16103
اولین وبسایت تخصصی دنیای نغمهی یخ و آتش: westeros.ir آدرس فیس بوک ما: facebook.com/Game.Of.Thrones.Persian.FanPage آدرس پیج اینستاگرام ما: instagram.com/westeros.ir آدرس توئیتر ما: twitter.com/Westerosir ادمین : @sis311
وضعیت هوادارای تیم سیاه برای هر قسمتی که میگذره و میبینن برای قسمت بعدی هم، باید باز کریستون کول رو تحمل کنن!!
#خاندان_اژدها
#فان
#HOTD
#Fun
@Westerosir
شما رو نمیدونم، ولی من هر بار تیپ بانو سابیتا فری سریال رو می بینم یاد اون مرغ تو رابین هود «بانو کلاک» میافتم😂
#خاندان_اژدها
#فان
#میم
#HOTD
#Fun
#meme
@westerosir
شاهزاده دیمون تارگرین: خیال کردی همه قراره بیچونوچرا قبولت کنن؟! در کمال شکوه به تاج و تخت برسی؟ ملت متحد باشن و تابستون ابدی باشه و هیچوقت برف نیاد؟ تو یه زنی، رینیرا، همیشه یکی هست که باهات ساز مخالف بزنه و از خداش باشه که شکست بخوری و سقوط کنی...
#نقل_قول #سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
یه فکت باحال اینه که کلاهگیسی که میلی الکاک در ابتدای فصل اول، برای ایفای نقش جوانی رینیرا استفاده میکرد، بعدها دوباره برای ایوان میچل در نقش ایموند مورد استفاده قرار گرفت!
پ.ن: هم تاجش رو دزدیدن، هم کلاهگیسش رو😄
#خاندان_اژدها
#فان
#میم
#HOTD
#Fun
#meme
@Westerosir
عنوان قسمت پنجم از فصل سوم سریال «خاندان اژدها» Unbowed and Unbent «خمنشده و تسلیمنشده» اعلام شد.
کارگردانی این قسمت به عهده Nina lopez_corrado بوده و تاکنون در سایت IMDb امتیاز 8.0 برای آن ثبت شده است.
#اخبار
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون
🐉 پست اول — سرکش و تسلیم نشدنی
👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و فصل سوم و پنجم
👋 قسمت پنجم که از نظر من "گیم آو ترونز"یترین قسمت این فصل بود، منتشر شد.اسم اینم قسمت رو اُرموند گفت، اما گفتهی خودش نیست. او از زنی نقل قول کرد که صد و سی سال پیش، در قلمرویی که اژدهایان هرگز نتونستند اونو تصرف کنن، مرده. مریا مارتل حاکم دورن در زمان اگان فاتح بود که تسلیم اگان و خواهراش نشد. سرکش، تسلیم نشدنی و ناشکستنی شعار دورنیهاست که اسم این اپیزود دو بخش اولشه. نیمنگاهی به این موضوع که قهرمانان این سریال اگرچه سرکش و تسلیم نشدنی هستند، اما شکسته هستند.
🧐 اُرموند خودش رو در تامبلتون مستقر کرده و مردم شهر رو به کارِ ساختن برج و بارو واداشته. استدلالش میچربه: او داره قمار میکنه که رینیرا شهری پر از وفادارانِ خودشو خاکستر نمیکنه، پس حمله باید با ارتش انجام بشه - و ارتشها میتونن که محاصره بشن. میشه گفت این اُرموند نیست که از شهر دفاع میکنه، این تامبلتونه که داره از اُرموند دفاع میکنه.
🧐 و بععله ما بالاخره چشممون به جمال بُردگیم وستروسیها هم روشن شد. سایواس. توی کتابها ما فقط اسم بازی و مهرهها رو میشنویم؛ اما قوانین اصلا توضیح داده نشدهاند. به نظر کسی رو مجبور کردن که برای سریال یه بُردگیم بسازه! دیرون با حرکت دادن اژدها برنده میشه. اُرموند (که میبینیم اژدهاش رو روی تخته تکون نداده!) با کلهای خراب از باخت، میکشه زیر میز بازی. گواین (پسر عموی اُرموند) در اوایل این قسمت دقیقاً به ما گفت که این آدم کیه: اونا تو بچگی برای بالا رفتن از هایتاور مسابقه میدادن و گواین همیشه میذاشت اُرموند ببره، چون اُرموند نیتونست (و کماکان هم نمیتونه) باخت رو تحمل کنه.
😵💫 این صحنه تناظر یک به یک با یکی از صحنههای کتاب اصلی داره. تو کتابها پسری به نام گریف جوان هست که مخفیانه یه تارگرینه و توسط مردی به نام جان کانینگتون بزرگ شده که پدرش نیست اما نقش پدرش رو بازی میکنه، جان کسیه که موهای گریف رو رنگ میکنه تا هویتش رو پنهان کنه. گریف جوان با تیریون سایواس بازی میکنه، میبازه و میزنه زیر تختهی بازی. سریال دقیقاً همین رابطه رو گرفته، اونو به اُرموند و دیرون داده با یه سری تغییرات اندک.
