50130
مدیر کانال👇استادبكتاش @trueenglish لاولي ❤️انگليش شعبه اي ندارد. . چت👇 https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ اينستاگرام👇 https://instagram.com/_u/lovely.english لينك كانال👇 https://telegram.me/joinchat/Bm3qyz4nqMq4CpPu4e4DcA
این هم همان مکالمه خیاطی با معنی فارسی زیر هر جمله:
Customer : مشتری
Tailor :خیاط
👗 English Conversation at a Tailor Shop (با ترجمه)
Customer:
Hello. I’d like to have a dress made.
سلام. میخواهم یک لباس بدوزم.
Tailor:
Hello! Sure. What kind of dress would you like?
سلام! حتماً. چه نوع لباسی میخواهید؟
Customer:
I want a long dress for a party.
یک لباس بلند برای مهمانی میخواهم.
Tailor:
That sounds nice. Do you have a design or a picture?
عالیه. طرح یا عکسی دارید؟
Customer:
Yes, I have a picture on my phone.
بله، یک عکس در گوشیام دارم.
Tailor:
Great. What size do you wear?
عالی. چه سایزی میپوشید؟
Customer:
Medium, but I’d like it a bit loose.
مدیوم، اما کمی گشادتر میخواهم.
Tailor:
No problem. What color do you prefer?
مشکلی نیست. چه رنگی را ترجیح میدهید؟
Customer:
Dark blue, please.
آبی تیره لطفاً.
Tailor:
Alright. When do you need it?
خیلی خوب. چه زمانی آن را لازم دارید؟
Customer:
Next Friday, if possible.
جمعهی آینده، اگر ممکن است.
Tailor:
That’s fine. The price will be 80 dollars.
خوبه. قیمت آن ۸۰ دلار میشود.
Customer:
Okay, thank you.
باشه، ممنون.
Tailor:
You’re welcome. Please come for fitting on Wednesday.
خواهش میکنم. لطفاً برای پرو، چهارشنبه بیایید.
@lovely_english
این هم ۱۰ اصطلاح انگلیسی دیگه با معنی فارسی:
📍Call it a day
یعنی کار رو برای امروز تموم کردن.
📍Back to square one
یعنی برگشتن به نقطهی شروع.
📍In hot water
یعنی به دردسر افتادن.
📍Bite the bullet
یعنی با شجاعت سختی رو قبول کردن.
📍The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری بکنی.
📍Pull someone’s leg
یعنی کسی رو سر کار گذاشتن / شوخی کردن.
📍Go the extra mile
یعنی بیشتر از حد انتظار تلاش کردن.
📍On thin ice
یعنی در موقعیت خطرناک یا حساس بودن.
📍Cut corners
یعنی کار رو سرسری انجام دادن برای صرفهجویی در وقت یا پول.
📍Keep an eye on
یعنی حواست به چیزی یا کسی باشه.
@lovely_english
اصطلاحات امن برای آیلتس (Speaking)
⚡️On the same page
همنظر بودن
⚡️A win-win situation
موقعیت برد-برد
⚡️From my perspective
از دیدگاه من
⚡️Play a key role
نقش مهمی داشتن
⚡️Take it into account
در نظر گرفتن
@lovely_english
اینجا اصطلاحات کاربردی مربوط به آرایشگاه همراه با جمله + معنی فارسی آوردم:
1️⃣ Haircut
🔹 I’d like a haircut, please.
👉 لطفاً میخوام موهامو کوتاه کنم.
2️⃣ Trim
(کوتاه کردن جزئی نوک مو)
🔹 Just a trim, not too short.
👉 فقط نوکگیری، خیلی کوتاه نشه.
3️⃣ Hair dye / Hair color
رنگ مو
🔹 I want to change my hair color.
👉 میخوام رنگ موهامو عوض کنم.
4️⃣ Blow-dry
سشوار کشیدن
🔹 Can you blow-dry my hair?
👉 میتونی موهامو سشوار بکشی؟
5️⃣ Highlights
هایلایت مو
🔹 I’m thinking about getting highlights.
👉 دارم به هایلایت کردن موهام فکر میکنم.
@basicenglishlearner
اینجا جملات شرطی (Conditional Sentences) رو مختصر، مفید و کاربردی میگم:
🔹 صفر شرطی (Zero Conditional)
برای حقایق همیشگی و علمی
ساختار:
If / When + present simple , present simple
مثال:
If you heat ice, it melts.
