17162
•••☆زبان انگلیسی را سریع و آسان بیاموزید☆••• تبلیغات شما:👇 @Tablieghat_shoma صفحه یوتیوب:👇 YouTube.com/learningEnglish2022 صفحه اینستاگرام:👇 instagram.com/learning.english.2022
✅واژه های مهم و کاربردی با پسوند منفی ساز در زبان انگلیسی:
🔺 1. legal ≠ illegal
▫️قانونی ≠ غیر قانونی
🔺 2. legible ≠ illegible
▫️خوانا ≠ ناخوانا
🔺 3. literate ≠ illiterate
▫️باسواد ≠ بیسواد
🔺 4. logical ≠ illogical
▫️منطقی ≠ غیر منطقی
🔺 5. legitimate ≠ illegitimate
▫️حلال ، مشروع ≠ حرام، نامشروع
🔺 6. liberal ≠ illiberal
▫️آزادیخواه ≠ مخالف اصول آزادی
🔺 7. mobile ≠ immobile
▫️سیار و متحرک ≠ ثابت و بیحرکت
🔺 8. moral ≠ immoral
▫️اخلاقی ≠ غیر اخلاقی
🔺 9. perfect ≠ imperfect
▫️کامل و بی عیب ≠ ناقص و ناتمام
🔺 10. possible ≠ impossible
▫️ممکن ≠ محال، ناممکن
🔺 11. mortal ≠ immortal
▫️فانی ≠ ابدی و جاویدان
🔺 12. proper ≠ improper
▫️شایسته و بجا ≠ نامناسب و بیجا
🔺 13. accurate ≠ inaccurate
▫️دقیق و صحیح ≠ غلط و نادرست
🔺 14. eligible ≠ ineligible
▫️واجد شرایط برای کاری ≠ عدم واجد شرایط بودن
🔺 15. organic ≠ inorganic
▫️آلی (ارگانیک) ≠ غیر آلی( غیر ارگانیک)
🔺 16. sane ≠ insane
▫️عاقل و دارای عقل سلیم ≠ مجنون و دیوانه
🔺 17. active ≠ inactive
▫️فعال ≠ غیر فعال
🔺 18. audible ≠ inaudible
▫️رسا و قابل شنیدن ≠ غیر قابل شنیدن
🔺 19. auspicious ≠ inauspicious
▫️فرخنده و مبارک ≠ نحس و شوم
🔺 20. rational ≠ irrational
▫️عقلانی و معقول ≠ غیر منطقی و نامعقول
🔺 21. regular ≠ irregular
▫️باقاعده و منظم ≠ بی قاعده و نامنظم
🔺 22. relevant ≠ irrelevant
▫️مربوط ≠ نامربوط
🔺 23. religious ≠ irreligious
▫️مذهبی ≠ غیر مذهبی
🔺 24. resistible ≠ irresistible
▫️قابل مقاومت ≠ غیر قابل مقاومت
🔺 25. responsible ≠ irresponsible
▫️مسئول و وظیفه شناس ≠ غیر مسئول
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷خیلی متاسفم به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌍60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 10
1. Band = دسته موسیقی
2. Barely = با اشکال
3. Boring = خسته کن
4. Cancel = کنسل
5. Driveway = سرک کوچک که سرک اصلی را به خانه شما وصل میکند
6. Garbage = زباله، آشغال
7. Instrument = وسیله، أسباب
8. List = لیست، فهرست
9. Magic = جادویی، سحر آمیز
10. Message = پیام
11. Notice = شناختن، متوجه شدن
12. Own = مال خود داشتن
13. Predict = پیش گویی کردن
14. Professor = پروفسور
15. Rush = هجوم بردن، خیز زدن
16. Schedule = برنامه زمانی
17. Share = بخش کردن، تسهیم کردن
18. Stage = صحنه نمایش
19. Storm = طوفان
20. Within = در داخل
21. Advertise = تبلیغات، اعلانات
22. Assign = اختصاص دادن
23. Audience = حضار، شنودگان
24. Breakfast = صبحانه
25. Competition = مسابقه
26. Cool = سرد، خنک
27. Gain = کسب کردن، بدست آوردن
28. Importance = اهمیت، اعتبار
29. Knowledge = علم، دانش
30. Major = بزرگ، عظیم
31. Mean = بدجنس، خسیس
32. Prefer = ترجیح دادن
33. President = رئيس جمهور
34. Progress = پیشرفت، ترقی
35. Respect = احترام گذاشتن