🤨 بعدش سکههایی با چهرهی دیرون. شما سکه بصورت پادشاه ضرب میکنید تا ثابت کنید که طرف پاشاهه. این کل روش اُرمونده - او نمیخواد اژدها رو توی میدون شکست بده، او داره یک جنگ تبلیغاتی رو از شهری که رینیرا هرگز پاشو توش نذاشته سازماندهی میکنه، میره روی مخش و رینیرا رو از کسی که تا حالا ندیده میترسونه. او ممکنه هزینه گرافیتی "ملکه حرامزادهها" رو هم پرداخت کرده باشه.
📚 و مریا مارتل. نسخهای که اُرموند تحویل دیرون میده توش تمسخر داره - او چاق بود، زشت بود، او تنها زنی بود که در جنگ خوب بود. اما چیزی که کتاب در مورد مریا میگه به مراتب بهتره. وقتی رینیس (خواهر اگان فاتح) مراکسس را به دورن برد، ویت (Vaith) خالی از سکنه شده بود. در شهر پلانکی (Planky) فقط کودکان و خردسالان بودند. وقتی رینیس پرسید که لردها کجا رفتن، پاسخ یک کلمه بود: "اونجا". تمام قلمرو پادشاهیِ دورن از هدف قرار گرفتن و جواب دادن به رینیس امتناع کرد.
📚 مریای نابینای هشتاد ساله که شصت سال بود حاکم دورن بود، فرار نکرد و در قلعهی متروکه خودش منتظر موند تا اژدها به سمتش بیاد. او به رینیس گفت که باهاش نخواهد جنگید و زانو هم نخواهد زد، چون دورن پادشاه نداره. رینیس بهش هشدار داد که دفعهی بعد با آتش و خون برمیگرده. و جواب مریا تبدیل به شعار دورنیها شد "سرکش، تسلیم نشدنی و ناشکستنی". او گفت ما رو بسوزون، اما نمیتونی مارو تسلیم کنی، یا ما رو بشکنی یا وادار به تعظیم کنی. این کلمات به عنوان پاسخی به تارگرینها در تاریخ حک شدند. حالا اُرموند هایتاور میخواد با استفاده از سیاستِ تنها حاکمی که تسلیم تارگرینها نشد، خاندان اژدها رو شکست بده.
📚 کتاب یه جای دیگه هم متفاوته. قبلا گفتیم که در آتش و خون، اُرموند و دیرون رابطشون این شکلی نیست. اُرموند فقط به این دلیل لشکرکشی میکنه که عموش اُتو براش نامه نوشته و ازش خواهش کرده.دیرون رو هم خود اُرموند شوالیه میکنه بعد از اینکه توی جنگ هانیواین نجاتشون میده.
✍️ داریم میبینیم که در تامبلتون پخت و پز سنگینی در حال انجامه. طبق انتظارات تامبلتون آبستن اتفاقات بیشماری خوهاد بود که ریشههاشون در حال رشده.
🤩 برای دیدن عکسها instant view را باز کنید
🔜 منتظر قسمت بعد باشید...
#بررسی_اپیزود
#خاندان_اژدها
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD
@westerosir
میساریا: این مقدار طلای کمی که دیمون جور کرده، باید خرج شکم گرسنهی مردم شهر بشه...
شاهزاده دیمون تارگرین: باید حقوق سربازهامون رو بدیم و نیروی جدید هم استخدام کنیم؛ وگرنه شورش میشه.
میساریا: شلوغی و شورش زمانی اتفاق میوفته که مردم فکر کنن، حکومت به خشمشون بیاعتناست.
ملکه رینیرا تارگرین: طلایی که آوردی، صرف کمک به مردم میشه.
شاهزاده دیمون خطاب به میساریا: وقتی این آتیشی که به پا کردی دامن خود رینیرا رو بگیره، دوباره سر عقل میاد!!
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
از یک روستای کوچک تا وستروس، رویایی که به حقیقت پیوست!
کلینتون لیبرتی، بازیگر نقش آدام از هال در سریال خاندان اژدها، در گفتوگویی تازه از مسیری گفت که او را از یک روستای کوچک در ایرلند به دنیای وستروس رساند؛ مسیری که به گفته خودش، روزی فقط یک رویای دور از دسترس بود.
او در این باره گفت:
«یادم هست وقتی فصل اول خاندان اژدها را تماشا میکردم، هر شب آرزو میکردم روزی در این سریال بازی کنم. من فقط پسری از یک روستای کوچک در ایرلند بودم و حضور در چنین پروژهای برایم غیرممکن به نظر میرسید. هیچوقت فکر نمیکردم این آرزو روزی به واقعیت تبدیل شود.»کلینتون لیبرتی توضیح داد که وقتی خبر انتخابش برای ایفای نقش آدام از هال را شنید، برای مدتی نمیتوانست آن را باور کند. او گفت حضور در یکی از بزرگترین سریالهای تلویزیونی جهان، تجربهای است که همیشه در خاطرش خواهد ماند و هنوز هم هر بار وارد صحنه فیلمبرداری میشود، همان حس هیجان روز اول را دارد.
«همه اعضای گروه از همان ابتدا استقبال گرمی از من داشتند و باعث شدند احساس کنم به این خانواده تعلق دارم. بازی در دنیای وستروس چیزی است که همیشه بابت آن قدردان خواهم بود.»در پایان نیز تاکید کرد که این تجربه به او ثابت کرده نباید از دنبال کردن رویاها دست کشید، چون گاهی اتفاقهایی که غیرممکن به نظر میرسند، به واقعیت تبدیل میشوند.
