جا برای معاشقه کم بود ما فقط مشاعره کردیم آبا عابدین
شب بیصدا اومد تو خونه مثلِ هر شب
بیاینکه حتی از خودش سرنخ بذاره
دیوار تنها بود و تاریکی نمیذاشت
عکست، منو دیوار و از برزخ درآره
با هر نسیمی تاب میخوردم که خوابم
آشفته باشه مثلِ موهای تو، تو باد
تو فکر اینکه چند قرنه من همینجام؟
از کی نپوشیدی منو؟ یادم نمیآد
هیشکی نمیفهمه چرا شب دردناکه
هیشکی نمیفهمه لباست چی کشیده
من حاملِ عطرِ تو بودم، عطرِ خوبت
میفهمی چی داره منو آزار میده
#آباعابدین
#آدم_ابری
آهنگ: Nyfes از Stamaths spanoydakhs
نما: The Words
@aba_abedin_channel
از کتاب دیر یا زود
آلبا دسس پدس
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
گلم را چیدهاند
برگم را کشیدهاند
و ساقهام را به سوختن انداختهاند
با چراغ بیا
که جای خالیام را بیابی
مورچهها جسدم را در اسکلت ساختمان
مخفی کردهاند
و مرا که نمیدانم چگونه با تو حرف میزنم
در اینجا رها کردهاند
نیستی میدانی کجاست؟
نیست میدانی کیست؟
منم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
تیرهی پرندههای شکل تو
توی آسمون لتوپار شدن
زجرکشتر از همیشهی خودت
بین خاک و خون گرفتار شدن
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
شعر: شهریار دادور
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
داری برای خودت دست تکان میدهی
آینه این را نمی فهمد،برای تو دست تکان میدهد
تو میروی
آینه این را نمیفهمد، برای تو دست تکان میدهد
هرگز بر نمیگردی
آینه این را نمیفهمد، برای تو دست تکان میدهد
من به آینه نگاه میکنم
برای تو دست تکان میدهد
برای تو دست تکان میدهم
تو رفتهای
ما این را نمیفهمیم
فقط برای تو دست تکان میدهیم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
کنار بغض ساعتای مرده
یکی به قاب عکست آب میداد
تو اتفاق خوبی بودی اما
توو فالم عکس صورتت نیفتاد
درست پشت خندههای گنگم
یکی ترانههامو دار میزد
برای اینکه سهم من نبودی
خدا نشسته بودو زار میزد
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
شعر: چارلز بوکوفسکی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
نیست
آنچه باید
تا دوشهایم زیرِ این بار
آنقدر سنگینی کنند
که نفس هم به کشیدن فکر نکند
سکوت
تنها،
نشانهی سکوت است
یعنی کسی که حرف نمیزند
شبیه سدی
که دریچههایش هنوز باز نشده
پشتِ دیوار
به شانهای فکر میکند
به آغوشی
که میتواند سالها برای نبودنش بغض کرد
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
از من چند جرعه باقیست
اینرا ننوشید
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: آنا آخماتووا
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
که گریه کن دو قدم تنها
بهروی شانهی ماهیها
که گریه علت و معلول است
برای در بغلم بودن
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
در صورت یک پرنده آیا
رنج پرواز را دیدهای؟
در شیون مغروق یک ماهی چه؟
آن زمان که پنجره را نمیبیند
آنحال که از دست فرو میریزد
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: پل الوار
برگردان: احمد شاملو
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
من دلیل رفتنم
تو دلیل بودنی
ای هوای شاد صبح
ای غمِ ستودنی
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
من ساحلی بودم که بارونو
با دست بسته میپذیرفتم
دیوونهای بودم که از دردام
با هیچکس چیزی نمیگفتم
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
من یک جراحت سطحیام
که درد دارد
اما مهم نیست.
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: یانیس ریتسوس
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
دنیای تاریکی شدم همرنگِ چشمات
تا شیشههای خونه رو بارون بشوره
دستامو باید می گرفتی امشب اما
هرجوری میبینم فقط دستِ تو دوره
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
متغیری بودم
بر حسب او
چشمهایم را شنید
ثابت شد چشم دارم
گوشهایم را صدا کرد
ثابت شد گوش دارم
لبهایم را لمس کرد
ثابت شد
مرا...
ثابت شدم!
حالا نیستم
نه اینکه نباشم
راهی برای اثباتم نیست
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: خسرو گلسرخی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
ما آدمهای ترسویی نبودیم
از شب
از تاریکی
از سکوت
از صداهای عجیب
از رعد و برق
از همه چیز
تنها خجالت میکشیدیم
انگار که دراتومبیل بخواهیم یکدیگر را ببوسیم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
بعد از اونهمه غریبی و سفر
بعد از اینهمه پرنده زیستی
جَلد اومدم که باورم کنی
جَلد اومدم، تو دیگه نیستی
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
از کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادر ابراهیمی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
من ناخدای کشتیِ بیبادبانم
دریانوردی که شنا کردن بلد نیست
دریا رو تو مشتم گرفتم تا نَمیرم
مشتِ گره خورده رها کردن بلد نیست
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
میگفت مرا بنواز
مانده بودم
از کدام نت شروع کنم
که دستم رفت لای موهاش
نواختم
نواختم
نواختم
#آباعابدین
آهنگ: Medusa از Brendan Perry
نما: The Adventure
@aba_abedin_channel
از کتاب مکاتیب
سنایی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
من آرامشی بعدِ طوفان ندیدم
کسی حال دنیامو بهتر نمیکرد
تو این قصه که من فقط مینوشتم
کسی شخصیتهاشو باور نمیکرد
با اینکه پر از غار بودم همیشه
سر از عمق من هیچکس درنیاورد
یه کوه از سر بیکسی بیپناهی
رو هر چی که میخواست بالا میآورد
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
با لبهای تو میخندم
با چشمهای تو میگریم
مادام که میترسم
از نمایش بیرون بریزی
و دیگر خودت نباشی
من در نقش تو فرو رفتهام
و هرکار میکنم
نمیتوانم نامم رابه یاد بیاورم
#آباعابدين
@aba_abedin_channel
متن: سیران هیراف
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel