3021
عاشقانه های کوتاه ارتباط با ادمین : @mob59 @Peymanlatifniya
وقتی همه اش برای دیگران زندگی کرده ایم،
دیگر مشکل می شود خودمان را تغییر بدهیم
و برای خودمان زندگی کنیم و در دام فداکاری نیفتیم.
#سیمون_دوبووار
@arghavan59🥀
برایم شانه باش...
به اندازهی یک دنیا خستهام!
#حسین_عربی
@arghavan59🥀
من از تنهایی نمیترسم!
از فریب دادن خودم میترسم...!
میترسم به واقعیت آنطور نگاه کنم
که خودم دلم میخواهد ،
نه آنطور که واقعا هست...!
#پائولو_کوئلیو
@arghavan59🥀
مقابل خودم را نگاه کردم،
در جمعیت تو را دیدم،
میان گندمها تو را دیدم،
زیر درختی تو را دیدم...
در انتهای همهٔ سفرهایم،
در عمق همهٔ عذابهایم،
در خم همهٔ خندههایم،
که از آب و آتش سر درمیآورد...
تابستان و زمستان
تو را دیدم،
در خانهام تو را دیدم،
در آغوش خویش تو را دیدم،
در رؤیاهایم تو را دیدم،
دیگر تَرکَت نخواهم کرد...
#پل_الوار
@arghavan59🥀
خوبم
اما اگر فکر کنم،
گریهام خواهد گرفت.
#سیامک_تقی_زاده
@arghavan59🥀
اگر من خدا بودم
تو باید
حبه ای انگور می شدی
در جامی از شراب
یا قهوه خانه ای
که مردان زیادی
در آن عاشق شده اند
گریسته اند
و زیبایی زنی را درپاکت سیگارشان
مخفی کرده اند
خورشید
هرطرف آسمان باشد
زیبایی کاملتر است
نگاه کن
به مردی که
به پنجره تکیه داده
و دارد در نقاشی دریا
غرق می شود..
#بنيامين_دیلم_کتولی
@arghavan59🥀
ﺭﻓﯿﻘﺎﻥ ﺧﻤﺮﻩ ﺑﺸﮑﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺸﮑﺴﺘﯿﻢ
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﻫﻞ ﺩﻟﯽ ، ﺑﺸﮑﻦ
ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻦ ﺑﺸﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺸﺐ
#مولانا
@arghavan59🥀
قهوه که میخوری ،
به من گوش بده !
شاید دیگر با هم قهوه نخوریم و
فرصتی نداشته باشیم، برای گَپ زدن !
نه از تو چیزی میگویم، نه از خودم !
ما شمالیترین نقطهی عشقیم !
دو سطرِ حاشیهنویسی شُده با مِداد !
دربارهی چیزی بزرگتر ،
و پاکتر از من و تو
حرف میزنم !
عشق
شاپرکی آمده از بهشت بود،
بر شانههامان نشست
و ما پَراندیمش !
ماهی مطّلایی بود آمده از دریا،
ما لِهاَش کردیم !
ستاره ای آبی بود که سوزاندیمش !
#نزار_قبانی
@arghavan59🥀
دفترهامان
پر بود از عاشقانه های سیاه ...
با پیراهنی زرد
قرمزها را
یکی یکی رد کردیم
پشت اولین سبز ایستادیم
و با اولین رهگذر
تانگو رقصیدیم
در ایستگاه اتوبوس
به انتظار مترو ماندیم
و تا نیمه های شب
با شیطان مشاعره کردیم
با آخرین قطار رفتیم
و با همان لباس های زرد رنگ
دفن شدیم در فرداها.
#بهنام_محبی_فر
@arghavan59🥀
نوشتم هر چه از هم دورتر ، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت:«من دلتنگِ دیدارم»
#عطیه_سادات_حجتی
@arghavan59🥀
همچون سیگار
میان انگشتانت باقی مانده ام
نه دودم می کنی و نه خاموش
آیا فراموش کرده ای که
در حال سوختنم ؟
#نزار_قبانی
@arghava59🥀
تاریکی ادامه دارد
بيا لبهامان را آتش بزنيم
و روح آوارهمان را به آسمان بفرستيم
تا ابر شوند
ببارند
و ما را چون مورچههای کوچک ِ دلتنگ در خود غرق كنند
- آری
گاهی بهتر است خیالبافی كنيم
#الیاس_علوی
@arghavan59🥀
آیا میفهمی یعنی چه
که هنگام خواب با خودت تکرار کنی:
خدای من کمک کن این روزها را پشتِ سر بگذارم؟
#ادهم_شرقاوی
@arghavan59🥀
آغوشت میدان جنگ
و لب هایت
اسلحه ای پر!
منم سربازی بی دفاع
که نه راه پس دارد
و نه راه پیش،
بانو؛
خلاصم کن
با رگباری از بوسه...
#پیمان_لطیف_نیا
روز جهانی #بوسه مبارک...
@arghavan59🥀
محبوب ام!
رازها را به غیر خودت نمیگویی...
چرا که زندگی موضوعی خصوصی است؛ مثل نفس کشیدن.
من اغلب رازهایم را به خودم میگویم...
امروز به خودم گفتم: «ای کاش یک روز شما را ببینم و بگویم، من آن دستیام که همیشه به سوی شما دراز شده.»
هرچیزی بهایی دارد و عشق بهای رازهای در دل مانده است...
#محمد_صالح_علا
@arghavan59🥀
قشنگ ترین آدمهایی که میشناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته و راه خود را از اعماق بازیافتهاند.
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ ، اتفاقی به وجود نمیآیند.
#الیزابت_کوبلر_راس
@arghavan59🥀
دیوار
بهانه بود ؛
پنجره ها را
از ما نگرفته بودند !
#بهنام_محبی_فر
@arghavan59🥀
از عکس تو و بغض همینقدر بگویم
دردا که چه شبها...که چه شبها...که چه شبها...
#حامد_عسکری
@arghavan59🥀
دلم میخواست
سقف معبد هستی فرو میريخت
پليدیها و زشتیها، به زير خاك میماندند
بهاری جاودان آغوش وا میكرد
جهان در موجی از زيبايی و خوبی شنا میكرد…
#فریدون_مشیری
@arghavan59🥀
سلام بر کسی که
در چشمانم تمام دنیاست
و هیچ گاه غیر از او را
از خدا نخواستم...
#نزار_قبانی
@arghavan59🥀
گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟
بالله که زنده بودن ما، شاهکار ماست
#فخرالدین_مزارعی
@arghavan59🥀
از تو
شروع شدهام
مثل یک شعر عاشقانه
بریده بریده نفس میکشم
پیراهن سرخ میپوشم
و میگذارم گوشههای دامنم
در باد برقصد...
#زینت_نور
@arghavan59🥀
باد هم به کمک آمده بود؛
یک مزرعه
انبوهی پرنده
و مترسک هایی بی جان تر از همیشه....
#کامران_نصیرزاده
@arghavan59
چشمهها با رودها در میآمیزند،
و رودها با دریا،
نسیمهای بهشت جاودانه
با شوری شیرین در هم میپیچند.
هیچچیز در جهان یگانه و تنها نیست،
همهچیز به حکم قانونی ازلی
در یک روح به هم میپیوندند
چرا من با تو نه؟
بنگر که کوهها آسمان را میبوسند،
و موجها یکدیگر را در آغوش میکشند؛
هیچ گُلی نیست که همنوعش را وانهد
و بخشوده شود
و آفتاب زمین را در بر گرفته،
و مهتاب دریا را میبوسد.
این همه مهر و زیبایی چه سود،
اگر لبانت بر لبان من ننشیند؟
#پرسی_بیش_شلی
@arghavan59🥀
آمدهای
با نور بخندی
و در لحظه جاری باشی،
و برقصی؛
چون شعلهای
که جهان را
به شور میکشد.
#آناستازیانا
@arghavan59🥀
میدانی؟
از وقتی دلبستهات شدهام
همه جا بوی پرتقال و بهشت میدهد.
#عباس_معروفی
@arghavan59🥀
در قلب پرآشوبم،
تو چقدر آرامی؟!
فریاد می زنم تو را،
چرا نمی شنوی مرا؟!
حواست هست
به چشمانم؟
گوش می دهی
به حرفایم؟
یک لحظه،
یک نفس،
کمی بودنت
برایم کافیست...
#کامران_نصیرزاده
@arghavan59🥀
حرف هایت به تلخی قهوه،
اصل حرفت همان همیشگی است...
دیدگانت سمت و سوی دیگری ،
برق چشمت همان همیشگی است...
شوخی سرد و ساده ات به کنار،
خنده هایت همان همیشگی است...
بافتی موی بس پریشان را،
پیچ و تابش همان همیشگی است...
دست سردت توی دستانم،
پوستت اما ترمه ی همیشگی است...
رفتی تو ای همیشه در آغوش،
گرمی حضورت اما همیشگی است...
#کامران_نصیرزاده
@arghavan59
سرزمینم صبوری کن؛
دوباره خواهی درخشید،
حتی از دل خاکستر ✌️
💚
🤍
💔