21593
پریسابکتاش، مدیر كانال 👇 @parisabaktash چت👇 https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ اينستاگرام👇 https://instagram.com/_u/lovely.english كانالها👇 @lovely_english @codinghaye504 @ieltslearner @lovely_english1
📍جملات شرطی (Conditionals) در انگلیسی برای بیان «اگر…، آنگاه…» استفاده میشوند. بسته به زمان و میزان واقعی بودن شرط، ۴ نوع اصلی دارند:
🔹 Zero Conditional (شرطی صفر)
برای حقایق علمی و چیزهای همیشه درست
ساختار:
If + present simple , present simple
مثال:
If you heat water, it boils.
اگر آب را گرم کنی، میجوشد.
If it rains, the ground gets wet.
اگر باران ببارد، زمین خیس میشود.
🔹 First Conditional (شرطی نوع اول)
برای احتمال واقعی در آینده
ساختار: If + present simple , will + verb
مثال:
If I study, I will pass the exam.
اگر درس بخوانم، امتحان را قبول میشوم.
If it rains tomorrow, we will cancel the trip.
اگر فردا باران بیاید، سفر را لغو میکنیم.
🔹 Second Conditional
(شرطی نوع دوم)
برای شرایط غیرواقعی یا فرضی در حال/آینده
ساختار:
If + past simple , would + verb
مثال:
If I were rich, I would travel the world.
اگر ثروتمند بودم، دور دنیا سفر میکردم.
If she studied harder, she would get better grades.
اگر بیشتر درس میخواند، نمره بهتری میگرفت.
🔹 Third Conditional
(شرطی نوع سوم)
برای گذشتهی غیرواقعی (حسرت یا اتفاقی که نیفتاده)
ساختار:
If + past perfect , would have + past participle
مثال:
If I had studied, I would have passed the exam.
اگر درس خوانده بودم، امتحان را قبول شده بودم.
If they had left earlier, they wouldn’t have missed the train.
اگر زودتر رفته بودند، قطار را از دست نمیدادند.
@basicenglishlearner
📖 The Lost Wallet
کیف گمشده
One day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she was listening to music.
🇮🇷 ترجمه:
یک روز سارا در حال پیادهروی به خانه از محل کارش بود. هوا خوب بود و او به موسیقی گوش میداد.
Suddenly, she saw a wallet on the ground. She picked it up and looked inside.
🇮🇷 ترجمه:
ناگهان یک کیف پول روی زمین دید. آن را برداشت و داخلش را نگاه کرد.
There was some money, an ID card, and a phone number.
🇮🇷 ترجمه:
مقداری پول، یک کارت شناسایی و یک شماره تلفن داخل آن بود.
Sara called the number. A man answered the phone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با آن شماره تماس گرفت. مردی تلفن را پاسخ داد.
He was very happy because he had lost his wallet that morning.
🇮🇷 ترجمه:
او خیلی خوشحال بود، چون آن صبح کیف پولش را گم کرده بود.
They met at a nearby café, and Sara returned the wallet.
🇮🇷 ترجمه:
آنها در یک کافه نزدیک همدیگر را ملاقات کردند و سارا کیف پول را به او برگرداند.
The man thanked her and offered her a reward, but she politely refused.
🇮🇷 ترجمه:
مرد از او تشکر کرد و به او پاداشی پیشنهاد داد، اما سارا مؤدبانه آن را نپذیرفت.
Sara went home with a smile. She felt happy because she had helped someone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با لبخند به خانه رفت. او احساس خوشحالی میکرد، چون به کسی کمک کرده بود.
@lovely_english
Admissions Officer: Good morning. How can I help you?
کارشناس پذیرش: صبح بخیر. چطور میتوانم به شما کمک کنم؟
Student: I want to apply for a Bachelor's degree in Tourism Management.
دانشجو: میخواهم برای دوره کارشناسی مدیریت گردشگری درخواست بدهم.
Admissions Officer: That's great. Do you have your academic documents with you?
کارشناس پذیرش: عالی است. آیا مدارک تحصیلی خود را همراه دارید؟
Student: Yes, I have my diploma and transcripts.
دانشجو: بله، دیپلم و ریزنمراتم را همراه دارم.
Admissions Officer: Perfect. Please fill out this application form.
کارشناس پذیرش: عالی. لطفاً این فرم درخواست را پر کنید.
Student: Is there an application fee?
دانشجو: آیا هزینهای برای ثبت درخواست وجود دارد؟
Admissions Officer: Yes, the application fee is $50.
کارشناس پذیرش: بله، هزینه ثبت درخواست ۵۰ دلار است.
Student: When does the semester start?
دانشجو: ترم چه زمانی شروع میشود؟
Admissions Officer: The semester starts in September.
کارشناس پذیرش: ترم در ماه سپتامبر شروع میشود.
Student: Thank you for the information.
دانشجو: از اطلاعات شما متشکرم.
Admissions Officer: You're welcome. We look forward to seeing you here.
کارشناس پذیرش: خواهش میکنم. مشتاق دیدار شما در اینجا هستیم.
@basicenglishlearner
۱۰ لغت کاربردی دیگر در موضوع خرید و فروش:
1.Vendor = فروشنده / عرضهکننده
The vendor sells handmade products.
فروشنده محصولات دستساز میفروشد.
2.Stock = موجودی کالا
This item is out of stock.
این کالا ناموجود است.
3.Order = سفارش
I'd like to place an order.
میخواهم سفارش ثبت کنم.
4.Delivery = تحویل / ارسال
Free delivery is available.
ارسال رایگان موجود است.
5.Quality = کیفیت
The quality is excellent.
کیفیت عالی است.
6.Warranty = گارانتی
Does it come with a warranty?
آیا گارانتی دارد؟
7.Exchange = تعویض کالا
Can I exchange this shirt?
میتوانم این پیراهن را تعویض کنم؟
8.Deal = معامله / پیشنهاد ویژه
That's a great deal!
این یک پیشنهاد عالی است!
9.Expensive = گران
This watch is too expensive.
این ساعت خیلی گران است.
10.Cheap = ارزان
I found a cheap hotel near the station.
یک هتل ارزان نزدیک ایستگاه پیدا کردم.
📌 عبارتهای پرکاربرد:
I'm just looking. =
فقط دارم نگاه میکنم.
Do you have a larger size? =
سایز بزرگتر دارید؟
Can I pay by card? =
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
It's on sale. = حراج شده است.
@basicenglishlearner
10 لغت Pre-Intermediate
1. Achieve
به دست آوردن، محقق کردن
She worked hard to achieve her goals.
او سخت تلاش کرد تا به اهدافش برسد.
2. Encourage
تشویق کردن
My parents always encourage me to study.
والدینم همیشه مرا به درس خواندن تشویق میکنند.
3. Improve
بهبود بخشیدن
Regular practice will improve your speaking skills.
تمرین منظم مهارت گفتاری شما را بهبود میبخشد.
4. Challenge
چالش، دشواری
Learning a new language can be a challenge.
یادگیری یک زبان جدید میتواند یک چالش باشد.
5. Reliable
قابل اعتماد
She is a reliable friend.
او دوستی قابل اعتماد است.
6. Appreciate
قدردانی کردن؛ ارزش چیزی را دانستن
I really appreciate your help.
من واقعاً از کمک شما قدردانی میکنم.
7. Benefit
فایده، مزیت
Exercise has many health benefits.
ورزش فواید زیادی برای سلامتی دارد.
8. Participate
شرکت کردن
Many students participated in the competition.
دانشآموزان زیادی در مسابقه شرکت کردند.
9. Determine
مشخص کردن؛ مصمم بودن
We need to determine the cause of the problem.
ما باید علت مشکل را مشخص کنیم.
10. Significant
مهم، قابل توجه
There has been a significant improvement in her English.
پیشرفت قابل توجهی در زبان انگلیسی او ایجاد شده است.
@basicenglishlearner
10 لغت کاربردی مکالمه سطح Pre-Intermediate
1.Busy = مشغول
🔹 I'm busy right now.
الان مشغولم.
2.Maybe = شاید
🔹 Maybe I'll go tomorrow.
شاید فردا بروم.
3.Usually = معمولاً
🔹 I usually get up at 7.
من معمولاً ساعت ۷ بیدار میشوم.
4.Forget = فراموش کردن
🔹 Don't forget your keys.
کلیدهایت را فراموش نکن.
5.Happen = اتفاق افتادن
🔹 What happened yesterday?
دیروز چه اتفاقی افتاد؟
6.Choose = انتخاب کردن
🔹 You can choose any color.
میتوانی هر رنگی را انتخاب کنی.
7.Enough = کافی
🔹 I don't have enough time.
من زمان کافی ندارم.
8.Almost = تقریباً
🔹 I'm almost ready.
تقریباً آمادهام.
9.Problem = مشکل
🔹 Do you have any problems?
مشکلی داری؟
10.Different = متفاوت
🔹 This book is different from that one.
این کتاب با آن یکی متفاوت است.
@basicenglishlearner
معانی و کاربرد مختلف کلمه break
🔤 ۱. "Break"
---
✅ شکستن (فعل)
🔸 مثال:
He broke the window.
(او پنجره را شکست.)
✅ استراحت (اسم)
🔸 مثال:
Let’s take a break.
(بیا یه استراحت کنیم.)
✅ خراب شدن (فعل)
🔸 مثال:
My phone broke yesterday.
(گوشیم دیروز خراب شد.)
✅ نقض کردن قانون (فعل)
🔸 مثال:
He broke the law.
(او قانون را نقض کرد.)
@lovely_english
اینم ۵ ضربالمثل انگلیسی با معنی فارسیِ ساده و کاربردی:
📍Actions speak louder than words
👉 عمل از حرف مهمتره.
یعنی کاری که انجام میدی ارزشش بیشتر از چیزیه که فقط میگی.
📍Don’t judge a book by its cover
👉 از روی ظاهر قضاوت نکن.
یعنی نباید آدمها یا چیزها رو فقط با ظاهرشون بسنجیم.
📍The early bird catches the worm
👉 سحرخیز باش تا موفق بشی.
کسی که زودتر شروع میکنه، شانس موفقیت بیشتری داره.
📍When in Rome, do as the Romans do
👉 خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
یعنی وقتی توی یک محیط یا فرهنگ جدیدی هستی، مثل همونا رفتار کن.
📍No pain, no gain
👉 نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
بدون تلاش و سختی، موفقیت به دست نمیاد.
@lovely_english
این هم همان مکالمه خیاطی با معنی فارسی زیر هر جمله:
Customer : مشتری
Tailor :خیاط
👗 English Conversation at a Tailor Shop (با ترجمه)
Customer:
Hello. I’d like to have a dress made.
سلام. میخواهم یک لباس بدوزم.
Tailor:
Hello! Sure. What kind of dress would you like?
سلام! حتماً. چه نوع لباسی میخواهید؟
Customer:
I want a long dress for a party.
یک لباس بلند برای مهمانی میخواهم.
Tailor:
That sounds nice. Do you have a design or a picture?
عالیه. طرح یا عکسی دارید؟
Customer:
Yes, I have a picture on my phone.
بله، یک عکس در گوشیام دارم.
Tailor:
Great. What size do you wear?
عالی. چه سایزی میپوشید؟
Customer:
Medium, but I’d like it a bit loose.
مدیوم، اما کمی گشادتر میخواهم.
Tailor:
No problem. What color do you prefer?
مشکلی نیست. چه رنگی را ترجیح میدهید؟
Customer:
Dark blue, please.
آبی تیره لطفاً.
Tailor:
Alright. When do you need it?
خیلی خوب. چه زمانی آن را لازم دارید؟
Customer:
Next Friday, if possible.
جمعهی آینده، اگر ممکن است.
Tailor:
That’s fine. The price will be 80 dollars.
خوبه. قیمت آن ۸۰ دلار میشود.
Customer:
Okay, thank you.
باشه، ممنون.
Tailor:
You’re welcome. Please come for fitting on Wednesday.
خواهش میکنم. لطفاً برای پرو، چهارشنبه بیایید.
@lovely_english
این هم ۱۰ اصطلاح انگلیسی دیگه با معنی فارسی:
📍Call it a day
یعنی کار رو برای امروز تموم کردن.
📍Back to square one
یعنی برگشتن به نقطهی شروع.
📍In hot water
یعنی به دردسر افتادن.
📍Bite the bullet
یعنی با شجاعت سختی رو قبول کردن.
📍The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری بکنی.
📍Pull someone’s leg
یعنی کسی رو سر کار گذاشتن / شوخی کردن.
📍Go the extra mile
یعنی بیشتر از حد انتظار تلاش کردن.
📍On thin ice
یعنی در موقعیت خطرناک یا حساس بودن.
📍Cut corners
یعنی کار رو سرسری انجام دادن برای صرفهجویی در وقت یا پول.
📍Keep an eye on
یعنی حواست به چیزی یا کسی باشه.
@lovely_english
اصطلاحات امن برای آیلتس (Speaking)
⚡️On the same page
همنظر بودن
⚡️A win-win situation
موقعیت برد-برد
⚡️From my perspective
از دیدگاه من
⚡️Play a key role
نقش مهمی داشتن
⚡️Take it into account
در نظر گرفتن
@lovely_english
این هم یه پست گرامری آموزشی، خلاصه و اینستاگرامی درباره
تبدیل جمله معلوم به مجهول (Active → Passive) 👇
📌 گرامر: تبدیل جمله معلوم به مجهول
وقتی انجامدهندهٔ کار مهم نیست، معلوم نیست یا میخوایم روی خودِ عمل تمرکز کنیم از جمله مجهول استفاده میکنیم.
✅ فرمول اصلی مجهول
Object (جمله معلوم) + be + V3 + (by subject)
be متناسب با زمان جمله تغییر میکند ⏰
🔄 مراحل تبدیل معلوم به مجهول
1️⃣ مفعول جمله معلوم → میشود فاعل جمله مجهول
2️⃣ فعل اصلی → تبدیل به V3 (past participle)
3️⃣ فاعل جمله معلوم → با by میآید (اختیاری)
🧩 مثال پایه
Active:
👉 They build this bridge.
Passive:
👉 This bridge is built (by them).
⏱️ مجهول در زمانهای مهم
حال ساده
👉 Active: She writes the letter.
👉 Passive: The letter is written.
گذشته ساده
👉 Active: He cleaned the room.
👉 Passive: The room was cleaned.
آینده ساده
👉 Active: They will announce the result.
👉 Passive: The result will be announced.
حال کامل
👉 Active: She has finished the work.
👉 Passive: The work has been finished.
🚫 چه فعلهایی مجهول نمیشوند؟
افعالی که مفعول ندارند (intransitive)
مثل:
❌ happen – arrive – sleep – die
⚠️ نکته طلایی
اگر فاعل مهم یا مشخص نیست، by + subject را حذف میکنیم.
✔️ The window was broken.
❌ The window was broken by someone.
✨ جمعبندی سریع
تمرکز مجهول → روی عمل
ساختار → be + V3
زمان جمله → be را تغییر میدهد
فاعل → اختیاری
@basicenglishlearner
اینجا اصطلاحات کاربردی مربوط به آرایشگاه همراه با جمله + معنی فارسی آوردم:
1️⃣ Haircut
🔹 I’d like a haircut, please.
👉 لطفاً میخوام موهامو کوتاه کنم.
2️⃣ Trim
(کوتاه کردن جزئی نوک مو)
🔹 Just a trim, not too short.
👉 فقط نوکگیری، خیلی کوتاه نشه.
