2077
برای شناخت تحولات باید به متن وقایع رفت؛ اما در متن ها و جزئیات گم نشد! باید همچون فعالین تحولات زیست و آنان را درک کرد؛ اما در ان ها متوقف نشد! «ذره بین منطقه» فرصتی است برای چینش پازل جزئیات و انتزاع روند تحولات منطقه ارتباط با ادمین: @Alireza_majid
⏺علت موفقیت حزب الله در ایجاد «بازدارندگی نسبت به تجاوزات اسرائیل» چیست؟
1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد.
ادامه یادداشت در پست بعدی
👇👇
@ME_Magnifier
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه
@ME_Magnifier
⏺وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه
1️⃣جنگ خارجی باید باعث انسجام داخلی بشه؛ اما این وضعیت در اسرائیل کاملا متفاوته.
از ابتدای جنگ، شکاف «قومیت» (عربی یهودی) تشدید شد و حالا شکاف به عرصه سیاست هم کشیده شده.
همزمان در سطح دیگری شکاف سکولار-مذهبی در حال افزایش است.
2️⃣شکاف «قومیت» (عربی یهودی) به جایی کشیده شده که خاخام «مئیر شموئیلی» صریحا میگوید پزشکان عرب، بیماران یهودی را در بیمارستانها (خصوصا در بزرگترین بندر اسرائیل: اشدود) به قتل میرسانند؛ اما به نام «ناکامی در درمان» (مرگ طبیعی) ثبت میکنند.
مشاهده فیلم در این لینک: [۱]
3️⃣همین شکاف، در فضای رسانهای به شکل دیگری بازتولید شده است.
خبرنگار عربزبان روزنامه هاآرتص صراحتا خبرنگاران فلسطینی حاضر در غزه را «قهرمانان جنگ از نگاه جهانیان» میخواند:
[۲]
همو در جای دیگر از حجم بالای کشتار غیرنظامیان مینویسد:
[۳]
4️⃣این شکاف، حتی به نزاع در میان خبرنگاران درجه اول اسرائیلی هم کشیده شده است.
خبرنگاران یهودی رسما به پروندهسازی علیه خبرنگاران عربتبار مشغولند و حتی خواستار محاکمه آنها به اتهام «وطنفروشی» و «همکاری با دشمن متخاصم» شدهاند.
[۴]
5️⃣در مورد شکاف در عرصه سیاست که بسیار نوشتهاند و نیازی به اطاله کلام نیست.
تنها به ذکر یک نکته کوتاه بسنده میکنم که همه اپوزیسیون هم نگاه واحدی ندارند! مثلا نگرش «گیدعون سعر» علیه دولت خودگردان از نگرش نتانیاهو هم تندتر است؛ یا «آویگدور لیبرمن» از گالانت هم رویکرد تندتری دارد!
6️⃣شکاف مذهبی و سکولار نیز به مرور در حال رشد است. به عنوان نمونه احزاب مذهبی تلاش میکنند تا در کابینه جنگ، به سهمیه اختصاصی دست یابند! یعنی حتی به متحد خود (لیکود) اعتماد کافی ندارند!
به نظر میرسد این شکاف، طی هفتهای آینده تشدید شود.
[۵]
7️⃣و بالاخره باید به شکافهای اجتماعی جدید اشاره کرد. خانواده افرادی که از هفت اکتوبر در دست حماس هستند و دولت نتانیاهو نتوانسته با عملیات نظامی آنها را رها کند، در حال بازتولید یک شکاف اجتماعی جدید هستند:
[۶]
8️⃣مجموع این شرایط نشان میدهد استمرار جنگ، اسرائیل را با مشکلات شدیدتری مواجه میکند تا این سئوال به طور جدی مطرح شود:
«آیا نتانیاهو در حمله به غزه، منافع شخصی خود را دنبال میکند؟»
برای درک بهتر این نکته، باید فضای داخلی آنها را بهتر شناخت.
در آینده بیشتر مینویسم.
@ME_Magnifier
🔵 ۲۰۲۳؛ سال پر حادثه
در شبکههای اجتماعی، حساب شخصی باز کردم تا با هم در مورد تحولات کشورهای عربی خاورمیانه صحبت کنیم. اما طی ماههای اخیر مسائلی پیش اومد که نتونستم در این فضا تمرکز کنم...
اما الحمدلله موانع برطرف شد و با توکل به خدا گردگیری رو شروع و کرکره این حساب رو بالا دادم تا با هم در مورد تحولات جهان عرب صحبت کنیم.
فرمودهاند: «حياة العلم بالرد والنقد» بدون تیغ تیز نقد و رد کردن نظرات، اساسا علم و دانشی باقی نمیمونه. هر وقت احساس کنیم تحلیلها و برداشت های خودمون عین صواب هست و نقد رو برنتابیم، قطعا مثل فواره سقوط میکنیم و از درک حقیقت عاجز میشیم. برای همین هم همون به نقد و مباحثه نیاز داریم. ممنون میشم اگه نقد، پیشنهاد، راهنمایی و... رو دریغ نکنید تا اینجا در کنار هم مباحثههای خوبی داشته باشیم.
@ME_Magnifier
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل
#⃣قسمت دوم
3️⃣اسرائیل و بازی با برگه اپوزیسیون
🔹اگر برای بقیه سرویسهای جاسوسی جهان، اپوزیسیون ایران در حکم یک مهره بازی کموزن تلقی میشوند که حداکثر کارکردشان «تاکتیکی» است، دست کم اسرائیل در یک نقطه محکم ایستاده که «اپوزیسیون ایرانی» برگهای برای «چانهزنی سیاسی» در مناسبات مستقیم و غیرمستقیم با ایران نخواهد بود!
🔹طی ۴ دهه گذشته، اسرائیل با طیفهای متنوعی از اپوزیسیون ایرانی ارتباط گرفته است. در این زمینه برخی آگاهان صراحتا از نقش اسرائیل در تحریک گسلهای بالقوه قومیتی از طریق حمایت از گروههای قومگرا و تجزیهطلب صحبت میکنند. به اینها باید ارتباط علنی و حمایت صریح چند طیف اصطلاحا «مرکزگرا» یا «ناسیونالیست» از اسرائیل را افزود که در این زمینه حتی بیپروایی و بیمبالاتی علمی و تحلیلی نیز کاملا محسوس است تا انگارههایی مبنی بر همسویی منافع کلان اسرائیل و ایران را برسازند!!
🔹به اینها باید نفوذ امنیتی اسرائیل در داخل ایران را افزود که حدیث مفصلی است و در این مقال نمیگنجد.
