15253
تحت حمایت بنیاد کبیر پرشیا 🔱 مجامع حمایتی روانشناسی 👇 🏆 https://t.me/IranaPsychologicalAssociation/789 🎓 با نظارت مستقیم I.P.A (انجمن روانشناسی ایرانا) @IranaPsychologicalAssociation ۰۷/۰۱/۲۵۸۲
🏛فولدری گزینش شده توسط ادمین کانال؛ از جامع ترین منابع کتاب ها به صورت Pdf.
پست موقت بوده، زودتر وارد شوید.🇮🇷
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب
🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم
🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان
⭐️برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.⭐️
⚡️ جامع ترین بانک PDF کتابها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری ➡️
Читать полностью…
⚡️ جامع ترین بانک PDF کتابها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری ➡️
Читать полностью…
『 زیست جهان «ما» 』
❒رابطه سالم جایی نیست که دو نفر یکسان فکر کنند؛ جایی است که بتوانند با حفظ تفاوتهای خود، معنایی مشترک خلق کنند.
🧠 این تصویر ، شاید یکی از دقیقترین توصیفهای یک رابطه بالغ باشد. هر دایره، جهان ذهنی یک انسان است؛ جهانی که از خاطرات، ارزشها، باورها، تجربههای زیسته، ترسها و آرزوها ساخته شده است. طبیعی است که این جهانها کاملاً بر هم منطبق نباشند. اگر بودند، دیگر با دو انسان روبهرو نبودیم، بلکه با دو نسخه از یک ذهن مواجه بودیم.
🌱آنچه یک رابطه را زنده نگه میدارد، حذف تفاوتها نیست؛ بلکه وجود ناحیهای مشترک است؛ جایی که دو نفر، با وجود تفاوتهایشان، بتوانند یکدیگر را بفهمند، گفتوگو کنند و جهانی مشترک بیافرینند.
❒موری بوئن این توانایی را «تمایزیافتگی خود» مینامد. از نگاه او، بلوغ روانی یعنی بتوانم «خودم» بمانم، بدون آنکه برای حفظ رابطه مجبور شوم خود را انکار کنم؛ و در عین حال، آنقدر به دیگری نزدیک باشم که پیوند عاطفی از بین نرود. رابطه سالم نه در ادغام کامل شکل میگیرد و نه در جدایی کامل، بلکه در تعادل میان استقلال و صمیمیت.
❒دونالد وینیکات نیز معتقد بود میان «من» و «دیگری» فضایی وجود دارد که آن را «فضای بالقوه» مینامید؛ جایی که بازی، خلاقیت، فرهنگ و عشق متولد میشوند. بخش همپوشان این تصویر را میتوان همان فضای بالقوه دانست؛ جایی که هیچکس مالک دیگری نیست، اما هر دو در ساختن معنایی مشترک سهیماند.
❒از منظر مارتین بوبر، رابطه اصیل، رابطه «من و تو» است. در چنین رابطهای، دیگری موضوع کنترل یا تغییر نیست؛ بلکه انسانی مستقل است که با تمام تفاوتهایش به رسمیت شناخته میشود. احترام به دیگری، نه از شباهت، بلکه از پذیرش تفاوت آغاز میشود.
📚پژوهشهای جان گاتمن نیز همین واقعیت را تأیید میکنند. او نشان داد که زوجهای موفق الزاماً اختلاف کمتری ندارند؛ بلکه بهتر میتوانند درباره اختلافهایشان گفتوگو کنند و آنها را به بخشی از «معنای مشترک» زندگی تبدیل کنند. از دید او، یکی از ستونهای رابطه پایدار، خلق «معنای مشترک» است؛ همان بخش مشترکی که در تصویر دیده میشود.
⁉️شاید بزرگترین خطای روابط این باشد که عشق را با شباهت اشتباه بگیریم. بسیاری میکوشند دیگری را شبیه خود کنند؛ گویی تفاوت، تهدیدی برای رابطه است. اما حقیقت آن است که تفاوت، اگر با احترام و گفتوگو همراه شود، نه تهدید، بلکه سرچشمه رشد است.رابطه سالم، کوچک شدن یکی برای بزرگ شدن دیگری نیست؛ گسترش آن بخش مشترکی است که هر دو در ساختنش سهیماند. هرچه این ناحیه با اعتماد، همدلی و گفتوگو غنیتر شود، رابطه عمیقتر خواهد شد؛ بیآنکه فردیت هیچیک قربانی شود.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
『 مگر خودت آنجا نبودی !؟ 』
❒برخی تجربههای زندگی، بهویژه رنج و مواجهه با مرگ، کاملاً شخصی و درونی هستند. مارتین هایدگر تأکید میکند که انسان باید این بار سنگین را به تنهایی به دوش بکشد. جستجوی «شاهد» بیرونی برای باور کردن درد، در واقع فرار از تنهایی وجودی است؛ زیرا عمق واقعی درد فقط برای خود ما قابل درک است.
🪞بسیاری از ما به شدت به دنبال تایید و همدردی دیگران هستیم، چرا که رنج را نمیتوان بهراستی با کسی تقسیم کرد. اِلین اسکاری نشان میدهد که درد اساساً در قالب کلمات نمیگنجد و انتقال کامل آن به دیگری تقریباً غیرممکن است. اطرافیان گاهی رنج ما را کوچک میشمارند یا نادیده میگیرند و این امر تنهایی وجودی را عمیقتر میکند. در چنین لحظاتی حتی به واقعی بودن درد خود شک میکنیم.
🧠 با این حال، مفهوم «شاهد بودن» در روانشناسی فراتر از تایید بیرونی است؛ مهارتی است برای حضوری آگاهانه در کنار خود، بدون قضاوت و بدون عجله برای حذف فوری درد . سورن کییرکگور ریشه بسیاری از اضطرابها را دوری از خویشتن واقعی میدانست. جمله «مگر خودت آنجا نبودی؟» دعوتی است به بازگشت به خود و پذیرش تجربهمان.
👁🗨هرچند تایید دیگران آرامشبخش و حس تعلق میدهد، اما در نهایت حضور آگاهانه خود ما در دل رنج است که به آن معنامیدهد.پذیرش اینکه «ما خودمان آنجا بودیم و درد را زیستهایم»، ما را از قربانی بیدفاع به شاهدی معتبر برای تاریخچه زندگیمان تبدیل میکند. این آشتی با خود، آغاز بهبودی است.
#اگزیستانسیالیسم
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
『 مامان من حمال احساسات تو نیستم 』
🌀سالهاست که چیزی را با خودم حمل میکنم که برایم تعریفی ندارد. یک سنگینی مبهم روی سینه، یک صدای آرام در ته سرم که میگوید: «یک جای کار تو میلنگد. ذات تو مشکل دارد.» من این صدا را مثل یک واقعیت مسلم پذیرفته بودم، بیآنکه بدانم این صدا از کجا آمده است.
❒شرم تزریق شده میراثی که روایت ندارد :شرم ممکن است برای خود شخص نباشد، بلکه شرم یک نفر دیگر باشد که ممکن است به ترومای نسل بعد تبدیل شود. یعنی شخص احساس آشفتگی میکند ولی هیچ روایتی برای توصیف آن ندارد چون این احساس در اصل احساس یک نفر دیگر بوده است. این پدیده در بین کودکانی که مادر افسرده داشتند بسیار رایج است.