(اگر یخ را گرم کنی، ذوب میشود)
🔹 شرطی نوع اول (First Conditional)
برای احتمال واقعی در آینده
ساختار:
If + present simple , will + base verb
مثال:
If it rains, I will stay home.
(اگر باران ببارد، خانه میمانم)
🔹 شرطی نوع دوم (Second Conditional)
برای موقعیت غیرواقعی یا خیالی در حال یا آینده
ساختار:
If + past simple , would + base verb
مثال:
If I were rich, I would travel the world.
(اگر پولدار بودم، دور دنیا سفر میکردم)
📌 نکته: با I / he / she / it معمولاً از were استفاده میکنیم.
🔹 شرطی نوع سوم (Third Conditional)
برای حسرت یا اتفاقی که در گذشته رخ نداده
ساختار:
If + past perfect , would have + past participle
مثال:
If I had studied harder, I would have passed the exam.
(اگر بیشتر درس خوانده بودم، امتحان را قبول میشدم)
✨ خلاصه خیلی سریع:
Zero: حقیقت همیشگی
First: احتمال واقعی آینده
Second: خیال و غیرواقعی
Third: حسرت گذشته
@lovely_english
Daily English Conversation | Intermediate
Situation: Talking about your day
A: Hey, how was your day?
👈 سلام، روزت چطور بود؟
B: It was pretty busy, to be honest. How about yours?
👈 راستش رو بخوای، نسبتاً شلوغ بود. تو چطور؟
A: Same here. I had a lot to do, but I finally got everything done.
👈 منم همینطور. کارهای زیادی داشتم، ولی آخرش همهشون رو انجام دادم.
B: That’s good to hear. Are you free this evening?
👈 خوشحالکنندهست. امشب وقت داری؟
A: Yeah, I think so. Do you want to grab a coffee?
👈 آره فکر کنم. دوست داری بریم یه قهوه بخوریم؟
B: Sure, that sounds nice.
👈 حتماً، ایده خوبیه.
📌 اصطلاحات مهم:
Pretty busy → نسبتاً شلوغ / سرم شلوغ بود
To be honest → راستش رو بخوای
Same here → منم همینطور
Get something done → کاری رو به سرانجام رسوندن
Grab a coffee → بریم یه قهوه بخوریم (محاورهای)
@lovely_english
همراهان عزیزم، در صورتیکه دسترسی به تلگرام داشته باشم ، کمکم شروع به فعالیت خواهیم کرد.
Читать полностью…
✈️ Airplane Conversation |
مکالمه در هواپیما
Flight Attendant:
Good afternoon. May I see your boarding pass, please?
مهماندار:
عصر بخیر، کارت پروازتون رو میبینم لطفاً؟
Passenger:
Sure. Here you are.
مسافر:
بله، بفرمایید.
Flight Attendant:
Your seat is 18A, by the window.
مهماندار:
صندلی شما ۱۸A کنار پنجره است.
Passenger:
Thank you. Could I have a blanket, please?
مسافر:
ممنون، ممکنه یک پتو لطفاً؟
Flight Attendant:
Of course. Would you like anything to drink?
مهماندار:
حتماً. نوشیدنی میل دارید؟
Passenger:
Yes, I’ll have some water, please.
مسافر:
بله، لطفاً کمی آب.
Flight Attendant:
Here you go. Enjoy your flight.
مهماندار:
بفرمایید. پرواز خوبی داشته باشید.
🔑 نکات کاربردی:
May I…? / Could I…? =
درخواست مودبانه
Here you are = بفرمایید
Enjoy your flight = سفر خوبی داشته باشید
@lovely_english
این یکی هم آموزشی + کاربردیه و برای پست خیلی خوب میشینه:
🇬🇧 فرق Look / See / Watch
(خیلی ساده)
👀 Look (at)
👉 نگاه کردن با قصد
Look at the sky!
👁 See
👉 دیدن بدون قصد
I saw her yesterday.
📺 Watch
👉 تماشا کردن (چیزی که حرکت داره)
I’m watching a movie.