رینا تارگرین: من تمام عمرم تنها بودم. یه تارگرین بدون اژدها یه وصلهی ناجور یا حتا بدتر، مایهی دلسوزی بقیهس. خودت میتونی ادعا کنی که تاحالا حتا واسه یک لحظه جزو دغدغههات بودم؟! من بیارزشترین بچهت بودم. بذار برام عزاداری کنن و خیال کنن، غرق شدم.
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
شاهزاده دیرون تارگرین کمی بعد از شاهزاده جسریس ولاریون به دنیا آمد. پادشاه ویسریس تارگرین اول دستور داد این دو پسر یک دایه داشته باشند تا شاید برادر شیری بودن پیوندی بینشان ایجاد کند؛ اما این تلاش بینتیجه بود.
حالا که بالأخره بعد از کلی مخفیکاری چشممون به جمال شاهزاده دیرون تارگرین تو سریال #خاندان_اژدها روشن شده، اگر دوست دارید زندگینامهی کاملش رو بخونید به ویکیوستروس سر بزنید.
#ویکی
#HOTD
#Wiki
@Westerosir
ملکه رینیرا تارگرین خطاب به آلین ولاریون:
این ماکتها دسترنج تمام عمر پدرم بود، بازسازی پایتختِ والریای کهن. فکر کنم براش یه یادآوری بود، که حتی بزرگترین خاندانها هم سقوط میکنند. اینکه تاج هیچوقت نباید باعث راحتی خیالش بشه.#نقل_قول
کسانی بودن که شایعه میکردن پدرم ضعیفه، ولی... وقتی از زاویهی دیدِ اون نگاه میکنم، فقط میتونم شگفتزده شم که چطور تمام این مدت، همهچیز رو در تعادل نگه داشت.
پدرها استعداد کلافهکنندهای دارن که هم زمان الهام بخش باشن و حرصِ آدم رو دربیارن.
خاندان اژدها دوباره به صدر جدول پربینندهترین سریالهای استریم بازگشت!
طبق جدیدترین رتبهبندی سامبا تیوی، سریال خاندان اژدها پس از پخش قسمت چهارم فصل سوم، بار دیگر به رتبه نخست جدول هفتگی پربینندهترین سریالهای استریم بازگشت و صدر جدول را پس گرفت.
پخش قسمت چهارم باعث شد خاندان اژدها دوباره به جایگاه نخست این رتبهبندی برسد؛ اتفاقی که برای دومین بار در فصل سوم رخ میدهد و نشان میدهد این سریال همچنان یکی از موفقترین مجموعهها در جذب مخاطب است.
رتبهبندی سامبا تیوی بر اساس اطلاعات بیش از سه میلیون خانوار آمریکایی تهیه میشود و میزان تماشای سریالها را در روزهای ابتدایی انتشار اندازهگیری میکند. بازگشت خاندان اژدها به صدر این جدول نشان میدهد که با وجود افت آمار پخش زنده از شبکه اچبیاو نسبت به فصلهای گذشته، استقبال مخاطبان از این سریال در پلتفرمهای استریم همچنان بسیار بالاست و این مجموعه همچنان یکی از پربینندهترین سریالهای حال حاضر به شمار میرود.
#آمار
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
رینا و نتلز؛ ادغام یا حذف نتلز؟
بخش سوم
سریال خاندان اژدها چگونه میتواند داستان نتلز و رینا را با یکدیگر ترکیب کند؟
در پایان فصل دوم خاندان اژدها، رینا تارگرین از مسیر داستانی خود در کتاب فاصله گرفت و برای یافتن شیپاستیلر در دره ارن، قدم به سرزمینی ناشناخته گذاشت.
در فصل سوم، نقش رینا بیش از پیش پررنگ شده است. او با شیپاستیلر، که بهتازگی پیوندش با او شکل گرفته، در نبرد گالت به کمک خانوادهاش میشتابد؛ اما ناخواسته باعث مرگ برادر ناتنیاش، جیسریس ولاریون، میشود.
در قسمت چهارم فصل سوم، دیمون تارگرین توسط کراکسیس متوجه میشود که رینا همراه اژدهایش در غاری در دره ارن مخفی شده است.
رینا از دیمون میخواهد به رینیرا دروغ بگوید و به ملکه اطلاع دهد که سوار شیپاستیلر کشته شده است.
دیمون میداند که انجام چنین کاری خیانت محسوب میشود، اما در نهایت برای محافظت از دخترش در برابر خشم همسرش، این درخواست را میپذیرد.
او در عوض، یک چوپان بیگناه را به قتل میرساند، سر او را آنقدر میسوزاند که دیگر قابل شناسایی نباشد و سپس آنرا نزد رینیرا میبرد و مدعی میشود که سوار شیپاستیلر از میان برداشته شده است.
در این مقطع، رینا همچنان در دره ارن مخفی شده است. لباسهای ژنده و موهای سوختهاش باعث شدهاند به سختی قابل شناسایی باشد. تنها لیدی جین ارن و دیمون از محل اختفای او اطلاع دارند.
