6827
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد. .
«مرثیه وطن»
#افسر_شهیدی
ایران برام عزیزه
اشک شوقم می ریزه...
ای وطن ای آبرویم، ساقدوش مهربانی ها
ایران من
♧و گفت:
>>>سوارِ دل باش و پیادهی تن ...!♤
° تذکره الاولیاء
قحط الرجال یا نبّاش اول
خوش آمد این کهن رسمم از آنان
که خود را از بزرگان میشمارند
که چون بیرون روند از ملک ناچار
به جای خود، بزرگی باز دارند
که هر جا نخل بخل و ظلم بینند
کنند و تخم جود و عدل کارند
ز پا افتادگان را، دست گیرند؛
به کار دستگیری، پافشارند
به درد بیدلان، درمان فرستند؛
به زخم بیکسان، مرهم گذارند
نه اینان، کز قضای آسمانی؛
کنون در ملک ایران شهریارند
به شمع مجلس دانش، نسیمند؛
به چشم مردم دانا، غبارند!
جهان کرده چو ابر تیر ماهی
سیاه و قطرهای هرگز نبارند
به شهری چون روند از شهری، آنجا
ز خود ناکستری را برگمارند
کز آن هر شیوهٔ ناخوش که بینند
به نَبّاشِ نخستین رحمت آرند
غرض، آیین مردی این نباشد
که مردان جان به نامردان سپارند
#آذر_بیگدلی _ قرن دوازدهم
🎥فریاد زیبای گوزن های قرمز( گاو بانگی) در جنگل های هزارجریب در مرز استان های مازندران و گلستان
Читать полностью…
سیمین بهبهانی
خانه ابری بود روزی، خانه خونين است اينک
آن چنان بود، اين چنين شد، حال ما اين است اينک
مردهواری، طيلسان بر دوش و خون آشام و شبرو
تشنه ی خون با دو دندان چو دو زوبين است اينک
می کشد در خون پلنگ پير آهوی جوان را
وحشت قانون جنگل، تهمت دين است اينک
سرو باغ عشق را نازم که در باران سربی
چون درخت ارغوان از خون گل آزین است اینک
می درخشد خاک همچون آسمان با روشنانش
بر زمین بشکسته شمشادی بلورین است اینک
گرد ماه ماه چارده شب با شبآویزان سرخش
رشته ی مرجان نشان نثار زلف مشکین است اینک
چشم شوخ گزمگان تا ننگرد دوشيزگان را
پرده ساز چهرهها گيسوی پرچين است اينک
نوعروسان بلوراندام بازو مرمری را
حجله گه گور است و خاک تيره بالين است اينک
گوهر ناسفته را گر شرع می گويد که مشکن
سفتن و آنگه شکستن؟ تا چه آئين است اينک!؟
تيغه ی فرياد غم بشکست چون فولاد خنجر
پرده ی گوش ستم ديوار رويين است اينک
نه! که کارستان ظالم همچو خاکستر بريزد
حاصل کبريت نفرت شعله ی کين است اينک
خانه ابری بود روزی، گرچه خونين شد، وليکن
پشت ظلمت، وز پی خون، صبح سيمين است اينک
۳۱ دسامبر #شب_سال_نو است ..
در این شب بسیاری از مردم جهان
برای ورود به سال جدید به خیابانها
میآیند یا دور هم جمع میشوند ..
و به استقبال سال نو میلادی میروند ...
هرکس به اندازه عصیانی که میکند بزرگ است
ماکسیم_گورکی
وقتی که عطر آزادی
به خیابان بیاید
سرشاخه های آرزو
بال می گشایند
طراوت باران
کوچه ها را می نوازد
خاطراتی نو
از کنار دیوار می گذرد
تا با دستان باد
آواز عشق بخواند
آن روز آزادی سهم دیواره است
کاش قامت تو
تا خورشید بود
آزادی!
#ن_مولایاری
✌️مثل یه سکانس از یه فیلم عاشقانه س 🖤
🦁دو شیر ایرانی در مقابل کفتاران خارجی ...
#همدان
🌿
دلم
به تو
بسته بود
که تاب آوردم
این همه زمستان را
خورشید بودی تو
#سارا_کنگانی
درود تنتان بی گزند و دلتان خرم💐
👌🏻آرینا شیلو: با پانتومییم جهان را لرزاند!
نابغه ۱۶ ساله اوکراینی بلغاری، پناهندهای که در بورگاس زندگی میکند.
دانشآموز مدرسه هنرهای نمایشی است، با اجراهای بدون کلامش میلیونها نفر را مبهوت کرد! آرینا، قدرت هنر واقعی، را نشان میدهد.
چقدر زیبا نشون میده که باورها چطور دست های ما رو برای آزادی بسته اند با داشتن و دانستن راه آزادی نمیتوانیم خود را از این باور ها رها کنیم با اینکه در چمدان خودش قیچی داشت ولی نتونست رهایی رو باور کند حتی بعد از بدست آوردن راه حل همچنان باور های غلط دست و پایش رو بسته بودند.