🎭حالا میفهمم. این صدا، صدای توست مامان. این سنگینی، شرمی است که من برای تو حمل میکردم.
❒هم آهنگی به بهای گم کردن خود : باید به یاد داشته باشیم که کودکانی که دلبستگی ناایمن دارند به شدت مستعد این هستند که احساساتشان با احساسات مادرشان هم طنین شود. آنها به شدت با مادرانشان همآهنگ میشوند و عواطف منفی والدینشان را انعکاس میدهند تا بتوانند رابطۀ امن تری ایجاد کنند و هیجانات خودشان را هم بهتر تنظیم کنند.
❒فقدان روایت : این پاسخ سازگارانه باعث میشود آنها احساسات منفیای را که متعلق به خودشان نیست، مثل شرم بیشتر درونی کنند. بنابراین، شرم در این کودکان به جای اینکه تبدیل به یک خاطره خاص شود، تبدیل به یک نشانه روانتنی میشود که احتمالا تا پایان عمر باقی میماند.
︵‿︵‿୨୧‿︵‿︵
🌱اما دیگر کافیست! من حالا بزرگ شدهام. حال از میان مهِ این همه سال، میتوانم تشخیص دهم که این بار، بارِ من نیست. این شرم، قصهی زندگی من نیست؛ این یک نشانهی خارجی است که به بدنم چسبانده شده.من مسئول نجات تو نیستم، من مسئول زندگی خودم هستم.
#درمان_کودک_دیده_نشده_در_بزرگسالی #کاترین_استاوفر
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
🎁 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و بهصورت شخصی تأیید شده است }✔️
『 بزرگترین خطای فرهنگی این است که تصور میشود مستقیماً میتوان از «فرزند» به «همسر» رسید.』
❒ «بند ناف روانی» استعارهای گویا برای وضعیتی است که در آن یک فرد بالغ، علیرغم تشکیل خانوادهٔ جدید، همچنان از نظر عاطفی، تصمیمگیری و هویتی به خانوادهٔ اصلی خود وابسته باقی میماند. این پدیده که در فرهنگهای جمعگرا و سنتی نمود بیشتری دارد، ریشه در فرایندهای تحولی ناسالم دارد.مقالهٔ حاضر به تحلیل این پدیده با تکیه بر نظریه پردازان این حوزه میپردازد و نشان میدهد که چرا برخی افراد قادر به «فرد شدن» و تشکیل یک خانوادهٔ هستهای مستقل نیستند.
❒ مری بوئن: آمیختگی عاطفی و تمایزنیافتگی
از نگاه بوئن، تمایزیافتگی خود، توانایی حفظ استقلال عاطفی و فکری در عین نزدیکی عاطفی با دیگران است. نقطهٔ مقابل آن «آمیختگی» است؛ وضعیتی که در آن مرزهای روانی فرد با خانوادهٔ اصلی حل میشود و احساسات، تصمیمها و هویت او تحتتأثیر تأیید یا عدمتأیید والدین قرار میگیرد.
🔄 در بند ناف روانی، فرد در سطح پایینی از تمایزیافتگی باقی مانده است. او نمیتواند بین «منِ» همسر و «منِ» فرزند تفکیک قائل شود. رفتارهایی مانند «قبل از همسر، تأیید مادر را گرفتن» یا «گزارش تلفنی بحثهای زناشویی به مادر» نه بیادبی، بلکه نشانهٔ آمیختگی است. فرد مضطرب از جدایی، همواره در جستوجوی کاهش تنش از طریق بازگشت به سیستم عاطفی خانوادهٔ اصلی است.جملهٔ «پسرم را میشویم تا تمیز باشد و عروس من اذیت نشود» از زبان مادر، نمودی از همان آمیختگی و تلاش برای حفظ تعادل هیجانی در مثلث عاطفی «مادر،پسر،عروس» است. بوئن این الگو را «مثلثسازی» مینامد. زوج به جای حل تعارضات خود، شخص سومی را وارد رابطه میکنند و تنش در سیستم جابهجا میشود.
❒ سالوادور مینوچین: مرزهای درهمتنیده و نفوذپذیری بیمارگونه؛مینوچین در نظریهٔ ساختاری خانواده، سلامت یک خانواده را در گرو «مرزهای شفاف» میداند. خانوادههای درهمتنیده مرزهایی بسیار نفوذپذیر دارند؛ اعضا چنان درگیر زندگی یکدیگرند که استقلال و حریم خصوصی معنا ندارد.
🌐 بند ناف روانی، دقیقاً پدیدهای از خانوادهٔ درهمتنیده است که در آن زیرمنظومهٔ «والد،فرزند» بر زیرمنظومهٔ «همسران» غالب میشود. وقتی مادر بدون اجازه کلید خانه را دارد، وسایل را جابهجا میکند، کمدها را میگردد و این رفتار را «مرتبکردن» مینامد، نشان میدهد که مرز بین دو خانوادهٔ هستهای و اصلی محو شده است. در این ساختار، همسر تازهوارد همواره «غریبهای» باقی میماند که در حاشیهٔ ائتلاف قدیمی مادر،فرزند ایستاده است. از دید مینوچین، تا زمانی که این مرزها بازتعریف نشوند، خانوادهٔ جدید نمیتواند هویت مستقلی پیدا کند و صرفاً شعبهای از خانوادهٔ اصلی خواهد ماند.
❒ طرحوارههای اطاعت و خودتحولنیافته:
طرحوارهدرمانی یانگ این الگوهای پایدار را در سطح عمیقتری تبیین میکند. دو طرحواره در پدیدهٔ بند ناف روانی نقش اصلی را ایفا میکنند.
👁🗨 طرحوارهٔ اطاعت: فرد باور دارد که برای جلب عشق و جلوگیری از خشم یا طردشدگی، باید خواستهها و نیازهای والدین را بر نیازهای خود و حتی همسرش مقدم کند. این همان چیزی است که پشت «پسانداز مخفیانه و انتقال پول به خانوادهٔ اصلی» یا «اولویت مالی و معنوی به والدین» نهفته است. فرد از روی اطاعت عمل میکند تا احساس گناه نکند.
👁🗨 طرحوارهٔ خودتحولنیافته: در این طرحواره، فرد به دلیل درهمتنیدگی شدید با والدین، هرگز هویت مستقلی شکل نداده است. او نمیداند بدون نظر مادر چه میخواهد، چه سلیقهای دارد، چه تصمیمی میگیرد. از پرده تا فرش خانه را نه بر اساس سلیقهٔ خود یا همسرش، که بر اساس جملهٔ «این بهتر است» مادر انتخاب میکند، زیرا «خودِ» مستقلی وجود ندارد که بتواند ترجیحی داشته باشد.
⚔این دو طرحواره مانند برنامههای پنهانی، تمام تعاملات فرد در ازدواج را هدایت میکنند و او را در نقش فرزندی مطیع و نابالغ نگه میدارند.
📚بخش اول
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
❒نقاشی روی پشت کودک، فراتر از یک بازی ساده، فعالیتی غنی برای رشد اوست. این بازی با تبدیل حس لامسه به تصویر ذهنی، تفکر نمادین (پیاژه) را تقویت میکند. با ایزوله کردن حس لامسه، ادراک حسی (مونتهسوری) را میسازد و از طریق ایجاد یک تعامل امن و متمرکز، به دلبستگی عاطفی و تنظیم توجه کودک کمک میکند.
