2184
به درگاه نخستين انجمن شاهنامه خواني در دبی خوش امديد ، نشست هاي اين انجمن هر چهار شنبه برگزار ميشود. تاریخ تاسیس : اذر ۱۳۹۲ دسامبر ۲۰۱۳ بنیانگذار و سردبیر :نادره پهلوان نویسنده و شاعر https://t.me/anjomanshahnameh 📜🗞📚
اکنون دیگر واضح شد که چرا در فقط ۱۰ سال گذشته خیلی از فعالان محیط زیست در جای جای ایران بازداشت و زندانی شدن؟
این فعالان در کوه و کمر های ایران چیزهایی دیدند که سپاه نمیخواسته دیده بشود ، مثلِ ساختن شهرهای موشکی مخفی و این فعالان انگی بهشون زده میشد و زندانی میگشتند!.
یک لیست از بازداشتیهای ۱۰ سال اخیر:
کاووس سیدامامی
نیلوفر بیانی
مراد طاهباز
هومن جوکار
سپیده کاشانی
طاهر قدیریان
امیرحسین خالقیان
افشین شیخالاسلامی وطنی
کاوه مدنی
عبدالرضا کوهپایه
محمدرضا لاوشانی
آرش عباسی
انها با محیط زیست و تبعات تخریب ان کاری نداشتند ، با برملا شدنِ لوکیشن ها مشکل داشتند.
🆔@anjomanshahnameh
نوروز ۲۵۸۵ شاهنشاهی بر شما پیروز و خجسته باد 🌿
ما مردمانی هستیم که هزاران سال، نه فقط زیستهایم—بلکه ایستادهایم.
در برابر طوفانها، در برابر یورشها، در برابر فراموشی.
برای نگه داشتن زبانمان، آیینمان، و آن آتشی که در ژرفای جانمان به نام «ایران» میسوزد.
چه بسیار آمدند و رفتند.
چه بسیار خواستند که این ریشه را بخشکانند.
اما هر ویرانی، آغازی شد برای آبادانی،
و هر زخم، دلیلی شد برای برخاستن.
ایران، فقط خاک نیست.
فقط مرز نیست.
ایران، یک «روح» است—
روحی که از دل هزارهها عبور کرده و در جان ما خانه دارد.
این روح، در هر کجای جهان که باشی، تو را صدا میزند.
در دورترین نقطهٔ دیاسپورا (Diaspora) هم، ناگهان با یک واژه، یک نغمه، یک بیت—
میفهمی هنوز «در ایران» نفس میکشی.
نام «ایرانی»، نامی ساده نیست.
جاذبهایست پنهان،
چون آهنربایی که دل را، بیاختیار، به سوی ایرانشهر میکشد.
ما پراکندهایم، اما گسسته نیستیم.
دوریم، اما جدا نیستیم.
زیرا ایران، در ماست—
و تا ما هستیم، ایران نیز زنده است.
نوروزتان پیروز
پ-ن
دیاسپورا :ایرانیان پراکنده در جهان با هویت مشترک
#نادره_پهلوان
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
#درمانگر
🆔@darmangar_4
به نام شاهنامه
با نهایت تأسف و اندوه، خبر درگذشت استاد فرهیخته، دکتر جلال خالقیمطلق، شاهنامهپژوه سترگ و ویرایشگر نامدار این اثر بیهمتا را دریافت کردیم!
اندیشمندی که عمر خویش را با وسواس علمی، دقت کمنظیر و عشقی ژرف، در راه پالایش، تصحیح و استوارسازی متن شاهنامه فردوسی صرف کرد و خدمت او به زبان فارسی و هویت فرهنگی ایران، در شمار ماندگارترین تلاشهای پژوهشی روزگار ماست.
آن بزرگمرد دانش، با تکیه بر روش علمی و نگاه نقادانه، ستون استوار کاخ زبان پارسی را استحکام بخشید و با ویرایش سنجیده و مستند شاهنامه، راه را برای نسلهای آینده پژوهندگان هموار ساخت. کار سترگ او، نه تنها خدمتی به ادبیات، که پاسداری از خرد، هویت و حافظه تاریخی ملت ایران بود.
