-
دانش مالی رفتاری و مدیریت دارایی اینستاگرام: MaliRaftari تلگرام : @MALIRAFTARIMSM تماس با تیم مالی رفتاری : @MaliRaftariAdmin سایت : www.MaliRaftari.com
درود بر همگی . در مورد این کتاب در استوری اینستاگرام صحبت میکنم .
مایل بودید مطالعه بفرمایید.
ورود بیش از ۷.۵ هزار میلیارد تومان به صندوقهای درآمد ثابت، صرفاً یک جابهجایی نقدینگی نیست؛ بلکه بازتاب یک سوگیری انتظاری در رفتار سرمایهگذاران است. بازار پیش از وقوع، سناریوی افزایش نرخ سود بانکی را در قیمتها و تخصیص داراییها لحاظ کرده و عملاً در حال پیشخور کردن این انتظار است.
نظر شما چیه؟
فایل کتاب راهنمای اقتصاد رفتاری ۲۰۲۶.
چند دقیقه است منتشر شده
ذوق دارم بخونمش
⏺برای اولین بار در تاریخ بورس ایران، هیچ سهمی منفی نیست!
⏺بورس تهران در سبزترین حالت ممکن
🔷شاخص کل بورس تهران در دومین روز هفته فعالیت خود را با رشد ۸۱ هزار واحدی آغاز کرد و به تراز ۴ میلیون و ۲۳۴ هزار واحد رسید.
🔷شاخص هم وزن نیز ۲۶ هزار واحد مثبت شد.
🔷ارزش کل بورس تهران در کانال ۱۲.۵ هزار همت قرار گرفت.
🔷۹۹ درصد نمادهای بازار مثبت و سبزپوش است ارزش سهام ۶۸۲ نماد رشد مثبت ۲ تا ۳ درصد را ثبت کردند.
🔷ارزش صف خرید سهام از ۳۶ همت عبور کرد.
/channel/MaliRaftariB_F
شاید سالهاست ایرانیانی که علاقهمند به تهدیگ هستند از پلوپزهای پارسخزر امروز و ایرانناسیونال قدیم استفاده میکنند. اما این تهدیگ ماجرای عجیبی دارد!
در دهه ۱۳۴۰ که توسعه ایران دوران طلایی خود را میگذراند، همکاریهای خارجی میان شرکتهای ایرانی و خارجی به اوج میرسد. در آن زمان شرکتهای ایرانی از روشهای گوناگون از خرید لیسانس تا شکلدهی به یک شرکت مشترک (J.V.) برای انتقال تکنولوژی بهره میگیرند.
یکی از بازیگران فعال در این عرصه، شرکت «صنایع الکتریکی ناسیونال ایران» (تأسیس ۱۳۴۴) به عنوان اولین شریک تجاری «ماتسوشیتا الکتریک» ژاپن (پاناسونیک فعلی) است که نقشی کلیدی در تولید لوازم خانگی کوچک باکیفیت در ایران داشت.
در آن زمان دکتر نقیزاده جوان در ژاپن مشغول تحصیل و زندگی است. در تماسی که از بخش تحقیق و توسعه (R&D) این شرکت دارد، به آنان میگوید که ایرانیان به بخشی از برنج به نام تهدیگ علاقهمند هستند.
ژاپنیها که برنج را به شوهای دیگر تهیه میکردند، یک پروژه تعریف میکنند برای تولید تهدیگ ایرانی. آنان با هماهنگی دکتر نقیزاده یک گروه را به ایران میفرستند و آنان میهمان خانواده نقیزاده میشوند.
برای مادر دکتر نقیزاده که اهل شمال است، برنج چیزی بیش از یک محصول کشاورزی است، گویی بخشی از فرهنگ و خاطرات نیز هست. تیم R&D «ماتسوشیتا الکتریک» هر روز با تغییرات فنی یک مدل جدید تهیه میکردهاند و مادر دکتر نقیزاده با آن برنج دم میکردهاند و نتیجه اینکه این تهدیگ تا چه اندازه نزدیک به ذائقه ایرانیان است را ارزیابی میکردند.
این فرآیند حدود ۲ ماه زمان میبرد، اما نتیجه آن میشود که هنوز بعد از ۶۰ سال پلوپزهای پارسخزر (نامی که پس از انقلاب ۵۷ بر آن گذارده میشود) برای ایرانیان پلوپزی متفاوت است.
این خاطرهی را روزی دکتر نقیزاده در خصوص نگاه ژاپنیهای به تحقیق و توسعه R&D تعریف کرد که میخواست نگاه ترکیبشدهی فناوری و فرهنگ را آغاز کند.
و من هر بار در شبکههای اجتماعی به پلوپز و تهدیگ میرسم، یاد این خاطره میافتم. شاید هیچکس از کسانی که تهدیگهای پارسخزر را میخورند، به ذهنشان نمیرسد که تهدیگ حاصل یک پروژه تحقیق و توسعه بوده است! و تیم پروژه برای آن کار دو ماه ایران بوده است.
با پروفسور نقیزاده عزیز دو درس در دوره دکترا داشتم. نگاه ایشان در خصوص توسعه، خصوصا توسعه ژاپن، یکی از یادگارهایی ارزشمند ایشان در فهم من و بسیاری از پژوهشگران توسعه بود.
افسوس که ایران ما کمتر توانست از حضور و نگاه او برای توسعهاش بهره ببرد.
پروفسور نقیزاده عزیز یادش بهخیر و روانش شاد باد.
- امیر ناظمی
طرح جالب فارنپالیسی: آخرین نفسهای زعفران
🔺جنگ با ایران عرضه گرانترین ادویه جهان را مختل کرده است
اقتصاد بیاعتمادی؛ هزینهای که در آمارها دیده نمیشود
اگر بخواهیم وضعیت امروز اقتصاد ایران را با یک مفهوم توضیح دهیم، شاید «تورم» یا «رکود» اولین گزینهها باشند. اما واقعیت این است که مسأله اصلی، چیزی عمیقتر و خطرناکتر است: فروپاشی تدریجی اعتماد. اقتصادی که اعتماد در آن تضعیف شود، حتی در صورت بهبود شاخصها، روی زمین سستی ایستاده است.
