موافقید که برای کاهش میزان ضایعات خطوط تولیدیتان میتوانید از یک نرمافزار مجهز به هوش مصنوعی هم استفاده کنید؟
@bazaryabimodern1987
💢در تبلیغات روی پیشنهاد فروش منحصر به فردمان تمرکز کنیم
@bazaryabimodern1987
👈شرکتهای حرفهای به خوبی میدانند که در تبلیغات باید روی پاسخ به این سوال بسیار مهم تمرکز کنند: «چرا مشتری باید به جای رقبا، از ما بخرد؟»
👈پاسخی که به این سوال میدهیم، اصطلاحاً «پیشنهاد فروش منحصر به فرد» ما را مشخص میکند
👈یادمان باشد، اگر پیشنهاد فروش منحصر به فردی نداشته باشیم، یعنی مشتری هیچ دلیل قانعکنندهای نمیبیند که رقبا را رها کند و از ما بخرد
👈به همین دلیل، یافتن پیشنهاد فروش منحصر به فرد و بیان آن در تبلیغات، یکی از مهمترین وظایف واحد بازاریابی است
👈برای طراحی یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد باید به این دو سوال پاسخ بدهیم:
1️⃣چرا مشتری باید محصولی مشابه محصول ما را بخرد؟
2️⃣چرا مشتری باید از ما بخرد؟
👈خیلی از شرکتها در پاسخ به این دو سوال، بر «ارائه محصولی باکیفیت» تمرکز میکنند. این طرز فکر، دو اشکال عمده را به دنبال دارد:
1️⃣ارائه محصولی باکیفیت، بخشی از وظایف اصلی هر شرکتی است، نه یک عامل متمایزکننده. به بیان دیگر، آیا شرکتی را میشناسید که بگوید «من محصولی بیکیفیت ارائه میکنم»؟
2️⃣مشتریان وقتی متوجه کیفیت بالای محصول میشوند که محصول را خریده باشند. در حالی که، پیشنهاد فروش منحصر به فرد باید بر اساس عاملی طراحی شود که مشتری را در مرحلۀ قبل از خرید متقاعد کند که به جای رقبا از ما بخرد
👈 برخی از شرکتها هم از «قیمت پایین» به عنوان پیشنهاد فروش منحصر به فردشان استفاده میکنند. این کار هم دو اشکال اصلی را به دنبال دارد:
1️⃣وقتی در تبلیغات روی قیمت پایین محصولمان تمرکز میکنیم، شخصیت محصولمان را پایین میآوریم
2️⃣وقتی در تبلیغات روی قیمت پایین تمرکز میکنیم، رقبا را تحریک میکنیم که آنها هم قیمتشان را کاهش بدهند و در نتیجه، یک جنگ قیمتی در بازار شروع میشود و سود همۀ شرکتها کاهش مییابد
@bazaryabimodern1987
💢کاهش تعارضات کار و زندگی
@bazaryabimodern1987
👈تا حدود 20-30 سال پیش، یک کارمند معمولی از شنبه تا چهارشنبه در محل کار خود حاضر میشد و نهایتاً 8 تا 9 ساعت کار میکرد. ضمن آن که نوع کار او کاملاً مشخص و تعریف شده بود
👈اما این وضعیت کاملاً تغییر کرده به گونهای که امروزه هم ساعات کاری و هم تنوع و پیچیدگی وظایف کارمندان به شدت افزایش یافته است
👈ضمن آن که ابزارهای ارتباطی هم باعث شده بسیاری از کارمندان حتی وقتی که در خانه هستند هم وظایف کاریشان را پیگیری کنند
👈به همین دلیل، اکثر کارمندان امروزی نمیتوانند بین کار و زندگیشان تعادل ایجاد کنند و همین موضوع باعث بروز تعارضات گوناگون و کاهش بهرهوری آنها میشود
👈برای همین، امکان ایجاد تعادل بین کار و زندگی، به یکی از اولویتهای اصلی کارمندان تبدیل شده، به این معنا که شرکتی را برای کار کردن انتخاب میکنند که این امکان را در اختیارشان قرار میدهد
👈در نتیجه، شرکتها و مدیرانی که به کارمندان خود در ایجاد تعادل بین کار و زندگی کمک نکنند، به تدریج در جستجو، جذب و نگهداری نیروی کار شایسته و توانمند با مشکل مواجه میشوند
👈برای کمک به ایجاد تعادل بین کار و زندگی، بهترین گزینۀ پیشروی شرکتها، انعطافپذیری در برنامههای کاری است
👈ساعات کاری شناور، امکان دورکاری، خدمات پشتیبانی مانند نگهداری از کودکان کارمندان و فراهم کردن امکانات رفاهی مثل سالن ورزش، مثالهای آشکار از این اصل مهم در سازمانهای امروزی است