📚 مهمترین نظریهها و مراحل رشدی مرتبط با این بازی:
📘نظریه رشد شناختی ژان پیاژه:این بازی کاملاً با مرحله پیشعملیاتی پیاژه همخوانی دارد که تقریباً سنین ۲ تا ۷ سالگی را شامل میشود.
🪞ظهور «کارکرد نمادین»: در این مرحله، کودک تازه توانایی این را پیدا کرده که یک چیز (مثلاً خطی که روی پشتش کشیده میشود) را به عنوان نمادی برای چیز دیگر (مثل یک شکل روی کاغذ) در نظر بگیرد.این بازی دقیقاً همین پل نمادین را میسازد: «احساس لامسه» به «تصویر بصری» تبدیل میشود و کودک باید این نماد را تعبیر کند.
تمرکز بر یک ویژگی (مرکزگرایی): اگر کودک در تشخیص اشکال مشکل دارد،ممکن است روی یک بخش از لمس(مثلاً فقط نقطهی شروع) تمرکز کند و کل مسیر را نادیده بگیرد. این بازی به او کمک میکند تا تمرکز خود را گسترش دهد.
📕نظریه رشد حسی حرکتی مونتهسوری:اگرچه این بازی یک فعالیت ساختیافته است، اما کاملاً در راستای اصول مونتهسوری است که بر آموزش حواس تأکید دارد.
ایزوله کردن یک حس: در این بازی، حس بینایی موقتاً کنار گذاشته میشود (چون کودک نمیبیند چه میکشید) و حس لامسه به تنهایی تحریک میشود. مونتهسوری معتقد بود برای تقویت یک حس خاص، باید آن را از سایر حواس ایزوله کرد تا مغز به طور کامل روی پردازش آن اطلاعات متمرکز شود. این دقیقاً همان کاری است که انجام می شود
درک مفاهیم انتزاعی از طریق ملموسات: کودک مفهوم «دایره» یا «زیگزاگ» را نه به عنوان یک کلمه، بلکه به عنوان یک احساس فیزیکی درک میکند.
🧠حواس، دروازههای ورود به ذهن هستند
مونتهسوری میگفت: «هیچ چیز در ذهن وجود ندارد، مگر آنکه قبلاً در حواس وجود داشته باشد.»او معتقد بود برای اینکه کودک مفاهیم انتزاعی (مانند بزرگ و کوچک، نرم و زبر، گرم و سرد) را درک کند، ابتدا باید آنها را با حواس خود تجربه عینی کند.برای مثال: کودک مفهوم «بزرگ» را با چیدن برجهای حلقههای بزرگ و کوچک درک میکند، نه با تماشای فلشکارت.
🎭قصهگویی با انگشت: به جای کشیدن یک شکل ثابت، یک داستان کوتاه روی پشت کودک بگویید. مثلاً: «یک دایرهی بزرگ کشیدم (خونه) یک زیگزاگ ازش بیرون زد (دود)، بعدش چند تا نقطه ریخت پایین (بارون)...» کودک باید با دنبال کردن حس لامسه، آخرین شکل یا حس داستان را پیدا کند.
📒نظریه دلبستگی جان بالبی:این بازی، فراتر از یک تمرین شناختی، یک تعامل دلبستگیساز قدرتمند است.
🛡ایمنی و حضور: شما پشت سر کودک نشستهاید. این موقعیت، هم فضایی امن و حمایتگر ایجاد میکند و هم به او استقلال میدهد
👁🗨 نگاه مشترک : اگرچه کودک به برگه نگاه میکند، شما هر دو بر روی یک موضوع مشترک تمرکز کردهاید. این «اشتراک ذهنی» یکی از پایههای شکلگیری امنیت عاطفی و اعتماد است.
📗مفهوم «همتنظیمی» در روانشناسی رشد:در نظریههای نوین رشد عاطفی اجتماعی به مفهوم همتنظیمی اشاره میشود.
🌀تنظیم توجه از طریق بدن: وقتی کودک باید برای تشخیص شکل، روی حس لامسه پشت خود تمرکز کند، سیستم عصبی او به طور خودکار آرامتر و متمرکزتر میشود. لمس آگاهانه و آرام شما به کودک کمک میکند تا سطح برانگیختگی خود را تنظیم کند. این بازی میتواند برای کودکانی که بیقرار یا کمتوجه هستند، بسیار تنظیمکننده باشد.
📙نظریه رشد ادراکی گیبسون: النور و گیبسون بر روی ادراک مستقیم و تمایزگذاری کار کردند.
🔄تمایزگذاری : کودک در این بازی یاد میگیرد که بین محرکهای لمسی مختلف تمایز قائل شود؛ حس خط صاف با خط زیگزاگ فرق دارد، حس دایره با ضربدر متفاوت است. این توانایی تمایزگذاری حسی، پایه و اساس تمام یادگیریهای بعدی (از جمله خواندن و نوشتن) است.
❒وقتی کودکی گلآلوده را ورز میدهد، یا انگشتهای کوچکش را توی برنج فرو میبرد انگار دارد با تمام وجودش زندگی را لمس میکند. این بازیها زبان مخفی دل کوچولوهاست.جایی که اگر ناراحت باشند، گلها را له میکنند. اگر شاد باشند، برج میسازند.و اگر خسته باشند، دستشان را توی شنها فرو میبرند و سکوت میکنند. ما بزرگترها فکر میکنیم دارند کثیف کاری میکنند، اما نه؛ دارند زخمهای کوچک دلشان را با خاک و آب ترمیم میکنند.
🫂 وقتی به کودک اجازه میدهیم حس کند، بفشارد، بسازد و خراب کند، در واقع به او میگوییم: «تمام وجودت برای ما ارزش دارد، حتی آن بخشی که هنوز حرف زدن بلد نیست.»بیایید گاهی خودمان هم کنارشان بنشینیم، آستینها را بالا بزنیم و با هم گِل بازی کنیم. چرا که این لحظهها هیچ وقت تکرار نمیشوند
𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 @Marham_Foundation
『 خدا با کیست پرسشی از سر پندار یا از سر فنا 』
❒هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی یهودی، در آثارش به ویژه توتالیتاریسم و آیشمن در اورشلیم: گزارشی در باب «ابتذال شر»، به تحلیل مکانیسمهای روانی و سیاسی رژیمهای توتالیتر مانند نازیسم پرداخت. از نگاه او، شعار "خدا با ماست" نه یک باور معنوی اصیل، بلکه ابزاری ایدئولوژیک برای مشروعسازی جنایت و خلع مسئولیت از افراد بود.
🧠 ابتذال شر:کلید فهم آرنت در تحلیل نازیسم، مفهوم ابتذال شر است. او در گزارش محاکمه آدولف آیشمن متوجه شد که شرِ بزرگ نه لزوماً از سوی افرادی شیطانی و خبیث، بلکه از سوی افراد عادی و پیشپاافتادهای سر میزند که از تفکر انتقادی عاجزند و صرفاً از دستورات اطاعت میکنند.شعار «خدا با ماست» به این فرآیند کمک میکرد: این شعار به فرد عادی (سرباز، کارمند دولت) القا میکرد که اعمالش جزئی از یک مأموریت بزرگتر و حتی مقدس است. بنابراین، او خود را نه مسئول، بلکه تنها یک چرخدنده در ماشین بزرگ حکومت میدید. آرنت میگفت:«شرِ عظیم، از شریران عظیم نمیآید، بلکه از مردمان عادی میآید که از فکر کردن دست کشیدهاند.»
