selmuly | Unsorted

Telegram-канал selmuly - کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

547

دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫

Subscribe to a channel

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

"آنها به ما اهمیت نمی‌دهند"

#مایکل_جکسون


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫


دلگیرم از ستاره و
آزرده‌ام ز ماه

امشب دگر زِ هر که و هر کار خسته‌ام


#محمدعلی_بهمنی


«شب و روزگار خوش»


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

°
طراحی شکفت‌‌انگیز جام‌های سفالین اقوام « اینکا» به شکل پرنده‌ها و حیوانات مختلف و‌ با صدای مخصوص آنها…


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

°
«توی کتاب اسم امام حسین هم بود. من همیشه وقتی اسم امام حسین می‌آمد از ته دل گریه می‌کردم. دلم می‌خواست شمشیری می‌داشتم و دشمنان امام حسین را می‌کشتم. قلبم فشرده می‌شد و غصه‌ام می‌گرفت و یاد یاراحمد می‌افتادم که یک روز عده‌ای به سرش ریختند و او با آنها گلاویز شد. کتاب‌هایش میان گل و لای افتاد و پخش و پلا شد. خون از گوشش بیرون زد و او را بردند. بابا و دایی موسی هم بودند، اما هیچ نگفتند. حتی عمو رجب بقال هم که روزهای عاشورا می‌شد علم کش دسته، هيچ نگفت. من از ترس خودم را پشت آنها قایم کردم. شب که همه خسته می‌شدیم، می‌رفتیم و هرکدام گوشه‌ای می‌خوابیدیم. بابا در خواب هم گریه می‌کرد.»

📚از کتاب «آبشوران»
✍نوشته علی اشرف درویشیان


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

برای هر رنجی مرزی وجود دارد که
رنج را تنها تا بدانجا راه است.

پس از آن یا پایان فرا میرسد و
یا رنج دگرگون میشود و رنگ زندگی به خود می‌گیرد.

این دگرگونی هرچند میتواند
دردآور باشد، اما در این حال، رنج به منزله‌ی
امید و زندگیست...



📓شادمانی‌های کوچک
🖊️هرمان_هسه


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎵 ۴ آبان، سالروز درگذشت ویگن

ویگن دردریان، خواننده و بازیگر ایرانی ارمنی‌تبار، در ۴ آبان ۱۳۸۲ در لس‌آنجلس درگذشت.

او از پیشگامان موسیقی پاپ نوین ایران بود و با صدای گرم، سبک متفاوت و گیتاری که در اجراهایش همراهش بود، جایگاهی ویژه در موسیقی ایران پیدا کرد. به او لقب «سلطان جاز ایران» داده بودند؛ هنرمندی که ترانه‌های ماندگاری چون «مهتاب» را به یادگار گذاشت و صدایش با خاطرات چند نسل از ایرانیان پیوند خورد.

ویگن رفت، اما صدایش در خاطره‌ها ماند؛ صدایی که هنوز هم با شنیدنش، دریچه‌ای به روزهای دور گشوده می‌شود.

یادش گرامی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#تعصب

در دنیا هیچ چیز نیست که معاف از چون و چرا و بحث و شک باشد.


به طور کلی عوامیت و تعصب یک مشکل ملی برای ایرانی بوده. بهره‌وری از جهل و تعصب عوام، مهم‌ترین سرمایه‌ای بوده است که حکومت‌های خودکامه در بطن سیاست خویش به آن دلخوش بوده‌اند.

دکتر اسلامی نُدوشن


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

Make It Spectacular
Kimo Sounds

عمیق نفس کشیدن را بیاموز؛
در هنگام غذا خوردن طعم غذا را دریاب و هنگامی که به خواب می‌روی به‌ واقع بخواب،
با تمام توان بکوش تا زندگی کنی و وقتی می‌خندی با تمام وجود بخند.


#ویلیام_سارویان


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

❤️❤️دسترسی ویژه به کانالهای علمی ❤️❤️

☑️برای داشتن این مجموعه در مدت محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید✅


پیشنهاد ویژه امشب 👈🕯کانال شفای زندگی
@Shafayezendegiii1


جهت هماهنگی در لیست🫱🏼‍🫲🏼
@HHo_bb

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

اعتدال ...

