rohin_official1 | Unsorted

Telegram-канал rohin_official1 - شب نامه‌ی خیال

735

روییدن زمان و مکان نمی‌خواهد! گاهی باید در سخت‌ترین شرایط و دشوار‌ترین مکان رشد کنی... 🖐 #روهیناصادقی @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1

Subscribe to a channel

شب نامه‌ی خیال

این روزها، بارِ سفر چنان بر شانه‌های زندگی‌ام سنگینی می‌کند که حتی خواب را هم از مژه‌هایم ربوده است. سفری به بی‌سفرترین نقطهٔ گیتی... جایی که ردِ پاهایم را نیز در خودِ خود محو کنند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

آن‌ها می‌آیند،
تکه‌ای از خودشان را
درون سبد زندگی‌ات می‌ریزند
و می‌روند.

تو می‌مانی
با انبوهی از قطعات پازل
که هیچ‌کدام سر جایشان
نمی‌خوابند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

عکس‌هایی را که از طبیعت گرفتید، با ما شریک کنید عزیزان!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

از این کویرِ خسته و خالی ببر مرا
تا لحظه‌های سبزِ تعالی ببر مرا

ای‌ پیرِ باکمالِ تصوّر! شبانه‌ها
در خانقاهِ قول و قوالی ببر مرا

شعرِ تری به دامنِ رؤیای من بریز
یک‌باره در فضای خیالی ببر مرا

در جاده‌های فلسفه بی‌هیچ پاسخی
هم‌واره مثلِ فکرِ سؤالی ببر مرا

مثلِ هزار کوزه تخیّل بیا و بعد
در کارگاهِ دستِ سُفالی ببر مرا

امشب ز بوی تندِ کدورت دلم گرفت
تا عطرِ نابِ گندم و شالی ببر مرا

جاوید فرهاد

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

آدری هپبورنِ نازنین میگه:

زیبایی یک زن در لباسی که می‌پوشد نیست، در اندام و استایلی که دارد نیست، در روشی که موهایش را شانه می‌کند نیست.
زیبایی زن در چشمان او دیده می‌شود، زیرا که چشم‌هایش دریچه قلب اوست، جایی که عشق در آن زندگی می‌کند. زیبایی واقعی یک زن در روح او منعکس می‌شود، شفقتی است که او به همراه عشق بروز می‌دهد، اشتیاقی است که از خود برای زندگی نشان می‌دهد.
زیبایی یک زن، فقط با گذر سال‌های بسیار در زندگی‌اش، رشد می‌کند و به تکامل می‌رسد.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

به رنگ چشمِ مخمورِ تو معتاد گشته‌ام
بگو که چاره چیست، ای ساقی، کدام جام؟

#رحیمه

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

روح، بارانِ رویا بر خاکِ ذهنِ تشنه است.

#رحیمه‌

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

فور بزنید، فولدر بزارم.🐣🍻
جوین باشی قشنگتره.🫧

لیمیت: تا هروقت خط خورد.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

حال آشفته‌ی این روزهای زنان را
آیینه‌ها
به خوبی جلوه می‌دهند.

روح افسرده‌شان را
پشت رژهای گوناگون،
خط‌چشم نازک،
و لاک‌های رنگارنگ
پنهان می‌کنند.

هر روز با لبخند،
همچون مهمان ناخوانده،
با آیینه‌ها
خداحافظی می‌کنند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

فریده مددی
انقلاب


از بانوی مستعدِ ما بانو مددی خواننده باشید!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

فکر کنم
به عکس تو حساسیت دارم...
همین که خیره می‌شوم
چشمانم تار می‌بیند.