🌀خدا به مثابه فرافکنیِ انسان تهیشده:برای لودویگ فوئر باخ ، دین پدیدهای کاملاً انسانشناختی است. فوئر باخ در کتاب «ماهیت مسیحیت» استدلال کرد که خدا ساخته ذهن انسان است انسانی که صفات آرمانی خود (دانش مطلق، قدرت مطلق، نیکی مطلق) را به موجودی فراسوی خود فرافکنی میکند، سپس در برابر این ساخته خود خضوع میکند. این فرافکنی، به گفته او، باعث از خودبیگانگی انسان میشود: انسان بهترین کیفیات خود را به خدا میبخشد و خود را فقیر و نیازمند میبیند.
⚔ضعف در برابر طبیعت و ناآگاهی: در جوامع ابتدایی، انسان در برابر بلایای طبیعی، بیماری و مرگ ناتوان بود. خدایان به عنوان توضیحدهندگان این ناشناختهها و همچنین منبعی برای امیدواری ساخته شدند.
●خدای رعد و برق توضیحدهنده طوفان بود.
●خدای شفا دهنده، تسلیبخش بیماری.
●این خدایان ابرانسانه بودند، زیرا انسان در آن زمان توان کنترل این نیروها را نداشت.
🔰ضعف در برابر بیعدالتی اجتماعی: در جوامع طبقاتی، تودههای ستمدیده و فقیر، در برابر ستم حاکمان ناتوان بودند. اینجاست که خدای عدالتطلب و پاداشدهنده در آخرت متولد شد.این خدا تضمین میکرد که اگر در این جهان به تو ستم شد، در جهانی دیگر دادت ستانده میشود.این عملکرد افیون تودهها (به تعبیر مارکس) را داشت: با وعده پاداش اخروی، از اعتراض به بیعدالتی زمینی جلوگیری میکرد.
🌀ضعف اخلاقی و نیاز به نظم: انسانها برای زندگی جمعی به قوانین نیاز داشتند. اما چه چیزی میتوانست ضمانت اجرای قوانین باشد، وقتی نیروی پلیس کافی نبود؟ ترس از خدا به عنوان ناظر همیشه حاضر و مجازاتی ابدی، کارآمدترین ابزار برای ایجاد نظم اجتماعی بود.این خدا همهدان و همهجا حاضر است، پس از هیچ گناهی نمیتوانی فرار کنی. این صفت نیز ابرانسانه است، زیرا هیچ حاکم زمینی چنین قدرتی ندارد.
🌱 ظهور نازیسم: آلمان پس از جنگ جهانی اول، دچار ضعف شدید ملی (شکست، تحقیر، بحران اقتصادی) شده بود.و در ساحت علم (عقلانیت مدرن) و قدرت (نظامی و سیاسی) احساس کمآمدی میکرد. بنابراین، به ساخت یک خدای ابرانسانه قبیلهای روی آورد: خدای نژاد برتر. این خدا قرار بود همه ضعفها را جبران کند: برتری ذاتی (علم)، قدرت غلبه بر دشمنان، تقدیر تاریخی. شعار «خدا با ماست» ادعای دسترسی به این نیروی جبرانکننده بود.
👁🗨نقد این دیدگاه و پیچیدگی مدرن: این فقط ضعفا نیستند که خدا میسازند؛ قدرتمندان نیز «خدا» را برای توجیه سلطه خود میسازند. (مثلاً نظریه «حق الهی پادشاهان»).در جهان مدرن، «خدا» لزوماً از بین نرفته، بلکه شکل عوض کرده. ایدئولوژیهای تمامیتخواه (نازیسم، استالینیسم)، ملیگرایی افراطی، یا حتی علمزدگی (ساینتیسم) میتوانند نقش «دین جایگزین» با خدایان جدید (نژاد، طبقه) را ایفا کنند.نیچه پیشبینی میکرد که پس از «مرگ خدا»، انسانهای ضعیف به بتهای جدید پناه میبرند. نازیسم مصداق آن بود.
❒چرا خداوند واقعا با نازی ها نبود ؟اطاعت، ذاتاً خنثی نیست. اطاعت کورکورانه از یک اقتدار فاسد، میتواند به شر محض منجر شود. نازیسم یک اقتدار فاسد بود. شعار «خدا با ماست» برای فریب وجدانهای فردی طراحی شده بود تا آنها را وادار به اطاعت کند. این نشانه همراهی خدا نبود، بلکه نشانه مهارت روانشناختی رژیم در دستکاری بود. قربانی کردن وجدان فردی در پای «وظیفه» یا «دستور»، بسیار ساده است. نازیها با افزودن لایه «تأیید الهی» به این «وظیفه»، این فرآیند را سادهتر کردند.شعارهایی مانند «خدا با ماست»، «منافع ملی»، «ضرورت تاریخی» اغلب برای غیریتسازی و خاموش کردن همین پرسش استفاده میشوند.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
♨️ پوشش حداکثری اعتراضات و اخبار جنگ ایران و جهان، فیلترشکن و VPN های رایگان و امن برای مدتی محدود.➡️
Читать полностью…
🎁 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و بهصورت شخصی تأیید شده است }✔️
『 رژ ذغالی :وقتی سیاهی خالق زیبایی میشود 』
❒در فلسفه اگزیستانسیال، انسان "پرتاب شده" به جهانی است که خودش آن را نیافریده. این جهان ذاتاً خنثی، بیمعنا و فاقد نقشه از پیش تعیین شده است.«خانه سیاه» استعارهای تکاندهنده از این وضعیت بنیادی است: جهانی که نه گرم و پذیرا، که تاریک، بیگانه و شاید حتی خصومتآمیز به نظر میرسد
🎞فروغ فرخزاد در فیلم «خانه سیاه است»، صرفاً یک گزارش از جذامخانه نمیسازد، بلکه با نگاهی عمیقاً اگزیستانسیال و انسانی، هستیِ راندهشدگان به حاشیه را به چالش میکشد و بازسازی میکند. این فیلم از طریق بررسی پرسشهای بنیادین هستی، مفهوم «دیگری»، و وضعیت متناقض زندگی در حاشیه، به یک اثر فلسفی ماندگار تبدیل شده است.
🌀آلبر کامو در «اسطوره سیزیف»، قهرمانی را ترسیم میکند که با آگاهی از بیثمری کارش، به طغیانی ساکت و درونی دست میزند و در نهایت باید او را «خوشبخت» تصور کرد. خوشبختی سیزیف در پذیرش رادیکال پوچی و کنشِ محض، علیرغم آن نهفته است.