4️⃣ایده اقدام نظامی برای اسرائیل
🔹 حال اگر در نظر بگیریم که اسرائیل قصد عملیات نظامی و امنیتی علیه ایران را داشته باشد، در این زمینه، چهار راهکار کلی را باید بررسی کند:
🔸الف) تضعیف شدید دولت مرکزی و حمایت از قومیتها در پیرامون برای درگیر سازی تهران با مسائل داخلی خود {الگوی به کار رفته در سوریه}
🔸ب) اقدام نظامی هدفمند هوایی در تهران برای حذف سران نظام و فرسایش نیروهای نظامی جهت آمادهسازی اقدام نظامی گسترده {الگوی به کار رفته علیه داعش} یا زمینهسازی برای شکلگیری شورشهای کور شهری همزمان با حذف سران و مقدمهای برای ورود ایران به دوره جنگهای داخلی ملوکالطوائفی {الهام گرفته از الگوی بیرون رفتن شوروی از افغانستان؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔸ج) اقدام نظامی گسترده و تصرف خاک کشور {الگوی به کار رفته در عراق با سرنگونی صدام}
🔸د) عملیات نظامی گامبهگام و پلهپله برای فلجسازی بخش خاصی از صنایع نظامی و حساس کشور و همزمان فعالسازی کانالهای واسط برای مهار سطح تنش {الهام گرفته از الگوی جنگ اول خلیج فارس و آزادسازی کویت؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔹 منطقا روی کاغذ گزینه سوم صد درصد منتفی است؛ زیرا اسرائیل از نظر جمعیتی و عمق استراتژیک جغرافیایی فاقد پشتوانه حداقلی است که دست به اشغال کشوری در وسعت ایران بزند.
🔹 گزینه چهارم شاید کمهزینهترین گزینه باشد؛ اما ریسک آن بسیار بالاست! زیرا به طور کامل وابسته به پیشبینی رفتار ایران و بلکه فراتر از پیشبینی، اطمینانخاطر بابت انعطاف تهران در آن شرایط خاص است. این مورد نیز محل تشکیک جدی میباشد. با این حال، یکی از "ابزارهای چانهزنی" در چنین سناریویی، امکان بدیلسازی در حاکمیت و اعلان اخطار جهت گام نهادن در مسیر سناریوهای اول و دوم است.
🔹 طبیعی است که گزینه اول و دوم نیازمند نیروهای متحد و یا مؤتلف بومی است که یا شاخههای نظامی سازمانیافته در اختیار داشته باشند یا برآوردها نشان دهد دارای یک پایگاه اجتماعی حداقلی (فرضا ۵ تا ۱۰ درصد جامعه هدف در یک منطقه خاص) باشند. در سناریوی اول به طور مشخص، این مؤتلف باید مرکزگرا باشد و در سناریوی دوم نیز غیاب مؤتلفین و متحدین مرکزگرا، باعث اتحاد مرکزنشینان با حاکمیت در برابر خطر «تجزیه ایران» میشود. خصوصا اینکه هم تهران و هم تلآویو به خوبی با تجربه ۱۲ سال اخیر سوریه آشنایی دارند.
🔹 با توجه به این موارد، روشن است که اسرائیل هم برای هرگونه اقدام - اعم از نظامی و امنیتی - نیازمند متحدینی مرکزگرا در اپوزیسیون ایرانی است. از این منظر، استقبال از شخصی مانند «رضا پهلوی» برگه بسیار ایدهآلی است و حتی نسبت به دیگر اضلاع اپوزیسیون حاضر در جورجتاون اولویت دارد.
*️⃣پینوشت:
برخی دوستان گله میکنند که چرا در متن از کلمه «اسرائیل» استفاده کردهام. در پاسخ باید گفت در این متن مطلقا بحث اخلاقی یا مشروعیت فلسفی یک رژیم یا کشور مطرح نیست؛ بلکه منحصرا از کارکرد یک «نهاد دولت» (هرچند نامشروع) صحبت میشود که دارای قابلیت اقدامات نظامی و امنیتی است. طبعا این نهاد، اسرائیل نام دارد؛ هرچند از نظر ایدئولوژیک و ساختاری مصداق دقیق «رژیم صهیونیستی» است و از نظر حقوقی و فلسفی آن را نامشروع بدانیم.
@ME_Magnifier
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل
طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه شده دچار آفت «بخشینگری» شوند. در اینجا یک چارچوب کلی برای درک این سفر ارائه میشود.
لازم به ذکر است با توجه به اینکه جزئیات سفر - مانند مذاکرات احتمالی صورت گرفته - در دسترس نیست، به سختی میتوان تحلیل جامعی از این سفر ارائه داد! آنچه در این یادداشت ارائه میشود صرفا ارائه «چارچوبی برای درک رابطه متقابل اپوزیسیون و اسرائیل» است.
1️⃣جدیترین طرح اپوزیسیون؛ تهاجم نظامی خارجی
2️⃣«اسرائیل»؛ تنها گزینه قابل اتکای اپوزیسیون رادیکال برای اقدام نظامی و حتی امنیتی
3️⃣اسرائیل و بازی با برگه اپوزیسیون
4️⃣ایده اقدام نظامی برای اسرائیل
برای تشریح هر کدام از بندهای فوق، مطالب بعدی را ملاحظه بفرمایید.
@ME_Magnifier
🔷ماجرای «اصحاب القضية» چیست؟ چرا مقتدی صدر فعالیتهای جریان صدر را متوقف کرد؟
#⃣ قسمت سوم
3⃣رفتار مقتدی را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؟
🔹رهبر جریان صدر، در ابتدای ماه مبارک رمضان به نه نفر از سران این جریان دستور داد طی این ماه هرگز خاک عراق را ترک نکرده و در «جلسات مهم» حضور یابند. او حتی از «حسن العذاری» خواست تا این دستور را رسانهای کند.
بسیاری از ناظران تصور کردند مقتدی صدر برای بازگشت به سیاست آماده میشود؛ اما دقت در ترکیب هیئت پیشگفته نکات مهمی را نشان میداد. در آن ترکیب خبری از «حاکم الزاملی»، «حسن الکعبی»، «نصار الربیعی» و... نبود؛ بلکه تمامی افراد بلااستثنا در سلک روحانیت و شاگردان شهید صدر ثانی محسوب میشدند.
🔹نگارنده پیشتر در مورد اصول و پایههای پراتیک مقتدی صدر و چارچوبی که باید رفتار وی را در آن تحلیل کرد، مبسوط نوشته است. کلیه این رفتارها را باید ذیل «رهبر مصلح دینی» تفسیر نمود.
🔹رهبر جریان صدر چندین بار تمایل خود برای رسیدن به مرجعیت را نفی کرده است. اما آیا همین رفتارها را نمیتوان همراستا با بلندپروازیهایی از آن دست دانست؟ هرچند نگارنده همچنان پیشران اصلی را تلاش برای برسازی «رهبر مصلح (اجتماعی) دینی» میداند که در این میان به پالایش و پیرایش اطرافیان خود اهتمام خاصی دارد.
@ME_Magnifier
🔷ماجرای «اصحاب القضية» چیست؟ چرا مقتدی صدر فعالیتهای جریان صدر را متوقف کرد؟
#⃣ قسمت اول
1⃣پیام جنجالی مقتدی؛ تعلیق کلیه فعالیتهای جریان صدر
🔹شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، همزمان با برپایی مراسم شبهای قدر در سرتاسر جنوب عراق، مقتدی صدر با صدور اطلاعیهای اعلام کرد کلیه فعالیتهای جریان صدر به مدت حداقل یک سال به حالت تعلیق درمیآید.
🔹مقتدی علت این کار را حضور «اصحاب القضية» و «فاسدین» در جریان صدر خواند.
🔹او در همین راستا، پایان اعتکاف مسجد کوفه را اعلام کرد. یعنی دقیقا در شب قدر و اوج مراسم اعتکاف مسجد کوفه، پایان این برنامه اعلام شد!