#رحیمه

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

آزاد زندگی کنید، بی‌هراس از قضاوت‌
بی‌نیاز از تایید
عشق بورزید، ببخشید
و با قلبی گشوده خودِ حقیقی‌تان زندگی کنید!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

📚#کتابفروشی_گمشده
✍ #اوی_وودز
ژانر: #معمایی_تاریخی #عاشقانه #رئالیسم #جادویی

📄خلاصه:
تا کجا می‌توان از سرنوشت فرار کرد و تا کجا می‌توان به کتاب‌ها پناه برد؟ اپالین، شخصیت دوست‌داشتنی کتاب کتاب فروشی گمشده در پاسخ به ما می‌گوید: «می‌توان از خانه فرار کرد، از دیوانه‌خانه هم همین‌طور و بعد دوباره در آرامش جادویی کتاب‌ها خود را پیدا کرد.» کتاب بسیار پرفروش اوی وودز، درباره‌ی پیچش‌های عجیب‌وغریب سرنوشت برای تغییر دادن مسیر زندگی ماست. او به ما یاد می‌دهد که داستان خواندن کار آدم‌های ضعیف نیست.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

شعری‌ست از #قهار_عاصی
با صدایِ #من

بامِهر
#تمیم_تلاش
❤️

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

در این روزها
امید چیزی است که نباید از آن دست کشید
چیزی مقدس تر از زندگی..‌.

روزِ نو مبارک🫶🌱

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

در آرزوی یک کلبه،
آن‌چنان دور
که ندانم در جهان چه می‌گذرد....!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

وقتی بوی یاس و عطرِ قهوه درهم می‌شود، دیگر نباید انتظار داشت که انگشتان روی میز بی‌حرکت بمانند. آنها بلند می‌شوند و سماع می‌کنند.
قهوه‌ را تو بیار، گل را من. بگذار ببینیم این سماع تا کجا می‌رود.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

تصور بهشت هر فرد درین دنیا، همان علاقه و نیازهایی اوست.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این روزها هرگاه ذهنم در گردابی از خاطرات تلخ فرو می‌رود،
بی اختیار قلمم را به رنگ‌های آسمان آغشته می‌کنم؛
آبیِ بی‌پایانی که فراموشی می‌فروشد،
نقره‌ای که ماه را روی پلک‌های خیس نقش می‌زند،
یا سرخیِ شرابی که غروب را تا بامداد در رگهایم جاری می‌کند.
هنوز نمی‌دانم کدامین رنگ، زخم کهنه‌ی فراموشی را می‌دوزد؛
فقط می‌دانم باید دیوارهای ذهن را آن‌قدر بِپیمایم
تا ردپای فصل‌های پوسیده زیر لایه‌های رنگ محو شود.
گاهی سبزِ جوانه‌ها را به دیوار می‌کوبم،
گاه بنفشِ غروب‌های ناتمام را آواز می‌دهم،
یا طلاییِ پروانه‌ها را روی خاکستر خاطرات می‌پاشم.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

چرخشِ نافرجام

قلم می‌چرخد، می‌رقصد، دور خودش حلقه می‌زند، باز هم می‌چرخد. از این همه چرخش خسته که می‌شود، غر می‌زند: «آخ... ساعت‌هاست که می‌نویسم و بس... فقط می‌نویسم.»
به دل نگاه‌ می‌کند و می‌گوید: «تو حداقل یک چیزی بگو.»
او می‌گوید: «فقط بنویس... حالم گرفته است.»
قلم از ذهن می‌پرسد: «دست کم تو چیزی بگو.» اما او شانه خالی کرده و به ناتوانی‌اش اعتراف می‌کند. این جاست که من ساعت‌ها می‌نویسم، بی آنکه به جایی برسم.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این‌جا
همهٔ قصه‌ها
با «یکی بود، یکی نبود»
آغاز می‌شوند.
اما شاید
روزی
داستان ما
این‌گونه شروع شود:
«یکی بود...
و دیگری هم بود...
اما یکی آن یکی را هرگز ندید...»

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

قرار بود بيايَم
تو باشي
من و تو و لبخند
بعدش
خوب معلوم است
بعدش وابستگی و وابستگی
قرار بود بيـايَم
ميدانستي از همان اول ،
می‌دانستی تو سرآغاز فكرهای منی
حال من آمده‌ام
و غريبانه قدم برمیدارم
به راستی چطور گمَت كردم
كه حتي نمی‌دانم كجای اين شهر قدم برمی‌داری ...!