36. Rich = سرمایه دار
37. Skill = مهارت، کاردانی
38. Somehow = به نحوی, بطریقی
39. Strength = قدرت، نیروی بدنی
40. Vote = رأی دادن
41. Above = بالای، فراز
42. Ahead = در پیش
43. Amount = مقدار، میزان
44. Belief = عقیده، باور
45. Center = مرکز
46. Common = متداول، عام
47. Cost = هزینه، خرج
48. Demonstrate = ثابت کردن، شرح دادن
49. Different = متفاوت
50. Evidence = سند، شاهد
51. Honesty = صداقت، درست کاری
52. Idiom = اصطلاح
53. Independent = مستقل، خودمختار
54. Inside = داخل چیزی
55. Master = استاد، کاردان
56. Memory = خاطره
57. Proper = شایسته، مناسب
58. Scan = چیزی را بادقت نگاه کردن
59. Section = بخش، قسمت
60. Surface = سطح، نما
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🔺مو و انواع آن:
♻️ ponytail
📖دم اسبی
♻️ a center parting
📖فرق وسط
♻️ a side parting
📖فرق کنار
♻️ spiky
📖موی سیخ سیخی
♻️ shaved
📖تراشیده
♻️ dyed hair
📖موی رنگ شده
♻️ anti-dandruff
📖ضد شوره
♻️ conditioner
📖نرم کننده
♻️ implants
📖کاشت ( مو)
♻️ greasy hair
📖موی چرب
♻️ wig
📖کلاه گیس
♻️ dandruff
📖شوره
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌏جملات کوتاه انگلیسی در #گفتگوهای روزمره :
🌟A lovely day, isn’t it?
★چه یک روز زیبایی، مگر نه؟
🌟 Do i have to?
★آیا مجبورم؟
🌟 Can I help you?
★آیا میتوانم کمک تان کنم؟
🌟 How are things going?
★اوضاع چطور پیش می رود؟
🌟 Any thing else?
★آیا چیز دیگری مدنظر دارید؟
🌟 Are you kidding?
★شوخی می کنی؟
🌟 Are you sure?
★مطمئن هستی؟
🌟 Do you understand me?
★منظورم را درک می کنی؟
🌟 Are you done?
★انجامش دادی؟
🌟 Can I ask you something?
★میتوانم سوالی از شما بپرسم؟
🌟 Can you please repeat that?
★میتوانید لطفا تکرار کنید؟
🌟Did you get it?
★گرفتی؟
🌟Do you need anything?
★آیا به چیزی احتیاج دارید؟
🌟How are you?
★حالت چطور است؟
🌟How do you feel?
★چه احساسی دارید؟
🌟 How much is it?
★قیمت اش چند است؟
🌟 How old are you?
★چند ساله ای؟
🌟 How was your weekend?
★آخر هفته شما چطور بود؟
🌟 Is all good?
★آیا همه چیز خوب است؟
🌟Is everything OK?
★آیا همه چیز OK است؟
🌟What are you doing?
★چکار می کنید شما؟
🌟 What are you talking about?
★راجع به چه چیزی حرف میزنید شما؟
🌟What are you up to?
★به چکاری مشغول هستید؟
🌟What are your hobbies?
★سرگرمی شما چیست؟
🌟What did you say?
★چه گفتید شما؟
🌟 What do you need?
★چه چیزی نیاز دارید؟
🌟 What do you think?
★چه فکر میکنید؟
🌟What do you want to do?
★میخواهید چکار کنید؟
🌟What do you want?
★چه میخواهید؟
🌟What’s the weather like?
★هوا چگونه است؟
🌟 What’s your e-mail address?
★ایمیل آدرس شما چیست؟
🌟What is your job?
★شغل شما چیست؟
🌟 What’s your name?
★اسم شما چیست؟
🌟What’s your phone number?
★شماره گوشی شما چند است؟
🌟 What is going on?
★چه خبر است؟
🌟 When is the train leaving?
★قطار چه وقت عزیمت می کند؟
🌟How can I go to the town centre?
★چگونه می توانم به مرکز شهر بروم؟
🌟Where are you from?
★شما اهل کجا هستید؟
🌟Where are you going?