3️⃣ Hair dye / Hair color
رنگ مو
🔹 I want to change my hair color.
👉 میخوام رنگ موهامو عوض کنم.
4️⃣ Blow-dry
سشوار کشیدن
🔹 Can you blow-dry my hair?
👉 میتونی موهامو سشوار بکشی؟
5️⃣ Highlights
هایلایت مو
🔹 I’m thinking about getting highlights.
👉 دارم به هایلایت کردن موهام فکر میکنم.
@basicenglishlearner
اینم ۱۰ لغت ضروری دیگه برای مکالمه انگلیسی (سطح متوسط) با معنی و مثال:
Handle – رسیدگی کردن / از عهده برآمدن
👉 Can you handle this situation?
میتونی از عهده این موقعیت بربیای؟
Consider – در نظر گرفتن
👉 Please consider my suggestion.
لطفاً پیشنهادم رو در نظر بگیر.
Explain – توضیح دادن
👉 Can you explain it again?
میتونی دوباره توضیح بدی؟
Avoid – اجتناب کردن
👉 Try to avoid making the same mistake.
سعی کن از تکرار همون اشتباه جلوگیری کنی.
Suggest – پیشنهاد دادن
👉 I suggest taking a short break.
پیشنهاد میکنم یه استراحت کوتاه داشته باشیم.
Realize – متوجه شدن / پی بردن
👉 I realized my mistake too late.
خیلی دیر به اشتباهم پی بردم.
Allow – اجازه دادن
👉 They don’t allow smoking here.
اینجا اجازه سیگار کشیدن نمیدن.
Prepare – آماده کردن / آماده شدن
👉 I need to prepare for the meeting.
باید برای جلسه آماده بشم.
Offer – پیشنهاد / ارائه دادن
👉 He offered to help me.
پیشنهاد داد به من کمک کنه.
Accept – پذیرفتن
👉 She accepted the job offer.
پیشنهاد شغلی رو پذیرفت.
@basicenglishlearner
Useful Conversation Phrases (A2–B1)
عبارتهای پرکاربرد برای مکالمه روزمره 👇
🔹 What do you mean?
یعنی چی؟ / منظورت چیه؟
🔹 I’m not sure.
مطمئن نیستم.
🔹 That sounds good!
خوبه! / به نظر عالیه
🔹 It depends.
بستگی داره.
🔹 Let me think.
بذار فکر کنم.
🔹 I don’t think so.
فکر نکنم.
📌 مینیدیالوگ کوتاه:
A: Do you want to go out tonight?
میخوای امشب بریم بیرون؟
B: It depends. I’m a bit tired.
بستگی داره، یکم خستهام.
@basicenglishlearner
📝 لغات مهم
Wallet = کیف پول
Ground = زمین
Pick up = برداشتن
ID card = کارت شناسایی
Reward = پاداش
Politely = مؤدبانه
Refuse = رد کردن
Help someone = به کسی کمک کردن
@lovely_english
Vocabulary
.Enroll = ثبتنام کردن
.Apply for = درخواست دادن برای
.Bachelor's degree = مدرک کارشناسی
.Admissions Officer = کارشناس پذیرش
.Application form = فرم درخواست
.Application fee = هزینه ثبت درخواست
.Academic documents = مدارک تحصیلی
Transcript = ریزنمرات
Semester = ترم
Diploma = دیپلم
@basicenglishlearner
۱۰ اصطلاح انگلیسی کاربردی با معنی:
1.It's up to you.
تصمیم با توست.
2.No worries.
اشکالی ندارد / نگران نباش.
3.I'm in.
من هستم / موافقم.
4.Sounds good.
خوب به نظر میرسد.
5.Take your time.
عجله نکن / وقتت را بگیر.
6.I have no idea.
هیچ ایدهای ندارم.
7.That makes sense.
منطقیه.
8.Give me a hand.
کمکم کن.
9.Keep it up!
ادامه بده / کارت عالیه.
10It's not a big deal.
موضوع مهمی نیست.