📌 خلاصهی طلایی:
Look = با توجه
See = اتفاقی
Watch = با تمرکز و حرکت
@lovely_english
🙂
اینجا ۱۰ جفت لغت متضاد انگلیسی در سطح متوسط با معنی فارسی:
Increase / Decrease
افزایش / کاهش
Accept / Reject
پذیرفتن / رد کردن
Expand / Contract
گسترش دادن / محدود یا فشرده کردن
Visible / Invisible
قابل دیدن / نامرئی
Temporary / Permanent
موقتی / دائمی
Generous / Stingy
بخشنده / خسیس
Polite / Rude
مؤدب / بیادب
Support / Oppose
حمایت کردن / مخالفت کردن
Ordinary / Extraordinary
معمولی / خارقالعاده
Logical / Illogical
منطقی / غیرمنطقی
@lovely_english
🏦 Opening a Bank Account | مکالمه در بانک
Bank Clerk:
Good morning. How can I help you?
صبح بخیر، چطور میتونم کمکتون کنم؟
Customer:
Hi, I’d like to open a bank account.
سلام، میخوام حساب بانکی باز کنم.
Bank Clerk:
Sure. What type of account would you like?
حتماً. چه نوع حسابی مدنظرتونه؟
Customer:
A savings account, please.
حساب پسانداز لطفاً.
Bank Clerk:
May I see your ID, please?
ممکنه کارت شناساییتون رو ببینم؟
Customer:
Here you are.
بفرمایید.
Bank Clerk:
Please fill out this form.
لطفاً این فرم رو پر کنید.
Customer:
How long does it take?
چقدر زمان میبره؟
Bank Clerk:
About 15 minutes.
حدود ۱۵ دقیقه.
---
✨ لغات مهم:
open an account = افتتاح حساب
savings account = حساب پسانداز
ID = کارت شناسایی
fill out a form = پر کردن فرم
@lovely_english
🔹 ۱۰ لغت هممعنی (Synonyms) – لیست سوم
📍mprove
Enhance
بهبود دادن / ارتقا دادن
📍Reduce
Decrease
کاهش دادن
📍Explain
Clarify
توضیح دادن / روشن کردن
📍Observe
Notice
مشاهده کردن / متوجه شدن
📍Choose
Select
انتخاب کردن
📍Allow
Permit
اجازه دادن
📍Agree
Consent
موافقت کردن / رضایت دادن
📍Refuse
Decline
رد کردن / نپذیرفتن
📍Create
Generate
ایجاد کردن / تولید کردن
📍Support
Assist
حمایت کردن / کمک کردن
@basicenglishlearner
🗣️ Intermediate Conversation – Booking a Hotel Room
مکالمه سطح متوسط – رزرو هتل
A: Good afternoon! How can I help you today?
عصر بخیر! امروز چطور میتونم کمکتون کنم؟
B: Hi! I’d like to book a room for two nights, please.
سلام! میخوام یک اتاق برای دو شب رزرو کنم، لطفاً.
A: Sure. What dates are you looking for?
حتماً. برای چه تاریخهایی میخواین؟
B: From the 12th to the 14th of March.
از دوازدهم تا چهاردهم مارس.
A: Let me check… Yes, we have a double room available.
اجازه بدین چک کنم… بله، یک اتاق دو نفره موجود داریم.
B: Great! How much does it cost per night?
عالیه! هزینهاش شبی چقدره؟
A: It’s 85 euros, including breakfast.
شبی ۸۵ یورو میشه، همراه با صبحانه.
B: Perfect. Is late check-out possible?
عالیه. امکان تحویل دیرتر اتاق هست؟
A: Yes, until 1 p.m., but there’s an extra fee of 10 euros.
بله، تا ساعت ۱ ظهر ممکنه، اما ۱۰ یورو هزینه اضافه داره.
B: That’s fine. I’ll take it.
باشه، مشکلی نیست. همینو میگیرم.
A: Wonderful! May I have your name and ID, please?
عالیه! میتونم اسمتون و کارت شناساییتون رو داشته باشم، لطفاً؟
B: Sure, here you are.
حتماً، بفرمایید.
A: Thank you! Your room is booked.
ممنون! اتاقتون رزرو شد.
@lovely_english
! این یک مکالمه سطح بالاتر، طبیعی و روزمرهست—هم کمی پیچیدهتره، هم اصطلاحات واقعی محاورهای داخلش هست.
ترجمه هم زیر هر جمله هست:
---
A: Hey, long time no see! You’ve been pretty busy lately, right?