★کجا میروید شما؟
🌟Where are you?
★کجا هستید؟
🌟Where did you get it?
★از کجا گرفتید؟
🌟Where do you live?
★کجا زندگی می کنید؟
🌟Are you coming with me?
★آیا میتوانید با من بیایید؟
🌟How long will you stay?
★چند مدت میمانید؟
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷کتابخانه به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷ثبت نام کردن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 8
1. Actual = واقعی، حقیقی
2. Amaze = متحیر کردن, مبهوت کردن
3. Charge = هزینه، خرج
4. Comfort = آسایش، آسودگی
5. Contact = تماس، اتصال
6. Customer = مشتری، خریدار
7. Deliver = تحویل دادن
8. Earn = بدست آوردن
9. Gate = دروازه
10. Include = شامل بودن، دربر داشتن
11. Manage = مدیرت، اداره کردن
12. Mystery = رمز و راز
13. Occur = اتفاق افتادن
14. Opposite = روبرو، معکوس
15. Plate = بشقاب
16. Receive = بدست آوردن
17. Reward = جایزه، پاداش
18. Set = قرار دادن، نشاندن
19. Steal = دزدیدن
20. Thief = دزد، جیب بر
21. Advance = پیشرفت، پیش روی
22. Athlete = ورزش کار
23. Average = نرمال، عادی
24. Behavior = رفتار - اخلاق
25. Behind = پشت سر، عقب
26. Course = دوره، کورس
27. Lower = پایین
28. Match = همخوانی داشتن
29. Member = عضو
30. Mental = روانی، ذهنی
31. Passenger = مسافر, رونده
32. Personality = شخصیت
33. Poem = شعر
34. Pole = ستون، تیر
35. Remove = برداشتن
36. Safety = امنیت، ایمنی
37. Shoot = شلیک، زدن
38. Sound = ایجاد سروصدا کردن
39. Swim = شنا کردن
40. Web = تار عنکبوت
41. Block = کنده، توده
42. Cheer = تشویق کردن، دلخوشی دادن
43. Complex = پیچیده، مختلط
44. Critic = نقاد، نقدگر
45. Event = رویداد، سرگذشت
46. Exercise = تمرین کردن
47. Fit = مناسب، سازگار
48. Friendship = دوستی، رفاقت
49. Guide = راهنما
50. Lack = فقدان
51. Passage = گذرگاه
52. Perform = اجرا کردن، نمایش دادن
53. Pressure = فشار
54. Probable = محتمل, احتمالی
55. Public = عمومی, اجتماعی
56. Strike = ضربه زدن
57. Support = پشتیبانی, تکیهگاه
58. Task = وظیفه، کار
59. Term = لفظ، اصطلاح
60. Unite = متحد کردن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
✅در فرودگاه - میدان هوایی:
🔸I would like to buy a ticket, please.
❄️یک تیکت می خواهم، لطفا.
🔸Have you made a reservation?/ Have you booked a seat?
❄️آیا صندلی رزو کرده اید؟
🔸Which airline do you prefer to fly with?
❄️ترجیح می دهید با کدام شرکت هوایی مسافرت کنید؟
🔸One way/single or return/round ticket?
❄️تیکت یکسره یا رفت و برگشت؟
🔸What time does the airplane take off?
❄️هواپیما چه موقع پرواز می کند؟
🔸I have to be at the airport in 30 minutes; I should hire a taxi.
❄️من باید 30 دقیقه دیگر در فرودگاه باشم. باید یک تاکسی دربست بگیرم.
🔸The flight leaves in twenty minutes: we’ll never make it.
❄️بیست دقیقه دیگر پرواز است. ما به پرواز نمی رسیم.
🔸What time do we arrive at the airport?
❄️کی به فرودگاه می رسیم؟
🔸It was most kind of you to take me to the airport.
❄️خیلی لطف کردید مرا به فرودگاه رساندید.
🔸I usually travel by airplane. How about you?
❄️من معمولاً با هواپیما پرواز می کنم. شما چطور؟
🔸Where is the cheek in for flights to Tokyo, please?
❄️قسمت بازرسی پرواز های توکیو کجاست؟
🔸Your baggage is a little overweight.
❄️بار شما یک مقداری اضافه است.
🔸You have 10 kilos of excess weight.
❄️شما 10 کیلو بار اضافی دارید.