حس آرامش و سکون در کنار حرکت تدریجی و جریان طبیعی...

اثری زیبا از موسیقیدان و آهنگساز آلمانی "ولفگانگ اُمر" ..
او به‌طور ویژه به‌عنوان یکی از پیشگامان ساز Handpan شناخته می‌شود.
لذت ببرید...

#با_هم_بشنویم
#پاینده‌_ایران‌_آزاد🕊



🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

#تک‌_مضراب

زنجیرهای عادت، ابتدا آن‌قدر سبک هستند که حس نمی‌شوند، تا زمانی که آن‌قدر سنگین شوند که نتوان آن‌ها را شکست."


#شوپنهاور


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

Art washes away from the soul the dust of everyday life. PABLO PICASSO, birthday (25.10.1881)


هنر، غبار زندگی روزمره را از روح پاک می‌کند.

#پابلو_پیکاسو

زادروز ۲۵ اکتبر ۱۸۸۱
- ۲۵ اکتبر، روز جهانی هنرمند است.
این جشن در سال ۲۰۰۷ آغاز شد و در سالگرد تولد پابلو پیکاسو گرامی داشته می‌شود.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

°
راهبان عزیز، چرا روزه می‌گیرید؟ چرا از خدا چشم‌داشت پاداشی دارید؟ برای چنین پاداشی، من هم حاضرم روزه بگیرم. نه، راهب مقدس، در زندگی باتقوا باش! چرا خودت را در صومعه، جایی که ناهار و شامت حاضر و روبه‌راه است زندانی می‌کنی و درون اجتماع نمی‌روی تا برای‌شان مفید واقع شوی، بدون این‌که انتظار پاداشی را داشته باشی؟ دراین‌صورت انجام وظیفه دشوارتر خواهد شد. من هم، پدر روحانی سرپرست صومعه، می‌توانم از این حرف‌ها بزنم


📕 برادران کارامازوف | فئودور داستایفسکی


«برادران کارامازوف» یکی از شاهکارهای ادبیات جهان است؛ اثری که از مرزهای هنر فراتر می‌رود و در سیر دیالکتیکی خود، ادبیات را به فلسفه پیوند می‌زند.

داستایفسکی در این رمان، به ژرفای وجود انسان سفر می‌کند؛ جایی که ایمان و تردید، عقل و احساس، آزادی و مسئولیت در جدالی بی‌پایان‌اند. او پرسش‌هایی بنیادین درباره خدا، اخلاق، رنج و معنای زندگی پیش می‌کشد؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها، ما را ناگزیر به بازاندیشی در خویشتن و جهان پیرامونمان می‌کند.

این کتاب فقط داستان انسان‌ها نیست؛ مواجهه‌ای است با پیچیدگی انسان و تناقض‌های درونی او.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

اولین برف پاییز ... ❄️🍁🍂

بلده
#مازندران


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅

موسیقی آهنگ "آنها به ما اهمیت نمی‌دهند"
از
#مایکل_جکسون


الا ای صبح آزادی ...
به‌یاد آور در آن شادی ..

کزین شب‌های ناباور ..
من‌ات آواز می‌دادم..!

در آن دوری و بدحالی ..
نبودم از رخ‌ات خالی...

به‌دل می‌دیدمت وز جان
سلامت می‌فرستادم...!

سزد کز خون من نقشی..
بر آرد لعل پیروزت...

که من بر درج دل مهری...
به‌ جز مهر تو ننهادم...

به‌ جز دام سر زلفت..
که آرام دل سایه‌ست...

به بندی ..
تن نخواهد داد..
هرگز جان آزادم ..!


#هوشنگ_ابتهاج


درود و مهر دوستان گرانقدر
صبح‌تون بخیر و آرامش


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

"ماه زعفرانی"...
اثری بسیار دل انگیز و آرامش بخش به زیبایی یک ماه کامل در یک شب مهتابی، از "تری اولدفیلد"
آهنگساز و نوازنده‌ی فلوت انگلیسی


#با_هم_بشنویم


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

📝

صلحی شبیه ما

محمد دورقی


گاهی جنگ آن‌قدر طولانی می‌شود که خاموش‌شدن صدای گلوله‌ها دیگر نشانه پایانش نیست. جنگ، وقتی از یک محدوده زمانی معین عبور می‌کند، از میدان نبرد بیرون می‌آید و به خانه، به حافظه، به کودکان و به آینده نفوذ می‌کند؛ آن‌گاه حتی با خاموشی سلاح‌ها، چیزی از جنگ در جان و جهان ما باقی می‌ماند که به این آسانی خاموش‌شدنی نیست.