بدترین نوع اسارت وقتی است که اسیر تفکرات غلط و نا کوک خودت باشی چون عمری را صرف جمع کردن باورهایمان می کنیم و زمان زیادی را صرف ذخیره سازی و حفظ باورهایی که بعضی غلط هستند به هدر می دهیم. آزادی از زندان واقعی آسانتر از زندان خیال هائی است که درآن گرفتاریم.
درخت كوچك من
به باد عاشق بود
به باد بیسامان
#فروغ_فرخزاد
8 دی زادروز «فروغ فرخزاد»
مراسم اهدا جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
چقدر قشنگ
چقدر شیک
چقدر با کلاس
چقدر آدمای خفن
و بانویی که برای دریافت بزرگترین و پر افتخار ترین جایزه پزشکی، بدون هیچگونه میکاپ و آرایشی در مراسم حاضر است و این پیام را به همه می دهد که ارزش من ،نه در ظاهر من ، بلکه در ثمره تلاشهای من است
جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵ به پاس کشف سازوکارهای کنترل سیستم ایمنی بدن، به مری ای. برانکو، فرد رمسدل و شیمون ساکاگوچی، اهدا شد.
#قطعه_فیلم
سکانسی از فیلم زیبا صدام کن
#سینمایی زیبا صدایم کن
Whisper My Name
کارگردان: رسول صدرعاملی ۱۴۰۳
امین حیایی، ژولیت رضاعی، مهران غفوریان، ستاره پسیانی و…
خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستریست، تمام این سالها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روز تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمیخواهد از این روز ساده بگذرد…
ما زیستیم، در دورانی که "زندگی کردن" شجاعانه ترین کاری بود که میتوانستیم بکنیم.
Читать полностью…
#محمود_درویش:
به همه روشها دوستت داشتم و اولینش سکوت بود
«یک روز آخرین غذات رو میخوری، آخرین گلت رو بو میکنی، دوستت رو برای آخرین بار بغل میکنی و شاید ندونی که آخرین باره. برای همینه باید همه کاری رو با عشق و علاقه انجام بدی.»
Читать полностью…
دیدهٖ از دیدار خوبان
برگرفتن مشکلست
هر که ما را این نصیحت
میکند بیحاصلست
یار زیبا گر هزارت
وحشت از وی در دلست
بامدادان روی او دیدن
صباح مقبلست
#سعدی
درود پگاهتون فرخ باد و شادمان
#هنراعتراض سرود میهنی ای ایران
معین
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خارهای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم ...
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست
جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور، که مردم به آن " شادمانی بیسبب " میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار «زندگی» میگذرم
که نه زانوی آهوی بیجفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بیدرمان
سيدعلی صالحی
تیکه کتاب
در دنیا هیچ چیز ناراحت کنندهتر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست...!
من از آنهایی که پول را حقیر میشمرند خیلی بدم می آید، اینها یا ریاکارند یا احمق...!
پول مثل حس ششم میماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند...!
سامرست_موآم
پایبندیهای_انسانی
#دلار
ما که آرامیم و سرخوش همچو اقیانوسها ، رو سیاهی بر زغالان مانده
ما ، فانوس ها !
کدخدا در چاه یا بر تخت، بنیانش یکیست ، واژهای جز آن نخواهد گشت در قاموسها…
صرافیان_طوفان
" حال خوب مردمان سرزمینم “
بیگناهیِ پِلکهای تو
پیش از صدای خروسان
باور کردم
که پلکهای تو
کتاب صبح را گشود.
از آفتابی که نیآمده بود
از اشک که باید دوباره ریخت،
دهانت برای من خندههای گرمتر داشت.
و خروسان پیش از صدای خود دوباره به خواب شدند
از این که پذیرفتند روزها دیگر با ماست
و این پایانی که ما نیز با آن خواهیم بود.
باور کردم
سوگند به خوابهای جوان
باور کردم بیگناهیی پلکهای تو را
بیگناهیی برگها را
که در نور سپید شدند
سوگند به هر چه سپیدیست
تنها سرو خیانت کرد
که پذیرفتهی همهی فصلها بود.
#بیژن_الهی
#درود_بر_شما_خوبان
مثلِ یک کودکِ بدخواب که بازیچه شده
خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شُده
#سید_تقی_سیدی
.
زندهنام محمود افشار میگفت؛ اگر میدانستم زبان دیگری غیر از "پارسی" این ظرفیت را دارد که بهعنوان زبان رسمی کشور ایران انتخاب شود، بیتردید آن را انتخاب میکردم.
بهرام بیضایی در فیلم "باشو غریبهی کوچک" به زیبایی هر چه تمامتر، ضرورت وجود یک زبان ملی(و میانجی) و نقش آن در همبستگی میهنی را بازنمایی میکند. اما این ضرورت، نافی وجود دیگر زبانها و گویشها و نیز قومیتهای حوزه سرزمینی ایران نیست، اصولاً زبان پارسی آمده تا پل ارتباطی باشندگان ایران باشد.
باری، همانگونه که باشو غریبه کوچک میگوید:
«ایران سرزمین ماست... ما از یک آب و َ خاک هستیم... ما فرزندان ایران هستیم.»