🔸Will I have to pay for excess baggage/luggage?
❄️باید برای اضافه بار جریمه بپردازم؟
🔸Your attention, Please, Your attention, please.
❄️توجه فرمایید، توجه فرمایید. لطفا.
🔸Take-off has been delayed for 30 minutes.
❄️پرواز با 30 دقیقه تاخیر انجام می شود.
🔸The plane is delayed by fog.
❄️به خاطر مه، هواپیما تاخیر دارد.
🔸Your boarding pass/ card, Please.
❄️کارت سوار شدن به هواپیما لطفاً.
🔸you can carry just one briefcase with you on board.
❄️فقط می توانید یک کیف دستی همراه خود داخل هواپیما ببرید.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
#Advanced_English_conversations
گفتگوی انگلیسی برای مرحله پیشرفته شامل 100 درس مهم
#Lesson 11 - درس یازدهم
#موضوع :
✔They can serve a purpose
#Dialogue - گفتگو
Emily : What have you got in that box ?
امیلی : چه چیزی در آن جعبه دارید؟
Julie: Some odds and ends . They can serve a purpose when I go out of town .
جولیا : مقداری بقایایی متفرقه. وقتی بیرون از منزل هستم آنها می توانند از این ها استفاده کنند.
Emily: I admire those handy and practical people . They are really dependable .
امیلی : من آن افراد خوش دست و عمل کار را تحسین می کنم. الحق که آنها قابل اعتماد اند.
Julie: Aren't you buttering me up ?
جولیا : آیا شما تملق من را می کنید؟
Emily: Far from it . You just remind me of my uncle . He was literally a Jack - of - all - trades . He used to spend the lion's share of his time fixing stuff .
امیلی : در کل نه. تو فقط من را یاد عمویم می اندازی. او دقیقا کسی بود که چند کار را در آن واحد انجام می داد. او عادت داشت که بیشترین میزان وقت خود را صرف تعمیر چیزی بکند.
Julie : Why don't you introduce me to him ? At least we have something in common .
جولیا : چرا من را به ایشان معرفی نمی کنید؟ حداقل ما در یک چیز علایق مشترک داریم.
Emily : Don't hold your breath . He passed away years ago .
امیلی : نگران نباش اتفاقی رخ نمی دهد. چند سالی میشود که او مرده است.
#Vocabulary - معنی واژه ها
Odds and ends : miscellaneous articles or remnants .
مقالات یا بقایای متفرقه.
Serve a purpose : to have a use .
استفاده کردن.
Out of town : away from home ; out of one's town of residence .
دور از خانه ؛ خارج از شهر محل سکونت خود.
Dependable : ( adjective ) : trustworthy and reliable .
قابل اعتماد و قابل قبول.
Butter up: to praise or flatter someone in order to make him or her more receptive or willing .
تمجید کردن یا تملق کردن از کسی به منظور پذیرا یا تمایل بیشتر او.
Far from it : no ; not at all ; almost the opposite is true .
نه ؛ در کل نه؛ تقریبا متضاد ، درست.
Literally : in a literal manner or sense ; exactly .
به معنای تحت اللفظی ; دقیقا.
Jack - of - all - trades : ( noun ) someone who can do many different jobs .
کسی که می تواند کارهای مختلف انجام دهد.
The lion's share : the largest part of something .
بزرگترین قسمت چیزی .
Have something in common : to share the same interests .
به اشتراک گذاشتن علایق .
Don't hold your breath : to tell someone that an event is not likely to happen .
گفتن به کسی که احتمال وقوع یک رویداد وجود ندارد.
Pass away : to die .