مثال:
🔹 Can you help me with this?
Sure, I'll give you a hand.
🔹 Do you want to join us?
Yes, I'm in!
🔹 Thanks for waiting.
No worries.
@lovely_english
📚 مکالمه روزانه (Pre-Intermediate Level)
👩 Emma: Hi, Jack. You look tired today.
🔹 سلام جک. امروز خسته به نظر میرسی.
👨 Jack: Yeah, I didn't sleep well last night.
🔹 آره، دیشب خوب نخوابیدم.
👩 Emma: Why not?
🔹 چرا؟
👨 Jack: I stayed up late to finish a project.
🔹 تا دیروقت بیدار موندم تا یک پروژه را تمام کنم.
👩 Emma: Was it important?
🔹 مهم بود؟
👨 Jack: Yes, I had to submit it this morning.
🔹 بله، باید امروز صبح آن را تحویل میدادم.
👩 Emma: Well, at least it's done now.
🔹 خب، حداقل الان تمام شده.
👨 Jack: That's true. I'm looking forward to relaxing tonight.
🔹 درسته. مشتاقم امشب استراحت کنم.
👩 Emma: You deserve it!
🔹 حقته! (استحقاقش را داری)
✨ لغات و عبارات مهم:
Look tired = خسته به نظر رسیدن
Sleep well = خوب خوابیدن
Stay up late = تا دیروقت بیدار ماندن
Finish a project = تمام کردن پروژه
Submit = تحویل دادن
At least = حداقل
Look forward to = مشتاق بودن برای
🎯 عبارت کاربردی روز:
I'm looking forward to it.
🔹 مشتاقش هستم. / منتظرش هستم.
✅ مثال:
I'm looking forward to my vacation.
🔹 مشتاق تعطیلاتم هستم.
@basicenglishlearner
تفاوت Present Simple و Present Continuous
1. Present Simple
برای کارهای همیشگی، عادتها و حقایق استفاده میشود.
ساختار: فاعل + فعل اصلی
مثال:
I work in a bank.
من در یک بانک کار میکنم.
She studies English every day.
او هر روز انگلیسی میخواند.
2. Present Continuous
برای کارهایی که همین الان در حال انجام هستند استفاده میشود.
ساختار: فاعل + am/is/are + فعل + ing
مثال:
I am working now.
من الان مشغول کار کردن هستم.
She is studying English at the moment.
او در این لحظه در حال مطالعه انگلیسی است.
مقایسه
✅ I work from home. (همیشه یا به طور معمول از خانه کار میکنم.)
✅ I am working from home today. (امروز از خانه کار میکنم؛ یک وضعیت موقتی.)
✅ He usually drinks coffee. (عادت دارد قهوه بنوشد.)
✅ He is drinking coffee now. (الان در حال نوشیدن قهوه است.)
کلمات کلیدی
Present Simple:حال ساده
always
usually
often
sometimes
every day
Present Continuous:حال استمراری
now
right now
at the moment
today
@basicenglishlearner
📚 آموزش انگلیسی | تفاوت "Few" و "A Few"
این دو کلمه شبیه هم هستند، اما معنیشان کاملاً یکسان نیست.
🔹 Few = تعداد کم (بار منفی)
✅ Few people attended the meeting. افراد کمی در جلسه شرکت کردند. (یعنی تعداد شرکتکنندگان کمتر از حد انتظار بود.)
🔹 A Few = چند تا / مقداری (بار مثبت)
✅ A few people attended the meeting. چند نفر در جلسه شرکت کردند. (یعنی حداقل تعدادی حضور داشتند.)
📌 مقایسه:
❌ I have few friends. دوستان کمی دارم. (و این موضوع چندان خوب نیست.)
✅ I have a few friends. چند دوست دارم. (و این مقدار قابل قبول است.)
فرمول:
Few + اسم قابل شمارش جمع
A few + اسم قابل شمارش جمع
مثال:
✅ Few books were sold. کتابهای کمی فروخته شدند.