🔹این همه ماجرا نبود! رهبر جریان صدر، پررنگترین المانهای مذهبی اجتماعی جریان صدر را نیز تعطیل کرد! حتی مزار پدرش نیز تا پایان عید فطر تعطیل شد. این یعنی مهر «توقیف موقت» بر جدیترین یادگار پدر؛ آن هم در پیامی که صراحتا نوشته: «برای اعلام برائت خود [از اصحاب قضیه و فاسدین] در برابر خدا و پدر خود.»
🔹 بلافاصله مقتدی صدر توقف حساب شخصی خود را اعلام کرد. به فاصله چند دقیقه، حساب وزیر و سخنگوی آن یعنی «صالح محمد العراقی» هم پایان فعالیت خود را اعلام کرد و این موج دومینووار به بقیه رسانههای این جریان نیز رسید.
@ME_Magnifier
a Twitter thread from alirezamajidi66
https://telegra.ph/رشته-توییتی-از-alirezamajidi66-04-07-2
🔷 9 نکته در تحلیل راهبردی بحران اخیر
1️⃣ گسترش جغرافیایی دایره عملیات حماس
اولین نکته، قابلیت حماس برای گسترش دایره عملیاتهای خود به خاک لبنان است.
تا این لحظه، شاید مهمترین تغییر پایداری که در تنش فعلی بهوجود آمده و خود را به فضای پسابحران تحمیل خواهد کرد، همین قابلیت است.
2️⃣ حضور رهبران مقاومت فلسطین در لبنان و آغاز جنگ
دومین نکته، حضور همزمان «هنیه» و «النخاله» در قالب رئوس هیئتهای اعزامی «حماس» و «جهاد اسلامی» در لبنان و دیدار با دبیرکل حزب الله در اوج بحران است.
همین هماهنگی - که حتی با نوعی تفوق حزب الله همراه است - از نکاتی است که احتمالا در آینده کوتاهمدت همچنان تداوم خواهد داشت.
باید توجه داشت که حضور این رهبران، پیش از شلیک موشک توسط حماس از خاک لبنان، برنامهریزی شده بود. در نتیجه قاطعانه میتوان بین سفر رهبران حماس و جهاد به لبنان و آغاز این درگیری، ارتباط مستقیم برقرار کرد.
3️⃣ تغییر معادله «رابطه حزب الله و اردوگاههای آوارگان فلسطینی»
یکی از مشکلات حزب الله قدیمی در لبنان، مسأله «اردوگاههای آوارگان فلسطین» است که به جولانگاه مناسبی برای افراطیون سلفیگری تبدیل میشد که یکی از نمونههای اخیر آن «شیخ احمد الاسیر» بود.
اما حالا اردوگاههای آوارگان به ابزار غیررسمی مقاومت علیه اسرائیل بدل شده است.
4️⃣ عبور نتانیاهو از بحران داخلی؟!
نتانیاهو نیز از طرفهای پیروز در بحران است.
اعلام حمایت قاطع لاپید، موضع بنت و... نشان میدهد بار دیگر تاکتیک «صدور بحران» در اسرائیل جوابگو بوده و فضا را مهیا میکند تا اپوزیسیون همراهی بیشتری با دولت حاکم داشته باشد.
باید دید شنبه، بار دیگر بدنه اجتماعی اپوزیسیون خیابانها را تسخیر و استعفای نتانیاهو را مطالبه خواهد کرد؟ یا اینکه نسخه تظاهراتهای اپوزیسیون برچیده شد؟
فکر میکنم یکی از نقاط عطفی که مسیر بحران طی هفته آینده را مشخص میکند، همین تظاهرات شنبههای اپوزیسیون است.
5️⃣ تقویت حزب الله
عدم پاسخ قاطعانه اسرائیل به لبنان و اکتفا به زدن مزرعه موز(!) دلالتهای مهمی دارد.
بیتردید عمده ناظران، یکی از علل آن را «افزایش توان بازدارندگی حزب الله» میدانند.
آیا نتانیاهو تا آخر به همین پاسخ موزی بسنده خواهد کرد؟
6️⃣ معمای حماس برای بی بی!
نتانیاهو به راحتی نمیتواند از کنار مسأله «حماس» بگذرد!
با توجه به پایههای لرزان حکومت وی، دولت به مرز سقوط نزدیک خواهد شد.
اگر به «ترور هدفمند» بسنده کند، باید افراد درجه اول مانند «یحیی السنوار» را هدف قرار دهد تا بتواند محبوبیت بخرد...
اگر به عملیات گستردهتر دست بزند، باید نتایج عینی داشته باشد؛ و الا افتضاحی شبیه به تجربه اولمرت را تکرار خواهد کرد و به مرز بازنشستگی سیاسی میرسد!!
از این منظر، ورود احتمالی به عملیات زمینی از اهمیت به سزایی برخوردار است.
یکی از علل اصلی اجتناب نتانیاهو از پاسخ محکم به لبنان، همین است که عملیات گسترده در غزه را در دستور کار دارد و نمیخواهد دو جبهه نبرد گسترده و سخت را همزمان فعال کند.
اما قطعا ورود به غزه، آسان نخواهد بود.
و همین موضوع، یکی از گرههای اصلی این داستان خواهد شد.
7️⃣ عقب راندن بنگویر؟!
مسأله بعد، منشأ بحران فعلی است.
گرد و خاکها که بخوابد، قطعا این موضوع به یکی از مناقشههای بزرگ فضای سیاسی اسرائیل تبدیل میشود.
چرا بنگویر دستور حمله به معتکفین مسجد الاقصی را داد؟
هزینه افراطیگری را بیبی میدهد؟
8️⃣ معمای «عرب 48» برای امنیت اسرائیل
یکی از پارامترهای سرنوشتساز بحران اخیر، شدت و گستره واکنش اعراب 48 یا فلسطینیهای داخل (دارای تابعیت اسرائیل) است.
شاید ماندگارترین و جدیترین پیامد درگیری دو سال قبل، همین نکته بود که حتی ساحت سیاست داخلی اسرائیل را متأثر ساخت.
9️⃣ معادلات کرانه باختری
افزایش قابل توجه تعداد عملیاتهای انفرادی و استشهادی شهروندان کرانه باختری، یکی از اصلیترین روندهای جاری در معادلات امنیتی پرونده فلسطین-اسرائیل است.
بنگویر و اصموطریچ نیز در چنین فضایی رأی آوردند.
اما ناکامی در مهار این روند میتواند باعث سقوط فوارهای اقبال اجتماعی به این جناح نوظهور باشد.
از طرفی، آنها برای نتیجهبخشی خواستار شدت عمل بیشتری هستند که راهحلهای کلاسیک امنیتیهای اسرائیل - از طریق نوعی معامله از موضع بالا با دولت خودگردان - را عقیم میسازد...
از این منظر، عملیات امروز منطقه «غور اردن» از اهمیت به سزایی برخوردار است.
آیا عملیاتهایی از این دست، طی روزهای آینده استمرار و افزایش خواهد داشت؟
@ME_Magnifier
✴️ آغاز فعالیت در اینستاگرام
بهار فرصتی است برای «تولد دوباره»، برای «نو شدن» و «آغاز مسیر جدید».
هشت سال قبل، خیلی اتفاقی و در خلال یک گفتگوی خوابگاهی، یک حساب در اینستاگرام راهاندازی شد؛ اما در همان ساعت اول متوقف مانده بود تا ابتدای سال ۱۴۰۲!
بعد از فعالیت در توییتر، تعدادی از دوستان پیشنهاد میدادند در اینستاگرام هم فعال شوم؛ اما - به علل مختلف - این کار به تعویق افتاد.
به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۲، همزمان با خانهتکانی از دل و محیط خود، از حساب خود در اینستاگرام نیز گردگیری کردم.
لطفا این حساب را به دوستان خود معرفی کنید. ان شاء الله در سال جدید، حضور پررنگی در اینستاگرام خواهم داشت.
https://www.instagram.com/alirezamajidi66/
@ME_Magnifier
دیباجهای برای درک بهتر توافق سهجانبه ایران، عربستان سعودی و چین
این توافقنامه را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؟
(قسمت دوم)
9- این توافقنامه، مقدمهای برای غروب دوره یک ساله اخیر سیاستهای منطقهای ماست که تا حد زیادی در سایه اراده روسیه قرار گرفته بود. از این منظر، فکر میکنم هر ایراندوستی باید از آن استقبال کند.
10- و بالاخره اینکه در صورت افزایش نقشآفرینی چین در حوزه خلیج فارس، لایههای تندروتر در ایران (به خصوص در میان نیروهای جهادی یا نهضتی)، باید تجدید نظر کلی کنند.
طی سه دهه اخیر، دکترین این طیف، «توازن رعب» بود که در سطح کلان سیاستگذاری، به رویکرد «امنیت در برابر اقتصاد» ترجمه میشد. اما دکترین کلان چین، «به صفر رساندن تنش» است که راه را بر هرگونه اقدام ضدامنیتی یا حتی ارعاب میبندد.
به نظرم الآن یکی از سئوالات اساسی ما در داخل باید همین نکته باشد.
11- در انتها باید عرض کنم که توافقنامه اخیر، سنگ محک اساسی برای نگرشی است که پایه دیپلماسی خود را بر «موازنه راهبردی مثبت میان ابرقدرتها» قرار میداد. {باید در فرصت دیگری به تفاصیل آن پرداخت.}
طبعا در صورت نتیجهبخشی این توافق، کشورهایی که در این مسیر حرکت کردهاند، از مواهب به مراتب بیشتری برخوردار خواهند بود. و کشوری که - به هر علتی - نتواند در این مسیر حرکت کند، تضعیف خواهد شد.
@ME_Magnifier
دیباجهای برای درک بهتر توافق سهجانبه ایران، عربستان سعودی و چین
این توافقنامه را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؟
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1634502332854550530
@ME_Magnifier
🔺زبان حال ملت عراق در برابر طبقه فاسد سیاسیون
گروهی از مردم علیه فساد تظاهرات میکنند؛ اما شاهد دعوای سیاسیونی هستند که در میان آنان رخنه کرده و میخواهند اعتراضات را در جهت منافع خودشان کانالیزه کنند.
نهایتا مردم با شعار «شرافت کجاست؟ ملت کجاست؟» راه خود را از سیاسیون جدا کرده و علیه کلیت طبقه سیاسی شعار میدهند.
❇️مهمترین مسأله سیاست در عراق، «سرخوردگی شدید تودههای جامعه از طبقه سیاسیون» است.
⬅️توصیه میشود یادداشت ضمیمه را بخوانید.
@ME_Magnifier
با توجه به سرعت تحولات، مقاله «سناریوهای موجود» را با کمی تأخیر و احتمالا طی همین هفته منتشر خواهم کرد.
اما دو خبر مهم را حتما در تحلیلها مورد توجه قرار دهید:
1️⃣ مقتدی صدر به سفر حج خواهد رفت و خاک عراق را ترک میکند.
قطعا او تا پیش از بازگشت به عراق، از تصمیم فعلی خود برنمیگردد.
بعد از موسم حج نیز احتمالا به کشورهای دیگر میرود و - به چند علت - موقتا از اقامت در عراق اجتناب میکند.
2️⃣ آمارهای اولیه منتشره در مورد نمایندگان جدید (جایگزین نمایندگان مستعفی وابسته به جریان صدر) صحیح نیست! لیست کامل را در اینجا میتوانید مشاهده کنید.
@ME_Magnifier
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه
*️⃣مقدمه:
بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر میدانی پایانی برای آن متصور نیست. در چنین شرایطی، این پرسش به طور جدی مطرح است که بهترین نوع واکنش از طرف ایران و مقاومت، باید چگونه باشد؟ در این زمینه، ۱۵ نکته ذیل قابل طرح است:
۱- رفتار کلی اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی ایران را میتوان ذیل ۲ استراتژی «هزار چاقو» و «قورباغه پخته» تعریف کرد.
در استراتژی «هزار چاقو»، اصلا قرار نیست ضربات نهایی را به این زودیها وارد کرد و «تعدد خسارتهای محدود» بر «یک نبرد سنگین و پرخسارت (که پایان آن نامشخص باشد)» اولویت دارد.
در «قورباغه پخته» هم به مرور حساسیت سیستم مقابل (جمهوری اسلامی) در برابر آسیبپذیری را به تدریج بالا میبرند. اگر همین سوریه را مثال بزنیم، ابتدا از زدن سولهها یا زدن باند فرودگاه بعد از تخلیه بار شروع شد؛ اما کار به جایی رسیده که قدیمیترین فرمانده ایرانی را ترور میکنند.
۲- انقطاع تاریخی وجود ندارد و اساسا رویکرد تنشآفرین تل آویو علیه تهران ارتباطی با انتخاب ما ندارد.
به عبارت دقیقتر، الآن در سال ۲۰۰۳ (بعد از اشغال عراق)، ۲۰۱۱ (آغاز بحران سوریه)، ۲۰۱۷ (آزادسازی البوکمال و اتصال زمینی عراق و سوریه)، ۲۰۱۸ (ورود نیروهای مقاومت به جنوب سوریه و نقض توافق سهجانبه آمریکا، روسیه و اردن) و... نیستیم. تلآویو نیز در سه سطح «گفتمان جمهوری اسلامی»، «رویکردهای منطقهای» و «حضور در سوریه» علاوه بر لبنان و فلسطین، جمهوری اسلامی ایران را «تهدید وجودی» میداند و صرف نظر از «اقدامات اخیر ایران»، رویکرد خصمانه و تهاجمی علیه تهران برگزیده است.
۳- با این حال در رفتارشناسی ۵ سال گذشته تلآویو شاهد آن هستیم که بیشترین تعدیها علیه نیروهای مقاومت، در سوریه و ایران و کمترین تعدی در لبنان حتی عراق و یمن صورت میگیرد.
این در حالیست که از منظر تهدیدانگاری، صهیونیستها از لبنان بیشتر احساس تهدید میکنند.
دقت در تفاوت اسلوب آنها در لبنان و سوریه، دلالتهای مهمی دارد.
۴- در مقایسه میان نتانیاهو و بنت میتوان مشاهده کرد که نتانیاهو در اقدامات ضد ایرانی محتاطتر است؛ اما عمیقاً به «صدور بحران» اعتقاد و نیاز دارد.
۵- اگر به بند اول بازگردیم و تحولات یک دهه اخیر و خصوصاً ۲۰۱۷ به بعد را مرور کنیم، میبینیم که تهران ابتکارات محدودی برای تغییر روند داشته است. اما از قضا در همین ابتکارات محدود، رویکرد «هجوم دفاعی» یا «دفاع فعالانه و طراحی میدان نبرد» کارآمدی و اثرگذاری خوبی داشته است.
۶- فراموش نکنیم تهران همین رویکرد را در عراق و سوریه هم تجربه کرده است...
۷- حالا بندهای دوم تا چهارم را مرور کنیم و در نظر بگیریم که «در کوتاهمدت» تهران و تل آویو قادر به حذف یا نادیده گرفتن دیگری نیستند!
در نتیجه تمام مسئله بر سر چگونگی دستیابی به یک «موازنه قدرت» به شکل نیمه پایدار است.
۸- عملیات طوفان الاقصی از مواردی بود که روند مذکور در بندهای ۱ و ۵ را علیه تلآویو به هم میزند...
۹- فرسایش ارتش و جامعه اسرائیل در عملیات غزه، آنها را به «نقطه شکست» یا «برکپوینت» نزدیک کرده است. به طوری که اگر با یک ماه قبل مقایسه کنیم، انتقادات نسبت به نتانیاهو و رویکرد جنگی دولت در داخل اسرائیل افزایش یافته است.
۱۰- همزمان با جنگ غزه، مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی و نزدیکی مرز لبنان هم وضعیت بیثبات و ناامنی دارند...
۱۱- در چنین وضعیتی اسرائیل بر دامنه تعداد و عمق حملات خود به ایران و مقاومت در سوریه افزوده است. به طوری که بی ته بودن فرودگاهها به امر عادی تبدیل شده و حملات موشکی به سوریه نیز خبر تکراری محسوب میشود!! و حالا کار به ترور هدفمند مستشاران ایرانی رسیده است.
۱۲- با توجه به نکات فوق و خصوصاً بندهای ۷ و ۱۱، بیعملی ایران باعث تجری بیشتر اسرائیل و تبعاً افزایش تلفات ایران میشود.
تداوم این روند، حتی به کاهش وزن حامیان ایران در حکومت سوریه میانجامد!
۱۳- حال این سوال مطرح میشود که آیا ما با یک دوگانه «مماشات (سکوت) / جنگ تمامعیار» مواجهیم یا میتوان در میان دو حالت فوق، حالتهای دیگری را متصور بود؟
۱۴- تجربههای متعدد از حزب الله لبنان تا همین مواجهه با اسرائیل در جولان در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد «مواجهه قاطع اما محدود» باعث بازدارندگی میشود.
۱۵- با توجه به بندهای ۹ و ۱۴ از یک طرف و بندهای ۱۱ و ۱۲ از طرف دیگر، بنده اعتقاد دارم برای امنیت و ثبات کشورمان، باید پاسخ قاطع اما محدود به اسرائیل بدهیم.
این پاسخ هم باید به شکل مستقیم انجام شود و از نوع اقدامات مقاومت از ۷ اکتوبر تا به حال نباشد.
@ME_Magnifier
#️⃣توییت روز:
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1740829720231751757
@ME_Magnifier
اولین رشتو بعد از بازگشت به توییتر
🔷وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1740828217211285630
@ME_Magnifier
متن کامل
👇
🔺 پوشش لحظه به لحظه «انتخابات ترکیه»
🔻 در کانال تلگرامی «اندیشکده جریان»
@JaraianCenter
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل
#⃣قسمت اول
طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه شده دچار آفت «بخشینگری» شوند. در اینجا یک چارچوب کلی برای درک این سفر ارائه میشود.
لازم به ذکر است با توجه به اینکه جزئیات سفر - مانند مذاکرات احتمالی صورت گرفته - در دسترس نیست، به سختی میتوان تحلیل جامعی از این سفر ارائه داد! آنچه در این یادداشت ارائه میشود صرفا ارائه «چارچوبی برای درک رابطه متقابل اپوزیسیون و اسرائیل» است.
1️⃣جدیترین طرح اپوزیسیون؛ تهاجم نظامی خارجی
🔹 برخلاف آنچه در فضای رسانهای بیان میشود، عمده گروههای واقعی و مؤثر اپوزیسیون اتفاق نظر دارند که بدون هجوم نظامی خارجی، احتمال تغییر کلی ساختار حاکمیت در ایران نزدیک به صفر است. در واقع وجه تمایز عمده گرایشهای «رادیکال» و گروههای «برانداز تمامعیار» - که در قالب نشست جورجتاون و... متشکل شدند - با دیگر گروههای اپوزیسیون در این است که امکان «استحاله»، «اصلاح از درون» و حتی «فروپاشی از طریق اعتراضات مدنی» را نزدیک به صفر میدانند.
🔹 علت استفاده از برگ «گروههای مسلح کردی» از سوی برخی گروههای اپوزیسیون - مشخصا طرح «کریم سجادپور» - و حتی جدی بودن ایده استفاده از برگ گروههای تروریست بدنامی مثل «منافقین خلق» در طراحیهای سازمانهای امنیتی نیز همین قابلیت این گروهها برای رزم مسلحانه است.
🔹 اگر تجربه تغییر نظامهای سیاسی و حکومتها را در خاورمیانه را مرور کنیم، طی ۴ دهه اخیر هیچ حکومتی بدون خونریزی گسترده سقوط نکرده است؛ مگر اینکه واجد دو ویژگی ذیل باشد: اول اینکه ارتش ملی آن ساختاری نیمهمستقل نسبت به رأس نظام داشته، دوم اینکه رأس نظام فاقد اراده کافی برای جنگیدن باشد و با وقوع اولین اعتراضات، از قدرت استعفا دهد. در غیاب دو ویژگی فوق، تقریبا هیچ رژیمچنجی اتفاق نیفتاده است! این نکته زمانی جدیتر میشود که در نظر بگیریم جمهوری اسلامی دارای یک بدنه مردمی وفادار، حامی و ایدئولوژیک است که جمعیت آن در کمترین برآوردها نیز از مرز ۱۰میلیون فراتر میرود.
🔹 البته در این میان، میتوان احتمال اقدامات درونساختاری برای تغییرات بنیادین را در نظر داشت. تجربه نحوه کنار زدن «عمر البشیر» در سودان و «محمد مرسی» در مصر نشان میدهد اگر یک کشور خارجی دارای سطح بسیار بالا و گستردهای از دسترسی در نهادهای امنیتی و نظامی باشد، میتواند از این طریق تغییرات بنیادین در سطح ساختار به وجود بیاورد و به این ترتیب کار به «تهاجم نظامی خارجی» نکشد!
2️⃣«اسرائیل»؛ تنها گزینه قابل اتکای اپوزیسیون رادیکال برای اقدام نظامی و حتی امنیتی
🔹 حال اگر فرض بگیریم که اپوزیسیون رادیکال به این نتیجه برسد که برای سرنگونی نظام حاکم بر ایران نیازمند مداخله جدی خارجی است، باید از این مرحله در جستجوی متحدین باشد. دیدارهای چندگانه «حامد اسماعیلیون» و «علینژاد»، حضور بخشی از اپوزیسون در اجلاسهای «هالیفکس» و «مونیخ» و حتی سخنرانی «نازنین بنیادی» و «شیرین عبادی» در نشست غیررسمی شورای امنیت سازمان ملل و... همگی در همین راستا قابل تفسیر است.
🔹 اما نکته قابل توجه این است که - دست کم در حال حاضر و با توجه به مواضع دیپلماتیک تهران طی ۶ هفته اخیر - هیچ دولتی در جهان هنوز به این تصمیم نهایی نرسیده که برای سرنگونی جمهوری اسلامی وارد عمل شود!
🔹 تقریبا تنها گزینه قابل اتکا و دارای عزم جدی برای اقدام نظامی و امنیتی علیه تهران، «اسرائیل» است.
🔹 ضمن اینکه اسرائیل علاوه بر تمایل شدید برای اقدام نظامی، طی سالهای اخیر نشان داده دارای شبکه امنیتی قدرتمندی در ایران بوده و میتواند در مواقع لزوم دست به اقدامات اثرگذار بزند.
🔹 برخی کارشناسان زبردست در مسأله «نفوذ» اعتقاد دارند بخشی از شبکهای که پرویز ثابتی در ساواک تشکیل داده بود، بعد از انقلاب بازسازی شده و سر نخ آن در اسرائیل قرار دارد. از قضا میتوان احتمال داد که این سرشبکهها هنوز هم با حلقههای سلطنتطلب و مشروطهخواه دارای ارتباطات گستردهای باشند.
@ME_Magnifier
🔷ماجرای «اصحاب القضية» چیست؟ چرا مقتدی صدر فعالیتهای جریان صدر را متوقف کرد؟
#⃣ قسمت چهارم
4⃣تحولات میدانی بعدی چه خواهد بود؟
🔹گفته میشود مقتدی صدر بعد از دستور تعلیق جریان صدر، خانه و دفترش در حنانه را ترک کرده است.
🔹طبیعی است در چنین بستری، کلیه شرایط و امکانات برای برخورد امنیتی و قضائی با «اصحاب القضیة» فراهم شود. حتی فراتر از آن، احتمال برخورد با برخی از رهبران جریان صدر را هم نباید منتفی دانست!
🔹مقتدی صدر بیش از پیش تلاش خواهد کرد تا رابطه خود را با متن اصلی و جریان غالب حوزه نجف اصلاح یا تقویت کند. اهتمام اصلی وی نه عرصه سیاست و بغداد، بلکه حوزه علمیه و شهر نجف خواهد بود.
🔹جریان صدر از بدو تکوین خود - در نیمه دوم دهه نود میلادی - با شعار «الحوزة الناطقة» به نقد و تخریب فضای کلاسیک حوزه نجف روی آورده بود؛ اما حالا با گذشت ربع قرن به یک پوستاندازی عجیب رسیده است. آنها از سویی نمیخواهند در «الحوزة الصامتة» (به تعبیر خودشان) هضم شوند؛ از سوی دیگر نه ملجأ و نه الگوی موفقتری برای عرضه دارند و حالا از عمده وجوه تمایز خود نیز چشمپوشی کردهاند...
🔹کوتاه اینکه جریان صدر در «دوره گذار» قرار دارد؛ دورهای که پوستاندازی داخلی مهمتر از موقعیت پیرامونی آن است. مقتدی از سویی دولت السودانی را به «بنی عباس» تشبیه میکند و از سوی دیگر زمینه را برای برخورد امنیتی و قضائی با تشکیلات خود فراهم کرده و حتی طی توافق نانوشته، بازی برد برد برای پالایش جریان خود راه میاندازد.
🔹به عقیده نگارنده، در شرایط فعلی همچنان پرسش اصلی این است: «رابطه مقتدی صدر با مثلث "زعامت حوزه نجف، شیخ محمد یعقوبی و گروههای مقاومت" چگونه تعریف خواهد شد؟» بیشک این معادله را مقتدی صدر به تنهایی نمیتواند تنظیم کند...
@ME_Magnifier
🔷ماجرای «اصحاب القضية» چیست؟ چرا مقتدی صدر فعالیتهای جریان صدر را متوقف کرد؟
#⃣ قسمت دوم
2⃣«اصحاب القضية» چه کسانی هستند؟
🔹اصحاب القضية کسانی هستند که مقتدی صدر را همان «مهدی موعود» و «منجی عالم بشریت» میخوانند!! در سطحی پایینتر عدهای نیز او را «باب امام زمان» میدانند!
🔹مقتدی صدر از دومین خطبه نماز جمعه خود - بعد از سقوط صدام - تا همین یک سال قبل، چندین بار مخالفت صریح و قاطع خود را با این افکار و نحلهها اعلام کرده است؛ اما - علیرغم جایگاه کاریزماتیک در رأس جریان صدر - هیچگاه نتوانست آنها را به طور کامل منزوی کند.
🔹حتی در مواردی، عدهای صریحا از مقتدی هم عبور کردند که نمونه بارز آن گروه «جند السماء» به زعامت «ضیاء زهره الکرعاوی» بود.
🔹واقعیت این است که نهتنها مقتدی، بلکه پدرش هم با این مشکل مواجه بود! «صرخی» ، «یمانی» و... همگی در زمره شاگردان مرحوم سید محمد صدر محسوب میشوند. گرچه اینها بعد از فوت پدر خروج کردند؛ اما ظرفیت شیوع «متمهدیهای کذاب» را در مکتب صدر ثانی نشان میدهند.
🔸در فیلم ارسالی، نمونهای از اصحاب القضیه را میبینید که مقتدی را همان حضرت بقیة الله معرفی میکند!
@ME_Magnifier
🔷ماجرای «اصحاب القضية» چیست؟
🔷چرا مقتدی صدر فعالیتهای جریان صدر را متوقف کرد؟
دستور مقتدی صدر برای تعلیق کلیه فعالیتهای جریان تحت زعامت وی، باعث شگفتی بسیاری از ناظران شده است. ما طی چهار بند، این دستور را تحلیل و پیامدهای آن را بررسی کردهایم.
این چهار بند عبارتند از:
1⃣پیام جنجالی مقتدی؛ تعلیق کلیه فعالیتهای جریان صدر
2⃣«اصحاب القضية» چه کسانی هستند؟
3⃣ رفتار مقتدی را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؟
4⃣ تحولات میدانی بعدی چه خواهد بود؟
برای تشریح هر کدام از بندهای فوق، مطالب بعدی را ملاحظه بفرمایید.
@ME_Magnifier
✅ پینوشت:
این نکات تا زمانی معتبر است که هنوز جبهه نبرد شمال میان اسرائیل و لبنان فعال نشده باشد.
به زعم صاحب این قلم، مهمترین فاکتور در این زمینه «تداوم پرتاب راکت - توسط حماس - از خاک لبنان به سمت سرزمینهای اشغالی» است. و این اراده حماس نیز وابسته به سطح عملیات اسرائیل در غزه خواهد بود.
تا زمانی که جبهه شمال تقریبا منجمد بماند، نکات نهگانه فوق به قوت خود باقی میمانند.
@ME_Magnifier
🔷 9 نکته در تحلیل راهبردی بحران اخیر
با گذشت نزدیک به 72 ساعت از شروع بحران، شب گذشته دست به قلم بردم و 9 نکته تحلیلی را برای درک بهتر بحران اخیر به رشته تحریر آوردم.