در این شرایط، ناشناس ماندن بزرگترین سپر دفاعی ریناست.
با این حال، بعید به نظر میرسد که او تا پایان فصل به همین شکل منزوی باقی بماند.
حتا ممکن است زمانی فرا برسد که رینا عملن هویت «نتلز» را برای خود برگزیند و با پذیرفتن این نام مستعار، خود را فردی بینامونشان معرفی کند تا بتواند تا حد امکان از چشم دیگران پنهان بماند.
چه سریال رسمن او را «نتلز» بنامد و چه چنین کاری نکند، به گمان رینا در نهایت همان خط داستانی اصلی نتلز در کتاب را بر عهده خواهد گرفت؛ یعنی همراه دیمون در ریورلندز به شکار ایموند خواهد پرداخت.
شاید دیمون برای مقابله با ویگار، که اژدهایی فوقالعاده قدرتمند است، از رینا کمک بخواهد.
شاید هم آن دو دوباره با یکدیگر آشتی کنند و دیمون تصمیم بگیرد به دخترش کمک کند تا کنترل بهتری بر شیپاستیلر وحشی به دست آورد.
احتمالن مجموعهای از این انگیزهها باعث خواهد شد که دیمون و رینا در ادامه فصل چهارم زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کنند.
#مقاله
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
تحول بزرگ دیرون تارگرین و ورود اژدهایان تازه؛ جزئیات جدید از فصل سوم خاندان اژدها!
رایان کندال، سازنده و تهیهکننده اصلی خاندان اژدها، در صحبتهای تازه خود درباره آینده شخصیت دیرون تارگرین و حضور اژدهایان جدید در ادامه سریال صحبت کرده است.
کندال، دیرون را با جیمی لنیستر مقایسه کرد و گفت این شاهزاده تارگرین برخلاف برادرانش، اگان دوم و ایموند، دوران کودکی خود را در اولدتاون و تحت آموزش خاندان هایتاور گذرانده است. همین موضوع باعث شده او شخصیتی متفاوت، آرامتر و مهربانتر نسبت به دیگر اعضای خانوادهاش داشته باشد؛ اما با آغاز جنگ رقص اژدهایان، دیرون نیز با اتفاقات سختی روبهرو خواهد شد که مسیر او را تغییر میدهد.
به گفته کندال، همانطور که جیمی لنیستر در ابتدا شخصیتی منفور داشت اما به مرور به یکی از پیچیدهترین شخصیتهای وستروس تبدیل شد، دیرون نیز قرار است سفری مشابه را تجربه کند و مخاطبان در طول داستان جنبههای تازهای از شخصیت او را ببینند.
کندال همچنین درباره اژدهایان وحشی گفت که طرفداران نباید انتظار داشته باشند تنها با شیپاستیلر روبهرو شوند. او تاکید کرد که هنوز اژدهایان بیشتری برای معرفی در داستان باقی ماندهاند. هرچند نامی از آنها نبرد، اما بر اساس اتفاقات کتاب آتش و خون، احتمال حضور گری گوست و کانیبال در فصل سوم یا فصل چهارم وجود دارد؛ البته حضور این اژدهایان هنوز بهصورت رسمی تایید نشده است.
#مصاحبه
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
آلیس ریورز: «اگه میدونستم مهمون داریم، رختخوابها رو آماده میکردم.»
قاتل مزدور: «ما دنبال ایموند تارگرین میگردیم، خویشاوندکش.»
آلیس ریورز: «اوه بله، از وقتی اون ملکهی ناسپاس جایزه گذاشته، یه لشکر از شماها اینجا پیداتون شده. ولی شکارتون اینجا نیست. یه پیرمرد هست که کره میزنه ولی اون هر دو چشمش کور شده و پسری که به اسبها غذا میده و بعدش هم ارواح؛ انگار تاریخ اینجا رو خوب یاد نگرفتید. کارگرانی که ساختنش و اینجا در خدمت هرن بیرحم تو زنجیر مردن. این قلعه نفس میکشه. حریصها و بیفکرها رو میبلعه. سنگهای بنیانش با خون مردگان آبیاری شده و همیشه تشنهست.»
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@westerosir
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون
🐉 پست دوم — کریستون کول و حل معمای پوچی و شرافت!
👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و قسمت پنجم از فصل سوم سریال
👋 بریم سراغ شوالیهی استراتژیستِ فیلسوفِ پوچ-شرافت گرامون!! کریستون کول. کریستون در سریال شخصیتیه که خوب بهش پرداخته شده و آرک شخصیتیش رو در این قسمتها داره سپری میکنه! مردی که تمام عمرش گوش به فرمان بوده و حالا فقط یک چیز میخواد: یه مرگِ آزاد و شرافتمندانه. ولی همین آدم، هزاران نفر رو به زور دنبال خودش به کشتارگاه میبره. مدتی پیش رشته پستی با هشتگ کمپین_ریورلندز در کتاب رو نوشته بودم. حوصله کردید اون پستها رو بخونید کاملا متوجه میشید که ما با اقتباس خط به خط طرف نیستیم و با برداشتی آزاد از کتاب طرفیم! در ادامه بیشتر توضیح میدم
👾 توی ریورلندز، کریستون مدتیه که جنگِ چریکی راه انداخته و پل میسوزونه و شبها شبیخون میزنه و این به اطلاع اسکار تالیِ جوان (که حالا فرماندهی ریورلندیهاست، و رادریک داستین و گرگهای زمستان میرسه! اسکار (علیرغم پیشنهاد رادی که میگه یه لشکر بفرستیم کلکشو بکنیم )تصمیم میگیره با سلاح خودِ کریستون باهاش بجنگه. و اینطوریه که جنگ چریکی دو طرفه میشه! ریوریها خرمهره (caltrop) میریزن توی مسیر تا سُمِ اسبهای کریستون رو داغون کنه، بعد زودتر از کول از پلِ استونیسپت رد میشن و پل رو میسوزونن. اسکار، کریستون رو با تاکتیکهای خودش شکست میده. البته این اتفاق زمانی میفته که قبلش کریستون شبانه به اردوگاه اسکار نفوذ میکنه، لرد پیتر پایپر رو میکشه و اردوگاه رو به آتیش میکشه.
🤨 حالا این جنگ چریکی برای سبزها عذابِ محضه. گِل و لای، زالو روی پای گواین، اسبهایی که روی خرمهرهها میمیرن، آدمهایی که یکییکی میافتن. مقایسهاش کنید با اُرموندِ قسمت قبل توی وان حموم! اگه یه چیز دربارهی هایتاورها بدونیم، اینه که به بهداشت و نظافت اهمیت میدن؛ حالا گواین اینجا غرقِ گِله و زالو از پاش میکَنه!
🧐 ما دوباره دیالوگِ کول و گواین رو داریم. گواینی که تقریبا همیشه نقطهی مقابلِ کریستونه، از اولدتاون و هایتاور حرف میزنه و به کریستون پیشنهاد میده که بیاد و شمشیرزنِ سوگندخوردهی خاندان هایتاور بشه:
بیا اینجا زندگی کن، از این نقشهی خودکشی دست بردار.
تامبلتون: بزرگترین ست فیلمبرداری که تاکنون برای «خاندان اژدها» ساخته شده است
به گفته رایان کندال، هیچ ستی در تاریخ «خاندان اژدها» هرگز به این مقیاس نرسیده بود. او گفت:
«این بزرگترین ست فیلمبرداری است که تا به حال ساختهایم. همانطور که هر کسی کتاب را خوانده باشد میداند، تامبلتون نقش بسیار مهمی ایفا میکند؛ و ما میخواستیم آنرا به شیوهای بزرگ معرفی کنیم که واقعاً رضایتبخش باشد.»
«از همان اولین فریم فولادی که برای دروازههای اصلی بالا رفت، با ارتفاعی حدود ۴۰ فوت (۱۲ متر) روبرو بودیم که دو برابر اندازه کینگزلندینگ است؛ یک سازهی بسیار بزرگ! (در این ست) لولهها و اتصالات بسیار زیادی بهکار رفت. من با خودم فکر میکردم که آیا جزئیات، از پنجرهها گرفته تا کرکرهها، تمامی دارند یا نه؟ یکی از بزرگترین چالشهای ما این بود که سقفها را طوری بسازیم که بتوانیم بعداً آنها را دقیقاً سر جایشان قرار دهیم.»
این دکور به ابعاد ۷۵ در ۱۴۰ متر است. آنها از ۴۳۰۰ ورق تختهسهلا با ضخامت ۱۸ میلیمتر، ۲۵,۳۶۶ قطعه چوب ۴ در ۲، و ۸۰۰,۰۰۰ عدد پیچ استفاده کردند.
اورموند هایتاور: «مریا مارتل، وزغ زرد دورن. اون تنها زنی بود که ذهن نظامی واقعی داشت و باهوش بود. هر چند خدایان در عوض زیبایی رو ازش گرفته بودن. یه پرنسس نابینا، بسیار زشت، کچل و کمر پهن.»
شاهزاده دیرون تارگرین: «زیاد ترسناک به نظر نمیرسه.»
اورموند هایتاور: «وقتی اگان فاتح ادعای سرزمینهاش رو کرد، اون تسلیم نشد. اون، اگان رو غاصب اعلام کرد و تمام کسایی که براش جنگیدن رو خائن به هفت اقلیم دونست و سوگند خورد، دورن هرگز سر خم نمیکنه و تسلیم نمیشه. ارتش بزرگش از کوهستان سرخ روانه شد، که متاسفانه ما هایتاورها هم بینشون بودیم. مریا چاههای خودش رو مسموم کرد و سربازهاش رو درست زیر شنهای صحرا مخفی کرد. قلعهاش رو وقتی پیدا کردن خالی بود. فکر کردن که شکست خورده. اما اون از دل تاریکی بیرون اومد و همهشون رو تو تخت خواب قتل عام کرد.»
دیرون تارگرین: «پس اون یه قهرمانه؟ یا یه شرور؟»
اورموند هایتاور: «تارگرینها چیزی از تمدن ما نمیدونستن، مذهب هفت و سیتادل. چیزی که داشتن، چیزی که هنوز هم دارن قدرته. ارتشهاشون و اون اژدهایان وقیحشون. مریا مارتل با هوشش از دشمنش پیشی گرفت. یه ذهن حیلهگر میتونه جلوی وحشیترین جانوران هم مقاومت کنه و دورن حتی تا امروز هم شکستناپذیر باقی مونده.»