کانال انجمن شاهنامهخوانی در دبی و مونترال، در این سوگ بزرگ، در کنار خانواده گرامی ایشان، جامعه دانشگاهی، پژوهندگان و دوستداران ادب پارسی، این ضایعه را تسلیت میگوید و برای آن روان والا آرامش و جاودانگی نام آرزو دارد.
روان گرامیاش شاد و راهش پررهرو باد؛
که نام نیک، سرمایه ماندگار اهل خرد است.
ز گیتی همه مرگ را زادهایم
به بیچارگی دل بدو دادهایم
نباشد جهان بر کسی پایدار
همه نام نیکو بود یادگار
شاگرد کوچک ایشان :
#نادره_پهلوان
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔 @anjomanshahnameh
#نشانی_ایران
واژهی #ایران
ریشهیابی و بررسی
از زبان زنده یاد جناب استاد پروفسور عبدالمجید ارفعی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
دوستان،
اینبار نشانهها با دفعات گذشته متفاوت است.
حس میشود که آغوشِ پیروزی دیگر یک خیال دوردست نیست، بلکه واقعیتی نزدیک و در دسترس است.
پس از نزدیک به نیم قرن تاریکی و عقبماندگی تحمیلشده، میتوانیم ایرانِ آباد، پرشکوه و سربلند را در افقی نهچندان دور تجربه کنیم.
ایرانی که در آن، فرزندانمان با هویتی اصیل و پرافتخار، بیهراس و سربلند خود را ایرانی معرفی کنند.
چه نیکو خواهد بود اگر آنان که سالها در جبهه جمهوری ضد مردمی اسلامی فعالیت داشتند نیز به مردم ستمدیده ایران بپیوندند؛
زیرا فردای روشن، متعلق به همه ایرانیانی است که دل در گرو این سرزمین دارند.
ما با افتخار ایرانی هستیم —
و این افتخار را هیچ تاریکیای نتوانسته از ما بگیرد.
پیام سردبیر
مجیدرضا تو شروع یک رنسانس بودی
"دوست ندارم گریه کنند سر مزار. قرآن نخوانند. نماز نخوانند. شادی کنند. آهنگ شاد پخش کنند"
🛎رنسانس ایرانی؛
بازگشت ایران به خویش
☀️چیزی در ایران در حال دگرگونی است.
نه فقط اعتراض.
نه فقط خشم.
یک باززایی آرام و گسترده در حال شکلگیری است؛
رنسانسی ایرانی.
نشانههایش را میشود دید:
در تغییر آیینها،
در اینکه عزاداریهای طولانی و سوگهای تکراری دیگر مرکز هویت نیستند، سوگواری ها حماسی میشود .
در اینکه مرگ تقدیس نمیشود،
زندگی مطالبه میشود.
سالها تخیل جمعی بر محور سوگ و شهادت و مظلومیت شکل گرفت.
اما امروز تصویر دیگری در حال جان گرفتن است:
ایرانِ زنده.
ایرانِ شاد.
ایرانِ توانمند.
جوانی که نام آرش را فریاد میزند،
دختری که تصویر شیر و خورشید یا سیمرغ را بر گردن میآویزد،
مردمی که سوگ را به سرود بدل میکنند،
اینها فقط نماد نیستند؛
نشانههای تغییر تخیلاند.
📌رنسانس یعنی بازگشت به سرچشمههای پیش از ایدئولوژی.
به خرد.
به فرّه.
به حماسهای که زندگی را پاس میداشت نه مرگ را.
در شاهنامه، قهرمان برای زیستن میجنگد،
برای آبادانی.
برای ایران.
این تخیل تازه، ایران را نه میدان سوگواری،
📌بلکه خانهای میبیند که باید ساخته شود.
چنین تخیلی را نمیشود با سرکوب خاموش کرد.