هی، خیلی وقت بود ندیده بودمت! این مدت خیلی درگیر بودی، درسته؟
B: Yeah, tell me about it. Work has been insane these days.
آره، نگو… کار این روزا خیلی سنگین بوده.
(اصطلاح "tell me about it" یعنی: کاملاً درکت میکنم/ خودم میدونم.)
A: I get that. I’ve been juggling a bunch of stuff too.
میفهمم. منم باید چندتا کار رو همزمان هندل کنم.
B: Honestly, I could really use a break. Maybe a short trip or something.
راستش به یه استراحت حسابی نیاز دارم. شاید یه سفر کوتاه یا چیزی شبیه این.
A: Same here. Even a weekend getaway would be perfect.
منم همینطور. حتی یه سفر آخر هفته هم عالی میشه.
B: If you’re down, we can plan something together.
اگه پایهای، میتونیم با هم یه برنامه بریزیم.
A: Sounds good to me. Let’s talk about it later this week.
برای من که خوبه. آخر هفته راجع بهش حرف میزنیم.
B: Deal. Just don’t cancel on me this time!
قرار شد. فقط این بار کنسل نکن!
A: No promises… but I’ll try!
قول نمیدم… ولی سعی میکنم!
@lovely_english
✨ 5 اصطلاح روزمره که nativeها همیشه میگن
1️⃣ Hang in there
یعنی کم نیار، ادامه بده!
مثال: Hang in there, everything will be fine.
– کم نیار، همهچی درست میشه.
2️⃣ I’m on it
یعنی الان انجامش میدم.
مثال: Don’t worry about the email. I’m on it.
– نگران ایمیل نباش، انجامش میدم.
3️⃣ No big deal
یعنی چیزی نیست / مهم نیست.
مثال: Sorry for being late. — No big deal!
– ببخشید دیر کردم — مهم نیست!
4️⃣ Sounds good
یعنی اوکیه / باشه / موافقم.
مثال: Let’s meet at 6. — Sounds good!
– ساعت ۶ ببینمت؟ باشه!
5️⃣ I’m not sure about that
یک روش مودبانه برای مطمئن نیستم / شک دارم.
مثال: I’m not sure about that. Maybe we should double-check.
– مطمئن نیستم. شاید بهتره دوباره چک کنیم
@lovely_english
اینجا ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی برای مکالمه سطح متوسط با معنی فارسی روان آوردم:
📍Actually
در واقع / راستش (برای اصلاح یا تأکید حرف)
📍Manage
از پسِ کاری برآمدن
📍Probably
احتمالاً
📍Instead
بهجاش / در عوض
📍Depends
بستگی دارد
📍Suggest
پیشنهاد دادن
📍Realize
متوجه شدن / به درک رسیدن
📍Handle
مدیریت کردن / کنار آمدن با یک موقعیت
📍Improve
بهتر شدن / بهبود دادن
📍Experience
تجربه (هم اسم، هم فعل)
@basicenglishlearner
اینم ۱۰ لغت ضروری دیگه برای مکالمه انگلیسی (سطح متوسط) با معنی و مثال:
Handle – رسیدگی کردن / از عهده برآمدن
👉 Can you handle this situation?
میتونی از عهده این موقعیت بربیای؟
Consider – در نظر گرفتن
👉 Please consider my suggestion.
لطفاً پیشنهادم رو در نظر بگیر.
Explain – توضیح دادن
👉 Can you explain it again?
میتونی دوباره توضیح بدی؟
Avoid – اجتناب کردن
👉 Try to avoid making the same mistake.
سعی کن از تکرار همون اشتباه جلوگیری کنی.
Suggest – پیشنهاد دادن
👉 I suggest taking a short break.
پیشنهاد میکنم یه استراحت کوتاه داشته باشیم.
Realize – متوجه شدن / پی بردن
👉 I realized my mistake too late.
خیلی دیر به اشتباهم پی بردم.
Allow – اجازه دادن
👉 They don’t allow smoking here.
اینجا اجازه سیگار کشیدن نمیدن.
Prepare – آماده کردن / آماده شدن
👉 I need to prepare for the meeting.
باید برای جلسه آماده بشم.
Offer – پیشنهاد / ارائه دادن
👉 He offered to help me.
پیشنهاد داد به من کمک کنه.