#نقل_قول
#سریال
#خاندان_اژدها
#HOTD
@westerosir
شاهزاده جافری ولاریون کیست؟
جافری ولاریون سومین فرزند رینیرا تارگرین و سر هاروین استرانگ است، هرچند بهطور رسمی فرزند لینور ولاریون معرفی شده بود. او برادر کوچکتر جیس و لوک و برادر ناتنی اگان و ویسریس (فرزندان رینیرا و دیمون) است. تولد او در قسمت ششم فصل اول «خاندان اژدها» به نمایش درآمد.
جافری ولاریون آخرین بار در فصل دوم دیده شد؛ زمانی که همراه با دیگر کودکان خانواده به «ویل» فرستاده شد. پس از آن، اگان و ویسریس راهی پنتوس شدند، رینا برای یافتن اژدهای «شیپاستیلر» رفت، اما جافری در «ایری» نزد لیدی جین ارن ماند تا اینکه رینیرا او را به کینگز لندینگ فراخواند.
با مرگ جیس و لوک، جافری به وارث بعدی رینیرا برای تخت آهنین تبدیل شده است؛ البته این جایگاه تنها در صورتی حفظ میشود که حقیقت درباره حرامزاده بودن او فاش نشود. با حضور او در کینگزلندینگ و تبلیغات مخالفان علیه رینیرا، انتظار میرود نقش جافری در ادامه داستان پررنگتر شود.
سرنوشت جافری در کتاب «آتش و خون»
هشدار: ادامه متن حاوی اسپویل بسیار سنگین از کتاب است.
در رمان آتش و خون، جافری که از نسخه سریالی بزرگتر است، برای آغاز نقش خود بهعنوان وارث به کینگز لندینگ میآید. اما همزمان با شورش مردم پس از مرگ هلینا تارگرین، گروهی به رهبری «چوپان» به دراگونپیت حمله میکنند؛ جایی که چند اژدها از جمله اژدهای جافری، «تایراکسس»، نگهداری میشوند.
رینیرا هشدارها را جدی نمیگیرد و از اقدام فوری خودداری میکند. جافری که میخواهد به دراگونپیت برسد، برخلاف تجربه قبلی، سوار اژدهای مادرش «سایرکس» میشود. اما سایرکس او را نمیپذیرد و جافری از ارتفاع سقوط میکند. او بر اثر شکستگی کمر و جراحات شدید جان خود را از دست میدهد.
پس از سقوط، شورشیان پیکر او را برای به دست آوردن اشیای ارزشمند غارت میکنند. هرچند رینیرا هفت شوالیه را برای نجاتش اعزام میکند، تنها سه نفر موفق میشوند جسد او را بازگردانند.
مرگ جافری ضربه روحی بزرگی به رینیرا وارد میکند، اما فرصت عزاداری نیز پیدا نمیکند؛ زیرا شورشیان در ادامه حمله، اژدهایان دراگونپیت را نیز با رخ دادن اتفاقاتی عجیب میکشند. این حوادث آغاز سقوط قدرت رینیرا در کینگز لندینگ است و او اندکی بعد ناچار به فرار میشود. انتظار میرود این رویدادهای تلخ در قسمتهای آینده آینده سریال به تصویر کشیده شوند.
#مقاله
#خاندان_اژدها
#HOTD
@Westerosir
وضعیت رینیرا و دیمون، تو این قسمت!!
#خاندان_اژدها
#فان
#HOTD
#Fun
@Westerosir
قسمت پنجم فصل سوم سریال خاندان اژدها منتشر شد. برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید.
لینکها نیز آپدیت میشوند:
/channel/c/1618269248/235
لینک کانال دانلود:
/channel/+zLlhrgtIoapkYzc0
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون
🐉 قسمت پنجم و پایانی — هرنهال، الیسنت، هلینا
👁 هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۴ از فصل ۳ - تامبلتون
👋 برای بستنِ پروندهی این قسمت، سه قطعهی باقیمانده رو بررسی میکنیم: هرنهال، شاهزادهی گمشده، و یه بارداری که میتونه کلِ جنگ رو از نو شروع کنه.
🧐 اول هرنهال. کریستون و گواین با لشکرشون میرسن و قلعه رو خالی پیدا میکنن — سوخته، بیمقاومت، و بدونِ ایموند. آلیس ریورز میگه ایموند رفته. که تابلو دروغه: آخرین باری که ایموند رو دیدیم، یه چاقو توی کمرش بود و جلوی پای آلیس در حالی که کمک میخواست از حال رفت. احتمالا آلیس مخفیاش کرده و ویگار هم — بزرگترین اژدهای دنیا، که مخفی کردنش، سخت، دشواره! — یه جایی مثلِ جزیرهی چهرههاست، همونجا که آلیس با مردانِ سبز رفتوآمد داره.