چون در ذهنها خانه کرده.
و وقتی یک ملت آینده را بتواند تصور کند،
دیگر به گذشته بازنمیگردد.
شاید آنچه امروز میبینیم،
آغاز بازگشت ایران به خودش باشد.
#نادره_پهلوان
#رنسانس_ایرانی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
حقایقی از دل تاریخ از زبان شاهزاده رضا پهلوی.
کا گ ب ، قبل از شنیدن صدای شورش 57 در زمان کارتر ، 40 هزار ایرانی در لباس اخوند در ایران تربیت کرده بود .
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
ایران تنها یک جغرافیا و سرزمین نیست !
ایران امتدادِ یک نفس است.
روحی که از دل هزارهها گذشته، از آتش و خاکستر عبور کرده، و هنوز در سینهی فرزندانش میتپد.
ایران، آن لحظهایست که مادری لالایی میخواند و واژهها بوی اسطوره ها را میدهند.
ایران، آن بغضیست که دور از وطن، با شنیدن یک بیت شاهنامه میشکند.
ایران، زخمیست که بارها بر تنش نشسته، اما هر بار از دل همان زخم، ققنوسوار برخاسته است.
هشت هزار سال، شوخی تاریخ نیست.
این حجم از دوام، اتفاقی نیست.
تمدنی فاخر ،که از توفانها گذشته، از یورشها جان سالم برده، از خاکسترش فرهنگ ساخته، و از اندوهش شعر.
ایرانی بودن فقط یک شناسنامه نیست.
یک حافظهی مشترک است.
یک عهد نانوشته میان نسلها.
یک شرمِ نجیب از بدی، و یک غرورِ خاموش از بزرگی.
ایرانی بودن مانند مست شدن از نوشیدن یک شراب ناب هشت هزار ساله است .
مهم نیست کجای جهان ایستادهای.
اگر با شنیدن نام ایران، سینهات کمی سنگین میشود،
اگر چشمَت بیدلیل خیس میشود،
اگر در دلِ غربت هنوز به زبان مادریت میاندیشی و سخن میگویی…
ایران در تو زنده است.
ایران را نمیشود تبعید کرد.
نمیشود خاموشش کرد.
نمیشود از ریشه کند.
ایران، در رگهای هر زاده این خاک جریان دارد.
و ایرانی بودن، افتخاریست که پایان ندارد.
#نادره_پهلوان
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
بینید این ادمکشان چه بلایی بر سر سوریه اوردند!
این خونهای ریخته شده و خانه های ویران گشته تقاص دارد !
جنایت پیشگانی که به جای بستری شدن در تیمارستان به انها اسلحه داده شده!
با دانستن تمام اینها ، باز هم همه دنیا از اینها حمایت میکنند که بمانند
#انجمن_شاهنامه_خوانی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال🆔@anjomanshahnameh
Читать полностью…
برگزاری نشست 271 در دبی
با اموزگاری # نادره_پهلوان
بهرام چوبینه با دلی پر خون و سری پشیمان تصمیم به فرار از ایران میگیرد ، پس این همه جنگ و کشتار دیگر جایی در ایران ندارد ، در به در به دنبال پناهنگی در کشوری بیگانه !
کدام کشور و با چه شرایطی پذیرای او
می باشد ؟
خسرو پرویز چه میکند ؟
ایا او را رها میکند تا دوباره قدرت خود را بازیابی کند ؟
در نشست 271 به تحلیل این موضوع پرداخته میشود .
شاید در این اشفته بازار ، شاهنامه محکم ترین ریسمانی که میتوان به ان چنگ زد .
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
خسرو پرویز سپس به آذرگُشَسپ، آتشکدهٔ ویژهٔ شاهان، رفت. پیاده، با چهرهای اشکبار، هفت روز نیایش کرد، زند و اوستا خواند و نذرهای خویش را با پیشکشهای فراوان ادا کرد. پس از روز هشتم، در آستانهٔ جشن سده، بخششهای گستردهای انجام داد و به یاری مردمی شتافت که از رنج جنگ آسیب دیده بودند. سپس به دیوانشهر، در نزدیکی تیسفون، رفت؛ شهری فراموششده که به فرمان او بازسازی شد، چراکه روزگاری جایگاه نیاکانش بود.