شاید برای همین است که این شعر کوتاه از قیس عبدالمغنی، شاعر یمنی، چنین تکان‌دهنده است:

«فردا
وقتی ذخیره‌مان از کودکان، زنان و پیران تمام شود،
این جنگ از گرسنگی خواهد مرد.
و آنگاه زمین برایمان
صلحی خواهد زاد
که شبیه ماست:
یتیم،
سنگین،
و بیکار.»


در این شعر، جنگ موجودی گرسنه است؛ موجودی که برای ادامه حیات، انسان مصرف می‌کند. اما انتخاب واژه «ذخیره» از همه هولناک‌تر است. کودک، زن و پیر دیگر انسان‌هایی با زندگی و رؤیا نیستند؛ به «ذخیره»ای تبدیل شده‌اند که جنگ یکی‌یکی مصرف می‌کند. و روزی که این ذخیره تمام شود، جنگ نه از سر پیروزی، نه از سر آشتی و نه از سر عقلانیت، بلکه از گرسنگی خواهد مرد.

اما شگفتی شعر در جایی دیگر است: شاعر نمی‌گوید پس از جنگ «صلح خواهیم داشت». می‌گوید «زمین برایمان صلحی خواهد زاد». فعل «زادن» اینجا اهمیت زیادی دارد. صلح همچون کودکی است که از دل زمین و پس از یک دوره بارداری دردناک متولد می‌شود. اما کودک، صلح برخلاف انتظار، سالم و سرخوش نیست؛ شبیه ماست.

این شاید تلخ‌ترین تعریف از صلح باشد: صلح همیشه نقطه مقابل جنگ نیست؛ گاهی فقط شکل دیگری از ادامه جنگ در زندگی و حافظه بازماندگان آن است.

صلح یتیم است؛ چون جنگ خانواده‌ها را از هم گسسته و بسیاری را بی‌پدر، بی‌مادر و بی‌فرزند کرده است. صلح سنگین است؛ چون بارِ سوگ، ویرانی و خاطراتی را حمل می‌کند که با خاموش‌شدن گلوله‌ها پایان نمی‌یابند. و صلح بیکار است؛ چون پایان جنگ لزوماً به معنای بازگشت کار، رفاه و زندگی عادی نیست.

ما معمولاً پایان جنگ را با «آرامش» و «بازسازی» یکی می‌گیریم؛ اما عبدالمغنی سؤال سخت‌تری می‌پرسد: آیا بعد از جنگ، بازماندگان انسانی را هم می‌توان بازسازی کرد؟

شهرها دوباره ساخته می‌شوند، مدرسه‌ها باز می‌شوند و بازارها رونق می‌گیرند؛ اما جای کشته‌شدگان خالی می‌ماند و نسلی با فقدان و ترس بزرگ می‌شود. جنگ فقط امروز را ویران نمی‌کند؛ آینده را هم زخمی می‌کند.

پس صلح فقط خاموشی جنگ نیست؛ صلح باید بتواند زندگی را به انسان بازگرداند. وگرنه آنچه صلح می‌نامیم، چیزی جز سکوتی بر ویرانه‌ها نخواهد بود.

شاید فردا جنگ تمام شود و زمین برای ما صلحی به دنیا بیاورد؛ اما صلحی که از دل این ویرانی زاده می‌شود، ناگزیر شبیه ما خواهد بود: یتیم، سنگین و بیکار.


