selmuly | Unsorted

Telegram-канал selmuly - کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

547

دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫

Subscribe to a channel

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

⚡️
سکانسی از فیلم خوشه های خشم(۱۹۴۰) به کارگردانی جان فورد

صحنه‌ای که در آن، دیگر کارد به استخوان رسیده  و تام از مادرش خداحافظی می‌کند تا به لشکری از فقرا بپیوندد برای مبارزه با غاصبان زمین‌ها...
گفتگوی خداحافظی تام با مادرش:

مادر: پس من چطور بفهمم که تو کجایی؟! اگر کشته شوی چطور خبردار شوم؟...

تام: روح آدمی فقط مال خودش نیست. که تکه‌ایه از یک روح بزرگ تر. وقتی برم تو سایه دیگه همه جا هستم. هر جا که بخاطر مردم گرسنه جدالی باشد، من هم هستم. هر جا که پلیس، بی گناهی را کتک می‌زنه من هم هستم.
توی فریادهایی که مردم از عصبانیت می‌کشند من هم هستم.
توی خنده بچه‌هایی هستم که گرسنگی کشیده‌اند و بعد می‌بینند شام‌شان حاضر هست.
بالاخره وقتی مردم از دسترنج‌شان غذا درست کردند توی خانه‌های خودشان زندگی کردند، من هم کنارشان هستم....


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

با چه افرادی نباید بحث کنیم!؟

‎‌‎
🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

ما مست از سخنانی هستیم که هنوز به فریاد در نیاورده‌ایم
مست از بوسه‌هایی هستیم که هنوز نگرفته‌ایم ..
از روزهایی که هنوز نیامده‌اند
از آزادی که در طلبش بودیم
از آزادی که ذره‌ذره به دست می‌آوریم ...

پرچم را بالابگیر تا بر صورت بادها سیلی‌بزند
حتی لاک‌پشت‌ها هم هنگامی که بدانند به کجا می‌روند
زودتر از خرگوش‌ها به مقصد می‌رسند.

 
#یانیس_ریتسوس


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅


خانه‌ام ابری‌ست
یکسره روی زمین، ابری‌ست با آن

از فرازِ گردنه، خُرد و خراب و مست
باد می‌پیچد

یکسره دنیا خراب از اوست و حواسِ من!

آی نی‌زن! که تو را آوای نی برده‌ست دور
از ره، کجایی؟!

خانه‌ام ابری‌ست اما
ابر، بارانش گرفته‌ست...

در خیال روزهای روشنم
کز دست رفتندم
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره...

" در خیال روزهای روشنم


"نیما یوشیج"


سلام دوستان گرامی
صبح‌تون بخیر
روزتون مملو از آگاهی و خرد


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

*خواب خوش انسانیت*


زندگی، دردناک بود و جهان، جایی ترسناک؛
دردناک چون هرکس برای دیگری دردی می‌ساخت و ترسناک زیرا هرکس می‌خواست جهانِ همه فقط شبیه جهانِ او باشد.

هر آدمی با دیگری فرق داشت اما چون فرق‌ها فهمیده نشدند، فرق‌ها، تفرقه‌ها آوردند و تفرقه‌ها، نفرت‌ها آوردند و نفرت‌ها، جنگ‌ها آوردند و جنگ‌ها، فاجعه‌ها...

یک روز، اما یک نفر گفت:
من با همه شما فرق دارم و شما هم با من؛
اما زنده باد فرق‌ها، زنده باد تفاوت‌ها، زنده باد رنگارنگی‌ها، ناهمگونی‌ها، گوناگونی‌ها، حتی زنده باد اختلاف...

فردای آن روز جهان بهشتی شد از صلح و سلام که تفاوت در آن رسمیت داشت که گوناگونی محترم بود که اختلاف حرمت داشت که رنگارنگی همان زیبایی بود...

من خواب دیدم و شغلم این است که در ظلمتِ زیستن، خواب ببینم، شغلم این است که خواب می‌نویسم.
واقعیت اما کابوس است این را خوب می‌دانم که خودم کابوس زاده‌ام.