در این میان، قطعیهای مکرر و گسترده اینترنت را نمیتوان صرفاً یک تصمیم فنی یا مقطعی دانست. این اقدام، عملاً به یکی از پرهزینهترین سیاستهای اقتصادی سالهای اخیر تبدیل شده است. برآوردهای موجود نشان میدهد که هر روز اختلال در اینترنت، دهها میلیون دلار زیان مستقیم به اقتصاد وارد کرده و در مجموع به رقمی در حد میلیاردها دلار رسیده است. اما این فقط صورتمسأله است، نه خود مسأله.
مسأله اصلی، سیگنالی است که به اقتصاد مخابره میشود: «نااطمینانی یک وضعیت موقت نیست، بلکه قاعده بازی است.» در چنین شرایطی، هیچ فعال اقتصادی منطقی، برنامهریزی بلندمدت انجام نمیدهد. سرمایهگذاری به تعویق میافتد، توسعه متوقف میشود و بسیاری ترجیح میدهند بهجای گسترش فعالیت، صرفاً بقا را مدیریت کنند.
اقتصاد دیجیتال که در سالهای اخیر به یکی از معدود روزنههای رشد تبدیل شده بود، بیشترین آسیب را از این وضعیت دیده است. کاهش شدید فروش آنلاین، تعطیلی کسبوکارهای مبتنی بر پلتفرم و اختلال در خدمات، تنها بخشی از پیامدهای قابل مشاهده است. بخش مهمتر، از دست رفتن اعتماد نسلی است که آینده خود را در این فضا تعریف کرده بود.
از منظر اقتصاد رفتاری، اتفاقی که رخ داده، یک «شوک ادراکی» است. مردم نهفقط با محدودیت واقعی، بلکه با ادراک دائمی بیثباتی مواجه شدهاند. این ادراک، رفتارها را بهشدت تغییر میدهد: ترجیح داراییهای غیرمولد بر تولید، افزایش تمایل به خروج سرمایه، و کاهش مشارکت در فعالیتهای رسمی اقتصادی.
در چنین فضایی، اقتصاد وارد یک چرخه معیوب میشود. بیاعتمادی، سرمایهگذاری را کاهش میدهد؛ کاهش سرمایهگذاری، رشد را محدود میکند؛ و رشد محدود، بیاعتمادی را تشدید میکند. این چرخه، بدون مداخله جدی، بهسمت یک تعادل پایین و فرسایشی حرکت میکند.
نکتهای که کمتر به آن توجه میشود این است که این وضعیت، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، نتیجه تصمیمهایی است که پیشبینیپذیری را از اقتصاد گرفتهاند. فعال اقتصادی میتواند با تورم، تحریم یا حتی رکود کنار بیاید؛ اما با عدم قطعیت مداوم نمیتواند برنامهریزی کند.
قطعی اینترنت، در این چارچوب، فقط یک محدودیت زیرساختی نیست؛ بلکه نشانهای از اختلال در رابطه میان سیاستگذار و جامعه است. رابطهای که اگر مبتنی بر اعتماد نباشد، حتی سیاستهای درست نیز اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در نگاه آینده، ادامه این مسیر میتواند به تثبیت نوعی اقتصاد «کمرمق اما پایدار در ضعف» منجر شود؛ اقتصادی که در آن، نوآوری کاهش مییابد، سرمایه انسانی مهاجرت میکند و فعالیتهای اقتصادی به سمت غیررسمی شدن پیش میرود.
با این حال، نقطه مقابل این مسیر نیز کاملاً روشن است. هر میزان بازگشت به شفافیت، ثبات در تصمیمگیری و کاهش شوکهای ناگهانی، میتواند اثراتی فراتر از انتظار داشته باشد. بازسازی اعتماد، اگرچه زمانبر است، اما تنها مسیر واقعی برای خروج از وضعیت فعلی محسوب میشود.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا هزینه بیاعتمادی، که امروز در رفتار مردم و تصمیمهای اقتصادی آنها قابل مشاهده است، در محاسبات سیاستگذاری جایی دارد؟ اگر پاسخ منفید، باید پذیرفت که بخش مهمی از اقتصاد، خارج از دید رسمی در حال تحلیل رفتن است.
/channel/MaliRaftariB_F
قطع اینترنت را نباید صرفاً بهعنوان یک اختلال فنی یا حتی یک «هزینه مستقیم روزانه» در نظر گرفت؛ بلکه این پدیده یک شوک ادراکی به کل اکوسیستم اقتصادی وارد میکند. برآوردهایی مانند زیان روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار، اگرچه ممکن است از نظر عددی محل بحث باشند، اما در انتقال جهت کلی اثر—یعنی قابلتوجه بودن هزینه—گمراهکننده نیستند.
در عمل، آنچه اهمیت بیشتری دارد، نحوه واکنش بازیگران اقتصادی به این شوک است. قطع اینترنت باعث افزایش نااطمینانی میشود و در چنین شرایطی، بنگاهها و افراد بر اساس «سوگیریهای رفتاری» تصمیمگیری میکنند، نه صرفاً محاسبات دقیق اقتصادی. کسبوکارها با ترس از تداوم محدودیتها، زودتر از موعد اقدام به کاهش هزینهها و تعدیل نیرو میکنند؛ حتی اگر زیان واقعی آنها هنوز به حداکثر نرسیده باشد.
از سوی دیگر، مهاجرت موقت کاربران به پلتفرمهای داخلی اگرچه بخشی از فعالیت اقتصادی را حفظ میکند، اما به دلیل محدودیت بازار، کاهش اعتماد و نبود اتصال به شبکه جهانی، نمیتواند جایگزین کامل اینترنت بینالملل شود. این شکاف باعث میشود درآمدها کاهش یابد و مهمتر از آن، «انتظارات درآمدی آینده» تضعیف شود.
در چارچوب مالی رفتاری، این وضعیت به شکلگیری رفتارهای تدافعی منجر میشود: کاهش سرمایهگذاری، توقف توسعه کسبوکار، خروج تدریجی سرمایه و افزایش ترجیح نقدشوندگی. این واکنشها خود به تشدید رکود در بخش خدمات و اقتصاد دیجیتال دامن میزنند.