✅ A few books were sold. چند کتاب فروخته شدند.
@basicenglishlearner
سلام به همراهان عزیزم
خوشحالم دوباره همه شما رو میبینم🥰🥰
کم کم فعالیتمون رو شروع میکنیم.
با تشکر
@lovely_english
@basicenglishlearner
@ieltslearner
اینم ۵ اصطلاح (Idiom) دیگه با معنی:
📍Piece of cake
👉 خیلی آسونه / آب خوردنه
وقتی کاری اصلاً سخت نیست.
📍Spill the beans
👉 راز رو لو دادن
یعنی ناخواسته یا عمداً یه راز رو فاش کردن.
📍On cloud nine
👉 روی ابرها سیر کردن / خیلی خوشحال بودن
برای شادیِ خیلی زیاد.
📍In hot water
👉 به دردسر افتادن
وقتی کسی به خاطر کاری توی مشکل میافته.
📍Bite the bullet
👉 دندون روی جگر گذاشتن
یعنی انجام دادن یه کار سخت یا ناخوشایند با شجاعت.
@basicenglishlearner
🏫 English Conversation at School (با ترجمه)
Student:
Hello, excuse me. Are you the English teacher?
سلام، ببخشید. شما معلم انگلیسی هستید؟
Teacher:
Yes, I am. How can I help you?
بله، هستم. چطور میتوانم کمکتان کنم؟
Student:
I have a question about today’s lesson.
در مورد درس امروز یک سؤال دارم.
Teacher:
Sure. What don’t you understand?
حتماً. کدام بخش را متوجه نشدید؟
Student:
I don’t understand this grammar point.
این نکتهی گرامری را نمیفهمم
.
Teacher:
No problem. I’ll explain it again.
مشکلی نیست. دوباره توضیحش میدهم.
Student:
Thank you. That helps a lot.
ممنونم. خیلی کمک کرد.
Teacher:
You’re welcome. Don’t forget to do your homework.
خواهش میکنم. انجام تکلیفت را فراموش نکن.
Student:
Okay. See you tomorrow.
باشه. فردا میبینمتان.
Teacher:
See you. Have a nice day.
خداحافظ. روز خوبی داشته باشی.
@basicenglishlearner
اینجا ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی برای مکالمه سطح متوسط با معنی فارسی روان آوردم:
📍Actually
در واقع / راستش (برای اصلاح یا تأکید حرف)
📍Manage
از پسِ کاری برآمدن
📍Probably
احتمالاً
📍Instead
بهجاش / در عوض
📍Depends
بستگی دارد
📍Suggest
پیشنهاد دادن
📍Realize
متوجه شدن / به درک رسیدن
📍Handle
مدیریت کردن / کنار آمدن با یک موقعیت
📍Improve
بهتر شدن / بهبود دادن
📍Experience
تجربه (هم اسم، هم فعل)
@basicenglishlearner
اینم ۵ ضربالمثل معروف انگلیسی با معنی فارسی و مثال کوتاه:
1️⃣ Actions speak louder than words
👉 عمل از حرف مهمتره
📝 Don’t just promise—actions speak louder than words.
فقط قول نده، عمل مهمتر از حرفه.
2️⃣ Where there’s a will, there’s a way
👉 خواستن توانستن است
📝 She never gave up—where there’s a will, there’s a way.
او تسلیم نشد؛ خواستن توانستن است.
3️⃣ Don’t judge a book by its cover
👉 از روی ظاهر قضاوت نکن
📝 He looks quiet, but don’t judge a book by its cover.
ساکت به نظر میاد، ولی از روی ظاهر قضاوت نکن.
4️⃣ The early bird catches the worm
👉 سحرخیز باش تا کامروا شوی
📝 I start work early—the early bird catches the worm.
زود شروع میکنم؛ سحرخیز باش تا موفق شوی.
5️⃣ Better late than never
👉 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
📝 He finally apologized—better late than never.
بالاخره عذرخواهی کرد؛ دیر بهتر از هرگز است.
