50130
مدیر کانال👇استادبكتاش @trueenglish لاولي ❤️انگليش شعبه اي ندارد. . چت👇 https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ اينستاگرام👇 https://instagram.com/_u/lovely.english لينك كانال👇 https://telegram.me/joinchat/Bm3qyz4nqMq4CpPu4e4DcA
✨ English text:
"Every small step you take brings you closer to your big dreams. Never stop moving forward."
🇮🇷 ترجمه فارسی:
«هر قدم کوچکی که برمیداری، تو را به رویاهای بزرگت نزدیکتر میکند. هیچوقت از حرکت به جلو دست نکش.»
📘 نکته گرامری (Grammar):
جملهی "brings you closer" در زمان حال ساده (Present Simple) است.
کاربرد: برای بیان حقیقتهای کلی یا چیزهایی که همیشه درستاند استفاده میشود.
اینجا یعنی هر قدم کوچک، همیشه تو را نزدیکتر میکند.
📝 نکته لغت (Vocabulary):
closer = نزدیکتر → صفت مقایسهای
(Comparative Adjective) از close.
فرمول: صفت کوتاه + -er = مقایسهای
(مثلاً: strong → stronger).
@lovely_english
📍English Tip 1:
In English, "advice" is uncountable. We don’t say an advice, we say a piece of advice.
فارسی:
کلمهی advice غیرقابلشمارهست. نمیگیم "an advice"، بلکه میگیم "a piece of advice" یعنی "یک نصیحت".
📍English Tip 2:
Use "interested" for feelings, and "interesting" for things.
👉 I am interested in art.
👉 Art is interesting.
فارسی:
از interested برای احساسات خودمون استفاده میکنیم، و از interesting برای توصیف چیزها.
📍English Tip 3:
We say do homework, not make homework.
فارسی:
برای "انجام دادن تکالیف" میگیم do homework نه make homework.
@lovely_english
🔹 Vacuum (بهتنهایی به عنوان فعل) =
جاروبرقی کشیدن
مثال:
I need to vacuum the floor.
باید کف رو جاروبرقی بکشم.
🔹 Vacuum cleaner (اسم)
= دستگاه جاروبرقی
مثال:
Our vacuum cleaner is very old.
جاروبرقی ما خیلی قدیمیه.
یعنی:
✨وقتی میگی vacuum → داری از عمل جاروبرقی کشیدن حرف میزنی.
✨وقتی میگی vacuum cleaner → خود دستگاه جاروبرقی رو میگی.
@lovely_english
برخی کلمات رسمی و غیر رسمی
#قسمت_دوم
@lovely_english
✨ "Dream big, start small."
✨ «بزرگ رویا ببین، اما از کوچک شروع کن.»
🌿 "Every day is a new chance."
🌿 «هر روز یه فرصت جدیده.»
🔥 "Turn your pain into power."
🔥 «دردتو به قدرت تبدیل کن.»
🌟 "Progress, not perfection."
🌟 «پیشرفت مهمه، نه کمال.»
💫 "Keep going, your time will come."
💫 «ادامه بده، زمانت میرسه.»
✨ "Believe in yourself, and miracles will happen."
✨ «به خودت ایمان داشته باش، معجزهها اتفاق میافتن.»
@lovely_english
✨ ۶ اصطلاح پرکاربرد انگلیسی با معنی فارسی ✨
1️⃣ Break the ice
یخ شکستن (شروع مکالمه یا ایجاد صمیمیت)
2️⃣ Once in a blue moon
خیلی به ندرت / هر چند وقت یک بار
3️⃣ Hit the sack
رفتن به خواب / خوابیدن
4️⃣ Under the weather
کسالت داشتن / سرحال نبودن
5️⃣ Piece of cake
خیلی راحت / مثل آب خوردن
6️⃣ Spill the beans
لو دادن راز / فاش کردن
@lovely_english
نکات گرامری و لغات متن بالا☝️
🧠 ۱. حال کامل استمراری
(Present Perfect Continuous)
ساختار:
have/has + been + فعل با ing
کاربرد:
برای کاری که در گذشته شروع شده و تا الان ادامه دارد یا اثرش هنوز باقیست.