بنابراین، حتی اگر رقم دقیق زیان روزانه کمتر یا بیشتر از برآوردهای مطرحشده باشد، اثر واقعی قطع اینترنت از طریق کانال انتظارات، اعتماد و تصمیمهای هیجانی میتواند بزرگتر و ماندگارتر از زیان مستقیم باشد—بهگونهای که پیامدهایی مانند تعدیل نیرو و افت فعالیت اقتصادی، نه فقط نتیجه محدودیت فعلی، بلکه محصول ترس از آیندهای نامطمئن است.
/channel/MaliRaftariB_F
محاصره دریایی ایران صرفاً یک ابزار فیزیکی برای محدود کردن صادرات نفت نیست، بلکه بهعنوان یک «سیگنال قدرتمند» به بازارها و شهروندان عمل میکند. این سیگنال انتظارات منفی را در میان مصرفکنندگان، واردکنندگان و سرمایهگذاران تقویت میکند.
در چنین شرایطی، حتی پیش از آنکه کاهش واقعی در درآمدهای نفتی بهطور کامل محقق شود، فعالان اقتصادی با پیشبینی کمبود منابع ارزی، رفتار خود را تغییر میدهند: واردکنندگان خریدهای خود را محدود یا به تعویق میاندازند، مصرفکنندگان به احتکار و خرید هیجانی روی میآورند، و سرمایهگذاران به دنبال خروج سرمایه یا تبدیل داراییها به ارزهای باثباتتر میروند.
این واکنشهای رفتاری میتواند یک «چرخه خودتقویتشونده» ایجاد کند؛ بهگونهای که کاهش اعتماد، خود به کاهش بیشتر ارزش پول ملی و افزایش تورم دامن میزند، حتی فراتر از آنچه متغیرهای بنیادین اقتصادی بهتنهایی توجیه میکنند. در نتیجه، فشار اقتصادی نهفقط از طریق محدودیتهای واقعی تجارت، بلکه از مسیر تغییر ادراکات و انتظارات نیز تشدید میشود.
در این چارچوب، نظام حاکم نهتنها با محدودیتهای عینی در تأمین کالاها مواجه میشود، بلکه باید با پیامدهای روانی و رفتاری ناشی از کاهش اعتماد عمومی و بیثباتی انتظارات نیز دستوپنجه نرم کند—عواملی که میتوانند تمرکز سیاستگذاری را به سمت مدیریت بحرانهای داخلی سوق دهند.
🟨تنگه هرمز که نه باز است و نه بسته!
اخبار بیانگر این است که تنگه هرمز از «مسیر آزاد» به «گذرگاه مجوزمحور» تبدیل شده؛ یعنی عبور کشتیها نه بر اساس بازار آزاد، بلکه بر پایه کنترل، غربالگری و پرداخت هزینه بالا انجام میشود. این تغییر، عرضه را محدود، عدمقطعیت را افزایش و رفتار بازیگران را از تصمیمگیری اقتصادی کلاسیک به سمت تصمیمگیری تحت ترس، ریسک و محدودیت شناختی سوق میدهد. همچنین ترجیح یک ارز جایگزین، بهعنوان سیگنال تغییر قواعد بازی در ذهن فعالان بازار عمل میکند، حتی اگر در عمل هنوز غالب نشده باشد.
🟪تحلیل از دید اقتصاد رفتاری
1. کمیابی مصنوعی (Artificial Scarcity)
کاهش شدید عبور کشتیها حتی اگر کامل و دقیق نباشد—یک «اثر کمیابی» ایجاد میکند.
در اقتصاد رفتاری، کمیابی باعث:
• افزایش ادراک ارزش مسیر
• تشدید رفتارهای هیجانی (panic buying, hoarding)
• افزایش willingness to pay فراتر از سطح منطقی
🟫(تمایل به پرداخت) در اقتصاد یعنی:
حداکثر قیمتی که یک فرد حاضر است برای خرید یک کالا یا خدمت بپردازد.
➡️ حتی شایعه یا ادراک محدودیت میتواند قیمتها را بیش از واقعیت بالا ببرد.
2. سوگیری زیانگریزی (Loss Aversion)
شرکتهای کشتیرانی و خریداران انرژی، بیشتر از آنکه به سود فکر کنند، از زیان ناشی از توقف یا تأخیر میترسند.
نتیجه:
• پذیرش هزینههای بسیار بالا (مثلاً عوارض سنگین)
• تغییر مسیرهای غیربهینه
• قراردادهای محافظهکارانهتر
➡️ بازار به سمت تصمیمهای «کمریسک اما پرهزینه» حرکت میکند.
3. اثر لنگر (Anchoring) در قیمتگذاری
وقتی عددی مثل «۲ میلیون دلار» مطرح میشود، بهعنوان لنگر ذهنی عمل میکند:
• حتی اگر هزینه واقعی متفاوت باشد، بازار خود را حول این عدد تنظیم میکند
• سایر هزینهها (بیمه، حمل، پریمیوم ریسک) هم بالا میروند
4. عدمقطعیت رادیکال (Knightian Uncertainty)
اینجا با ریسک قابل محاسبه مواجه نیستیم، بلکه با ابهام ساختاری روبهرو هستیم:
• قوانین بازی شفاف نیست
• تصمیمگیرنده نهایی مشخص نیست یا تغییرپذیر است
➡️ در چنین شرایطی، بازیگران به heuristics (میانبرهای ذهنی) تکیه میکنند، نه مدلهای بهینهسازی.
5. اثر سیگنالدهی ارزی (Currency Signaling)
استفاده از یوان—حتی در مقیاس محدود—یک «سیگنال رفتاری» است:
• به بازار پیام میدهد که «جایگزین ممکن است»
• باعث شکلگیری انتظارات تدریجی (Expectation Formation) میشود
➡️ در اقتصاد رفتاری، انتظارات اغلب قبل از واقعیت تغییر میکنند.