@basicenglishlearner
اینجا هم اصطلاحات بانکداری + جمله + معنی فارسی جمله:
1️⃣ Open an account
حساب باز کردن
🔹 I’d like to open a bank account.
👉 من میخواهم یک حساب بانکی باز کنم.
2️⃣ Withdraw money
برداشت پول
🔹 She withdrew some cash from the ATM.
👉 او مقداری پول نقد از دستگاه خودپرداز برداشت.
3️⃣ Deposit money
واریز پول
🔹 You can deposit money at the counter.
👉 شما میتوانید پول را در باجه واریز کنید.
4️⃣ Balance
موجودیحساب
🔹 What’s your current balance?
👉 موجودی فعلی حساب شما چقدر است؟
5️⃣ Transfer money
انتقال وجه
🔹 I need to transfer money to another account.
👉 من باید پول را به یک حساب دیگر منتقل کنم.
@lovely_english
اینجا گرامر I wish رو ساده، آموزشی و کاربردی میگم:
🔹 کاربرد I wish
از I wish برای بیان آرزو، حسرت یا نارضایتی نسبت به حال، گذشته یا آینده استفاده میکنیم.
1️⃣ I wish + past simple
آرزو درباره زمان حال (ولی غیرواقعی)
ساختار:
I wish + subject + past simple
مثال:
I wish I knew English better.
(کاش انگلیسیام بهتر بود)
I wish I were taller.
(کاش قدم بلندتر بود)
📌 نکته: بعد از I / he / she / it معمولاً were میآید.
2️⃣ I wish + past perfect
حسرت درباره گذشته
ساختار:
I wish + subject + had + past participle
مثال:
I wish I had studied harder.
(کاش بیشتر درس خوانده بودم)
I wish I had not said that.
(کاش آن حرف را نزده بودم)
3️⃣ I wish + would
نارضایتی از رفتار دیگران یا امید به تغییر در آینده
ساختار:
I wish + subject + would + verb
مثال:
I wish you would listen to me.
(کاش به من گوش میدادی)
I wish it would stop raining.
(کاش باران بند بیاید)
📌 نکته مهم:
❌ برای کارهایی که خودت انجام میدهی، معمولاً would استفاده نمیشود.
🔸 تفاوت مهم:
I hope → امکانپذیر
I wish → غیرواقعی یا حسرت
مثال:
I hope you pass the exam.
I wish I had passed the exam.
✨ جمعبندی سریع:
حالِ غیرواقعی → past simple
گذشته → past perfect
شکایت یا انتظار تغییر → would
@basicenglishlearner
Everyday English Conversation | Pre-Intermediate+
Situation: Making plans
A: Hi! Are you doing anything later today?
👈 سلام! بعداً امروز برنامهای داری؟
B: Not really. I was thinking of staying in. Why?
👈 نه خیلی. داشتم فکر میکردم خونه بمونم. چرا؟
A: I’ve had a long day and could use a break.
👈 روز طولانیای داشتم و واقعاً به یه استراحت نیاز دارم.
B: I get that. What do you have in mind?
👈 کاملاً درک میکنم. چه برنامهای مد نظرته؟
A: Maybe we could go for a walk or have something to eat.
👈 شاید بتونیم یه قدمی بزنیم یا یه چیزی بخوریم.
B: That sounds good. Let me get ready and I’ll text you.
👈 خوبه. بذار آماده بشم، بهت پیام میدم.
📌 نکات آموزشی:
Are you doing anything…?
👉 برای پرسیدن برنامه طرف مقابل (غیررسمی و رایج)
I was thinking of…
👉 داشتم به این فکر میکردم که…
Could use a break
👉 به استراحت نیاز داشتن
What do you have in mind?
👉 چه چیزی تو ذهنت هست؟
I’ll text you
👉 بهت پیام میدم
@basicenglishlearner
همراهان عزیزم، در صورتیکه دسترسی به تلگرام داشته باشم ، کمکم شروع به فعالیت خواهیم کرد.
Читать полностью…