2818
﷽ درود بر شما دوستان عزیز ♥️ به کانال اشعار ناب فارسی خوش آمدید #غزلیات_حافظ_مولانا_بیدل....! #شعرهای_شاعران_پارسی📖 #عکس_و_متن 📝 #استوری🎭 سفره دار توام ای عشق، بفرما بنشین نان جو، زخم و نمک خون جگر بسیار است ارتباط با ریس کانال 👇 @x_om4r_x001
وسلام برآن هايى كه
واژه هايشان را
همان گونه انتخاب مى كنند كه ، لباس هايشان را برمى گزينند؛
زيرا مى دانند كه
سخن گفتن نيز نوعى آراستگى است!🥰
#جهت_یادآوری؛
ویران میشود
قلبی که یارش نامرد باشد
❤️🩹
از ارتباط با زن قوی نهراس،
شاید روزی برسد که او تنها ارتش تو باشد.
او تیغِ پنهان زد به دل ، من زخمِ رسوا دوختم !
#طالب_آملی ❤️🩹
به پیری هم نفهمیدیم افسوس
که دنیا بازی طفلانهٔ کیست
بیدل ❤️🩹
خودتان بهتر میدانید که تنهایی وقتی ناگهانی باشد، چه تجربه تلخی است.
فرانسوا تروفو
یک روز من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز
برای اولین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید!
❤️🩹
فرا رسیدن شب نگرانش می کرد و از رویاهایش واهمه داشت.
زندگیاش به دو نیم تقسیم شده بود؛ شب او را به یک سو و روز او را به سوی دیگر می کشاند…
بار هستی
_میلان کوندرا
دیگر انرژی لازم برای دوستیهای بیمعنی، تعاملات اجباری و مکالمههای غیرضروری را ندارم.
معین دهاز
لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم، موسیقی گوش کنم و وقتی موسیقی گوش می کنم، صدای سکوت اطرافم رو بشنوم.
ژولین: و بعد؟
لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه وار،
تا تمام زندگی هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم.
مهمانسرای دو دنیا
_ اریک امانوئل اشمیت
صاحب طبع نمیباید
صاحب دل میباید
دل بجوی
نه طبع!
شمس
نیست غیر از خودنمایی آفتی وارسته را
افکنَد از پا عروجْ آخر شرارِ جَسته را
نیست هرگز تابِ منّت عاشقِ وارسته را
اضطرابِ خود بوَد دامنْ شرارِ جَسته را
دارد از طولِ امل، شیرازه اسبابِ جهان
رشته چون بگسیخت ابتر میکند گلدسته را
میدهد فیضِ دگر آمیزشِ صاحبدلان
کرد باقیمت ثمرپیوستگیها خسته¹ را
گفتگوی بلبل و گل، کس نمیفهمد که چیست
عشق میداند زبانِ دلبهدلپیوسته را
حُسنْ شرمآلود تا باشد، هوسْ گستاخ نیست
کی بوَد بیمی ز گلچین گلشنِ دربسته را
نیست تنها غنچه دلتنگ از دهانش آفرین!
چون سپند، این رشک میسوزد در آتش پسته را.
#_لاهوری
آتش شوق
درین جان شکیبا زد و رفت...!
#هوشنگ_ابتهاج ❤️
او را گفت: نمیخوابم تا خواب ببینم
بلکه میخوابم تا فراموشت کنم!
- محمود درویش
اما جان من:
ديگر در دلم شورى به پا نشد،
لشكرى پا نگوفت،
قلبم ضربانى جا نينداخت؛
زبانم به سقفٍ گلويم خشك نشد، ديگر خيالى در سرم با آن بافته نشد و من فهميدم براستى ديگر
ذوق داشتنش در دلم تمام شده ...
چنان ز خویش و جهان خستهام که گویی مرگ
تنها آرزوی مانده در دلِ من است …!
🖤
زندگی شبیه بازیایه که هیچکس قوانینش رو بهت یاد نمیده
اگه بلد نباشی نیت واقعی آدمها رو از پشت حرفها و رفتارهاشون تشخیص بدی، باید آماده باشی که یه روز به خودت بیای و ببینی بازی خیلی وقته تموم شده، بی اینکه حتی فهمیده باشی چطور باختی.
گاهی خطرناکترین آدمها اونهایی نیستن که آشکارا دشمنت هستن
بلکه اونهایی هستن که کنارت نشستن، بهت لبخند میزنن و تو هنوز نمیدونی توی بازیِ اونها چه نقشی داری.
آزرده نیست خاطرم از رنج ناکسان
توهین و احترام ز احوال جیب ماست
😉
نظــر
از تو برنگـیرم
همـہ عُمـر تا بمیـرم ...!!
❤️🩹
گر بدهی می بچشم ور ندهی نیز خوشم
سر بنهم پا بکشم بیسر و پا مینگرم
#مولانا
بعضی آدمها، اگر به اندازهی کافی تحت فشار قرار بگیرند و از محیط معمول و راحت خود بیرون برده شوند، برای تبدیل شدن به هیولا به دلایل زیادی نیاز ندارند.
جشن شکار
لوسی فولی
سخنِ رنج مگو ،
جز سخنِ گنج مگو ،
گر از این بیخبری ،
رنج مبر ، هیچ مگو
#مولانا
لشکر عشق سعدیا غارت عقل می کند
تا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم….
سعدی
باید از خودت آدمی بسازی که در روزهای سخت، محتاج پشت و پناه نباشد.
غسان کنفانی
گرتو نیستی جز جان چنان بستانم از تو دل که یک چشمت همی گریدددگرچشمت همی خندد
#مجالس_سبعه
انسان، هر چیزی را میتواند بازگو کند، مگر زندگی واقعیِ خودش. همین امرِ غیرممکن است که محکوممان میکند آن چیزی باشیم که همراهانمان میبینند و بازمیتابانند. آنهایی که وانمود میکنند مرا میشناسند، کسانی که خود را دوست من میدانند و نمیگذارند تغییر کنم، هر معجزهای را (که نمیتوانم بازگو کنم، آن رویدادِ بیاننشدنی را که نمیتوانم اثبات کنم) نابود میکنند، فقط برای اینکه بگویند: من تو را میشناسم.
اشتیلر
_ماکس فریش
خواب نخواهد بگریزد ز خواب
آنک بدیدست تماشای شب…
مولانا