مثال از متن:
> I have been learning English since I was in high school.
(من از دبیرستان تا حالا دارم انگلیسی یاد میگیرم.)
---
🧠 ۲. گذشته ساده (Simple Past)
ساختار:
فعل در گذشته (معمولاً با ed یا شکل دوم فعل)
کاربرد:
برای کارهایی که در گذشته تمام شدهاند.
مثال از متن:
> I watched English movies and listened to podcasts every day.
(هر روز فیلم انگلیسی میدیدم و پادکست گوش میدادم.)
1. learning – یادگیری
2. grammar rules – قواعد گرامری
3. especially – مخصوصاً
4. podcasts – پادکستها
5. confident – با اعتمادبهنفس
6. improve – بهتر شدن / پیشرفت کردن
@lovely_english
در این پست، تفاوت فعل معلوم (Active Voice) و فعل مجهول (Passive Voice) رو یاد میگیریم تا گرامر انگلیسی شما بهتر بشه! ✍️
1️⃣ فعل معلوم (Active Voice)
در فعل معلوم، فاعل جمله عمل را انجام میدهد. این ساختار بیشتر در مکالمات روزمره استفاده میشود.
🔑 ساختار:
فاعل + فعل + مفعول
(Subject + Verb + Object)
مثالها:
I read the book. 📖
(من کتاب رو میخوانم.)
She writes a letter. ✉️
(او نامه مینویسد.)
They built a new house. 🏠
(آنها یک خانه جدید ساختند.)
در این مثالها، I، She و They فاعل جمله هستند که عمل (خواندن، نوشتن، ساختن) را انجام میدهند.
---
2️⃣ فعل مجهول (Passive Voice)
در فعل مجهول، مفعول جمله عمل را دریافت میکند. در اینجا توجه به کسی که عمل را انجام داده کمتر است و بیشتر به چیزی که انجام شده، توجه میشود.
🔑 ساختار:
مفعول + فعل "be" (am/are/is/was/were) + فعل گذشته (Past Participle) + (با فاعل)
(Object + Be + Past Participle + (by Subject))
مثالها:
The book is read by me. 📖
(کتاب توسط من خوانده میشود.)
A letter is written by her. ✉️
(نامه توسط او نوشته میشود.)
A new house was built by them. 🏠
(یک خانه جدید توسط آنها ساخته شد.)
در این مثالها، تمرکز بر روی کتاب، نامه و خانه است نه فردی که عمل را انجام داده است.
@lovely_english
Conversation / مکالمه:
Receptionist: Good afternoon. Welcome to our hotel. Do you have a reservation?
پذیرش: عصر بخیر. به هتل ما خوش آمدید. آیا رزرو دارید؟
Guest: Yes, I have a reservation under the name of Mr. Rahimi.
مهمان: بله، به نام آقای رحیمی رزرو دارم.
Receptionist: Let me check… Yes, I see it here. You booked a double room for two nights, right?
پذیرش: اجازه بدید بررسی کنم… بله، اینجاست. شما یک اتاق دوتخته برای دو شب رزرو کردهاید، درست است؟
Guest: That’s correct.
مهمان: درست است.
Receptionist: May I have your passport or ID, please?
پذیرش: لطفاً پاسپورت یا کارت شناساییتان را بدهید.
Guest: Here you are.
مهمان: بفرمایید.
Receptionist: Thank you. Everything is ready. Here is your room key. Your room number is 305, on the third floor.
پذیرش: متشکرم. همه چیز آماده است. این هم کلید اتاق شما. شماره اتاقتان ۳۰۵ است، در طبقه سوم.
Guest: Thank you very much. Could you tell me what time breakfast is served?
مهمان: خیلی ممنون. میشه بفرمایید صبحانه چه ساعتی سرو میشه؟
Receptionist: Breakfast is served from 7 a.m. to 10 a.m. in the restaurant on the first floor.
پذیرش: صبحانه از ساعت ۷ تا ۱۰ صبح در رستوران طبقه اول سرو میشود.
Guest: Great, thank you.
مهمان: عالیه، ممنون.
@lovely_englulish
✨ نقلقول مستقیم (Direct Speech)
وقتی دقیقاً همان چیزی که فرد گفته را داخل گیومه ("...") میآوریم.
🔹 مثال:
Sarah said, "I am tired."
سارا گفت: «من خستهام.»
---
✨ نقلقول غیرمستقیم (Reported Speech)
وقتی بدون گیومه، مفهوم جمله را با تغییر زمان (tense) یا ضمیر (pronoun) منتقل میکنیم.
🔹 مثال:
Sarah said that she was tired.
سارا گفت که او خسته بود.
---
📌 نکته مهم: تغییر زمانها
وقتی جمله را از مستقیم به غیرمستقیم تبدیل میکنیم (بهخصوص در گذشته)، زمانها تغییر میکنند:
Present Simple → Past Simple
Direct: He said, "I like coffee."
Reported: He said that he liked coffee.
Present Continuous → Past Continuous
Direct: She said, "I am reading."
Reported: She said that she was reading.
Past Simple → Past Perfect
Direct: They said, "We visited Paris."
Reported: They said that they had visited Paris.
---
👉 خلاصه:
در Direct Speech جمله عیناً نقل میشود.
در Reported Speech اغلب زمان و ضمیر تغییر میکند.
@lovely_english
۱۰ لغت انگلیسی مترادف
1. Important = Significant → مهم / قابلتوجه
2. Famous = Renowned → مشهور / نامدار
3. Rich = Wealthy → ثروتمند
4. Poor = Destitute → فقیر / بیچیز
5. Help = Assist →
کمک کردن / یاری رساندن
6. Improve = Enhance →
بهبود دادن / ارتقا دادن
7. Show = Demonstrate →
نشان دادن / اثبات کردن
8. Think = Consider →
فکر کردن / در نظر گرفتن
9. Brave = Courageous → شجاع
10. Job = Occupation → شغل / حرفه
@lovely_english
لغات مهم کاربردی ، برای کارهای روزانه
1. Wake up – بیدار شدن
2. Brush teeth – مسواک زدن
3. Wash face – شستن صورت
4. Make a cup of coffee – یک فنجان قهوه درست کردن
5. Have breakfast – صبحانه خوردن
6. Get dressed – لباس پوشیدن
7. Go to work – به سر کار رفتن
8. Answer emails – به ایمیلها پاسخ دادن
9. Attend meetings – در جلسات شرکت کردن
10. Work on projects – روی پروژهها کار کردن
11. Have lunch – ناهار خوردن
12. Go for a walk – پیادهروی رفتن
13. Cook dinner – شام پختن
14. Watch favorite TV show – برنامه تلویزیونی مورد علاقه را تماشا کردن
15. Read a book – کتاب خواندن
16. Turn off the lights – چراغها را خاموش کردن
17. Sleep – خوابیدن
@basicenglishlearner
English:
One rainy afternoon, Emma was walking home from work when she noticed a small, wet puppy hiding under a bench. The poor puppy was shivering, and its fur was muddy. Emma couldn’t just leave it there. She took off her scarf, wrapped the puppy in it, and carried it home.
At first, the puppy was scared, but after a warm bath and some food, it wagged its tail happily. From that day, Emma and the puppy, which she named “Lucky,” became inseparable friends.
---
فارسی:
یک بعدازظهر بارانی، اما در حال برگشتن از محل کار به خانه بود که یک تولهسگ کوچک و خیس را دید که زیر یک نیمکت پنهان شده بود. تولهسگ بیچاره میلرزید و موهایش پر از گل شده بود. اما نمیتوانست او را همانجا رها کند. شالگردنش را درآورد، تولهسگ را در آن پیچید و به خانه برد.
در ابتدا تولهسگ ترسیده بود، اما بعد از یک حمام گرم و کمی غذا، با خوشحالی دمش را تکان داد. از آن روز، اما و تولهسگ که اسمش را «لاکی» گذاشت، دوستان جدانشدنی شد
@lovely_english
کلمات مهم این داستان با معنی فارسی رو
در پست بعدی ببینید👇
📘 10 More Useful English Collocations – Part 2
🎯 برای طبیعیتر صحبت کردن، این ترکیبها رو یاد بگیر!
---
1️⃣ Lose weight
✅ I’m trying to lose weight by exercising every day.
🔹 وزن کم کردن
2️⃣ Make progress
✅ She’s making great progress in English.
🔹 پیشرفت کردن
3️⃣ Keep in touch
✅ Let’s keep in touch after graduation.
🔹 در تماس بودن
4️⃣ Run a business
✅ His father runs a small business downtown.
🔹 اداره کردن یک کسبوکار
5️⃣ Catch someone’s attention
✅ The colorful ad caught my attention.
🔹 توجه کسی را جلب کردن
6️⃣ Come to an agreement
✅ After hours of discussion, they came to an agreement.
🔹 به توافق رسیدن
7️⃣ Set goals
✅ It’s important to set clear goals in life.
🔹 هدفگذاری کردن
8️⃣ Have fun
✅ We really had fun at the party last night.
🔹 خوش گذراندن
9️⃣ Get a job
✅ He’s hoping to get a job soon after graduation.
🔹 شغل پیدا کردن
🔟 Tell the truth
✅ Just tell the truth, even if it’s hard.
🔹 حقیقت را گفتن
@lovely_english
📝 Reading Text (English)
A Visit to the Zoo
Last weekend, Sarah and her family went to the city zoo. It was Sarah’s first time seeing wild animals like lions, elephants, and giraffes. She was especially excited to see the monkeys, because they were very active and funny. Her little brother loved the penguins and watched them swim for a long time. They also learned many interesting facts about animals and their habitats. At the end of the day, Sarah said it was the best trip she had ever had.
---
📘 ترجمه فارسی متن
بازدید از باغوحش
آخر هفته گذشته، سارا و خانوادهاش به باغوحش شهر رفتند. این اولین بار بود که سارا حیوانات وحشی مثل شیر، فیل و زرافه را از نزدیک میدید. او مخصوصاً از دیدن میمونها هیجانزده بود، چون خیلی فعال و بامزه بودند. برادر کوچکش عاشق پنگوئنها شد و مدت زیادی به شنا کردن آنها نگاه کرد. آنها همچنین دربارهی حیوانات و زیستگاههایشان اطلاعات جالبی یاد گرفتند. در پایان روز، سارا گفت که این بهترین سفر عمرش بوده است.
@basicenglishlearner
🌺 پیشوندهای متضادساز (negative prefixes) در انگلیسی برای منفی کردن یا ساختن واژههای متضاد استفاده میشن. اینها پرکاربردترینها هستن:
1. un-
👉 معمولترین پیشوند برای ساخت متضاد صفات.
happy → unhappy
(خوشحال → ناخوشحال)
known → unknown
(شناخته شده → ناشناخته)
2. in-
👉 بیشتر برای صفاتی که با "l" یا "m" شروع میشن.
correct → incorrect
(درست → نادرست)
visible → invisible
(قابل دیدن → نامرئی)
🔹 دقت کن: بسته به حرف بعدی، شکل تغییر میکنه:
il- → illegal (قانونی → غیرقانونی)
im- → impossible (ممکن → غیرممکن)
ir- → irregular (منظم → نامنظم)
3. dis-
👉 بیشتر برای فعلها و بعضی صفتها.
agree → disagree
(موافقت کردن → مخالفت کردن)
appear → disappear
(ظاهر شدن → ناپدید شدن)
4. non-
👉 برای حالت رسمی و علمیتر.
sense → nonsense
(معنا → بیمعنا)
smoker → non-smoker
(سیگاری → غیرسیگاری)
5. mis-
👉 بیشتر برای فعلها، به معنی "اشتباه".
understand → misunderstand
(فهمیدن → بد فهمیدن / سوءتفاهم کردن)
lead → mislead
(هدایت کردن → گمراه کردن)
@lovely_english
لغات در نقش اسم و فعل :
1.Play 🎭
اسم (Noun): بازی / نمایش
Example: The children are watching a play.
(بچهها دارند یک نمایش را تماشا میکنند.)
فعل (Verb): بازی کردن / نواختن / اجرا کردن
Example: They play football every Friday.
(آنها هر جمعه فوتبال بازی میکنند.)
2.Work 💼
اسم (Noun): کار / شغل
Example: He has a lot of work to do.
(او کار زیادی برای انجام دادن دارد.)
فعل (Verb): کار کردن
Example: She works in a hospital.
(او در یک بیمارستان کار میکند.)
3.Run 🏃
اسم (Noun): دو / مسیر دویدن
Example: I go for a run every morning.
(هر صبح برای دو میروم.)
فعل (Verb): دویدن
Example: She runs very fast.
(او خیلی سریع میدود.)
4.Drink 🥤
اسم (Noun): نوشیدنی
Example: Would you like a drink?
(یک نوشیدنی میخواهید؟)
فعل (Verb): نوشیدن
Example: I usually drink water with my meals.
(من معمولاً همراه غذایم آب مینوشم.)
5.Watch ⌚ / 👀
اسم (Noun): ساعت مچی
Example: He bought a new watch.
(او یک ساعت مچی جدید خرید.)
فعل (Verb): تماشا کردن
Example: We watched a movie last night.
(ما دیشب یک فیلم تماشا کردیم.)
@lovely_english
🌸
یه نکته گرامری ساده و پرکاربرد در سطح متوسط 👇
نکته:
تفاوت Present Perfect و Past Simple
💢Past Simple
(گذشته ساده)برای کاریه که تمام شده و زمان مشخص داره.
✅ I visited Paris last year.
(من پارسال پاریس رو بازدید کردم. زمان مشخصه: last year)
💢Present Perfect (حال کامل یا ماضی نقلی(
برای کاریه که در گذشته انجام شده ولی اثر یا ارتباطش هنوز هست یا زمانش دقیق مشخص نیست.
✅ I have visited Paris.
(من پاریس رو دیدهام. زمان مشخص نمیکنیم، تجربه رو میگیم.)
🔑 فرمولها:
۱. Past Simple: Subject + Verb (V2)
۲.Present Perfect: Subject + have/has + Past Participle
میخوای برات چندتا تست کوچیک با این نکته بسازم تا تمرین هم داشته باشی؟
@lovely_english
برخی کلمات رسمی و غیر رسمی
#قسمت_اول
@lovely_english
✨ ۶ فعل دوقسمتی پرکاربرد انگلیسی ✨
1️⃣ Turn up
ظاهر شدن / صدا را زیاد کردن
2️⃣ Look after
مراقبت کردن / نگهداری کردن
3️⃣ Give up
تسلیم شدن / دست کشیدن
4️⃣ Put off
به تعویق انداختن
5️⃣ Carry on
ادامه دادن
6️⃣ Find out
کشف کردن / متوجه شدن
@basicenglishlearner
مکالمه بین دکتر و مریض :
Doctor: Good morning. How are you feeling today?
صبح بخیر. امروز حالت چطوره؟
Patient: Not so good. I have a headache and a slight fever.
چندان خوب نیستم. سردرد دارم و کمی تب دارم.
Doctor: I see. Any other symptoms?
میفهمم. علائم دیگهای هم داری؟
Patient: I feel a bit tired and have a sore throat.
کمی خستهام و گلو درد هم دارم.
Doctor: Alright. I’ll check your temperature and blood pressure first.
باشه. اول دمای بدن و فشار خونت رو چک میکنم.
Patient: Okay, doctor.
باشه دکتر.
Doctor: Take some rest, drink plenty of fluids, and I’ll prescribe some medicine for the headache.
کمی استراحت کن، زیاد آب بنوش و برای سردردت دارو تجویز میکنم.