کاش اما هر کس وظیفه خود می‌دانست که دست‌کم خوابی خوش ببیند زیرا زندگیِ کوتاه ما تلاشی است‌ برای تعبیر خواب خوشی که نامش انسانیت بود.


✍️عرفان_نظرآهاری


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

چه باید کرد....

#باران‌_نیکراه

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه


همه ما گاهی زیر فشار جمع قرار می‌گیریم، حتی وقتی می‌دونیم چیزی درست نیست.
ذهن جمع خیلی راحت می‌تونه افکار و رفتار ما رو جهت بده، بدون اینکه خودمون متوجه بشیم.
آدم‌ها وقتی می‌بینن بقیه همه یه جور عمل می‌کنن، ناخودآگاه خودشونم همون مسیر رو طی می‌کنن.
این موضوع مخصوصاً تو تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌ها خیلی خطرناکه، چون ممکنه حقیقت رو نادیده بگیریم.
نیچه هم می‌گه بعضیا فقط دنبال اراده خودشونن، بعضیا هم دنبال اراده بقیه؛ نفوذ جمع می‌تونه آدمو به دسته دوم بکشه.
پس مهمه که خودمون رو بشناسیم و بدونیم کی و کجا تحت تأثیر جمع قرار می‌گیریم.
شناخت این فشار ذهن جمعی، قدم اول برای حفظ استقلال فکری و تصمیم‌گیری درستِ ماست.

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه


گویید به نوروز که امسال نیاید
با قندوز آتش‌زده ره نگشاید ...


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

تین
وحید موسوی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿💔🖤🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال، چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

غم، برفِ شب است؛
بی‌صدا می‌بارد، آرام می‌نشیند، و تا صبح همه‌چیز را شبیهِ سکوت می‌کند.
نه فریاد دارد، نه هیاهو؛ فقط سردیِ ممتدی که در جان نفوذ می‌کند.

و انسان، زیر این سپیدیِ سنگین، ایستاده است
با قلبی که می‌ تپد و چشمانی که بیدار مانده‌اند.

#امیر_مهرداد_خسروی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه


📗«هـــــانا آرنت» در تحلیل نظام‌های توتالیتر توضیح می‌دهد که این نظام‌ها معمولاً تا واپسین لحظات فروپاشی، ظاهری منسجم و باثبات دارند؛ زیرا با از میان بردن مرز میان حقیقت و دروغ، تضعیف توان داوری شهروندان و عادی‌سازی دروغ، نوعی امنیت و ثباتِ ساختگی می‌آفرینند. در چنین فضایی، جامعه نه متوجه زوال تدریجی می‌شود و نه توان تشخیص خطر را دارد، تا آن‌که فروپاشی به‌طور ناگهانی و شوک‌آور رخ می‌دهد.

از هـــــمین تحلیل است که آن جمله‌ی مشهور، که اغلب به آرنت نسبت داده می‌شود، معنا پیدا می‌کند:

«در نظام‌های دیکتاتوری، همه‌چیز تا چند دقیقه پیش از فروپاشی، کاملاً عادی و خوب به نظر می‌رسد.»

#ویدیو


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🖤IRAN🖤
‌‌‎‌
بسازید رهی را که کنون
تا ابد سوی صداقت برود ..

وبکارید به هر خانه گلی
که فقط بوی محبت بدهد


‌‌‎‌🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

این روزها،
هر ایرانی ققنوسی است؛
و ما آگاهانه بر آن‌ایم که
از دل این رنج،
بار دیگر برخیزیم.
ققنوس از خاکستر برمی‌خیزد،
نه از آن‌رو که درد را تجربه نکرده است،
بلکه بدان سبب که
اراده کرده است دوباره زنده بماند.

در اسطوره‌های ایرانی، ققنوس پرنده‌ای یگانه و داناست که پس از عمری دراز، خود را در آتش می‌سوزاند و از خاکسترش دوباره زاده می‌شود. نماد جاودانگی، آگاهی و رستاخیز است.


«رنج پایان نیست؛ آغازِ دگرگونه‌ای از زیستن است».


تصاویر از:
@ghertilla
@persians_history
@maryam_maven


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

«ای دریغا از جوانی»


بله آقای چاوشی؛
واقعا سوخت و دود هوا شد پیش چشمم زندگانی.