در ادامه، بر نقش روحانیان زرتشتی در سیاست ساسانی تأکید شد. خسرو پرویز دیری ـ که خود روحانی زرتشتی بود ـ را مأمور کرد تا دستورها و انتصابات تازه را بنویسد. فرمانداران نواحی چنین گماشته شدند: خراسان بزرگ، شامل بخشهایی از افغانستان و فرارود، به گُستَهم سپرده شد؛ بُرزْمِهرِ خوشچهره به وزارت رسید؛ شاپور فرمانروای داراب شد؛ اَندیان نگهدار مهر شاهی گشت؛ کشوری به گردوی سپرده شد؛ بالوی مسئول شهر چاچ گردید و کلید خزانه را به پسر نخواره دادند. همهٔ بزرگان نیز مأمور شدند از خِرادبَرزین پیروی کنند. همچنین به لشکریان وفادار، جامهٔ ویژه و فرمانروایی شهرهای دیگر بخشیده شد.
منادیای خوشآواز منشور پادشاهی را در شهرها خواند: پرهیز از بدی، فراموش کردن کینهها، جلوگیری از خونریزی و کیفر سخت برای ستمگران. در این منشور آمده بود که هر کس مالک دسترنج خویش است و هیچکس حق دستدرازی به دارایی مردم ندارد؛ نشانهای از اهمیت مالکیت فردی و آبادانی کشور در اندیشهٔ ساسانی. همچنین تأکید شد که در آیین زرتشتی، تلاش، آباد کردن زمین، پاک نگاه داشتن آتش و مهربانی با جانوران ارزشمند است و جامعه باید به رفاهی برسد که مردم آسوده زندگی کنند. حتی کسانی گماشته شدند تا بر کار و روزگار نیازمندانِ بیپشتوانه نظارت کنند. قناعت هرگز آموزهٔ محوری دین زرتشتی یا فرهنگ ایرانی نبوده؛ هر کس میبایست در زمان زندگی، تا حد توان در آبادانی ایرانشهر بکوشد.
در پایان نشست، پیش از آنکه فردوسی دوباره به سرگذشت بهرام چوبین بازگردد، از خود سخن میگوید. او از مرگ پسر جوانش، که سیوهفتساله از جهان رفته بود، یاد میکند. فردوسیِ سالخورده میگوید دیگر دلبستهٔ مال دنیا نیست و آرزو میکند کاش به جای فرزندش رفته بود. از خداوند میخواهد که خرد، چون زرهی، روانِ پسرش را نگاه دارد. این خودگویی اندوهبار نشان میدهد که خرد، رنج، نیکی و گذرایی جهان، ستونهای اصلی اندیشهٔ فردوسی و شاهنامهاند.......
#شاهنامه_فردوسی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
دویستوشصتوهشتمین نشست شاهنامهخوانی و شاهنامهپژوهی بانوان دبی
چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴
برابر با ۳ دسامبر ۲۰۲۵
به آموزگاری بانو نادره پهلوان
بهصورت حضوری
در آرت بازار ، جمیرا – دبی برگزار شد.
📚 بنمایه: شاهنامهٔ فردوسی
بخش: پادشاهی خسرو پرویز (پس از شکست بهرام چوبین)
✍ نگارش: بانو شیوا فرامرزی
در آغاز نشست، نمایشنامهای با عنوان «شراب در کَدو» برگرفته از داستان «بهرام چوبین و پیرزن دانا» اجرا شد؛ نمایشی که به گریزِ بهرام پس از شکست و رویاروییِ او با خردِ پیرزن میپرداخت. پس از اجرای نمایش، سرود «ای ایران، ای سرای پرگوهر» خوانده شد و سپس نشست با بازخوانی و بررسیِ ادامهٔ داستان خسرو پرویز و بهرام چوبین دنبال شد.