🔄فروغ اما در«خانه سیاه»، سیزیفی زنانه و جمعی را به تصویر میکشد. پوچی در اینجا انتزاعی نیست؛ عینی و ملموس است: تخریب تدریجی جسم، فقر مطلق، و طردشدگی اجتماعی. پاسخ به این پوچی، نه در طغیانی فلسفی و منفرد، که در کنشی غریزی و زیباییشناسانه ظاهر میشود: زنی که با صورت تخریبشده و بدون لب، با تکهای ذغال سعی در رژ زدن دارد. مادهای که خود نماد نابودی و سیاهی است، در ارادهٔ انسانی به مدادی برای آفرینش زیبایی تبدیل میشود. این، نفیِ انفعال در برابر سرنوشت است.
«من یک سوژه هستم، نه یک ابژه. من کسی هستم که اراده میکند، تصمیم میگیرد و بر جهانم اثر میگذارد.من هنوز "من" هستم.»
این،شورش علیه محو شدن است.
❒زیبایی بدون زمینهٔ زشتی، سطحی و بیمعناست. رژ زدن عادی یک زن در آرایشگاه، یک عمل روزمره است. اما همان عمل در خانهٔ جذامیان، به یک ژست قهرمانانه و شاعرانه ارتقا مییابد. زیرا در تضاد شدید با زمینهٔ زشتی پیرامونش قرار میگیرد و معنای آن دگرگون میشود. زشتی، بستر ضروری برای درخشش زیبایی اصیل است. همچون الماسی که در خاکستر میدرخشد. زشتی بیماری و فقر، شرط امکان ظهور آن زیبایی روحیِ مقاوم و آفریننده میشود.
·
🌱واکنش فروغ ناظر به این صحنه، حیاتی است. او نمیگوید «غمگین شدم» یا «ترحم کردم». میگوید: «آن امید شد بر من». این تعبیر، امید را به یک حادثهٔ هستیشناختی تبدیل میکند؛ یک تولد. امید، چیزی نیست که از بیرون به خانهٔ سیاه وارد شود، بلکه از درونِ خودِ تاریکی و از دلِ یک کنش به ظاهر پوچ، میجوشد.
🪞زیباییِ نهایی، زیباییِ چهرهٔ آراسته نیست؛ زیباییِ نفسِ اراده کردن در مواجهه با نیستی است. نور نهایی، نور خورشید نیست؛ اشراق درونی است که در مواجه با تاریکی مطلق جرقه میزند. تاریکی، محرک این اشراق میشود..
❒فروغ در وصف ان لحظه میگوید: یک روز زنی جذامی را دیدم که تقریباً چیزی به اسم صورت نداشت. تنها دهانش مثل حفره ای خالی باقی مانده بود. در گوشه ای آینه ای دستش گرفته بود و تلاش می کرد به همان حفره رژ بمالد و خودش را زیباتر کند. (نقل به مضمون)
👁🗨هر وقت مثل این روزها وسط تابستان هم احساس می کنم «زمستان است و سرها در گریبان است»، امیدم به تاراج رفته و آدم ها مدام می گویند: «ما مُرده ایم»، «دیگه امیدی نیست»، « ما بدبخت ترین مردم جهانیم» و ... ذهنم می رود می نشیند کنار آن زن جذامی، زُل می زند به آینه و تلاشش را برای زیباتر شدن نگاه می کند...
🌿آن زن با آن رُژ ذغالی که لابه لای انگشت های فروریخته اش گرفته، برایم نماد امید است. نماد زندگی. اینکه «همیشه امیدی هست»، اینکه حتی تا آخرین نفس باز هم آدمی امیدوار است به رخ دادن یک اتفاق خوب، اینکه حتی در واژه ناامیدی هم یک امید زنده است!
🍃با همه اتفاقات تلخ پیرامون مان، بیشتر ما دروغ می گوییم اگر ادعا کنیم از آن زن جذامی روزگار با ما نامهربان تر بوده.
«به فکر فردایی که نیامده است نباش. در لحظه زندگی کن؛ من هستم، من تصور میکنم، من اثر میگذارم»
🧠دنیا زشتی کم ندارد، زشتیهای دنیا بیش تر بود، اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود ، امّا آدمی چاره ساز است.
آدمی چاره ساز است...
تن ندهیم به جُذام ناامیدی،
به جُذام سیاهی،
به جُذام یاس...
به فکر چاره باشیم...
که آدمی چاره ساز است.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
🍉 یلدا یادآوریِ این حقیقت است:
تاریکی میگذرد، اما دانایی، فرهنگ و زیبایی میماند.
🍉 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای «علمی، فلسفی، تاریخی، سیاسی، هنری و pdf نایاب کتابها» 🍉
⚡️ جامع ترین بانک PDF کتابها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری ➡️
Читать полностью…
『 غر زدن از ضعف است! 』
❒روزگاريست که همه از حال و روزِ خود مینالند. مردم در تاکسی و نانوایی و مطب و اداره و خانه و خلوتِ عاشقانه و خلاصه هر جا که گوشي گیر بیاورند، به غُر زدن مینشینند. مشکل چه فردی باشد و چه اجتماعی، آدمها هیچ واکنشي جز ناله و نفرین ندارند. در واقع زور میزنند که با «حرف» خودشان را خالی بکنند و به نوعي انتقام بگیرند از آنچه که موجبِ بدحالیشان شده است. آنجا که پای «عمل» بلنگد، چارهاي جز چانه جنباندن نمیمانَد.
🎭وقتي که درمییابی خاستگاهِ نالیدن «نتوانستن» است، دچارِ وحشت میشوی از فراوانیِ ناتوانان! آنان که دردِدلشان را برای تو میآورند، فقط میخواهند غُر بزنند و بخشي از انزجارِ خود را بیرون بریزند. از تو که میشنوی، هیچ پاسخي جز تأییدِ غرولندهاشان نمیطلبند. اگر راهکار در برابرشان بگذاری، از تو میگریزند! اگر در ظلمتِشان شعلهاي بیفروزی، فوتاش میکنند! همین که پای عمل به میان میآید، دستپاچه بساطِ آه و لعنِشان را میبرند تا در حرفستاني دیگر معرکه بگیرند!
🧠خیلِ عظیمي از درمانگرها هم انگار مأمورِ شدهاند که درماندگان را به قبولِ «همین که هست» فرا بخوانند و از دست و پا زدن برای «آنچه که باید ساخت» باز بدارند! همه در حالِ تخدیرِ همدیگرند! آرامشِ بسیار ترسناکيست!
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕 @Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب
🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم
🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان
⭐️برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.⭐️
فایل pdf همه کتابایی که لازم داری📚Читать полностью…
📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب
🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم
🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان
⭐️برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.⭐️
『 پوست روانی؛ آنجا که «من» آغاز میشود 』
❒ «پوست-ایگو» (Skin Ego) یکی از مفاهیم مهم روانکاوی معاصر است که دیدیه آنزیو مطرح کرد.
آنزیو معتقد بود که ایگو در آغاز زندگی، خود را بر اساس تجربههای بدنی سازمان میدهد. به بیان دیگر، کودک ابتدا بدن را تجربه میکند و سپس بهتدریج احساس «خود» را میسازد.از نگاه او، پوست نخستین سطح تماس نوزاد با جهان است. آغوش، لمس، نوازش، گرم نگه داشتن، تغذیه و شیوهٔ مراقبت، صرفاً پاسخ به نیازهای جسمانی نیستند؛ این تجربهها به کودک کمک میکنند احساس کند تجربههای هیجانیاش ظرفی برای نگهداری دارند.