کوثر شیخ‌نجدی


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#معرفی_کتاب
#آبشوران
نویسنده:
#علی_اشرف_درویشیان


آبشوران اثر علی اشرف درویشیان، در برگیرنده ۱۲ داستان کوتاه با موضوع محله‌ای فقیر نشین به نام "آبشوران" است که هر سال در فصل باران مورد حمله سیلاب قرار می‌گیرد.
این داستان‌ها نیز چون سایر آثار علی اشرف درویشیان، با رویکردی واقع‌گرایانه تالیف شده‌اند و نویسنده سعی کرده تا به شیوه‌ی همیشگی خود، با تمرکز بر زندگی آدم‌های فرو‌دست و حاشیه‌ای اجتماع، نوعی نقد سیاسی - اجتماعی را در پس داستان‌های خود ارائه کند. در کتاب آبشوران معضلات طبقه‌ی محروم ایران در دوران حکومت شاهنشاهی بازنمایی می‌شود.
محور داستان‌های این مجموعه دو، سه کودک 8 ساله به نام‌های اکبر، عباس، اصغر و … است. اتفاق‌هایی برای آن‌ها در محله آبشوران رخ می‌دهد، در حالی که در میان گل و لای و آشغال بازی می‌کنند. البته آبشوران نیز گاه در این کتاب خود تبدیل به شخصیتی شده است که گاهی محل بازی بچه‌هاست، گاهی که باران می‌نشیند مهربان می‌شود و گاه نیز چون ماموران به هر سوراخ سنبه‌ای سرک می‌کشد.


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

‍ 🥀

۴ آبان سالروز درگذشت #علی‌اشرف_درویشیان

علی‌اشرف درویشیان، داستان‌نویس و پژوهشگر ادبیات عامه، سوم شهریور ۱۳۲۰ در کرمانشاه، در خانواده‌ای کارگری چشم به جهان گشود. او از نزدیک با رنج فقر و دشواری‌های زندگی مردم فرودست آشنا بود و بعدها همین تجربه‌ها در تار و پود داستان‌هایش جان گرفتند.

درویشیان سال‌ها در روستاهای کرمانشاه و کردستان به آموزگاری پرداخت و در آثارش، زندگی محرومان، رنج کودکان، نابرابری‌های اجتماعی و آرزوی عدالت را بازتاب داد. او نویسنده‌ای بود که به زندگی مردم عادی نظر داشت؛ مردمی که کمتر صدایشان شنیده می‌شد، اما قصه‌هایشان شایسته روایت شدن بود.

از آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «آبشوران»، «از این ولایت»، «فصل نان»، «سلول ۱۸» و رمان چهارجلدی «سال‌های ابری» اشاره کرد. او همچنین در گردآوری و ثبت قصه‌ها و افسانه‌های عامیانه ایرانی، به‌ویژه فرهنگ شفاهی مردم کرد، نقش مهمی داشت. مجموعهٔ «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» را با همکاری رضا خندان مهابادی تدوین کرد.

درویشیان به سبب فعالیت‌های سیاسی و دیدگاه‌هایش بارها زندانی شد و آثارش نیز با سانسور روبه‌رو بودند. او از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران و از امضاکنندگان بیانیهٔ «ما نویسنده‌ایم» بود؛ بیانیه‌ای در دفاع از آزادی اندیشه و بیان.

سرانجام، علی‌اشرف درویشیان پس از سال‌ها بیماری، در چهارم آبان ۱۳۹۶ درگذشت؛ اما شخصیت‌ها و روایت‌هایش همچنان از رنج انسان، نابرابری و امید به جهانی انسانی‌تر سخن می‌گویند.


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

‌
🎼 گل سرخ
🎙ویگن


ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگساز: پرویز مقصدی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

سری به آغوش طبیعت بزنیم و آرامش را به جان بسپاریم. 🌿


آبشار
#لاتون #آستارا #گیلان


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

فقط صحبت جوان‌ها نیست. بزرگسالان را تماشا کن. دورِ هم جمع که می‌شوند کاری جز پُر کردنِ شکم یکدیگر ندارند. اما از گشاده‌دلی و مهربانی و رغبت به مصاحبت با هم اثری نمی‌بینی.

در ضیافت نهار یا شب‌نشینی، بی‌شادی و با سردی، چنان که برای ادای وظیفه، شرکت می‌کنند، هنرمندیِ آشپز و سلیقه‌ی میزبان را در آرایش تالار به صدای بلند می‌ستایند اما پنهانی به آن می‌خندند و زیر پای میزبان تله می‌نهند.