6. رفتار گلهای (Herding Behavior)
اگر چند بازیگر بزرگ مسیر یا روش پرداخت را تغییر دهند:
• دیگران هم بدون تحلیل کامل تبعیت میکنند
• این میتواند تغییرات کوچک را به روندهای بزرگ تبدیل کند
⬛️نقد تحلیلی (برای جلوگیری از خطا)
از منظر علمی، باید با احتیاط نگاه کرد:
• اعداد و جزئیات مطرحشده نیاز به تأیید مستقل دارند
• بازار جهانی نفت بسیار بزرگتر و متنوعتر از یک گلوگاه واحد است
• واکنشها معمولاً تعدیلی و چندمسیره هستند، نه خطی
➡️ خطر بزرگنمایی شناختی (Availability Bias) در چنین روایتهایی بالاست.
⬜️تحلیل آیندهپژوهی (Forward-looking Behavioral Analysis)
سناریو ۱: تثبیت کنترل و نهادینه شدن
اگر این الگو پایدار بماند:
• «عادیسازی هزینههای غیررسمی» رخ میدهد
• بازار به آن adapt میکند
• مسیرهای جایگزین (خط لوله، مسیرهای دیگر) سرمایهگذاری بیشتری جذب میکنند
📌 نتیجه: کاهش تدریجی اهمیت تنگه در بلندمدت
سناریو ۲: بازگشت به وضعیت عادی
اگر تنش کاهش یابد:
• اثرات رفتاری (ترس، پریمیوم ریسک) با تأخیر باقی میمانند
• بازار سریعتر از ذهن بازیگران به حالت عادی برمیگردد
📌 نتیجه: فرصتهای آربیتراژ برای بازیگران حرفهای
سناریو ۳: تشدید و چندقطبی شدن
در صورت تداوم یا گسترش:
• شکلگیری «بلوکهای ارزی و تجاری»
• افزایش fragmentation در بازار انرژی
📌 نتیجه: پایان تدریجی یکپارچگی بازار جهانی، نه لزوماً پایان دلار
🔵جمعبندی نهایی :
از دید اقتصاد رفتاری، اهمیت این پدیده نه فقط در واقعیت فیزیکی آن، بلکه در ادراک، انتظارات و واکنشهای ذهنی بازیگران بازار است.
حتی تغییرات محدود در کنترل یک گلوگاه حیاتی میتواند از طریق سوگیریهای شناختی، اثراتی بسیار بزرگتر از واقعیت عینی خود بر قیمتها، تصمیمها و ساختار بازار بگذارد.
#سارامیران
@MaliRaftariB_F
هفت خطای ادراکی که باعث شد برخی از حمله به ایران خوشحال شوند
علی زمانیان طی یادداشتی در صفحه شخصی خود نوشت: شهروندان ایرانی که خواهان جنگ بیگانگان علیه ایران و نظام سیاسی مستقر هستند، فارغ از این که ساکن ایران هستند یا مهاجرت کردهاند، دچار هفت "خطای ادراکی و بینشی" هستند.
این خطاهای هفت گانه چیست؟
۱. تصور نادرست از ایجاد حکومت خوب و به دست آوردن آزادی (کالا انگاری): در این خطا، آزادی و حکومت خوب مانند یک کالا یا هدیه تصور میشود که نیروی خارجی میتواند آن را با خود بیاورد و به مردم تحویل دهد. این نگاه، فرآیند پیچیده و درونیِ شکلگیری آزادی و نهادهای سیاسی را نادیده میگیرد. این تصور، ماهیت «تاریخی» و «تدریجی» آزادی را نادیده میگیرد. غافل از اینکه آزادی محصول مبارزه، تجربه زیسته و بلوغ سیاسی خود مردم است و نمیتوان آن را با چکمههای سربازان خارجی وارد کشور کرد.
۲. تصور نادرست از حمله بیگانه و جنگ: در این خطا، جنگ به عنوان یک عمل «محدود»، «سریع» و «تمیز» تصور میشود. گویی میتوان با یک مداخله خارجی، به سرعت حکومت را تغییر داد و سپس همه چیز به حالت عادی باز گردد. این خطا، بر انگارهی «ارتش رهاییبخش» از مهاجمان بیگانه ابتنا دارد. تصور میکند ارتش مهاجم، نیروهای اشغالگر نیستند، بلکه مهمانانی هستند که پس از سرنگونی نظام سیاسی مستقر، کشور را تحویل مردم خواهند داد و میروند. این نگاه، تجربه تاریخی استعمار و مداخلات خارجی را در طول تاریخ نمیبیند. از این رو، جنگ را فانتزی میکند و متوجه خطرات زیر نیست:
هرجومرج، فروپاشی امنیت، نابودی زیرساختها، آوارگی و بحرانهای انسانی پس از جنگ را نمیبیند (مثال: عراق پس از صدام، لیبی پس از قذافی).منافع متخاصم، فرض میکند قدرت خارجی صرفاً برای «آزادی» میآید و منافع اقتصادی، ژئوپلیتیک و استراتژیک خود را دنبال نمیکند. قربانی شدن مردم، جنگها معمولاً به ضرر مردم عادی تمام میشود و کشور را به عرصه رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل میکند.
۳. تصور نادرست از خود، به عنوان کنشگر: این خطا به نادیده گرفتن نقش واقعی خود در تغییر و تحول سیاسی مربوط است.این نگاه در نهایت به انکار عاملیت شهروندان منجر میشود. زیرا "خود" را ناتوان از تغییر و اصلاح میبیند. از این رو خود را به منزلهی کنشگر از مسئولیت «تغییر درونی» معاف میکند. به جای ساختن بدیل سیاسی در داخل و تلاش برای تغییر از پایین، همه چیز را به یک «منجی خارجی» واگذار میکند و خود را در جایگاه «تماشاگر تحولات» مینشاند.
"منجیگرایی" نتیجهی "خودناتوانبینی" است. محصول استیصال و درماندگی است.علاوه براین، از خود "مسئولیتزدایی اخلاقی" میکند. یعنی بار مسئولیت تغییر را از دوش کنشگران داخلی برمیدارد و آن را به بیرون از مرزها واگذار میکند. این، نوعی فرار از «مسئولیت تاریخی» است.