به همین دلیل، آنزیو از «پوست روانی» سخن میگوید؛ ساختاری نمادین که همانند پوست بدن، چند کارکرد اساسی دارد:
● میان «من» و «دیگری» مرز ایجاد میکند.
● هیجانها و تجربههای روانی را در خود نگه میدارد و از پراکندگی آنها جلوگیری میکند.
● احساس پیوستگی و انسجام روانی را حفظ میکند.
● همچون سپری محافظ، فرد را در برابر هجوم محرکهای بیرونی یاری میدهد.
❒ این ایده با مفهوم Holding در نظریه دونالد وینیکات همپوشانی دارد. برای وینیکات نیز «در آغوش گرفتن» صرفاً یک عمل فیزیکی نیست؛ بلکه کیفیتی از مراقبت است که به رشد تدریجی ایگو امکان میدهد. او معتقد بود نوزاد با ایگویی ناپخته و وابسته متولد میشود و این ایگو در بستر رابطه با مراقبی که بتواند او را «در خود نگه دارد»، بهتدریج منسجم میشود.
در ماههای نخست زندگی، نوزاد هنوز میان بدن خود، گرمای محیط، صدای شکم، بوی مادر و چهرهٔ او تمایز روشنی قائل نیست. تجربههای او بیشتر به صورت تکههای پراکندهٔ حسی است. آغوشی که به اندازهٔ کافی امن و پایدار باشد، همچون ظرفی موقت عمل میکند و به این تجربههای پراکنده فرصت میدهد بارها و بارها در کنار یکدیگر قرار گیرند تا بهتدریج احساس یک «منِ واحد» شکل بگیرد.
وقتی پوست روانی به اندازهٔ کافی رشد کرده باشد، فرد معمولاً میتواند هیجانهایش را بدون احساس فروپاشی تجربه کند، میان خود و دیگران مرزهای نسبتاً پایداری داشته باشد، صمیمیت را تحمل کند و در عین حال استقلال خود را حفظ کند.
اما اگر تجربههای اولیهٔ مراقبت بارها با گسست، آشفتگی یا ناپایداری همراه باشند، ممکن است این احساس انسجام آسیب ببیند. در چنین شرایطی، برخی افراد احساس میکنند بهراحتی در هیجانهای دیگران غرق میشوند، مرزهایشان مبهم است یا هنگام اضطراب، بدنشان زودتر از ذهنشان واکنش نشان میدهد.
❒چرا زخمهای نخستین، گاه در بدن سخن میگویند؟
از منظر روانکاوی، لایههای نخستین تجربه پیش از شکلگیری زبان ساخته میشوند. کودک هنوز واژهای برای توصیف رنج، ترس یا تنهایی ندارد؛ بنابراین این تجربهها بیشتر در حافظهٔ حسی، هیجانی و بدنی ثبت میشوند.
به همین دلیل، برخی روانکاوان معتقدند که در بزرگسالی، بدن میتواند حامل ردپای آن تجربههای آغازین باشد.
البته میان این وضعیت و نوروز هیستریک تفاوت مهمی وجود دارد. در توصیف کلاسیک هیستری، نشانهٔ جسمانی اغلب معنایی نمادین دارد و تعارضی روانی را بازنمایی میکند. اما در برخی خوانشهای مبتنی بر مفهوم پوست- ایگو، مسئله بیشتر به دشواری در نگهداری و تنظیم هیجان مربوط میشود؛ گویی بدن پیش از آنکه ذهن بتواند هیجان را در قالب واژهها بیان کند، به آن پاسخ میدهد.
☘گاهی بدن زبان نیست؛ بدن، واژهٔ گمشده است.
❒برخی نظریهپردازان روانتنی، از جمله پیر مارتی، نیز بر این باورند که در بعضی افراد، فشارهای هیجانی ممکن است با بروز یا تشدید برخی علائم جسمانی همراه شوند. برای نمونه، تنشهای مزمن عضلانی، احساس سنگینی یا بیحسی در بدن، یا تشدید برخی مشکلات پوستی میتوانند در کنار عوامل زیستی و پزشکی، از منظر روانکاوی نیز قابل تأمل باشند.با این حال، این برداشتها توصیفهای نظری روانکاوی هستند و نباید به این معنا تلقی شوند که هر علامت جسمانی منشأ روانی دارد. بسیاری از بیماریهای جسمی علتهای پزشکی مشخص دارند و همواره نیازمند ارزیابی تخصصی هستند.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
『 خود تنظیمی هیجان وبازسازی عاملیت 』
❒ زندگی اجتماعی مملو از کیکهای پرتابی است لحظاتی که دیگری میکوشد با تحقیر، تحریک یا بیاحترامی ما را به واکنشی کور بکشاند؛.در چنین موقعیتهایی تکنیک STOP میتواند ابزاری ارزشمند باشد؛
🧠يك روش مناسب
تکنیک STOP
S~ Stop : مکث کن
همان لحظهای که هیجان بالا میرود (خشم، اضطراب، دلخوری…)هیچ کاری نکن. هیچ واکنشی نده. فقط مکث.حتی ۳ ثانیه مکث معجزه میکند.
T ~ Take a Breath : نفس بکش
یک نفس آهسته و عمیق:
دم از بینی (۴ ثانیه)
نگهدار (۲ ثانیه)
بازدم آرام از دهان (۶ ثانیه)
این کار مستقیم سیستم عصبی را آرام میکند.
O ~ Observe : مشاهده کن
بدون قضاوت از خودت بپرس:
دقیقاً چه احساسی دارم؟
بدنم چه واکنشی نشان میدهد؟
الان چه فکری در سرم هست؟
فقط مشاهده، نه تحلیل.
P ~ Proceed : آگاهانه ادامه بده
✍ تکنیک STOP بهخودیخود نه خوب است و نه بد؛ آنچه به آن معنا میدهد، نیت و موقعیتِ شما در آن لحظهٔ خاص است.حال تصمیم بگیر:«بهترین واکنشِ مفید در این موقعیت چیست؟» نه واکنش لحظهای، نه واکنش هیجانی ؛ واکنش انتخابشده.
❒هر رفتاری در موقعیت خود تعریف میشود : اولین و مهمترین نکتۀ فلسفی این است که STOP یک قانون اخلاقیِ ثابت نیست، بلکه یک کنشِ موقعیتمند است.هایدگر میگوید انسان «در-جهان-بودن» است؛ یعنی همیشه درگیرِ موقعیتی عینی و تاریخی است از این رو گاه «توقف» عینِ فضیلت است ، و گاه «توقف» عینِ خیانت به خود .
🪞 روایتی از «خودشیفتگیِ موقعیتی»:یک عروسی، فقط برای دو نفر نیست؛ خاطرهی جمعی است.وقتی کسی در چنین فضایی،دیگری را به ابژه شوخی وتحقیر تبدیل می کندمسئله صرفا یه شوخی ساده نیست فارغ از هر تحلیلِ روانپزشکی، نشانهی ناتوانی در همدلی و ضعفِ مهارتهای اجتماعی است. فلسفهی اخلاقِی کانت به ما میآموزد که هر انسانی، غایتِ فینفسه است و نمیتوان او را ابزارِ ویا وسیله خودنمایی یا سرگرمیِ دیگران کرد. پس پذیرشِ یک رفتارِ نابجا در ظاهرِ جمع، به معنایِ پذیرشِ اخلاقیِ آن در باطن نیست.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
🔖 جامع ترین بانک PDF کتابها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری در اختیار شماست.✅
👆متن را لمس کنید، و وارد شوید.