پریروز، که سر میز نهار همه شروع کردند از غایبان بدگویی کردن و بر حُسن شهرت آنها تاختن، نمی‌دانستم به کجا رو بیاورم، دلم می‌خواست زیر میز پنهان شوم.

می‌گفتند:"فلانی بیشعور است، بهمانی دزد است، سومی مضحک است." هنگامه‌ی غریبی بود.
این حرفها را می‌زدند و نگاهشان به‌هم می‌گفت:"جرات داری از این در بیرون برو تا تو هم بی‌نصیب نمانی!"

آخر اگر یکدیگر را دوست ندارند چرا دور هم جمع می‌شوند؟ چرا دستِ هم را به این گرمی می‌فشارند؟ یک خنده‌ی صادقانه بر لب‌ها، یک برق محبت در چشم‌هایشان نیست. سعی می‌کنند شخص نامدار و صاحب‌مقامی را به خانه‌ی خود بکِشند تا بعد از سر خودنمایی بگویند:"فلان کس مهمانم بود،،، خانه‌ی بهمان که بودم چنان..." این چه زندگی است؟

من از این زندگی بیزارم. چه می‌شود از آن بیاموزم؟ نصیبم از آن چه خواهد بود؟

📚 #آبلوموف
🖊
#ایوان_گنچاروف



🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن، فرصت شمار امروز را


جناب
#سعدی_شیرازی


امروز را دریابیم؛
شاید رازِ فردا را ندانیم،
اما امروز در دست ماست. 🌸

05/8/4

درود و مهر دوستان گرامی
روزتان مملو از خیر و برکت


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#کوچه
شعر: فریدون مشیری
اجرا: فریدون فرح‌اندوز

آهنگساز: بهزاد عبدی
ساخت ویدیو: رضا وینساری
میکس: شاپور


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

● Guernica 1937
○ PABLO PICASSO
● 776 × 349 cm

#پیکاسو، محبوب‌ترین هنرمند دوران خود و یک ضد فاشیست، تصمیم گرفت در پاریس بماند، زمانی که این شهر توسط نیروهای آلمانی-فاشیستی اشغال شد. این عمل، به خودی خود، نشان دهنده شجاعت و بی‌باکی او بود و شایسته بالاترین تقدیر است.

پاسخ او به سؤال یک افسر نازی نیز توجه زیادی را به خود جلب کرد. زمانی که یک نازی وارد استودیو هنرمند شد و یک نسخه رنگی بزرگ از نقاشی "گرنیکا" را دید، پرسید:

– آیا این اثر شماست؟
هنرمند با آرامش پاسخ داد:
– نه، این اثر شماست که آن را خلق کردید.

این پاسخ، مانند یک شلیک دقیق، درست به هدف نشست. در دنیای هنر، اعتقاد بر این است که پیکاسو در نمایش شهر اسپانیایی "گرنیکا" که توسط بمب‌های فاشیستی ویران شده بود، فرمولی برای ترس و نفرت از فاشیسم یافت.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎶 بارون دلم خواست
🎙شادمهر عقیلی


من دلم بارونو خواست، بارون دلم خواست ...
چند قدم با تو، تو خیابون دلم خواست ...


موزیک 8 بعدی
با هندزفری گوش کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

چنـد ثانیـه حظّ بصـر ببـریم.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

°
✍به قول شازده کوچولو، اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن....جلد کردن هم شاید همین باشد....آن‌قدر پرنده را به خود خو بدهی و در دلش جا باز کنی که با وجود وسعت آسمان، دوباره به سوی تو بازگردد....یعنی کسی آن‌قدر خانه‌ات شود که در امکان گریز هم، مدارش را گم نکنی...نه بندی بر پایش باشد و نه قفسی بر پروازش، فقط دلبستگی، نخی نامرئی میان زمین و آسمان بکشد....لذت دلبستگی دلیلی جز این ندارد: امکانِ من‌ بودن بر مدار دیگری....آنجا که در دیگری گم نمی‌شوی، خودت را پیدا می‌کنی....
به قول سعدی: من از آن روز که در بند توام آزادم!


رضا صائمی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…
Subscribe to a channel