در این بخش، استواریِ جایگاهِ خسرو پرویز پس از پیروزی بررسی شد. خسرو، پادشاهی دینباور، به آذرگُشَسپ رفت و به نیایش ایستاد و پیروزی خود را خواستِ اهورامزدا دانست؛ همان ایزدی که او را یاری داد و بهرام چوبین را، با همهٔ هیاهوی جنگیاش، بیپشتیبان گذاشت. خسرو یادآور شد که بهرام پس از شکست، شبانه گریخت، سپاه و آذوقهاش به آتش کشیده شد و راههای گریز بر او بسته گشت. سپس فرمان داد نامهای با مهر شاهی نوشته شود و پیکی به سوی قیصر روانه گردد.
قیصر با شنیدن خبر پیروزی شادمان شد و به یزدان سپاس گفت. او چنین پنداشت که خسرو پرویز تنها به یاریِ روم توانسته است تختِ شاهی را باز پس گیرد؛ چراکه هنوز از ریزهکاریهای نبرد آگاه نبود. از اینرو هدایایی گرانبها فرستاد: تاج و گردنبندِ کهنِ خسروی، گوشوارهها و جامههای زردوز. افزون بر این، با آنکه میدانست ایرانیان زرتشتیاند، صلیبی گوهرنشان و خِفتانی بلندِ سبزرنگ – از نمادهای آیین مسیحی و رنگِ اشرافی آن – به همراه چهار فیلسوف و ندیمههای بسیار به سوی خسرو روانه کرد.
چون خسرو پرویز نامه و هدایا را دید، در اندیشه فرو رفت و گفت چگونه میتوان از پادشاهی خواست که آیینِ خود را دگرگون کند؛ هرچند تاریخ نمونههایی چون کنستانتین را به یاد دارد که از آیین مهر به مسیحیت گروید. خسرو اندیشید اگر آن جامه و صلیب را بپوشد، مردم خواهند گفت آیین خویش را رها کرده است، و اگر نپوشد، قیصر رنجیده میشود و بیمِ جنگی تازه در میان خواهد بود. راهنمای او گفت که آیین به جامه نیست و گاه برای سودِ کشور باید کاری کرد که دلخواهِ آدمی نیست. پس خسرو آن پوشش را بر تن کرد، اما از همان دم، پچپچ و داوری در میان مردم آغاز شد.
گروهی گفتند خسرو خود و آیینش را فروخته است و گروهی دیگر گفتند از درونِ ماجرا آگاه نیستند. شاهنامه در اینجا یادآور میشود که مردم همواره دو دستهاند: آنان که شتابزده داوری میکنند و آنان که ژرفتر مینگرند. خسرو پرویز به این گفتوگوها اعتنا نکرد. در روز دومِ پیروزی، جامههای مسیحی را کنار گذاشت، کلاه کیانی بر سر نهاد و فرمان داد مردم را فراخوانند تا ببینند که ردا و پوششِ ایرانی بر تن دارد. چون تاج ساسانی را بر سر گذاشت، بَندوی پیش آمد، بَرسَم به دست گرفت و به نیایش ایستاد.
این صحنه نیاطوس را خشمگین کرد. او نانی را که در دست داشت از سرِ خوان پرتاب کرد و گفت نیایش زرتشتی در کنار نمادهای مسیحی توهینآمیز است. بندوی از خشم سیلی به چهرهٔ او زد. خسرو پرویز با دیدن این رفتار سخت آزرده شد، رنگ از چهرهاش پرید و گفت بندوی نباید بیش از اندازه شراب مینوشید و مهارِ خود را از دست میداد و بیگمان تاوان این کار را خواهد پرداخت.