『 ادامه بحث بند ناف روان 👇』
❒ جدایی عاطفی مهارتمحور: ادوارد و فیت تیرینگ بر جنبهٔ مهارتی و رابطهای جدایی عاطفی تأکید دارند.از نگاه آنان، فرد بالغ نیاز دارد بهجای «واکنشهای هیجانی خودکار»، «پاسخهای آگاهانه» را در ارتباط با خانوادهٔ اصلی بیاموزد. این مهارتها شامل:
● بازشناسی احساسات متعلق به خانوادهٔ اصلی در لحظه (مثلاً احساس گناه قدیمی که با شنیدن صدای مادر فعال میشود)
● افتراق دادن نیازهای خود از انتظارات خانواده («من این را میخواهم» در مقابل «او از من چه میخواهد»)
● تمرین حضور همزمان صمیمیت و استقلال: میتوان مادر را دوست داشت و در عین حال به او گفت «کلید خانه را فقط من و همسرم داریم».
● مدیریت اضطراب جدایی بدون بازگشت به الگوهای قدیمی.
تئ رینگها این فرایند را یک «مهارت» میدانند که با تمرین و اغلب در بستر درمان کسب میشود. به بیان ساده، فرد بند ناف روانی را نمیبُرد، چون مهارت این کار را نیاموخته است؛ او فقط «وفاداری» و «ادغام» را تجربه کرده است، نه «ارتباطِ در عین استقلال» را.
❒ هریت لرنر: جرئتورزی و مدیریت گناه
لرنر، با تمرکز بر جرئتورزی و الگوهای ارتباطی، تصریح میکند که تعیین حد و مرز با خانوادهٔ اصلی بدون مواجهه با احساس گناه ممکن نیست. مشکل اصلی بسیاری از افراد این نیست که نمیدانند چه میخواهند، بلکه این است که تاب تحمل نارضایتی مادر را ندارند.
🧠او مفهوم «مدیریت گناه» را پیش میکشد: گناهی که هنگام « نه» گفتن یا اولویت دادن به همسر ایجاد میشود، لزوماً نشانهٔ کار اشتباه نیست، بلکه بازتاب سالها شرطیشدگی بر اساس اطاعت است. جملهٔ مادر که «برای خیر شماست»، دقیقاً با فعالسازی همین گناه، حد و مرز را نقض میکند. لرنر توصیه میکند که فرد به جای تلاش برای تغییر مادر، موضع خود را آرام، شفاف و مکرر بیان کند: «ممنونم مامان، اما ما خودمان در این مورد تصمیم میگیریم.» این جمله ساده، هم مرز میگذارد و هم رابطه را حفظ میکند، مشروط بر آنکه فرد بتواند طوفان هیجانی پس از آن (اعتراض، قهر، متهم شدن به ناسپاسی) را تاب بیاورد و بفهمد که این بهای «فرد شدن» است.
❒تلفیق و مسیر درمان: از آمیختگی تا تمایز
برای خروج از بند ناف روانی، هیچیک از این رویکردها بهتنهایی کافی نیست، بلکه مسیر درمان باید لایهلایه باشد:
● افزایش آگاهی از آمیختگی : فرد باید نقشهٔ عاطفی خانوادهٔ خود را بشناسد و بفهمد که چقدر درگیر مثلثها و واکنشهای هیجانی خودکار است.
● ایجاد مرزهای ساختاری (مینوچین): در عمل، کلید خانه پس گرفته شود، مشورت با همسر جایگزین مشورت با مادر گردد و حریم خصوصی زوج بازتعریف شود.
● شناسایی و بهچالشکشیدن طرحوارهها (یانگ): باورهای «اگر مخالفت کنم آدم بدی هستم» یا «بدون مادر نمیتوانم» در درمان شناختی-طرحوارهای اصلاح شوند.
● آموزش مهارتهای جدایی عاطفی (تیرینگ): تمرین افتراق احساسات، تنظیم هیجان، و برقراری ارتباط مستقل در جلسات درمانی.
● جرئتورزی و تابآوری در برابر گناه (لرنر): فرد بهتدریج بیاموزد که با حفظ احترام، از حقوق و انتخابهای زوجی خود دفاع کند و گناهِ ناشی از استقلال را تحمل کند تا به مرور خاموش شود.
📚 کسی که میخواهد در بدی یا نیکی نوآفرین باشد ، باید از ویران ساختن و درهم شکستن ارزش های گذشته اش آغاز کند،ارزش های گذشته را که حال در هم شکستی ارزشهای جدید بساز؛و این سرآغاز اگزیستانسیالیسم هست.
📚بخش دوم
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
🏛 برترین کانال روانشناسی آپارات (دوره های آموزشی حتی با نت ملی ) :
👑 https://www.aparat.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 🥇
📚 پلی لیست طرحواره درمانی :
🔱 https://www.aparat.com/playlist/20946599 ⚜
❌ توی این وضعیت که همه چیز متوقف شده، تو به فکر رشد و یادگیری باش.
✅ این دوره هم برای عموم مناسب هست و هم متخصصین.
🎥 آرشیو جامع سایکو سینما ( تحلیل فیلم ) :
🎞 https://www.aparat.com/playlist/22847104 🍟
🎬 در کنار فیلم دیدن و تفریح، کلی مطلب روانشناسی و علمی بیاموز. 👌
⚠️ با توجه به مشکل در اتصال به اینترنت بینالملل و تلگرام، گروه های گفتمان و کانال ها در پیام رسان های اسلامی نیز ناچارا تاسیس شده اند.
✅ این متن را در پیام رسان داخلی (روبیکایا ایتا) کپی کنید، تا لینک ها بهتر برای شما کار بکند.
🏛 انجمن روانشناسی ایرانا (I.P.A) :
🧠 @IranaPsychologicalAssociation 💎
🧠 https://rubika.ir/IranaPsychologicalAssociation 💎
🧠 https://eitaa.com/IranaPsychologicalAssociation 💎
📺 تلویزیون بین المللی روانشناسی (IP.TV) :
📡 @InternationalPsychologyTV 🖥
📡 https://rubika.ir/InternationalPsychologyTV 🖥
📡 https://eitaa.com/InternationalPsychologyTV 🖥
🎓 کانال روانشناسی محمد جواد باغشینی :
🔱 @MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑
🔱 https://rubika.ir/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑
🔱 https://eitaa.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑
🦅 گروه تخصصی انستیتو روانشناسی M.B.P.I :
✅ ویژه ی متخصصین و روانشناسان
✅ آزمون صلاحیت و دریافت مجوز
✅ پرسش و پاسخ تخصصی روانشناسی
✅ کنکور ارشد و دکترای روانشناسی
🍉 روبیکا :
🦉 https://rubika.ir/joing/CIHIDDJE0PIXISGEIAKXFRRYAKFLLUBC 🦢
🍓 ایتا :
🦉 https://eitaa.com/joinchat/2696085728C842505dce0 🦢
🕊 گروه عمومی روان (شورای بین المللی روانشناسی) :
✔️ مناسب برای عموم و روانشناسان
✔️ نشر پست و محتوای روانشناسی و هنری و فرهنگی.