مردن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷دوست صمیمی در انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷ضرب المثل ها به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 6
1. Academy = آکادمی
2. Ancient = باستانی
3. Board = تخته
4. Century = قرن
5. Clue = سرنخ، مدرک
6. Concert = کنسرت، ساز و آواز
7. County = شهرستان, ناحیه
8. Dictionary = لغت نامه
9. Exist = وجود داشتن
10. Flat = تخت، مسطح
11. Gentleman = شخص محترم
12. Hidden = پنهان, مخفی
13. Maybe = شاید، احتمالا
14. Officer = افسر، رئس پلیس
15. Original = اصلی، بکر
16. Pound = پوند، کوبیده
17. Process = روند، عمل
18. Publish = منتشر کردن، چاپ کردن
19. Theater = تئاتر, تماشاخانه
20. Wealth = ثروت، دارایی
21. Appreciate = قدردانی کردن، تقدیر کردن
22. Available = در دسترس, قابل استفاده
23. Beat = بهتر از بقیه عمل کردن
24. Bright = درخشان، تابناک
25. Celebrate = جشن گرفتن
26. Determine = تعیین کردن, تصمیم گرفتن
27. Disappear = غایب شدن
28. Else = دیگر, جز این
29. Fair = نمایشگاه
30. Flow = جاری بودن، روان شدن
31. Forward = رساندن، ارسال کردن
32. Hill = تپه
33. Level = درجه
34. Lone = یکی ، تنها
35. Puddle = گودال, چاه فاضلاب
36. Response = پاسخ دادن
37. Solution = راه حل
38. Season = فصل
39. Waste = بیهوده تلف کردن، ضایعات
40. Whether = خواه، آیا
41. Argue = جر و بحث، مشاجره کردن
42. Communicate = گفتگو کردن, برقراری ارتباط
43. Crowd = جمعیت
44. Depend = نیاز داشتن
45. Dish = بشقاب
46. Empty = خالی
47. Exact = دقیق
48. Fresh = تازه
49. Gather = جمع کردن
50. Indicate = نشان دادن
51. Item = بخش، تکه
52. Offer = پیشنهاد
53. Price = قمت
54. Product = تولید - محصول
55. Property = ویژگی, خاصیت
56. Purchase = خریداری
57. Recommend = توصیه کردن
58. Select = انتخاب کردن
59. Tool = وسیله
60. Treat = بحث کردن ، رفتار کردن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷با خواندن و یادگیری این جملات بهتر انگلیسی صحبت کنید:
#PART 5
🔸 The laws should be clear.
❄️قوانین باید واضح باشد.
🔸 The weather is very hot.
❄️هوا خیلی گرم است.
🔸 There is no breeze here.
❄️اینجا هیچ بادی نمی وزد.
🔸 This is a very old book.
❄️این یک کتاب قدیمی است.
🔸 What are you doing here?
❄️شما اینجا چکار می کنید؟
🔸 Why did you go to Japan?
❄️چرا به جاپان رفتید؟
🔸 Yes, I have a good idea.
❄️بله، من فکر بهتری دارم.
🔸 You can't swim, can you?
❄️تو شنا نمی توانی، می توانی؟
🔸 You go to school, right?
❄️تو مدرسه می روی، درست است؟
🔸 You two are really kind.
❄️شما دوتا واقعا مهربانید؟
🔸 You're absolutely right.
❄️کاملا حق با شما است.
🔸 A tea with lemon, please.
❄️لطفا، یک چای با لیمو.
🔸 All of you did good work.
❄️کار همگی تان خوب بود.
🔸 Are my socks dry already?
❄️آیا جوراب هایم خشک شده است؟
🔸 Did you do your homework?
❄️آیا کارخانگی خود را انجام دادی؟
🔸 Do not eat too much cake.
❄️خیلی کیک نخور.
🔸 He repeated his question.
❄️او سوالش را مجددا تکرار کرد.
🔸 He will love her forever.
❄️او همیشه همسرش را دوست خواهد داشت.
🔸 Hello, how are you doing?
❄️سلام، حال شما چطور است؟
🔸 Don’t treat me like an idiot.
❄️با من مثل یک احمق برخورد نکن.
🔸 His house is very modern.
❄️خانه ای او خیلی پیشرفته است.
🔸 How long do we stop here?
❄️چه مدتی اینجا منتظر می مانیم؟
🔸 I agree to your proposal.
❄️تقاضایی شما را می پذیرم.
🔸 I can't talk with people.
❄️من با مردم نمی توانم حرف بزنم.
🔸 I don't like any of these.
❄️هیچ یک از این ها را نمی پسندم.
🔸 I don't like you anymore.
❄️بیشتر از این از تو خوشم نمی آید.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
#Advanced_English_conversations
گفتگوی انگلیسی برای مرحله پیشرفته شامل 100 درس مهم
#Lesson 9 - درس نهم
#موضوع :
✔Determination pays off
#Dialogue - گفتگو
Bill : Sally is dropping out of school . She's getting married in two weeks .