نیاطوس که سیلی خورده و نیمهمست بود، جامهٔ رزم پوشید و با یارانش آهنگ آن کرد که بزم را به جشن خون بدل کند. آنان پشت کاخ گرد آمدند و خواستار سپردن بندوی شدند. خسرو پاسخ داد که آیین خود را پنهان نمیکند و با زور نیز دینش دگرگون نخواهد شد؛ همهٔ نیاکانش زرتشتی بودهاند و نیاطوس حق تهدید ندارد، آنهم با یادِ ناتوانیِ سپاه روم در نبرد با بهرام چوبین.
در این هنگام، مریم، دختر قیصر و همسر تازهعروسِ خسرو پرویز، به میان امد و گفت ، این موضوع را به من بسپارید ......
#شاهنامه_فردوسی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
تاریخی که ما از جزئیات ان بی خبر بودیم !
جمهوری اسلامی و داستان های
قتل عام هایش! چگونه شد که ما اینطور بیرحم و اهریمن صفت گشتیم!
این ویدیو را باید دهها بار بازنگری کرد .
🆔@anjomanshahnameh
نت بلاکس، نهاد بین المللی نظارت بر وضعیت اینترنت روز جمعه ۲۲ اسفند اعلام کرد که قطع اینترنت در ایران وارد چهاردهمین روز خود شده است و اکنون بیش از ۳۱۲ ساعت است که ایران در خاموشی ارتباطات بین المللی به سر میبرد.
بر اساس دادههای این نهاد، میزان اتصال اینترنت در ایران همچنان حدود یک درصد سطح عادی است؛ به این معنا که عملا دسترسی عمومی به اینترنت جهانی تقریبا به طور کامل قطع شده است.
نتبلاکس همچنین اعلام کرده است در حالی که غیرنظامیان از بهروزرسانیها و هشدارهای حیاتی محروم میمانند، جریان مداومی از محتوای مورد تأیید جمهوری اسلامی از ایران در حال انتشار است.
نت بلاکس پیشتر اعلام کرده بود که این وضعیت یکی از شدیدترین خاموشیهای اینترنتی سراسری اعمال شده از حکومتها است.
🆔@anjomanshahnameh
به تازگی از واژه دیاسپورا به جای غربت نشینی بسیار استفاده میگردد، خواستم توضیحی در باره این واژه و ریشه و مفهوم ان داشته باشم:
واژهٔ دیاسپورا (Diaspora) داستان زبانی جالبی دارد. این کلمه اصلاً ایرانی نیست؛ ریشهاش به یونان باستان برمیگردد.
ریشهٔ واژه از دو جزء یونانی ساخته شده است:
dia (دیا) یعنی «در میان / در سراسر»
speirein (اسپِیرین) یعنی «پاشیدن، پراکندن بذر»
پس معنی اصلی واژه چیزی شبیه این است:
پراکنده شدن مانند دانههایی که در زمین پاشیده میشوند.
در یونان باستان از این واژه برای توصیف پراکنده شدن مردم یک سرزمین در نقاط دیگر جهان استفاده میکردند. بعدها در متون تاریخی بیشتر برای یهودیانی که پس از تبعیدها در کشورهای مختلف پراکنده شدند به کار رفت.
امروز در علوم اجتماعی «دیاسپورا» معنای گستردهتری دارد. به گروهی از مردم گفته میشود که:
سرزمین اصلی مشترکی دارند
اما در کشورهای مختلف زندگی میکنند
و همچنان پیوند فرهنگی یا هویتی با وطن خود دارند
برای نمونه میگویند:
Iranian diaspora → ایرانیان پراکنده در جهان
Armenian diaspora → ارامنهٔ پراکنده در جهان
Jewish diaspora
یک نکتهٔ جالب:
در فارسی قدیم واژهای بسیار نزدیک به این معنا داریم: «پراکندگی» یا «پراکندهنشینی». اما در زبان دانشگاهی امروز بیشتر همان واژهٔ دیاسپورا به کار میرود.
در دنیای امروز، مفهوم دیاسپورا خیلی مهم شده؛ چون میلیونها نفر در جهان در واقع میان دو جهان زندگی میکنند:
یک سرزمین برای زندگی روزمره، و یک سرزمین در حافظه و هویت.