#بهاره_حصاری

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

الهی!
بودِ من، بر من تاوان است،
تو یک بار بودِ خود بر من تابان!
الهی!
معصیتِ من، بر من گران است،
تو رودِ جودِ خود برمن باران!
الهی!
جُرمِ من زیرِ حِلم تو پنهان است،
تو پرده ی عفوِ خود بر من گُستران!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

احساسِ من به تو
شبیهِ درختی است در بیابانِ بی‌آب
ریشه‌هایش به عمقِ قرن‌ها فرو رفته
اما هنوز گلی ندیده‌ست…
فقط بوی تو را در رگ‌هایش جاری می‌کند.

#رحیمه

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

«تو آرامش منی!»

آ یعنی آسان
ر یعنی روح
ا یعنی او
م یعنی من
ش یعنی شد

آسان روح او، من شد. «من به آسانی با روح او یکی گشتم»

او همان تویی و این یکی‌شدن خود آرامش است.


#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

هیچ‌گاه نتوانسته‌ام آن حس مغمومی را که پس از پایان مطالعه یک کتاب بر من چیره می‌شود، اسمی بگذارم. آن غمِ عجیبی که بی‌هیچ مقدمه‌ای می‌آید و می‌نشیند روی سینه، انگار که خود کتاب، نفسِ آخر را کشیده باشد و من مانده باشم با سنگینیِ رفتنش. شاید این از همان احساس‌هایی است که هنوز کسی برایشان واژه‌ای ابداع نکرده‌اند.

اگر بپرسی چگونه، باید بگویم مثلِ باران که نمی‌شود بگویی دقیقاً چه حسی دارد؛ مثل خیره‌شدن به یک نقطه که نمی‌دانی به چه می‌اندیشی؛ مثل بیدارشدن از خوابِ بعدازظهر که زمان در آن گم می‌شود و نمی‌فهمی صبح بوده یا شب؛ مثل خنده‌ای که ناگهان از میان اشک سر می‌زند؛ مثل در آغوش گرفتنِ آن‌قدر طولانی که دیگر مرزی نمی‌ماند بین تو و دیگری.

اصلاً این کلمات چگونه توانسته‌اند با آن احساس‌ها پیوند بخورند؟ این دو؛ زبان و احساس در انتقالِ آنچه درون می‌گذرد، چگونه باهم دست می‌دهند؟ شاید هم هرگز به‌درستی دست نمی‌دهند و من، با این همه کلمه، هنوز نمی‌دانم چگونه آن حسِ مبهمِ پس از کتاب را بیان کنم. باید بپذیرم که بعضی چیزها را فقط می‌شود زیست، نه گفت.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

کارگاه رمان‌نویسی "از ایده تا اثر" 
با رحیمه محرابی ‌/ نویسنده و مربی نویسندگی

آیا رؤیای خلق جهانی دارید که در آن شخصیت‌ها نفس می‌کشند، ماجراها جاری می‌شوند و خواننده، صفحه‌ها را ورق می‌زند تا پایان را دریابد؟ 
کارگاه تخصصی رمان‌نویسی "از ایده تا اثر"، فرصتی است برای آنان که داستان در سر دارند و قلم در دست می‌طلبند.

سرفصل‌های اصلی دوره:

• کشف ایده‌های ناب و تبدیل آنها به طرح اولیه 
• خلق شخصیت‌های زنده و چندبعدی 
• به‌کارگیری حواس پنجگانه در توصیف
• ارائه‌ی گواهینامه‌ی معتبر پایان دوره
• آماده‌سازی اثر برای انتشار

زمان و مکان: 
📅 آغاز دوره: [15 حمل] 
🕒 [روزهای جفت ساعت 8 شب] 
📍 [به صورت لایف در پلت‌فورم واتساپ]

برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر: 
[+93 78 441 0361]

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

برش‌های جذاب از کتابِ کتاب‌فروشی گمشده

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

نیازی نیست برای نبودنت، دلیلی بتراشی...
فقط بیا!
بیا و در عمق چشمانِ منتظرم محو شو.
آنجا، پاسخی برای تمام پرسش‌های بی‌پاسخت خواهی یافت و شرح بودنم را مثل کتابِ باز خواهی خواند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

احساسی که درگیرت نکند، تغییرت نمی‌دهد.
همین!

#رحیمه

Читать полностью…
Subscribe to a channel