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

«بارون»
#محسن_نامجو


شش تا جوونم ای خدا ..
شد تیربارون ...


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

شکوه زیبایی👌

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

"زمستان سرد طولانی"...

اثری بینهایت زیبا و سرشار از احساسات گرم در زمستانی سرد..
از "پیتر استرلینگ " هنرمند و نوازنده ی ساز سحر و جادو یعنی هارپ

#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی 🕊


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿💔🖤🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال، چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه


کسانیکه بدون دلیل باور کرده‌اند
را نمی‌توان با دلیل قانع کرد.

«جیمز رندی»

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

دکلمه بچه های ایران
داریوش


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه


کسی که آگاه شد، راهی جز آزاد بودن نمی‌یابد؛ و از این‌رو هرگز با میل از آزادیِ خود چشم نمی‌پوشد، موجبِ تسلیمش نادانی است یا اجبار؛
و در هردو حال، به همراهِ ترکِ آزادی، از مقامِ انسانیِ خود نیز صرف نظر کرده است.

#داستان_داستان‌ها

دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#سکانس‌_زیبا
#سوسن‌_تسلیمی


مرد تاریخی: نترسید، از من نترسید، من فقط پی شمشیر آمده‌ام! برای آن شمشیر!

تارا: مال تو بود؟!
مرد تاریخی: مال من، نه فقط مال من، مال تمام تبار من!

تارا: تو زخمی هستی!

مرد تاریخی: من مردی‌ام از یک تبار تاریخی، همه‌ی زندگی من در پی جنگ گذشت، کدام جنگ؟ در هیچ جایی نامی از ما بُرده نشده، همه چیز اندک اندک از بین رفت، همه‌ی نشانه‌ها گم شد، از ما روی زمین هیچ نشانی نمانده است، به جز یک شمشیر!



🎬چریکه تارا
#دیالوگ
✍️ استاد بهرام بیضایی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅

اندوهگین نباش سرزمین من
در شکاف زخم‌های تو
بذر گل کاشته‌ام...
تو روزی،
سراسر گلستان خواهی شد...

#علیرضا_روشن

زندگی دوباره
سبز خواهد شد
این یک وعده نیست
این، ذات زندگیست


درود دوستان گرامی
روزتون بخیر


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

موسیقی When Darkness Falls
اثر
گروه سکرت گاردن


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎼 همه رفتند…

🎙رضا بهرام



«...ای راز مرگ
آیا صدای پای کسی را که رفت و گفت:
بگذار تا مرا بسرایند بادها،
شنیدی؟»

— ضیا موحد


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

زندگی در حقیقت؛
نیرویی که جهان را تکان می‌دهد


واتسلاو هاول در کتاب قدرت بی‌قدرتان می‌نویسد: «حتی یک عمل کوچک در راستای حقیقت می‌تواند امواجی بزرگ ایجاد کند.» این جمله‌ی ساده اما عمیق، ما را به درنگ وامی‌دارد؛ آیا صدای فردی بی‌قدرت، در برابر قدرتی عظیم شنیده می‌شود؟ پاسخ هاول روشن است: بله، وقتی آن صدا از دل حقیقت برخاسته باشد. هر عمل راستین، هر ایستادگی در برابر دروغ، می‌تواند آغازگر تغییری بزرگ باشد؛ تغییری که از دل سکوت‌ها و سازش‌ها می‌جوشد.

نمونه‌ای بارز از این قدرت را می‌توان در جنبش زنان ایران برای دستیابی به حقوق فردی و آزادی‌های اجتماعی دید. زنانی که تنها با برداشتن حجاب یا حضور بی‌هراس در خیابان، نشان دادند چگونه یک کنش شخصی می‌تواند به بیانی سیاسی بدل شود. آنها با انتخاب زیستن در حقیقتِ خواسته‌های خود، ساختارهایی را به لرزه درآوردند که سال‌ها بر اساس انکار، اجبار و دروغ شکل گرفته بودند.