#نادره_پهلوان
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
اینترنت و تلفن در ایران قطع شده
خواهشمندیم از دوستانی که هنوز دسترسی دارند ، این پیام را به دوستان و اشنایان برسانید که در خانه های خود بمانند.
خبر فوری
در اینده باید در محلی که خمینی دجال دفن شده
بوستانی درست کرد از جاوید نامان
و به نام هر جاوید نامی درختی کاشت و نمادی در کنارش
تا برای همه نسلهای اینده به یادگار بماند و این دوران قرون وسطی در ایران دیگر
فراموش نشود.
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
قسم به مهسا و ندا
🆔@anjomanshahnameh
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
گزارش_ویژه
۱.مغزشویی نیروهای سرکوب
۲.راز ذهنیت نیروهای سرکوب
۳.کلید قفل ذهنیت نیرو های سرکوب
📌 البته جمهوری اسلامی یک بند جدید را نیز به این تقسیم بندی ها و پژوهش ها افزوده است که تا کنون برای خونخوارترین حکومتها نیز قفل بوده است، و ان گذاشتن بودجه ای هنگفت برای استخدام قاتلان و مزدورها از کشورهای بیگانه که هیچ نوع قرابتی با ایرانیان ندارند که در کمال اسودگی و وجدان راحت ، به نسل کشی و کشتار بی رحمانه دست بزنند .
این ویدیو را چندین بار با دقت گوش کنید و برای همیاران خود نیز بفرستید.
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
علی حسین قاضی زاده در کلاب هاوس مطالب مهمی را بیان میکند :
باید #کین_مقدس از ظلمی که به جامعه ایران رفته است را در دل همچنان زنده نگه داریم و ان را تبدیل به خشم انتقام گردانیم ،در غیر این صورت با جامعه ای روبرو خواهیم شد که همگی مردگان متحرک هستند!
این ویدیو را تا انتها گوش دهید.
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
محمد رضا شاه پهلوی ، مطلقا فهمیده و اگاه به اتفاقات و رویداد های زمانه خود بود ! او به لحاظ سیاسی دقیقا 50 سال جلوتر از زمان خود میاندیشید و گام بر میداشت ، انگار تمام سخناتش را امروز جهان زندگی می کند .
روانش در ارامش و یادش سپند
#انجمن_شاهنامه_خوانی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
درختی که از کین ایرج برست
به خون بار و برگش بخواهیم شست
همه جنگ با چشم گریان کنم
جهان چون دل خویش بریان کنم
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بَد آراسته
پی نوشت : انگار شاهنامه را در زمان حاضر زندگی میکنیم.
ملتی که تاریخ خود را نداند ، مجبور به تکرار ان خواهند بود .
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔 @anjomanshahnameh
ایا تا به حال چهلم 40000 نفر را در یک روز در تاریخ دیده بودید؟!
40000 نفر شیفته و عاشق ایران که جانشان را تنها به سبب #وتن دوستی بی رحمانه و وحشیانه
بی وطنان از انها ستاندند !
40000 گل زیبا و جوان
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
الناز شاکردوست، بازیگر سینما اعلام کرد: «دیگر هرگز در این خاک که بوی خون میدهد، نقشی بازی نخواهم کرد. این نقش اصلی من است.»
او در اینستاگرام نوشت: «این بودن سخت تر از هزار بار مردن است ...
افسردگی ام چنان عمیق گشته که مرز بین واقعیت و کابوس را گم کردهام ... روحم توان تحمل این تراژدی جنایتبار هولناک تاریخی را نداشته ... من بازیگرم، یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم اما این بار بهجای چهل هزار هموطنم، کشته شدهام ...