🤨 و خودِ آلیس همچنان معمای محبوبِ خیلیاست. صدای بز قبل از ظاهرشدنش، بزی به اسم Dell که هر بار پیداش میشه، مردانِ سبز با سُمهاشون... میبیند؟ از همه جا بوی جادو میآد. آلیس از سایمون استرانگ و پسراش، از دیمن، از ایموند جون سالم به در برده — دقیقاً مثلِ خودِ هرنهال که از همه بیشتر دوام آورده. قلعهای که بزرگترین قلعهی وستروس بود و در یک روز سوخت، و از همون روز نفرینشده مونده: یادبودی برای غرورِ آدمهایی که خیال میکنن میتونن ابدی باشن! مثل دیمن و ایموند! جالبه!
🧐 نقشهی هرنهال که نقش برآب میشه، گواین تصمیم میگیره بره تامبلتون، اما کریستون جنگِ چریکی علیه ارتشِ ریورلندیها رو انتخاب میکنه — که عملاً حکمِ مرگِ خودش و همهی افرادشه! و این نقشه بهجای اینکه کریستون رو برسونه، اونو به هیجان میآره. سخنرانیش علت هیجانش رو میگه: گواین پسرِ یکی از ثروتمندترین خاندانهاست و اگر ببازه میتونه تسلیم بشه و بره خونه؛ کریستون، هیچکسینیست و تنها داراییاش شرافتِ گاردِ پادشاهیه — شرافتی که خودش قبلاً تکهتکهاش کرده: با رینیرا و بعد الیسنت، قتلِ جافری لاونماوث سرِ عروسی، و اقدام به خودکشی در فصل یک. کول خونهای برای برگشتن نداره، پس فقط یه مرگِ باشکوه میخواد. و بعد از روکزرست که فهمید آدمِ معمولی جلوی اژدها هیچی نیست، بخشی از وجودش خوشحاله که اینبار جنگ، تنبهتنه. ردای سفیدش دیگه به خاکستری میزنه!
📚 در کتاب... instant view را مطالعه کنید!
🤨 در کینگزلندینگ، رینیرا سراغِ الیسنت میره تا اُرموند رو بشناسه. الیسنت چیز زیادی ازش نمیدونه. اما مهمترین قسمت این مکالمه، توضیحِ الیسنته که دیرون رو با انتخابِ خودش به اولدتاون فرستاده: میخواسته یکی از بچههاش از این جو کینگزلندینگ دور بمونه، پسرِ خوبِ خانواده باشه، چون اگان و ایموند قاتل از آب دراومدن. بهترین کارِ مادرانهاش این بود که از فرزندش جدا بشه — و همون کار، بچه رو دو دستی تحویل یه هیولای دیگه داد.
😵💫 و هلینا. در سریال الیسنت متوجه میشه: هلینا بارداره. سریال هیچ هیاهویی براش نمیسازه، ولی عواقبِ این بارداری وخیمه. هر بچهی آگاه یعنی یه مدعی پادشاهی جدید، و از فصل یک همه دارن یک چیز رو تکرار میکنن: تا وقتی شاخهی رقیب نفس میکشه، این جنگ تموم نمیشه.
📚 سریال داره میلور رو برمیگردونه؛ فرزندِ سومِ اگان و هلینا که تا حالا در سریال نبود، در کتاب میلور خیلی قبلتر به دنیا اومده، و سرنوشتش یکی از سیاهترین چیزهاییه که مارتین نوشته: instant view را مطالعه کنید!
مارتین در سال ۲۰۲۴ علناً از تغییراتِ هلینا و بچههاش انتقاد کرده و یادداشتی با عنوان «پروانههای سمی» پروانههای سمی رو در وبلاگش منتشر کرد. حالا سریال هم امسال یه پروانهی سمی رو توی کتابِ هلینا گذاشت. و بعدش این بارداری. یادمون نره سریال با زایمانها چه میکنه: اِما، لِینا، و بچهی مردهی رینیرا. هلینا همین الان هم قتلِ یک پسرش رو جلوی چشمش دیده.
🐉 و ورمیتور بر فرازِ تامبلتون. هیو اومده مراقبِ کت باشه. رینیرا خوب فهمیده بود دلِ هیو توی اون شهر گیره، برای همین اُلف رو هم فرستاد — کسی که درگیریِ احساسی نداره. باز همون معمای قدیمی: عشق یا وظیفه؟ فقط مشکل اینجاست که دستورها مبهمه. اگر تساریون بلند شد، اگر ارتش راه افتاد، هیو دقیقاً قراره چه کار کنه؟ همون سردرگمیای که قسمت اولِ همین فصل سرِ هرنهال گرون تموم شد.
✍️ در مجموع، «تامبلتون» یک قسمتِ پُله: شخصیتها، مکانها و مشکلاتِ تازه معرفی میکنه و جنگِ داخلی رو وارد مرحلهی بعدی میکنه. بازیگرا درخشانن، حتی اگر بعضی تصمیمهای نگارشی، آشتیکردنِ ما کتابخونها با این روایت رو سختتر کنه. بهعنوانِ اقتباس، سریال بیشتر شکست میخوره؛ بهعنوانِ یک ساعتِ تلویزیون، حسابی میچسبه.
نمره من به این قسمت ۷/۱۰.
#بررسی_اپیزود
#خاندان_اژدها
#کتاب_در_برابر_سریال
#HOTD
@westerosir
شاهزاده دیرون تارگرین:
پیروزی از آنِ تساریون است.