✔️ معرفی روانشناسان جهت ارجاع در زمینه های مختلف و شهر های مختلف.
✔️ امکان معرفی خود شما جهت دریافت مراجع.
♻️ به جهت کمک با همکاران، روانشناسان عزیز می توانند تبلیغات خود را در قالب نشر محتوا کانال ها و گروه های خود در این گروه انجام دهند. ❤️
🍉 روبیکا :
🦩 https://rubika.ir/joing/CIHIDCDG0TONKDLIUYGPVABUYXZLBKTP 🕊
🍓 ایتا :
🦩 https://eitaa.com/joinchat/1589510569C984e3a7250 🕊
💎 ارتباط با من جهت دریافت خدمات تخصصی روانشناسی و یا دریافت لینک مجامع در پیام رسان های مختلف 👇
👑 @MOHAMMADJAVADBAGHSHANIY 🔱
⚜ ای دی فوق در تمامی پیام رسان ها (ایتا، روبیکا، بله، ایگپ و ...) یاری رسان شما خواهد بود.
⚜ اگر ID را پیدا نکردید این شماره را در پیامرسان سیو کنید و سپس پیام بدهید :
+989309154697
و مطلقا از تماس و پیامک به خط خودداری کنید. (صرفا ارسال پیام در پیامرسان مجاز است.) 🚫
دوستتون دارم، ♥️
به امید روز های قشنگ (مثل ۱۰ سال گذشته که هر روزش زیباتر از دیروزش بوده و هرسالش دلنشین تر از سال قبل، آره 😊).
🪽 فهرستی از برترین های تلگرام در هر موضوع، که به سختی جمع آوری شده است 👇👇👇
❤️🩹 روانشناسی ⚡️ فلسفه 🧠
📖 شعر و ادبیات ⚡️ سینما و تئاتر 🎥
🎧 کتاب صوتی ⚡️ دوره ی آموزشی رایگان💲
🇺🇸 آموزش زبان ⚡️ حمایت از مهاجرت ✈️
🎨 موسیقی/نقاشی ⚡️ پزشکی و پیراپزشکی 🩺
⚠️ میخوای از بقیه عقب نباشی ؟👇
🦋 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 💎
🔱 پکیج تخصصی اپتیمایز شده ویژه ی روانشناسان 👇
🩺 /channel/addlist/yJjJGIH-AdwyNGE8 ⚜
♦️🔺🔝🔺♦️
『 آیین بَسمل:اُلوهیّتی نوین در ستم محض 』
❒گورستان، در دوران مدرن سیاسی، دیگر مکانی برای رفتن نیست؛ تمثیلی زنده است از تقاطع جبر تاریخ و ارادهٔ انسان در مواجهه با ستم محض. هر بار که سوگواران بر خاک تازهای جمع میشوند، در واقع بر سر صفحهای از کتاب تاریخ گرد آمدهاند که قدرت حاکم میخواهد آن را پاره کند. اینجا، هر جسد درفشی است برای دادخواهی .
معنی هر چیز، در کتاب و گفتار نیاید،
تا آنگاه که جان، خود بدان درآویزد.
آب را نتوان به وصف چشید،
باید به دریا شد و در موج افتاد.
🧠تبدیل درد به ابژه : از منظر روانشناسی، زمانی که تروما (آسیب روانی) بیش از حد عظیم است، مکانیسمهای دفاعی فرد باید به شکلی خلاقانه عمل کنند.
🍃تجسم و بیرونیسازی: رقص، یک مکانیسم روانشناختی برای برونریزی انرژی روانی متراکم شده از خشم و اندوه است. بدن سوگوار، تبدیل به ابزاری میشود که بار روانی را حمل و آزاد میکند. این حرکت، از فروپاشی روانی فرد جلوگیری کرده و درد را از حالت مایع و درهمریخته به شکل یک «فرم» قابل مشاهده و کنترلشده (هرچند دردناک) درمیآورد.
🍀همبستگی و هویت جمعی: این آیین، پیوندی ناگسستنی میان بازماندگان ایجاد میکند. کامو اشاره میکند که شورش از «من» به «ما» تبدیل میشود. این رقص، هویت جمعی را در برابر نیروی متلاشیکنندهٔ سرکوب تثبیت میکند.بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل
بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند ...
❒ مرلو پونتی از «بدنبودگی» سخن میگوید: بدن تنها ابزار نیست، بلکه شیوه بودن در جهان است. در صحنههای خاکسپاری هر جسد، متنی است خطخورده توسط قدرت اما خطخوردگیهایش بخشی از معنای متن شدهاند. جامعه، با سوگواری جمعی، هرمنوتیک مقاومت را به کار میگیرد
⚜اسطورههای قدیم از قهرمانانی سخن میگفتند که به آسمان میرفتند. اسطوره جدید میگوید: قهرمان به خاک میرود تا از آنجا نور بتابد. این الهیات معکوس است: نه صعود به بالا، که نفوذ به عمق خاک برای روشن کردن ریشهها.
« هر تشییع محراب آیینی است نوین وعشای ربانی ما»
❒ رقص در سوگ، زیباییشناسی مقاومت را شکل میدهد. این زیبایی، زیبایی کلاسیکِ هماهنگی نیست؛ تراژدی است «بین نیست ولی هست» این آیین،«ضد آیین قدرت» است. ما شاهد تولد الهیاتی زمینی هستیم که این الهیات، نجاتبخش نیست «مسیرساز» است.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
😎 لیست VIP بهترین رسانه های خبری مدتی محدود در اختیار شماست. ➡️
🟣 پست به زودی حذف خواهد شد. ➡️
🪽 فهرستی از برترین های تلگرام در هر موضوع، که به سختی جمع آوری شده است 👇👇👇
❤️🩹 روانشناسی ⚡️ فلسفه 🧠
📖 شعر و ادبیات ⚡️ سینما و تئاتر 🎥
🎧 کتاب صوتی ⚡️ دوره ی آموزشی رایگان💲
🇺🇸 آموزش زبان ⚡️ حمایت از مهاجرت ✈️
🎨 موسیقی/نقاشی ⚡️ پزشکی و پیراپزشکی 🩺
⚠️ میخوای از بقیه عقب نباشی ؟👇
🦋 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 💎
🔱 پکیج تخصصی اپتیمایز شده ویژه ی روانشناسان 👇
🩺 /channel/addlist/yJjJGIH-AdwyNGE8 ⚜
♦️🔺🔝🔺♦️
✍ آنجا که نمیدانی چه کار باید بکنی لحظه را زیست کن«معنا بسیاری از چیزها را قابل تحمل میکند... شاید همه چیز را» راه با رفتن ساخته می شود
معنی هر چیز، در کتاب و گفتار نیاید،
تا آنگاه که جان، خود بدان درآویزد.
آب را نتوان به وصف چشید،
باید به دریا شد و در موج افتاد.
┄┅┅┄┅✽🧠✼┅┄┅┅┄
@Marham_Foundation
┄┅┅┄┅✽🫀✼┅┄┅┅┄
🍉 جامع ترین بانک PDF کتابها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری در اختیار شماست.✅
👆متن را لمس کنید، و وارد شوید.
🍉🍉🍉🍉🍉