بهجای تک به تک معشوقههایشان، بهجای اعضای خانوادههایشان رو هم پاره پاره کشته... دیگر حتی انسانم آرزو نیست ... تب دارم…»
📡 VahidOnline
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
دویست و شصت و نهمین نشست شاهنامهخوانی و شاهنامهپژوهی بانوان دبی
به گاه چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴
برابر با ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵
به آموزگاری بانو نادره پهلوان
بهصورت حضوری
در آرت بازار، جمیرا – دبی برگزار شد.
📚 بنمایه: شاهنامهٔ فردوسی
بخش: پادشاهی خسرو پرویز
✍ نگارش: شیوا فرامرزی
در ادامهٔ داستان، روایت از جایی پی گرفته شد که در نشست پیشین، میان نیاطوسِ سردار رومی و بَندوی تنشی سخت پدید آمده بود. بندوی هنگام نیایش خسرو پرویز، آیین زرتشتی را با بَرسَم بهجا آورد و همین کار خشم نیاطوس را برانگیخت. اعتراض او به سیلی بندوی انجامید و آتشِ درگیری میان ایرانیان و رومیان شعلهور شد.
در این بزنگاه، مریم، همسر خسرو پرویز و خواهر نیاطوس، پیش آمد و نقش زنِ خردمند را در فرونشاندن خشم مردان به نمایش گذاشت؛ نقشی که فردوسی آگاهانه و با تأکید برجسته میکند. مریم از خسرو خواست بندوی را همراه او برای پوزش نزد نیاطوس بفرستد. خسرو پرویز که همواره به رأی و پندِ راهنمایان گوش میداد ـ برخلاف بهرام چوبین که اندرز پیرامونیان را نادیده میگرفت ـ این پیشنهاد را پذیرفت.
مریم نزد برادرش رفت و او را به آرامش فراخواند. یادآور شد که قیصر روم برای بازگرداندن خسرو به تخت، مال و سپاه داده و حتی پیوند زناشویی را پذیرفته تا میان ایران و روم آرامش برقرار شود. او گفت دهقانان و بزرگان ایران آیین کهن خود را با سخن کسی رها نمیکنند و بندوی نیز با آهنگ پوزش آمده است، نه ستیز. این سخنان کارگر افتاد؛ نیاطوس پشیمان شد، بندوی و نیاطوس یکدیگر را در آغوش گرفتند و نزد خسرو پرویز بازگشتند.
خسرو پرویز سپس جداگانه با نیاطوس سخن گفت و یادآور شد که بندوی مردی جنگستیز و کوتهفکر است و خودِ خسرو نیز از کردههای او دلآزرده و هنوز داغدار پدر خویش است. نیاطوس نیز پذیرفت که از مردی رومی که مست بوده، نمیتوان خردمندی انتظار داشت و خطای خود را پذیرفت. در اینجا بانو پهلوان تأکید کرد که دگرگونی آیینها در روزگار کهن، بیشتر با زور و جنگ انجام میشد، نه از سرِ خواست دل و گفتوگو.
پس از فرونشستن این تنش، خسرو پرویز به سامان دادن کشور پرداخت. فرمان داد در میان سپاهیان رومی سرشماری و ارزیابی انجام شود و بر پایهٔ کوشش و وفاداری، پاداش و خلعت دهند؛ آیینی که از سنتهای دیرین پادشاهی بهشمار میرفت. اسبان گرانبها، گوهر و پیشکش میان سپاهیان بخش شد و به نیاطوس کمربندی زرین و هدایایی بسیار دادند.
یادآوری شد که ایران و روم از روزگار قباد درگیر جنگهای فرساینده بودند و ایران شهرهای بسیاری را گشوده بود؛ اما خسرو پرویز پس از پیروزی، بر پایهٔ پیمانی تاریخی در سال ۵۹۱ میلادی، شهرهای گرفتهشده را به روم بازگرداند. این رویداد نشان میدهد که هیچ کشور بیگانهای بیچشمداشت یاری نمیرساند.
#شاهنامه_فردوسی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
#شاهنامه_فردوسی
#انجمن_شاهنامه_خوانی_دبی_مونترال
🆔@anjomanshahnameh