Accept – پذیرفتن
👉 She accepted the job offer.
پیشنهاد شغلی رو پذیرفت.
@basicenglishlearner
📌 گرامر: وجه سببی
(Causative Form)
وقتی میخوایم بگیم کاری توسط شخص دیگری برای ما انجام میشود از وجه سببی استفاده میکنیم.
✅ وجه سببی معلوم
1️⃣ have / get + object + V3
Subject + have/get + object + past participle
✔️ مثال:
👉 I had my hair cut.
(موهامو کوتاه کردم)
👉 She got her phone repaired.
(گوشیشو تعمیر کرد)
2️⃣ make + object + base verb (اجبار)
✔️ مثال:
👉 The boss made him work late.
3️⃣ let + object + base verb (اجازه)
✔️ مثال:
👉 They let us leave early.
🔁 وجه سببی مجهول (Passive Causative)
وقتی انجامدهندهٔ کار مهم نیست یا مشخص نیست و تمرکز روی خودِ عمله، از وجه سببی مجهول استفاده میکنیم.
✅ فرمول وجه سببی مجهول
have / get + object + V3
(در ظاهر شبیه معلومه، ولی معنی مجهوله)
✔️ مثالها:
👉 I had my car washed.
(ماشینم شسته شد)
👉 He got his wallet stolen.
(کیف پولش دزدیده شد)
👉 She had her house painted.
(خونش رنگ شد)
📌 در این ساختار فاعلِ واقعی جمله حذف شده چون مهم نیست چه کسی کار را انجام داده.
@lovely_english
اینجا هم اصطلاحات بانکداری + جمله + معنی فارسی جمله:
1️⃣ Open an account
حساب باز کردن
🔹 I’d like to open a bank account.
👉 من میخواهم یک حساب بانکی باز کنم.
2️⃣ Withdraw money
برداشت پول
🔹 She withdrew some cash from the ATM.
👉 او مقداری پول نقد از دستگاه خودپرداز برداشت.
3️⃣ Deposit money
واریز پول
🔹 You can deposit money at the counter.
👉 شما میتوانید پول را در باجه واریز کنید.
4️⃣ Balance
موجودیحساب
🔹 What’s your current balance?
👉 موجودی فعلی حساب شما چقدر است؟
5️⃣ Transfer money
انتقال وجه
🔹 I need to transfer money to another account.
👉 من باید پول را به یک حساب دیگر منتقل کنم.
@lovely_english
اینم ۱۰ لغت ضروری برای مکالمه انگلیسی در سطح متوسط با معنی و مثال کوتاه:
Manage – مدیریت کردن / از پسِ چیزی برآمدن
👉 I can manage the project on my own.
من میتونم پروژه رو خودم مدیریت کنم.
Expect – انتظار داشتن
👉 What do you expect from this job?
از این شغل چه انتظاری داری؟
Improve – بهتر شدن / بهبود دادن
👉 I’m trying to improve my English speaking.
دارم سعی میکنم مکالمه انگلیسیم رو بهتر کنم.
Decide – تصمیم گرفتن
👉 She decided to move to another city.
تصمیم گرفت به شهر دیگهای نقل مکان کنه.
Experience – تجربه
👉 This was a great experience for me.
این تجربه خیلی خوبی برای من بود.
Support – حمایت کردن / حمایت
👉 Thank you for your support.
ممنونم بابت حمایتت.
Reason – دلیل
👉 What’s the reason for your decision?
دلیل تصمیمت چیه؟
Possible – ممکن
👉 Is it possible to finish today?
امکانش هست امروز تمومش کنیم؟
Situation – موقعیت / شرایط
👉 We need to stay calm in this situation.
تو این شرایط باید آرامشمون رو حفظ کنیم.
Opportunity – فرصت
👉 This job is a great opportunity.
این شغل یه فرصت عالیه.
@lovely_english
📘 3 کاربرد مهم کلمهی “GET” در مکالمه روزمره
🔹 Get = دریافت کردن 👉 I got a message from her.
من ازش یه پیام گرفتم.
🔹 Get = رسیدن 👉 What time did you get home?
کی رسیدی خونه؟
🔹 Get = شدن / تغییر حالت 👉 It’s getting cold.
داره سرد میشه.
✨ کلمهی GET یکی از پرکاربردترین فعلها در انگلیسیه و تو مکالمه خیلی به کارت میاد.
@lovely_english
به نام خدا
به نام وطن💚🤍❤️
🖤🖤🖤🖤
از درگاه خداوند منان، برای همه هموطنانم که در جوار رحمت الهی آرام گرفتند، غفران ابدی و برای همه بازماندگان و مردمان عزیز کشورم، آرزوی صبر بر این مصیبت جانکاه دارم.
@lovely_english
اینم ۱۰ اصطلاح دیگه انگلیسی با معنی فارسی:
1.Bite the bullet
با سختی کنار اومدن، دل به دریا زدن
2.Call it a day
کار رو تموم کردن (برای امروز)
3.On cloud nine
خیلی خوشحال بودن
4.The ball is in your court
نوبت توئه، تصمیم با توئه
5.Cut corners
سرهمبندی کردن، از کیفیت زدن
6.Kill two birds with one stone
با یک تیر دو نشون زدن
7.Face the music
با عواقب کارت روبهرو شو
8.Go the extra mile
بیشتر از حد انتظار تلاش کردن
9.In hot water
به دردسر افتادن
10.Pull someone’s leg
سر به سر گذاشتن، شوخی کردن
@lovely_english
این یک مکالمه انگلیسی بین مادر و فرزندِ مدرسهای است، با ترجمهٔ هر جمله دقیقاً زیر خودش؛ مناسب آموزش مکالمه روزمره 👇
Mother:
Good morning, sweetheart. Are you ready for school?
صبح بخیر عزیزم. آمادهٔ مدرسهای؟
Child:
Almost, Mom. I can’t find my backpack.
تقریباً مامان. کولهپشتیم رو پیدا نمیکنم.
Mother:
Did you check your room and the living room?
اتاقت و پذیرایی رو چک کردی؟
Child:
Yes, but it’s not there.
آره، ولی اونجا نیست.
Mother:
Look next to the sofa. You left it there last night.
کنار مبل رو نگاه کن. دیشب اونجا گذاشته بودیش.
Child:
Oh, here it is!
آه، پیداش کردم!
Mother:
Great. Don’t forget your lunchbox.
عالیه. ظرف غذاتو یادت نره.
Child:
I packed it already. What about my homework?
قبلاً گذاشتمش. تکالیفم چی؟
Mother:
It’s in your blue folder.
توی پوشهٔ آبیته.
Child:
Thanks, Mom.
ممنون مامان.
Mother:
You’re welcome. Hurry up or you’ll be late.
خواهش میکنم. زود باش وگرنه دیرت میشه.
Child:
Okay! Bye, Mom.
باشه! خداحافظ مامان.
Mother:
Have a great day at school.
روز خوبی تو مدرسه داشته باش.
@basicenglishlearner
این هم مکالمه انگلیسی دانشگاهی با ترجمهٔ هر جمله دقیقاً زیر خودش 👇
Sara:
Hey Alex, have you finished the assignment for Professor Miller’s class?
سلام الکس، تکلیف کلاس پروفسور میلر رو تموم کردی؟
Alex:
Not yet. I’m almost done, but I’m still confused about the last question.
هنوز نه. تقریباً تمومش کردم، ولی هنوز دربارهٔ سؤال آخر گیج شدم.
What about you?
تو چی؟
Sara:
I finished it last night.
من دیشب تمومش کردم.
The last question was tricky, but I watched a video and it helped a lot.
سؤال آخر سخت بود، ولی یه ویدیو دیدم و خیلی کمک کرد.
Alex:
Really? That’s great.
واقعاً؟ عالیه.
By the way, are you going to attend the study group this afternoon?
راستی، امروز بعدازظهر میخوای توی گروه مطالعاتی شرکت کنی؟
Sara:
Yes, I am.
بله، میرم.
It starts at 4 p.m. in the library.
ساعت ۴ بعدازظهر توی کتابخونه شروع میشه.
You should come too.
تو هم باید بیای.
Alex:
I’d love to, but I have another class until 5.
خیلی دوست دارم، ولی تا ساعت ۵ یه کلاس دیگه دارم.
Maybe I’ll join you later.
شاید بعداً بهتون ملحق شدم.
Sara:
No problem.
اشکالی نداره.
Oh, don’t forget—we have a quiz tomorrow morning.
راستی، یادت نره—فردا صبح کوییز داریم.
Alex:
Oh no! Thanks for reminding me.
وای نه! ممنون که یادآوری کردی.
I totally forgot.
کاملاً یادم رفته بود.
Sara:
You’re welcome.
خواهش میکنم.
See you later!
بعداً میبینمت!
Alex:
See you!
میبینمت!
@lovely_english
🎯 گرامر امروز: استفاده از Used to vs Be used to
(سطح: Intermediate)
📌 ۱) Used to + verb
برای بیان عادتها یا وضعیتهای گذشته که الان دیگه وجود ندارن.
🔹 I used to live in Tehran.
> قبلاً تهران زندگی میکردم (الان نه)
🔹 She used to play piano.
> قبلاً پیانو میزد (الان نمیزند)
---
📌 ۲) Be used to + noun/verb-ing
برای بیان عادت داشتن به چیزی در زمان حال یا گذشته.
(ربطی به گذشتهبودن ندارد!)
🔹 I am used to cold weather.
> به هوای سرد عادت دارم
🔹 They are used to getting up early.
> عادت دارند صبح زود بیدار شوند
---
📌 تفاوت اصلی:
Used to = چیزی که دیگر انجام نمیدهیم
Be used to = چیزی که به آن عادت داریم
@lovely_english
🔹 لغات متضاد سطح بالاتر
📍Accurate
دقیق
Inaccurate
نادقیق / غلط
📍Flexible
انعطافپذیر
Rigid
خشک / سفت / غیرقابلانعطاف
📍Generous
سخاوتمند
Stingy
خسیس
📍Temporary
موقت
Permanent
دائمی
📍Optimistic
خوشبین
Pessimistic
بدبین
📍Complex
پیچیده
Simple
ساده
📍Transparent
شفاف
Opaque
غیرشفاف / کدر
📍Logical
منطقی
Irrational
غیرمنطقی
📍Scarce
کمیاب
Abundant
فراوان
📍Mature
بالغ
Immature
نابالغ / نارس
@lovely_english
۲۰ لغت که در مکالمات روزمره کاربرد داره
1. Happy – خوشحال
2. Joyful – شاد
3. Smart – باهوش
4. Intelligent – هوشمند
5. Quiet – ساکت
6. Silent – بیصدا
7. Wrong – اشتباه
8. Incorrect – نادرست
9. Easy – آسان
10. Simple – ساده
11. Huge – بزرگ
12. Enormous – عظیم
13. Start – شروع
14. Begin – آغاز
15. Help – کمک
16. Assist – یاری
17. Fix – تعمیر
18. Repair – ترمیم
19. Tired – خسته
20. Exhausted – خیلی خسته
@lovely_english
🌟 دو گرامر کاربردی و مرتبط: So / Neither و Too / Either
1) So / Neither
برای موافقت با جمله طرف مقابل استفاده میشه.
So برای جملههای مثبت
Neither برای جملههای منفی
ساختار:
So + auxiliary verb + subject
Neither + auxiliary verb + subject
مثالها:
A: I’m tired.
B: So am I. (منم همینطور)
A: I don’t like coffee.
B: Neither do I. (منم همینطور)
---
2) Too / Either
اینها هم برای موافقت استفاده میشن، اما در پایان جمله میآن.
Too برای جمله مثبت
Either برای جمله منفی
مثالها:
A: I’m hungry.
B: I’m hungry too.
A: I don’t watch TV.
B: I don’t watch TV either.
---
📌 خلاصه سریع
جمله مثبت: So do I / I do too
جمله منفی: Neither do I / I don’t either
@lovely_english
حتماً! این هم ۱۰ عبارت خیلی کاربردی دیگه برای مکالمه روزمره انگلیسی 👇✨
---
🔹 10 Useful Daily English Phrases
1. I'm a bit busy right now.
الان یه کم سرم شلوغه.
2. Can you repeat that?
میشه تکرار کنی؟
3. It’s up to you.
به خودت بستگی داره.
4. I didn’t catch that.
متوجه نشدم / نشنیدم.
5. That’s a good point.
نکته خوبیه.
6. Let’s keep in touch.
در ارتباط باشیم.
7. I’ll think about it.
بهش فکر میکنم.
8. I completely agree.
کاملاً موافقم.
9. I’m running late.
دیرم شده.
10. Take care!
مواظب خودت باش.
@lovely_english