Patient: Thank you so much.
خیلی ممنونم.
@lovely_english
🇬🇧 English Paragraph:
I have been learning English since I was in high school.
At first, it was very hard for me to understand grammar rules, especially tenses.
However, I watched English movies and listened to podcasts every day.
Little by little, my listening and speaking skills improved.
Now, I feel more confident when I talk to others in English.
---
🇮🇷 ترجمه فارسی:
من از زمانی که در دبیرستان بودم، دارم انگلیسی یاد میگیرم.
اوایل، برای من خیلی سخت بود که قواعد گرامری را بفهمم، مخصوصاً زمانها را.
با این حال، هر روز فیلمهای انگلیسی میدیدم و به پادکست گوش میدادم.
کمکم، مهارتهای شنیداری و گفتاریام بهتر شد.
الان وقتی با دیگران به انگلیسی صحبت میکنم، احساس اعتمادبهنفس بیشتری دارم.
@lovely_english
توضیح گرامر و لغت در پست بعدی👇
افعالی که با to یا ing میان
عکسها رو ببینید☝️
@lovely_english
لغت CALL وقتی با حروف اضافه میاد، تبدیل به Phrasal Verb میشه و کلی معنی کاربردی پیدا میکنه. اینا مهمترینهاش هستن:
---
🔹 عبارات پرکاربرد با CALL
1️⃣ Call off = لغو کردن
They called off the meeting.
جلسه رو لغو کردند.
2️⃣ Call back = دوباره تماس گرفتن
I’ll call you back later.
بعداً بهت زنگ میزنم.
3️⃣ Call up = تماس گرفتن (معمولاً تلفنی)
She called up her friend to invite her.
او به دوستش زنگ زد تا دعوتش کند.
4️⃣ Call out = صدا زدن / به چالش کشیدن
He called out her name.
اسمش رو صدا زد.
The player was called out for cheating.
بازیکن به خاطر تقلب به چالش کشیده شد.
5️⃣ Call on = به دیدار کسی رفتن / از کسی درخواست کمک کردن
I’ll call on my grandmother tomorrow.
فردا به دیدن مادربزرگم میروم.
The teacher called on me to answer.
معلم من رو صدا زد تا جواب بدم.
6️⃣ Call for = نیاز داشتن / درخواست کردن
This situation calls for patience.
این موقعیت به صبر نیاز داره.
They called for help.
اونها کمک خواستند.
7️⃣ Call in = دعوت کردن / احضار کردن
The boss called in an expert.
رئیس یک کارشناس رو دعوت کرد.
---
@lovely_english
پیج اینستاگرام خانم بکتاش 👇👇مربوط به گردشگری و تاریخ
https://instagram.com/_u/parisaabaktash
📚 English Lesson – Useful Phrases for Formal Requests
عبارات کاربردی برای درخواستهای رسمی ✉️
---
1. I would like to request…
میخواهم درخواست کنم که…
Example: I would like to request a copy of the report.
(میخواهم یک نسخه از گزارش را درخواست کنم.)
2. Could you please…
ممکنه لطفاً…
Example: Could you please send me the updated schedule?
(ممکنه لطفاً برنامه بهروزشده را برایم ارسال کنید؟)
3. I would appreciate it if you could…
قدردان خواهم بود اگر بتوانید…
Example: I would appreciate it if you could confirm my booking.
(قدردان میشوم اگر رزرو مرا تأیید کنید.)
4. I am writing to ask if…
مینویسم تا بپرسم که آیا…
Example: I am writing to ask if there are any job openings.
(مینویسم تا بپرسم آیا موقعیت شغلی وجود دارد؟)
5. I would be grateful if you could…
سپاسگزار خواهم بود اگر بتوانید…
Example: I would be grateful if you could provide further details.
(سپاسگزار میشوم اگر جزئیات بیشتری ارائه دهید.)
---
💡 نکته:
این عبارات بیشتر در ایمیلها، نامهها یا مکالمات کاری استفاده میشوند.
در محیط رسمی به جای Can you…? یا I want… بهتر است از این ساختارها استفاده کنیم تا محترمانهتر به نظر برسد.
@lovely_english
1. Rainy afternoon – بعدازظهر بارانی
2. Notice – متوجه شدن، دیدن
3. Puppy – تولهسگ
4. Shiver – لرزیدن
5. Fur – مو (پوست حیوان)
6. Muddy – گِلی
7. Wrap – پیچیدن
8. Scarf – شالگردن
9. Wag its tail – دم تکان دادن
10. Inseparable – جدانشدنی
لغات مهم داستان بالا👆
🔹 این افعال باید همراه با حرف اضافه درست استفاده بشن. بعضیهاشون حفظکردنی هستن چون قاعده خاصی ندارن!
---
🔟 افعال رایج با حرف اضافه مخصوص + مثال + ترجمه:
1️⃣ Depend on (sb/sth)
✅ You can depend on me.
🔹 به کسی/چیزی وابسته بودن یا اعتماد داشتن
2️⃣ Listen to (sb/sth)
✅ I always listen to music while studying.
🔹 گوش دادن به
3️⃣ Believe in (sb/sth)
✅ I believe in hard work and consistency.
🔹 باور داشتن به
4️⃣ Apologize for (sth)
✅ She apologized for being late.
🔹 عذرخواهی کردن بابت چیزی
5️⃣ Wait for (sb/sth)
✅ We’re waiting for the bus.
🔹 منتظر کسی یا چیزی بودن
6️⃣ Think about (sth)
✅ I need time to think about your offer.
🔹 درباره چیزی فکر کردن
7️⃣ Look at (sb/sth)
✅ He looked at me and smiled.
🔹 نگاه کردن به
8️⃣ Laugh at (sb/sth)
✅ Why are you laughing at me?
🔹 به کسی/چیزی خندیدن
9️⃣ Talk about (sth)
✅ Let’s talk about your travel plans.
🔹 صحبت کردن درباره چیزی
🔟 Pay for (sth)
✅ Who’s going to pay for dinner?
🔹 پرداخت کردن برای چیزی
@basicenglishlearner
🕰️ چطور ساعت رو به انگلیسی بگیم؟
وقته که ساعت انگلیسیتو تنظیم کنی! ⏰😉
📌 تو انگلیسی دوتا روش اصلی برای خوندن ساعت هست:
✅ روش رسمی (digital/رسمیتر):
فقط عددها رو میگی:
3:25 → three twenty-five
10:00 → ten o’clock
7:45 → seven forty-five
---
✅ روش غیررسمی (spoken/محاورهای):
از کلمات past و to استفاده میکنیم:
🟡 past برای دقیقههای بعد از ساعت
🟡 to برای دقیقههای مونده به ساعت بعد
مثالها:
3:10 → ten past three
4:30 → half past four
7:45 → quarter to eight
9:05 → five past nine
---
⏱️ واژههای کاربردی:
Half past = نیم ساعت گذشته
Quarter past = یک ربع گذشته
Quarter to = یک ربع مونده
o’clock = سر ساعت
@lovely_english
---ضرب المثلهای انگلیسی
1. Don’t count your chickens before they hatch.
🐣 جوجه رو آخر پاییز میشمرن.
🔹 یعنی: زود خوشحال نشو تا نتیجه قطعی نشده.
---
2. Actions speak louder than words.
🗣️ دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
🔹 یعنی: عمل مهمتر از حرف زدنه.
---
3. Every cloud has a silver lining.
☁️ پایان شب سیه سپید است.
🔹 یعنی: توی هر اتفاق بد، یه نکتهی خوب پیدا میشه.
---
4. You can’t have your cake and eat it too.
🍰 هم خدا رو میخوای هم خرما رو!
🔹 یعنی: نمیتونی دو چیز متضاد رو با هم بخوای.
---
5. The grass is always greener on the other side.
🌿 مرغ همسایه غازه!
🔹 یعنی: چیزی که مال بقیهست همیشه بهتر به نظر میاد.
@lovely_engllish