با توجه به اهمیت موضوع، این رشتو را همراه با یک نکته تکمیلی در کانال ذرهبین بازنشر میکنم.
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1644378492639772691
@ME_Magnifier
دل چو غنچه من نشکفد به بوی بهار
بهار من بود آن گه که یار میآید
نسیم زلف تو تا نگذرد به گلشن دل
کجا نهال امیدم به بار میآید
بدین امید شد اشکم روان ز چشمه چشم
که سرو من به لب جویبار میآید
بهار سایه تویی ای بنفشه مو باز آی
که گل به دیده من بی تو خار میآید
🌺🌺🌺🌺🌺
امسال بهار طبیعت و بهار قرآن در پی هم میآیند؛
و ما دعای «حوّل حالنا الی احسن الحال» را زمزمه میکنیم.
و یقین داریم «احسن الحال» تنها زمانی مقدر میشود که منجی بشریت ظهور کند...
آیا میشود در بهار طبیعت و بهار قرآن، بهار رستاخیز جهان یعنی قیام مهدی موعود را شاهد باشیم؟
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌺🌺🌺🌺🌺
فرا رسیدن «عید نوروز» و طمطراق بهار شوقانگیز و آغاز سال 1402 را بر قامت سبز وجود حضرتعالی و خانواده محترمتان تبریک و تهنیت عرض نموده و در پرتو الطاف بیکران خداوندی، سلامتی، بهروزی و شادکامی را برایتان آرزو میکنم.
🍃 *دلتان پاینده و نوروزتان فرخنده باد*🍃
ارادتمند
علیرضا مجیدی
دیباجهای برای درک بهتر توافق سهجانبه ایران، عربستان سعودی و چین
این توافقنامه را باید در چه چارچوبی تحلیل کرد؟
(قسمت اول)
برای درک بهتر بیانیه مشترک و از سر گیری روابط رسمی میان تهران و ریاض، باید این نکات را مورد توجه قرار داد:
1- در درجه اول، برنده و پیروز اصلی این ماجرا، نه تهران و ریاض، بلکه «چین» است.
برای اولین بار، چین نشان داد که میتواند از منظر «ایجابی»، گام بلندی در تأمین امنیت خلیج فارس بردارد.
2- به همین نسبت، بازنده اصلی نیز «آمریکا» است که از ابتدای دهه 90، نقش ژاندارم منطقه را ایفا میکرد و اصلیترین بازوی محلیاش در شکلگیری رژیم امنیتی خلیج فارس، همین عربستان بود. اما حالا عربستان به راحتی در پازل رقیب اصلی آمریکا یعنی چین بازی میکند و معادلات منطقهای را تغییر میدهد.
3- واقعیت این است که تضادهای میان «عربستان» و «ایران» ریشهدارتر از این حرفهاست که به راحتی حل شود!
شما ببینید در سالهای 2007 و 2008 - یعنی قبل از سیطره انصار الله بر صنعا، رخدادهای می 2008 لبنان، بهار عربی و... - ملک عبدالله خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران شده بود. او حتی یک بار رابرت گیتس (وزیر دفاع وقت آمریکا) را تهدید کرد: «در صورتی که آمریکا به ایران حمله نکند ریاض اقدامات لازم را مستقل از دولت واشنگتن برای حفاظت از منافع خود در پیش خواهد گرفت.»
الآن آنچه روی زمین رخ داده، صرفا باز کردن معابر دیپلماتیک پیشین مانند «سفارت» و «سفر حج و عمره» است و هنوز نشانه پررنگی برای حل و فصل پروندههای موجود - حتی به صورت موقت - مشاهده نمیشود!
لذا با کمی تقریب میتوان گفت به 2011 برگشتیم و روابط تهران و ریاض، دوستانه نخواهد بود.
4- البته این قابل پیشبینی بود که ریاض و تهران خواستار مهار سطح تنش فیمابین باشند. ولی با توجه به عدم استقرار و ثبات کافی منطقه و شدت تزاحم و بلکه تضادها میان تهران و ریاض، بعید است روابط دو کشور به دوره 1997 تا 2003 بازگردد... {البته ایدهآل شخص خودم این هست که واقعا به دوره طلایی مذکور برگردیم.}
5- الآن هم به نظرم بهجای تمرکز بر پروندههای فیمابین ریاض و تهران، باید مسأله را از منظر «رقابت چین و آمریکا در حوزه خلیج فارس» تحلیل کرد.
تأمین امنیت خلیج فارس، الآن نیاز فوری و جدی چین است؛ اما - از قضا - برای آمریکا از اولویت کمتری برخوردار است و حتی واشنگتن از سطحی از تنش در این حوزه استقبال میکند. به همین جهت، حتی میتوان احتمال داد که انگیزه واشنگتن برای اقدامات ایذایی و تنشزا افزایش پیدا کند!
6- در سطح مناسبات منطقهای هم مهمترین مسألهای که میتواند روندهای موجود را تحت تأثیر قرار دهد و باید مورد توجه قرار گیرد، مسأله تطبیع میان ریاض و تلآویو است.
ریاض در این زمینه، امتیازات بزرگی را هم از تلآویو و هم از واشنگتن طلب میکرد که هیچ کدام حاضر به اعطای آن نبودند. احتمالا الآن محاسبات ریاض بر این است که واشنگتن حاضر به اعطای این امتیازات خواهد شد؛ اما تلآویو چهطور؟ باید دید در دل بحران سیاسی سنگین داخلی اسرائیل، آیا نتانیاهو حاضر است به کاری دست بزند که عصبانیت شدید بنگویر را رقم میزند؟ {در بحث کاهش اختیارات دستگاه قضاء، نتانیاهو به صورت جدی به حفظ ائتلاف با بنگویر و اصموطریچ نیاز دارد.}
7- در پرونده لبنان، امکان گشایش محدودی وجود دارد. ولی ریاض مدتهاست روابطش با سعد الحریری به هم خورده و حتی در انتخابات اخیر، جامعه اهل سنت را تا حدی به حال خود رها کرد!! لذا گشایش در لبنان، در مقطع کنونی هم منوط به معادلات داخلی این کشور و خصوصا مناسبات میان مسیحیان است و رقابت تهران و ریاض در رتبه بعدی قرار میگیرد.
در پرونده یمن هم مدتهاست مذاکرات در مسقط با قوت خوبی پیش میرود و ریاض، مستقل از تهران تا حد زیادی کار را پیش برده است. در نتیجه توافق با تهران، نه در حکم نقطه عطف جنگ یمن، بلکه صرفا در جهت بالا بردن ضریب اطمینان روند جاری در این پرونده است.
8- اما از منظر رقابت چین و آمریکا، ورود چین به معادله یمن اهمیت به سزایی دارد. با توجه به رویکردهای پکن، میتوان بحث «حفظ تمامیت ارضی یمن» را با جدیت بیشتری دنبال کرد. شاید این موضوع (حفظ تمامیت ارضی) بتواند سقف ایدهآل تهران در پرونده یمن باشد!!!
@ME_Magnifier
1️⃣
نگارنده هرگز ادعا نمیکند همه سیاستمداران عراقی فاسد هستند. این ادعا - به احتمال قریب به یقین - باطل بوده و هر انسان محتاط و منصفی از بیان آن خودداری میکند.