۴. تصور نادرست از «راه دشوار آزادی»: در این خطا فرد به دنبال «میانبُر» میگردد. به جای پذیرش سختیهای مبارزه مدنی، سیاسی و فرهنگی در داخل (که نیازمند فداکاری، حوصله و خطر کردن است)، جنگ را مسیری آسانتر میپندارد. این خطا، راه حل را در خطر کردن برای میهن نمیبیند، بلکه در دعوت از قدرتی خارجی برای حل مشکل میبیند. غافل از اینکه آزادی واقعی، حاصل «زیستن» در بحرانها و عبور از آنهاست، نه حذف فیزیکی بحران با بمباران.
۵. خطای محاسباتی: فرد به دلیل ناکارآمدیها، فساد و ...، آنقدر عصبانی و ناامید است که هر گزینه دیگری، حتی اگر فاجعهبار باشد، برایش از وضع کنونی مطلوبتر به نظر میرسد.این «بدخلقی» باعث میشود سنجش عقلانی منافع و مضرات کنار گذاشته شود. شعار «هرچه پیش آید خوش آید» سر داده میشود و فرد از روی خشم، توانایی محاسبه پیامدهای فاجعهبار جنگ را از دست میدهد.
این نوعی «خودکشی سیاسی» به دلیل نارضایتی روانی است.در حقیقت، "خشم" و "نفرت"، مبنای محاسبه قرار میگیرد. در حالی که این دو احساس، چشمهای عقل محاسبهگر را کور میکند.
۶. درک نادرست از قدرت مستقر: واقعیت قدرت حاکم را آنطور که هست نمیبیند، بلکه آنطور که دوست دارد (یا آرزو میکند) میبیند. به عنوان مثال، نظام مستقر را بیش از حد شکننده میپندارد. گمان میکند این نظام «خانه عنکبوتی» است که با اولین بمباران فرو میریزد و همه به آغوش او خواهند آمد. مشکل آرزواندیشی، ندیدن واقعیت است و محاسبه نکردن آن.
۷. تصور نادرست از تغییرات اجتماعی و سیاسی و فرایند آن:تغییر را یک «رویداد» ناگهانی میداند تا یک «فرایند». گویی با سقوط یک رژیم، همه چیز درست میشود.تغییرات عمیق اجتماعی حاصل انباشت تجربه، مبارزه و خطا در طول زمان است.جنگ این پیوستگی را میشکند و جامعه را به عقب پرتاب میکند
این مظلب هم در آبان منتشر شد
به قلم جناب مهران فتحی
www.Mehranfathi.com
🔵سوال شما :
مگه طلا دارایی ریسک گریز نیست؟ پس چرا رشدی که مورد انتظار بود رو ندارد ؟
سؤال دقیقیه—و اتفاقاً یکی از جاهاییست که اکثر تریدرها بهخاطر «روایت ساده» اشتباه میکنند.
بله، طلا دارایی ریسکگریز است—اما نه در هر شرایطی و نه بهصورت خطی.
چرا با وجود تنش (مثل بسته شدن تنگه هرمز) طلا الزاماً رشد نمیکند:
۱) «نوع ریسک» مهمتر از خود ریسک است
بازار بین دو نوع ریسک فرق میگذارد:
ریسک تورمی (Inflationary Risk) ⇒ طلا ↑
ریسک رکودی/کمبود نقدینگی (Deflationary / Liquidity Risk) ⇒ طلا ↓ یا خنثی
بسته شدن تنگه هرمز در نگاه اول تورمی است (افزایش قیمت انرژی)،
اما اگر بازار آن را بهعنوان ریسک رکود جهانی تفسیر کند ⇒ سرمایه میرود سمت دلار، نه طلا.
۲) دلار هنوز «پناهگاه اول» است، نه طلا
در شوکهای شدید، اول پول میرود به سمت نقدشوندهترین دارایی:
→ US Dollar Index ↑
→ طلا ممکن است حتی موقتاً ↓
این همان چیزی است که در اقتصاد رفتاری به آن میگویند: Flight to Liquidity (فرار به نقدینگی)
۳) نرخ بهره واقعی دارد طلا را خفه میکند
اگر همزمان با بحران، بازار انتظار داشته باشد که
Federal Reserve نرخ بهره را بالا نگه دارد:
→ نرخ بهره واقعی ↑
→ هزینه نگهداری طلا ↑
→ فشار نزولی روی طلا
📌 نکته حرفهای:
گاهی «سیاست پولی» از «جنگ» مهمتر است.
۴) بازار جلوتر از خبر حرکت میکند (Priced-in Effect)
اگر این ریسکها قبلاً در قیمت لحاظ شده باشند:
→ خبر واقعی میآید
→ اما قیمت حرکت نمیکند یا حتی اصلاح میکند
این یکی از رایجترین تلههای تریدرهاست.
۵) رفتار جمعی و پوزیشنها (Positioning)
اگر اکثر تریدرها از قبل لانگ طلا باشند:
→ با اولین عدم قطعیت
→ شروع به بستن سود میکنند
→ طلا رشد نمیکند
این دقیقاً یک پدیده اقتصاد رفتاری است: Crowded Trade Failure
🟦حالا سؤال بسیار مهم :
از کجا بفهمیم طلا کی رشد میکند و کی نه؟
این ۳ سیگنال «حرفهای» را همیشه چک کن:
✅ ۱) طلا + دلار همزمان بالا میروند
اگر طلا ↑ و US Dollar Index هم ↑:
👉 یعنی بازار وارد فاز ترس واقعی (Systemic Fear) شده
👉 اینجا بهترین شرایط رشد طلاست
✅ ۲) نرخ بهره واقعی شروع به ریزش کند
وقتی بازار بفهمد که
Federal Reserve مجبور به کاهش نرخ بهره است:
👉 طلا معمولاً یک روند قوی صعودی میگیرد
✅ ۳) شکست ساختار در تایم هفتگی
اگر در ویکلی:
سقف مهم شکسته شود
و تثبیت بدهد
👉 یعنی پول هوشمند وارد شده
👉 نه صرفاً واکنش خبری
⬜️جمعبندی (خیلی مهم)
طلا فقط «ریسکگریز» نیست—
بلکه تابع سه چیز است:
> نقدینگی + نرخ بهره واقعی + نوع ریسک
📌 بنابراین:
هر جنگی ⇒ طلا را بالا نمیبرد
هر بحران ⇒ طلا را صعودی نمیکند.
#سارا_میران
/channel/MaliRaftariB_F
این تصویر فقط یک رتبهبندی ساده از تولید نفت نیست؛ یک «نقشه ذهنی بازار» است که میتواند تصمیمهای معاملاتی شما را شکل بدهد.
در نگاه اول، تمرکز روی سه بازیگر اصلی—آمریکا، روسیه و عربستان—کاملاً طبیعی است. اما این دقیقاً جایی است که ذهن ما دچار اثر لنگر (Anchoring Bias) میشود: ما کل بازار را حول چند عدد بزرگ تفسیر میکنیم و تغییرات مهم در حاشیه را نادیده میگیریم.
واقعیت مهمتر برای تریدرها:
رشد عرضه جدید اغلب از کشورهایی میآید که کمتر دیده میشوند، مثل برزیل و گویان. این یعنی «شوکهای کوچک اما پیوسته» میتوانند روند قیمت را تغییر دهند، نه فقط تصمیمهای اوپک یا اخبار قدرتهای بزرگ.
چند نکته کاربردی:
• فقط به سه تولیدکننده اول نگاه نکن—بازار در حاشیهها حرکت میکند
• تغییرات کوچک در عرضه جهانی، وقتی انتظارات بازار فشرده است، اثر بزرگ دارد
• روایت رسانهای ≠ واقعیت معاملاتی (دنبال داده باش، نه داستان)
جمعبندی:
اگر فقط به بازیگران بزرگ نگاه کنی، دیر وارد معامله میشی. مزیت واقعی جاییه که هنوز توجه جمعی شکل نگرفته.
#اقتصاد_رفتاری #روانشناسی_بازار #نفت #تریدر
/channel/MaliRaftariB_F
در خصوص نوسانات اخیر ؛
در یک بازه خیلی کوتاه، بازار بیشتر شبیه «ماشین تصمیمگیری هیجانی» عمل کرده تا یک سیستم تحلیلی. نوسانهای شدید (رفت و برگشت تریلیون دلاری در شاخصهایی مثل S&P 500 و Nasdaq Composite) بیشتر از اینکه ناشی از تغییر واقعی در ارزش بنیادی شرکتها باشد، نتیجهی واکنشهای رفتاری است.
از دید اقتصاد رفتاری چند عامل کلیدی دیده میشود:
اول «اثر گلهای»؛ وقتی چند فروش بزرگ در سهام تکنولوژی شروع میشود، بقیه هم بدون تحلیل عمیق همان مسیر را دنبال میکنند و موج فروش یا خرید تقویت میشود.
دوم «ترس و بازتنظیم سریع ریسک»؛ با کوچکترین سیگنال درباره نرخ بهره، ذهن سرمایهگذار سریع از حالت ریسکپذیر به ریسکگریز تغییر میکند. به همین دلیل پول از سهام رشد (خصوصاً تکنولوژی) به سمت داراییهای باثباتتر مثل Dow Jones Industrial Average و Russell 2000 حرکت میکند.
سوم «بزرگنمایی کوتاهمدت»؛ بازار در لحظه، اخبار نرخ بهره و ارزشگذاری هوش مصنوعی را بیشازحد مهم میکند و بعد با همان سرعت بخشی از آن را اصلاح میکند.
جمعبندی رفتاری: این نوع حرکتها بیشتر نشانهی «تغییر احساس جمعی» است تا تغییر واقعی در ارزش اقتصاد.
♟🎯این جنس نوسانها در بازارهای مدرن (بهخصوص با حضور الگوریتمها و معاملات سریع) طبیعیتر شدهاند. اما نکته مهم این است که چنین حرکاتی معمولاً نویز کوتاهمدتاند، نه سیگنال بلندمدت. اگر کسی این نوسانها را با تغییر روند بنیادی اشتباه بگیرد، احتمال تصمیمهای هیجانی و ضررده بالا میرود.
/channel/MaliRaftariB_F
همین یک فقره را می فهمیدین، رفاه ایرانیان در این ۱۵ سال ۳۰-۴۰ درصد افت نمیکرد.
Читать полностью…
راهنمای اقتصاد رفتاری سال ۲۰۲۶.
همین الان برام ارسال شد .
و البته من هم به عنوان یکی از داوران بودم در خصوص مطالب .
سعی میکنم خلاصه مطالب مهم اش رو براتون ترجمه کنم و طی هفته آینده در جریان به روز مطالب اقتصاد رفتاری قرار بگیریم .
«ایرانِ امروز، فقط زیر بار تحریم و تورم خم نشده؛
زیر وزنِ فرسایشِ اعتماد، نااطمینانیِ دائمی و اقتصادِ رفتاریِ ترسآلود، آرامآرام حلزونوار حرکت میکند.
و همین ترس، تبدیل به موتورِ بحران اقتصادی میشود.
وقتی مردم هر روز منتظر گرانی بعدیاند،
سرمایهگذاری جای خودش را به احتکار میدهد،
امید به آینده تبدیل به تصمیمهای کوتاهمدت میشود،
و مغزِ جامعه در وضعیتِ “بقا” قفل میکند، نه “پیشرفت”.
در چنین وضعی حتی اگر منابع، نیروی انسانی یا ثروت وجود داشته باشد،(که همه اتلاف شده اند؛)
ترس اجازه نمیدهد جامعه با آرامش تصمیم بگیرد؛
اقتصاد فقط عدد و نمودار نیست؛
اقتصاد، روانِ جمعیِ یک ملت است.
ملتی که هر روز میان تورم، بیعدالتی، مهاجرت، قطع ارتباط و فرسایش اعتماد،
کندتر از همیشه به سمتِ تابلوی «آینده» میخزد…
در حالی که آتشِ نااطمینانی، در جنگلِ پشت سرش زبانه میکشد.»
/channel/MaliRaftariB_F
فجیره امارات چرا مهم است؟
🔹فجیره بندر امارات در ساحل دریای عمان و نقطه اتصال خط لوله نفت امارات برای دور زدن تنگه هرمز است.
🔹امارات با این خط لوله در حال دور زدن تنگه هرمز و صادرات نفت بدون نیاز به تنگه است.
سلام خدمت همه دوستان
ما درحال انجام یک کار پژوهشی درباره معامله گران فارکس هستیم. این برنامه پروژه پایان نامه اینجانب هست. ممنون میشم با پاسخ دادن به پرسشنامه ما در لینک زیر در این مورد به ما کمک کنید.🙏 هدف سنجش شخصیت، رغبت شغلی، چشم انداز زمانی، سلامت روان و انطباق پذیری معامله گران هست. (از دانشگاه اصفهان پروفسور محمدرضا عابدی و دکتر اعظم نقوی و از دانشگاه سیراکوز دکتر برت استین بارگر بر صحت فرایندکار و نتایج نظارت میکنند.)
پاسخ دهندگان باید:
۱- بالای ۱۸ سال سن داشته باشند.
۲- آموزش در زمینه ترید دیده باشند.
۳-حداقل ۶ ماه سابقه فعالیت در بازار فارکس به عنوان معامله گر/تریدر را داشته باشند.
نکته: اطلاعات هویتی از شما ثبت نمی شود. پرسشنامه به چند شکل شما را محک خواهد زد. تعداد سوالات زیاد است و مهم است که با پیوستگی پاسخ داده شود.
https://survey.porsline.ir/s/QtzGrJEn
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
از منظر اقتصاد رفتاری، ایده اینترنت «پرو» بیش از آنکه صرفاً یک ارتقای فنی باشد، نوعی مهندسی انتخاب است که میتواند رفتار کاربران را بهطور نامحسوس جهتدهی کند. وقتی کیفیت بهتر بهصورت یک گزینه پولی و محدود ارائه میشود، ذهن افراد تحت تأثیر حس «کمبود» و «برتری» قرار میگیرد و تقاضا نه از نیاز واقعی، بلکه از مقایسه اجتماعی و ترس از عقبماندن شکل میگیرد. در نتیجه، بهجای اینکه تمرکز بر بهبود کیفیت برای همه باشد، ساختاری ایجاد میشود که نابرابری را طبیعی جلوه میدهد و کاربران را به پذیرش سطح پایینتر خدمات عمومی عادت میدهد؛ وضعیتی که در بلندمدت میتواند هم اعتماد عمومی را تضعیف کند و هم انگیزه برای اصلاحات گستردهتر را کاهش دهد.
و ادامه همان روند حکمرانی قبلی است . بدون هیچ ارتقا و تغییری در عملکرد حاکمان تمامیت خواه و البته سفاک.
/channel/MaliRaftariB_F
ایران با سرمایهگذاری حدود ۲ میلیارد دلار، خط لولهای ۱۱۰۰ کیلومتری از گوره تا جاسک ایجاد کرد؛ تصمیمی که در بستر فشارهای تحریمی و با هدف کاهش وابستگی به یک گلوگاه پرریسک (تنگه هرمز) قابل تحلیل است. در چارچوب اقتصاد رفتاری، این اقدام را میتوان نوعی «بیمهسازی راهبردی» دانست؛ رفتاری که در آن بازیگر، برای سناریوهای کماحتمال اما پرهزینه، حاضر به پرداخت هزینههای سنگین میشود.
اما نکته کلیدی در اینجا، شکاف میان «ظرفیت اسمی» و «ظرفیت عملیاتی» است؛ شکافی که اغلب در روایتهای عمومی نادیده گرفته میشود. اگرچه طراحی پروژه بر مبنای انتقال روزانه یک میلیون بشکه بوده، محدودیتهای زیرساختی—از جمله تکمیلنشدن کامل مخازن ذخیره و وجود تنها یک سکوی بارگیری—باعث شده ظرفیت مؤثر به حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد. این پدیده را میتوان با مفهوم «توهم تکمیل» (completion bias) توضیح داد؛ جایی که صرف راهاندازی یک پروژه، بهاشتباه معادل بهرهبرداری کامل تلقی میشود.
از سوی دیگر، تمرکز ۹۰ درصدی صادرات بر جزیره خارک نشان میدهد که رفتار واقعی سیستم همچنان به الگوهای پیشین وابسته است؛ نوعی «چسبندگی نهادی» که تغییر آن حتی با سرمایهگذاریهای بزرگ نیز زمانبر است.
با این حال، اهمیت راهبردی جاسک را نباید دستکم گرفت. موقعیت جغرافیایی آن—خارج از تنگه هرمز—یک «گزینه جایگزین» ایجاد میکند که در شرایط بحران، ارزش آن بهطور نامتناسبی افزایش مییابد. در اقتصاد رفتاری، این دقیقاً همان جایی است که «ارزش ادراکی» از «ارزش واقعی» پیشی میگیرد: حتی اگر ظرفیت محدود باشد، وجود گزینه جایگزین خود یک ابزار بازدارنده و کاهشدهنده ریسک است.
در سطح عملیاتی نیز، شواهدی از «انطباق رفتاری سریع» دیده میشود؛ افزایش سرعت بارگیری نفتکشها پیش از اعمال محدودیتها، نشاندهنده واکنش پیشدستانه به تهدیدات است. این رفتار را میتوان در چارچوب «پیشنگری تطبیقی» تحلیل کرد، جایی که بازیگر تلاش میکند پیش از قفلشدن گزینهها، بیشترین بهره را ببرد.
در نهایت، این پروژه را باید نه یک موفقیت کامل و نه یک شکست، بلکه یک «راهحل نیمهکاره با کارکرد بحرانی» دانست. فاصله میان ظرفیت فعلی و ظرفیت طراحیشده، همان شکافی است که در صورت تداوم تنشها، به نقطه تمرکز رقابت و فشار تبدیل خواهد شد. به بیان دیگر، ایران دری برای کاهش ریسک گشود—اما این در هنوز به اندازهای باز نشده که بتواند جایگزین کامل مسیر پیشین باشد.
/channel/MaliRaftariB_F
📝 افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، با اشاره به ابعاد اقتصادی قطعی اینترنت میگوید: «خسارت مستقیم این اتفاق روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد میشود که با احتساب خسارتهای غیرمستقیم، این رقم به حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد. در واقع ما روزانه معادل چهار پل B1 یا دو نیروگاه متوسط را از دست میدهیم.»
❌ نتبلاکس: قطع اینترنت در ایران از ۱۰۵۶ ساعت گذشته است
❗️ قطع اینترنت برای تبلیغات حکومتی بهجای اطلاعرسانی
⬜️اگر بخوام در یک مدل خیلی ساده و قابل درک از زنجیره اثرات رفتاری این اتفاق رو به صورت خلاصه ترسیم کنم :🤚👇👇👇
🧠 مدل رفتاری اثر تنگه هرمز بر اقتصاد و سیاست ایران
🟫1) شوک اولیه (واقعی یا ادراکی)
«کنترل عبور / محدودیت / خبر یا شایعه»
⬇️
🟫2) تغییر در ذهن بازیگران بازار
افزایش ادراک ریسک
فعال شدن سوگیریها:
کمیابی (Scarcity)
زیانگریزی (Loss Aversion)
اثر لنگر (Anchoring)
⬇️
🟫3) واکنشهای رفتاری بازار
افزایش قیمتها (بیش از واقعیت)
افزایش هزینههای بیمه و حمل
رفتار گلهای (تبعیت بدون تحلیل کامل)
تغییر مسیرها و روشهای پرداخت
⬇️
🟫4) پیامدهای اقتصادی برای ایران
درآمد ناپایدار و غیرقابل پیشبینی
کاهش جذابیت برای شرکای بلندمدت
افزایش هزینه مبادله (Transaction Cost)
⬇️
🟫5) پیامدهای سیاسی و استراتژیک
تقویت تصمیمگیری محافظهکارانه
کاهش انعطاف در سیاست خارجی
افزایش بیاعتمادی بینالمللی
⬇️
🟫6) نتیجه بلندمدت (Feedback Loop)
سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین (دور زدن ایران)
کاهش تدریجی اهمیت ژئوپلیتیک
بازگشت اثر به مرحله 2 (افزایش بیشتر نااطمینانی)
🎯 خلاصه مدل در یک جمله:
یک شوک کوچک → تغییر در ذهن بازار → واکنش بیشازحد → اثر واقعی بزرگ → تضعیف تدریجی موقعیت
#سارامیران
@MaliRaftariB_F
این روزها که خیلی از دوستان به خاطر نبود اینترنت کنارمان نیستند، فضای تلگرام واقعاً دلگیر و ساکت شده و جای خالیشان حسابی حس میشود. امیدوارم خیلی زود دوباره همه کنار هم آنلاین شویم و روزهای بهتری را تجربه کنیم. من هم تا جایی که فرصت و حوصله یاری کند، سعی میکنم کانال را بهروز نگه دارم. مراقب خودتان و عزیزانتان باشید 🌸
Читать полностью…
نوروزمون ۱۴۰۵ خجسته باد.
به امید آبادی ایران و آزادی ایرانی
ارادتمند سارا میران
به قلم جناب مهران فتحی
www.Mehranfathi.com
🟥دوستان در مورد فاکتور های اصلی بررسی طلا سوال کردند ، من مدل تحلیلی خودمو براتون مینویسم امیدوارم کارآمد باشه.
🟨برای تحلیل طلا در تایمفریم هفتگی اگر بخواهی هم علمی کار کنیم هم قابلاستفاده در ترید باشد، باید سراغ فاکتورهایی برویم که «هم بنیادیناند، هم قابل مشاهده در رفتار بازار». این ۵ عامل، کمخطاترین چارچوب را میدهند:
۱) نرخ بهره واقعی (Real Interest Rates) – مهمترین محرک
کلید اصلی طلاست.
وقتی نرخ بهره واقعی ↑ ⇒ طلا ↓
وقتی نرخ بهره واقعی ↓ ⇒ طلا ↑
تعریف ساده:
نرخ بهره واقعی = نرخ بهره اسمی − تورم
نقش Federal Reserve اینجا حیاتی است، چون سیاستهایش مستقیماً روی این متغیر اثر میگذارد.
۲) شاخص دلار (DXY) – رابطه معکوس ساختاری
طلا معمولاً با دلار رابطه معکوس دارد.
اگر US Dollar Index قوی شود ⇒ فشار روی طلا
اگر ضعیف شود ⇒ حمایت از طلا
اما نکته حرفهای:
واگرایی بین طلا و دلار (هر دو صعودی یا نزولی) یک سیگنال مهم تغییر فاز بازار است.
۳) ریسکهای کلان و ژئوپلیتیک (Macro Risk / Uncertainty)
طلا یک «دارایی پناهگاه امن» است.
افزایش نااطمینانی (جنگ، بحران مالی، تنشهای سیاسی) ⇒ تقاضای طلا ↑
نمونههای مهم:
تنشهای انرژی
بحران بانکی
ریسکهای سیستمیک جهانی
اینجا رفتار جمعی بازار مهمتر از داده خشک است.
۴) جریان نقدینگی و سیاست پولی (Liquidity Cycle)
طلا به نقدینگی جهانی حساس است:
QE (چاپ پول) ⇒ طلا صعودی
QT (جمع کردن نقدینگی) ⇒ فشار نزولی
این عامل به تصمیمات بانکهای مرکزی (بهویژه Federal Reserve) وابسته است و در تایم هفتگی خیلی خوب خودش را نشان میدهد.
۵) ساختار تکنیکال در تایم هفتگی (Market Structure)
بدون این مورد، تحلیل ناقص است. باید بررسی کنی:
روند غالب (Higher High / Higher Low)
نواحی عرضه و تقاضا
شکستهای مهم (Breakout / Fakeout)
حجم و مومنتوم
در تایم ویکلی، نویز کمتر است و تصمیمها «معنادارتر» هستند.
جمعبندی :
اگر بخواهی خطا را کم کنی:
۳ فاکتور اول (نرخ واقعی + دلار + ریسک) جهت بازار را میدهند
نقدینگی فاز سیکل را مشخص میکند
تکنیکال نقطه ورود و خروج را دقیق میکند
📌 سادهتر بگم:
جهت = اقتصاد کلان
زمانبندی = تکنیکال
#سارامیران
/channel/MaliRaftariB_F