شاهزاده دیمون ❤️
یا
شاهزاده ایموند 🔥
شما انتخاب کنید.
#خاندان_اژدها
#نظرسنجی
#HOTD
@Westerosir
رایان کندال از برنامهریزی همزمان دو فصل پایانی خاندان اژدها میگوید
رایان کندال، سازنده و تهیهکننده اصلی سریال خاندان اژدها، در گفتوگویی تازه اعلام کرد که تیم نویسندگان از همان ابتدا فصلهای سوم و چهارم را بهصورت همزمان برنامهریزی کردهاند تا داستان با یک مسیر مشخص به پایان برسد.
کندال در این باره گفت:
«بعد از پایان فصل دوم، چند ماه را صرف برنامهریزی فصلهای سوم و چهارم کردیم. میخواستیم بدانیم داستان دقیقا به کجا میرود و هر شخصیت چه مسیری را تا پایان طی خواهد کرد.»او توضیح داد که هنگام نگارش فصل سوم، نویسندگان همزمان روی داستان فصل چهارم نیز کار میکردند تا مطمئن شوند اتفاقات و تصمیمهای مهم فصل سوم، زمینهساز پایانبندی سریال خواهند بود.
«وقتی فصل سوم را مینویسید، باید از قبل بدانید شخصیتها در پایان این فصل قرار است در چه موقعیتی باشند، چون همه این اتفاقات مستقیما به فصل چهارم و پایان داستان منتهی میشوند.»به گفته او، همین برنامهریزی باعث شده روند داستان منسجمتر باشد و شخصیتها قدمبهقدم به جایگاهی برسند که برای پایان مجموعه به آن نیاز است. او در پایان نیز تاکید کرد که فصل چهارم، آخرین فصل خاندان اژدها خواهد بود.
رینا و نتلز؛ ادغام یا حذف نتلز؟
بخش چهارم و پایانی
سریال خاندان اژدها چگونه میتواند داستان نتلز و رینا را با یکدیگر ترکیب کند؟
بخش پایانی این مقاله مواردی را بیان میکند که از نظر مترجم کمی عجیب بوده. لذا بدین وسیله اعلام میکنم که این متن، فقط ترجمه شده از متن اصلی است و نظر مترجم در آن دخیل نیست.سریال خاندان اژدها از همین حالا زمینه را برای اوج گرفتن شک و بدگمانی رینیرا در این خط داستانی فراهم کرده است؛ زیرا دیمون درباره کشته شدن سوار شیپاستیلر به او دروغ گفته است.
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون
🐉 قسمت چهارم — سقوطِ اگان، معبدِ سانفایر
👁 هشدار اسپویل: کتاب و قسمت ۴ از فصل ۳ — تامبلتون
👋 این قسمت از این رشته پست رو بیشتر از همه دوست دارم - پادشاه(سابق)ی که همه چیز داشت، اما حالا کجاست؟ داره کثافت بیل میزنه اونم در نزدیکی بدن اژدهایی که نمیتونه از دوست داشتنش دست بکشه.
🧐 اگان و لریس، بعد از اینکه سیاه فنها فرارشون از کینگزلندینگ رو خراب کردن، دوباره اینبار به کمک دزدای دریایی فرار میکنن و لنگان لنگان در جنگل قدم میزنند. لریس میخواد بره براووس، اونجا قایم شه، منتظر بمونه، و برگرده و اگان رو دوباره روی تخت بشیندونه (البته از لریس بعید نیست که حتی اگان رو به هرکسی که برندهی جنگ باشه بفروشه!). اما اگان فقط به یک دلیل اصرار داره که از مسیر روکز رست برن، و اون هم دیدنِ سانفایره.
🤨 و سانفایر اونجاست - زیباترین اژدهایی که تا به حال پرواز کرده، اژدهای طلایی و درخشان، الان بی حرکت در جنگل افتاده و ظاهراً مرده. این در حالیه که مردم محلی برای نگاه کردن و دست زدن به این زیبای زخمی پول میگیرن. همه متفق القولن که سانفایر مرده. اما اگان قبول نداره. منو یاد اِگ توی شوالیه هفت پادشاهی انداخت!
بلند شو. بلند شو، آقا
Get up, Get up, sir
اورموند هایتاور و نقشهای که برای آینده دیرون تارگرین دارد!
جیمز نورتون، بازیگر نقش اورموند هایتاور در خاندان اژدها، درباره رابطه این شخصیت با دیرون تارگرین صحبت کرده و گفته است که اورموند او را تنها یک شاهزاده تارگرین نمیبیند، بلکه آیندهای بزرگ برای او در نظر دارد.
به گفته نورتون:
«اورموند باور دارد دیرون میتواند پادشاه آینده باشد، اما در عین حال میخواهد او را در مسیری که خودش درست میداند هدایت کند.»
«دیرون میان دو هویت گرفتار شده؛ از یک طرف وارث خون تارگرینهاست و از طرف دیگر سالها تحت تأثیر خاندان هایتاور رشد کرده است.»
پسرم. من اینجا هستم.
اون زندهست. می دونم، اون زندهست!
حتما هست....
بیدار شو سانفایر، من اینجام. بلند شو سانفایر...
برگرد پیشم...
بیدار شو، من اینجام. میدونم صدام رو میشنوی.
بیدارشو....