👈برای مثال، اینتل برای کارکنانی که دوست ندارند در دفتر مرکزی شرکت حضور یابند و در آنجا کار کنند، در نقاط مختلف سانفرانسیسکو دفاتر متعددی را تاسیس کرده تا کارمندان به دفتری بروند که نزدیک خانهشان است
👈سیسکو هم یک مهدکودک 10 میلیون دلاری برای نگهداری از 440 کودک تاسیس کرده تا از فرزندان کارکنان شرکت نگهداری کند
👈گوگل هم به کارمندانی که بچهدار میشوند، طی چهار هفتۀ نخست، 500 دلار در هفته کمک هزینۀ خرید مواد غذایی و بهداشتی لازم برای کودک پرداخت میکند
@bazaryabimodern1987
💢قدرت شهود را فراموش نکنیم
@bazaryabimodern1987
👈این واقعیت آشکار، بیانگر قدرت شهود در تصمیمگیری است که حتی خیلی وقتها روی تصمیمهای مهمی مثل استخدام یک کارمند جدید یا سرمایهگذاری در یک پروژۀ جدید هم اثر میگذارد
👈تحقیقات گوناگون نشان میدهند نتیجۀ تصمیمگیری شهودی چندان هم بد نیست و حتی گاهی اوقات، نتیجۀ آنها بهتر از تصمیمگیریهای منطقی و عقلانی است
👈برای مثال، هاوارد شولتز، بنیانگذار کافیشاپ زنجیرهای استارباکس، با وجودی که همۀ اطرافیانش مخالف ایدۀ او برای تاسیس این کافیشاپ زنجیرهای بودند، دنبال ایدۀ خود رفت و خیلی هم موفق شد
👈نکتهای که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که تصمیمگیری شهودی به معنای تصمیمگیری بر مبنای هوا و هوس نیست
👈به بیان دیگر، تصمیمگیری شهودی، نوعی تصمیم است که بر پایۀ تجربههای عمیق و درک شخصی از وضعیت اتخاذ میشود
👈برای نمونه، آتشنشانان حرفهای وقتی در شرایط دشوار قرار میگیرند، بر اساس منطقشان رفتار نمیکنند، بلکه با تکیه بر تجربهشان، به صورت شهودی تصمیم میگیرند که چه کاری انجام بدهند
👈پس نباید در زمینهای که تخصص، تجربه و درک کاملی از موضوع نداریم، سراغ تصمیمگیری شهودی برویم
👈نکتۀ دیگری که در مورد تصمیمگیری شهودی باید به آن دقت کنیم، این واقعیت است که دنیا تغییر میکند و در نتیجه، تصمیمگیری شهودی موفقیتآمیز ما در گذشته، دلیل خوبی برای تصمیمگیری شهودی در آینده نیست
👈برای مثال، دیوید آگیلوِی، پدر تبلیغات نوین در آمریکا، عمدۀ کمپینهای تبلیغات چاپی و تلویزیونی معرکهاش را بر اساس تصمیمهای شهودی طراحی میکرد
👈اما وقتی دنیای تبلیغات به سمت شبکههای اجتماعی رفت، از آنجایی که تجربهای در این نوع تبلیغات نداشت، تصمیمگیری شهودی را کنار گذاشت
@bazaryabimodern1987
💢از فروش شلاقی دوری کنیم
@bazaryabimodern1987
👈شاید شما هم در این موقعیت گیر افتادهاید: پیشنهادی عالی به مشتری که بهتر از پیشنهاد رقیبتان است، ارائه میکنید ولی مشتری از پذیرش آن خودداری میکند
👈من به این قبیل شرایط اصطلاحاً «ممنون از پیشنهاد خوبتان ولی نه» میگویم که در آن مشتری هیچ دلیل قانعکنندهای برای رد کردن پیشنهادمان مطرح نمیکند و صرفاً با یک تشکر از پیشنهاد خوبمان، درخواستمان را رد میکند
👈بدترین کاری که در این شرایط میتوانیم انجام بدهیم، در پیش گرفتن روش «فروش شلاقی» است، به این معنا که به مشتری اصرار میکنیم دلایل نپذیرفتن پیشنهاد خوبمان را بیان کند
👈با این کارمان، به خصوص اگر همراه با عصبانیت باشد، مسیر تعامل با مشتری را مسدود میکنیم و ادامۀ مذاکره با او را به چالش میکشیم
👈بهترین کاری که در این شرایط میتوانیم انجام بدهیم، تشویق مشتری به تغییر بزرگی است که پیشنهاد ما در سازمان یا زندگی او ایجاد میکند
👈برای همین، قبل از ارائه هر پیشنهادی به مشتری، باید به این موضوع فکر کنیم که: اگر مشتری این پیشنهاد را بپذیرد، چه تغییر بزرگی را در وضعیت کنونیاش ایجاد میکند؟
👈پاسخهایی که به این پرسش میدهیم، به ما کمک میکنند تا وقتی با مشتری به مشکل خوردیم و از او «نه» شنیدیم، با استناد به تغییرات بزرگی که مشتری آرزوی آنها را دارد، موافقت او را جلب کنیم
@bazaryabimodern1987
💢روش SPIN در فروش
@bazaryabimodern1987
👈نیل راکهام، یکی از موفقترین فروشندگان تاریخ آمریکا، روش فروش منحصر به فردی را با عنوان SPIN ابداع کرده است که در آن به فروشندگان توصیه میکند برای موفقیت در فروش، به این چهار سوال اساسی فکر کنید:
1️⃣پرسش دربارۀ وضعیت (Situation questions)
در این دسته از پرسشها باید دربارۀ وضعیت کنونی مشتریمان تحقیق کنیم. مثلاً شرکت مشتری چند کارمند دارد؟ بودجۀ آن چقدر است؟ و تصمیمگیرندۀ اصلی در آن چه کسی است؟
2️⃣پرسش دربارۀ مسائل (Problem questions)
در این دسته از پرسشها باید دربارۀ مشکلها و دلایل نارضایتی و ناخشنودی مشتری از وضعیت موجود خودش تحقیق کنیم. برای مثال میتوانیم به این پرسش بیاندیشیم: چرا مشتری از نرمافزارهای کنونیاش ناراضی است؟
3️⃣پرسش دربارۀ پیامدها (Implication questions)
در این دسته از پرسشها باید دربارۀ پیامدهای ناشی از مسائل و مشکلات کنونی مشتری تحقیق کنیم. برای مثال میتوانیم از خودمان بپرسیم: مشکلات نرمافزار کنونی مشتری، چه دردسرهایی را برای او ایجاد کرده است؟
4️⃣پرسش دربارۀ بازدهی (Need-payoff questions)
در این دسته از پرسشها دربارۀ ارزش حاصل از پیشنهادمان به مشتری تحقیق میکنیم. برای مثال میتوانیم به این پرسش فکر کنیم: اگر نرمافزار ما بتواند مشکلات مشتری را برطرف کند، چه ارزشی برای او خلق میکند؟
@bazaryabimodern1987
💢قانون تمایل
@bazaryabimodern1987
👈طبق این قانون بسیار مهم، مذاکرهکنندهای که آرزویش برای موفقیت در مذاکره را آشکارا و به دفعات تکرار میکند، از قدرت کمتری برای چانهزنی برخوردار است
👈بر این اساس، مذاکرهکنندگان خبره، هنر بیعلاقه نشان دادن خود به مذاکره را درونشان پرورش میدهند
👈به بیان دیگر، مذاکرهکنندگان حرفهای به گونهای رفتار میکنند که گویی گزینههای بسیاری به جز مذاکرۀ مدنظر را در اختیار دارند و همۀ آن گزینهها به اندازۀ مذاکرۀ مذکور برایشان جذاب است
👈بنابراین، اگر میخواهیم در مذاکره موفق شویم، نباید خودمان را علاقهمند به مذاکره نشان بدهیم، ولی در مقابل، باید به گونهای برای طرف دیگر مذاکره ارزش بیافرینیم که او به ادامۀ مذاکره با ما تمایل داشته باشد
👈این قانون به ما توصیه میکند در کنار بیعلاقگی به مذاکره، حتی به گونهای رفتار کنید که انگار حوصلهتان از مذاکره سر رفته و میخواهید آن را ترک کنید
👈با این حال یادمان باشد، قانون تمایل به معنای بیاحترامی و خودخواهی نیست، بلکه صرفاً به معنای بیعلاقه نشان دادن خودمان به مذاکره است
👈برای همین، در کنار بیعلاقگی به مذاکره باید احترام طرف مقابل را حفظ کنیم و در طول مذاکره همواره مودب و حرفهای رفتار کنیم
@bazaryabimodern1987
💢ما بروشور متحرک نیستیم
@bazaryabimodern1987
👈فروشندگان آماتور به اشتباه تصور میکنند: اگر بتوانیم شرکت و محصولمان را به خوبی معرفی کنیم و جزییات فنی آن را به طور دقیق برای مشتری توضیح بدهیم، قطعاً وظیفۀ اصلیمان را انجام دادهایم و موفق میشویم
👈این دسته از فروشندگان وقتی بعد از شروع معرفی شرکت و محصولشان با قیافههای عبوس مشتریان و عدم موفقیت در فروشندگی مواجه میشوند، تازه یاد این ضربالمثل قدیمی در فروش میافتند: ما بروشور متحرک نیستیم!
👈این ضربالمثل به ما تاکید میکند که نباید فروشندگی را با ارائه اطلاعات دقیق دربارۀ شرکت و محصولمان به مشتری اشتباه بگیریم
👈در حقیقت، اگر فروشندگی را در ارائه اطلاعات به مشتری خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما به عنوان فروشنده و یک بروشور وجود دارد؟
👈علاوه بر این، اگر فروشندگی را در حفظ کردن بروشور محصول و توضیح آن به مشتری با شیوهای جذاب خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما و فروشندگان رقبا وجود دارد؟
👈شخصاً معتقدم فروشندگانی که بروشور متحرک و سخنگو هستند، هیچ ارزشی برای مشتریان خلق نمیکنند و در نتیجه، کاملاً طبیعی است که مرتب از مشتری «نه» میشنوند
👈پس اگر میخواهیم نرخ «نه» شنیدن از مشتریان را کاهش بدهیم، باید عادتمان به «بروشور سخنگو بودن» را ترک کنیم و به این مساله بیاندیشیم که چگونه میتوانیم با خلق ارزش برای مشتری و مرتبط کردن محصول یا خدمت پیشنهادیمان با نیازها، خواستهها، مشکلات، آرزوها و اهداف او، از مشتری «بله» بگیریم؟
@bazaryabimodern1987
💢در سازمانتان تعارض ایجاد کنید
@bazaryabimodern1987
👈جنرال موتورز، یکی از بزرگترین شرکتهای آمریکایی است که در سالهای اخیر، جایگاه خود در بازار خودرو را از دست داده است
👈تحقیق جامعی که دربارۀ دلایل اصلی افول جنرال موتورز انجام شده، نشان میدهد که دلیل اصلی این موضوع، یک چیز است: عدم تعارض در شرکت
👈در حقیقت، جنرال موتورز از زمانی دچار افول شد که مدیران ارشد شرکت، مدیران و کارمندانی را استخدام کردند که «کاملاً وفادار و موافق مدیران ارشد بودند»
👈تحقیق مذکور نشان داد: اغلب مدیرانی که در سالهای اخیر در جنرال موتورز استخدام شدهاند، مردانی از غرب آمریکا بودهاند که ویژگی اصلی آنها محافظهکاری و مقاومت در برابر تغییر است
👈برای همین، تقریباً همۀ مدیران جنرال موتورز تصور میکنند: باید به آن چه که در گذشتۀ شرکت رخ داده، افتخار کنند و همان مسیر را با جدیت بیشتری ادامه دهند
👈این در حالی است که تحقیقات گوناگون نشان میدهند ارتباط مثبتی میان تعارض سازمانی و کارآمدی سازمانی وجود دارد
👈برای نمونه، تحقیقی که موسسۀ خود ما انجام داده، نشان میدهد: وقتی در گروههای کاری تعارضها و اختلافات کاری زیادی وجود دارد، بهرهوری گروههای کاری 72 درصد افزایش مییابد
👈در نتیجه، یادمان باشد که یکی از عوامل اصلی موفقیت در سازمانهای امروزی، ایجاد تعارض عمدی در بین مدیران و کارمندان شرکتمان است، نه استخدام مدیران و کارمندان بله قربان گو
@bazaryabimodern1987