اما مسأله اینجاست که در باور ملت عراق، چنین انگارهای شکل گرفته و کلیدواژه «طبقه فاسد سیاسیون» سالهاست در ادبیات روزمره و ادراک مردم تثبیت شده است.
2️⃣
مهمترین دغدغه مقتدی صدر این است که ادراک مردم را تغییر دهد:
«جریان صدر جزئی از طبقه سیاسی فاسد نیست.»
او میخواهد این باور را شکل بدهد که صدریها هیچیک از 4 فرد نشان داده شده در فیلم بالا نیستند!!
3️⃣
اما از طرف دیگر، او برای سیاستورزی نیارمند داشتن «متحد» و «مؤتلف» در حوزه سیاست است؛ افرادی که به صورت جدی جزئی از همین طبقه به شمار میروند.
این در حالی است که همزمان نمیتواند سیاستورزی را کنار بگذارد که اقتضاء آن تعامل با بقیه سیاسیون است.
4️⃣
در مثل میگویند:
«نمیتوان به دریا رفت، اما خیس نشد.»
یکی از پایههای مبنایی شکلگیری جریان صدر، مداخلههای اجتماعی (و بل سیاسی) رهبری است که نمیتواند نسبت به حوزه قدرت بیتفاوت باشد.
5️⃣
همین دوگانگیهای سخت، باعث پیچیدگی رفتار مقتدی صدر شده است.
رفتار متقابل برای مدیریت/مهار/تعامل با این جریان نیز باید معطوف به همین دوگانگیها باشد؛ و الا هیچ نتیجه ماندگاری (حتی در کوتاهمدت!) نخواهد داد!
@ME_Magnifier
🔺نگاهی به چند آمار در روابط میان امارات و چین
معمولا در فضای فکری و رسانهای ایران چنین بازنمایی میشود که امارات یک کشور تا مغز استخوان وابسته به آمریکاست. اما واقعیت این است که ابوظبی - بر پایه رهیافتهای امثال «جمال سند السویدی» - سالهاست به این سمت رفته که نوعی موازنه مثبت راهبردی یا شراکت راهبردی همزمان با قدرتهای درجه اول و درجه دوم برقرار کند و در این راستا نیز به طور مشخص به موازنه میان پکن و واشنگتن اهتمام ویژهای دارد.
امروز، ذیل بحثی در توییتر، چند آمار را در این زمینه ارائه دادم:
❇️اولینها:
1- اولین بانک خاورمیانهای در پایتخت چین: بانک الامارات دبی الوطنی (Emirates NBD)؛ سال 2012
2- اولین بانک خاورمیانه که مجوز فعالیت با واحد پول ملی چین (یوان) را دارد: بانک الامارات دبی الوطنی (Emirates NBD)
3- افتتاح اولین مرکز آموزش زبان چینی در حوزه خلیج فارس: انستیتو «کونفوشیوس»؛ سال 2011
4- امارات؛ اولین کشور خاورمیانهای که شهروندانش از دریافت ویزای چین معاف شدند. سال 2018
❇️بزرگترینها:
5- بزرگترین بازار اختصاصی چین در خارج از کشور: بازار «التنین» (دراگون مارت 1 و2) در دبی
6- بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان: پروژه چینی در ابوظبی
7- بزرگترین شهرک اختصاصی چینیها در خاورمیانه: پروژه در حال ساخت در خور دبی
8- امارات؛ بالاترین مقصد توریستی چینیها در خاورمیانه
✅بسیار مهم:
اینها فقط بخش کوچکی از کار است.
در معادلات راهبردی منطقه، بندر «جبل علی» قرار است بارانداز لجستیک صادراتی چین به آفریقا و غرب باشد.
در همین راستا، دبی در اهداف راهبردی خود میخواهد تا 80 درصد صادرات چین را بارگذاری کند! هدفی بسیار بزرگ و - علی الظاهر - دور از دسترس؛ اما نفس همین هدفگذاری در کنار سطح تعامل میان امارات و چین نشان میدهد نمیتوان آن را غیرممکن خواند.
🖇پینوشت:
ماجرا از اینجا آغاز شد که ظاهرا یکی از تریبونداران پیشنهاد داده بود «ایران باید "پاسبان چین" شود.»
به همین مناسبت، طی چند روز اخیر بحث نوع رابطه ایران با شرق و غرب داغ شده است. بحث فوق نیز از توییتهای ذیل آغاز گردید:
⬅️دکتر حسین درودیان:
صرفنظر از نتیجه مذاکره با غرب، نیازمند یک معامله مستقل با چینیها هستیم. البته نه از جنس سند همکاری 25ساله با عبارات کلی و بعضاً نشدنی؛ بلکه دریافت تسهیلهایی برای تأمین یا تسویه مالی کالای اساسی، در ازای امتیازهایی در حوزۀ انرژی و بازیکردن در زمین BRI
⬅️دکتر صادق الحسینی:
درسته! حتی فراتر: هموار شدن مسیر تعامل و گرفتن امتیاز از آمریکا از ارتباط بهتر با شرق میگذرد. به شرط آنکه پاسبان منافع کسی نباشید جز منافع ملی ایران!
دریوزگی و پاسبانی هیچکس به لحاظ ژئوپلیتیک برای ایران نه کارساز است و نه حتی ممکن!
@ME_Magnifier
🔺دو نکته بسیار مهم در مورد استعفای نمایندگان جریان صدر
1️⃣ با خروج نمایندگان وابسته به جریان صدر، تقریبا تمام نمایندگان جایگزین به چارچوب هماهنگی شیعیان یا «الاطار التنسیقی» تعلق دارند.
اطار الآن میتواند بزرگترین فراکسیون پارلمان فعلی را تشکیل دهد و حق انتخاب نخستوزیر را در اختیار بگیرد.
برآوردهای اولیه نشان میدهد حدود 56 کرسی از 73 کرسی خالی شده به نمایندگان اطار میرسد. (فتح، دولة القانون، قوی الدولة، عقد الوطنی و حقوق به ترتیب 27، 8، 11، 5 و 5 کرسی جدید کسب میکنند.)
مقتدی صدر تعمدا توپ را به زمین اطار انداخت تا ابتکار عمل پارلمان را در دست داشته باشند!
2️⃣ در هر تحلیلی از فضای سیاسی عراق و سناریوهای پیش رو، باید به این موارد توجه شود:
1- تصویب قانون «امن الغذائی» با پیگیری و سماجت شخص مقتدی صدر (در فاصله چند روز قبل از استعفا)
2- اعلام کنارهگیری «جعفر صدر» از نامزدی نخستوزیری
3- سرخوردگی شدید توده مردم از طبقه سیاسی
نکته دوم به مراتب مهمتر از نکته اول است.
اساسا بدون توجه به این موارد، تحلیلها فاقد جامعیت بوده و نمیتواند یک تصویر جامع از فضای سیاسی عراق ارائه دهد.
🖇پینوشت:
مدتها بود که دنبال بهانهای بودم تا کانال تلگرامی ذرهبین را بازگشایی کنم. چند ماهی است که اکانت توییتر به صورت تقریبا منظم فعال بوده و امیدوارم ذرهبین نیز به صورت منظم به کار خود ادامه دهد.
مهمترین سناریوهای پیش روی عراق بعد از استعفای نمایندگان صدر را امروز مینویسم.
@ME_Magnifier