در داستان مشهور «لباس جدید پادشاه» نوشته‌ی هانس کریستین اندرسن، این یک کودک است که حقیقت را بر زبان می‌آورد: «اما پادشاه که لخت است!» هیچ‌کس جرأت گفتن این را نداشت، چون دروغی جمعی همه را در سکوت نگاه داشته بود. این داستان نمادی است از شجاعت گفتن حقیقت، حتی وقتی همه ساکت‌اند. کودک، بی‌آن‌که قصد براندازی یا شورش داشته باشد، تنها با گفتن واقعیت، پرده‌ای از تزویر را درید.

زیستن در حقیقت، همیشه آسان نیست؛ گاه هزینه دارد، گاه خطر. اما سکوت در برابر دروغ، انسان را از درون تهی می‌کند. وقتی انسان، هرچند اندک، به آنچه می‌داند درست است، عمل می‌کند، به خود احترام می‌گذارد و به دیگران نشان می‌دهد که انتخابی دیگر ممکن است. حقیقت، بر خلاف دروغ، نیاز به تبلیغ ندارد؛ کافی‌ست که آشکار شود.
در نهایت، قدرت بی‌قدرتان، همان نیرویی‌ست که از زندگی در حقیقت زاده می‌شود. همان‌طور که زنان ایران، همان‌طور که اعتراص جمعی، همان‌طور که کودک داستان اندرسن، و همان‌طور که هر فردی که در برابر دروغ ایستاده است.
حقیقت اگرچه بی‌سلاح است، اما روشن می‌سازد، رسوا می‌کند و راه می‌گشاید. به تعبیر هاول، حتی اگر تنها یک نفر بگوید «پادشاه لخت است»، دروغی بزرگ فرو خواهد ریخت.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🖤IRAN🖤
‌‌‎‌
پس از تحمل آن همه درد، کسی که به مقصد می‌رسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود.

📕 گکینیاس- و-کایرا
✍🏻 هاکان_گوندای


‌‌‎‌🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

📝

عصر فراموشی انسان
------

تازه می‌فهمم چرا نقاشان و مجسمه سازان اواخر قرون وسطی، تن عریان انسان را نقش می‌زدند. زیبایی تن آدمی عاری از هر لباس مادی و فرهنگی و معنوی را پیش چشم‌های کور اربابان قدرت و دین می‌نهادند تا بدانند اگر خدایی هست، قبل از هر کجا در زیبایی تن تجلی کرده است. خدا قبل از آنکه در بناهای مقدس و نام‌ها و نصوص دینی و غایات سیاسی انعکاس داشته باشد، در شکوه بی‌بدیل بدن‌های شورمند و جوان آدمی منعکس است. بدن بیش از نان برکت است. تیغ خشونت و کین بر آن نباید کشید.
در لحظه‌ای که پدر یا مادری خونین جگر، تن سرد فرزندش را میان تن‌های سرد جستجو می‌کند، خدا از نام‌ش شرمگین است. نامی که دستاویز خشونت و خشم بر تن‌های عزیز مردمان این دیار است.
دورانی که بر مردمان ما گذشت، عصر فراموشی انسان بود که با نام خدا سکه زدند. تن‌های زنده و پرخون، بر حسب سنخ لباسی که پوشیده بودند، به دو گروه خودی و ناخودی تقسیم شد. انتظار از خودی‌ها مردن پیش از مردن بود. انتظار می‌رفت تسلیم از سر رضا باشند و چون چرا در هیچ کار نیاورند. این همه فهم‌شان از مسلمانی بود. ناخودی‌ها حق هیچ انتظاری نداشتند. حق شان این بود که به مثابه انسان صاحب کرامت بمیرند و چون جانوران زندگی کنند به تدریج حق زندگی در حد حیات جانورانه نیز از آنها دریغ شد.
آنکه شلیک کرد کاش قبل از آن، قربانی جوان خود را عریان به تصور آورده بود. هر کدام طاووسی بودند تجلی قدرت و خلاقیت خداوند. آنگاه چه کسی می‌توانست به تن یک طاووس زیبا شلیک کند.
@javadkashi

🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#ای_دریغا
#Ey_Darigha

محسن چاووشی
سینا سرلک


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…
Subscribe to a channel