بیل: سالی، این دوره تحصیلی مدرسه را رها کرده است . او دوهفته میشود که ازدواج نموده است.
Mike : She's a nitwit if she thinks that marriage is a picnic . That's no joke .
مایک : اگر او فکر کرده که ازدواج مثل رفتن به تعطیلات آسان است، الحق که او احمق است. این کار ها شوخی نیست.
Bill : But , her husband is a business tycoon . He's going to back her up for good .
بیل : اما، شوهر او یک تاجر ثروتمند است. او بطور دایمی سالی را حمایت خواهد کرد.
Mike : Well , I have to change my mind . It makes sense to take shortcuts to success in this tough and rough world .
مایک: خوب، من باید نظرم را تغییر دهم. قابل توجیه است که در این دنیای سخت و خشن یک راه مستقیم تر به موفقیت پیدا کنی.
Bill : I remember when she said that she would make her dreams come true one way or another .
بیل: بخاطر می آورم که باری او گفت؛ من به رویا هایم به هر شکل ممکن که باشد جامه عمل خواهم پوشاند.
Mike : I must admit that determination pays off !
مایک: برای موفق شدن باید به این عزم راسخ اعتراف کنم.
#Vocabulary - معنی واژهها
Drop out of : to abandon a course of study .
رها کردن یک دوره تحصیلی .
Nitwit : ( adj ) idiot .
ادم سفیه و احمق
A picnic : a pleasant and easy activity .
یک فعالیت دلپذیر و آسان .
No joke : a difficult or serious matter .
یک موضوع سخت یا جدی .
Tycoon : a wealthy , powerful person in business or industry .
یک فرد ثروتمند و قدرتمند در تجارت یا صنعت.
Back someone up : to support .
برای حمایت
For good : permanently ; forever .
به طور دائمی؛ برای همیشه
Change one's mind : to adopt a different opinion or plan .
برای اتخاذ یک نظر یا طرح متفاوت
Make sense : be intelligible , justifiable , or practicable .
قابل فهم , قابل توجیه یا عملی .
Take shortcuts : a method or means of doing something more directly and quickly than and often not so thoroughly as by ordinary procedure .
روش یا وسیله ای برای انجام کاری مستقیم تر و سریع تر از و اغلب نه به طور کامل، مانند رویه معمولی.
One way or another : in any way that is possible
به هر شکل ممکن
Pay off : to yield good results ; succeed .
برای به دست آوردن نتایج خوب؛ موفق شدن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷اصطلاحات آرایشگاهی در انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷اخراج شدم به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
#Advanced_English_conversations
گفتگوی انگلیسی برای مرحله پیشرفته شامل 100 درس مهم
#Lesson 13 - درس سیزدهم
#موضوع :
✔Quit keeping up with the Joneses
#Dialogue - گفتگو
Steve: Why don't you mind your own business and quit keeping up with the Joneses ? You're just wasting your time .
استیف : چرا در زندگی دیگران دخالت می کنی و تقلید از سبک زندگی همسایگان را متوقف نمی کنی؟ تو فقط وقت خود را تلف می کنی.
Tom : Because of my wife . She keeps moaning and squawking about money .
تام : بخاطر همسرم. چونکه او مرتب راجع به پول شکایت دارد.
Steve : Some people are bound to learn it the hard way . I can't stand hearing such nonsense .
استیف : بعضی افراد مقدر شده است که شما را با تجربه کردن بیاموزاند. من که از شنیدن چنین چرندیات متنفرم.
Tom: I've tried hard to point out the fact that we different but to no avail . She is a jealous woman . Isn't she your sister ? Why don't you talk her round ?
تام : من خیلی سعی کردم به این واقعیت اشاره کنم که ما متفاوت هستیم اما فایده ای نداشت.
او یک زن حسود است. آیا او خواهرت نیست؟
چرا تو متقاعدش نمی کنی؟
Steve : What ? Sure , it's getting overcast . Isn't it ? I had better get home before it gets dark .
استیف : چی ؟ مطمئنا، هوا در حال تاریک شدن است. مگر نه؟ بهتر است قبل از اینکه هوا تاریک شود به خانه برسم.
#Vocabulary - معنی واژه ها
Mind your own business : to concern oneself only with what is of interest to oneself and not interfere in the affairs of others .
یک فرد فقط به آنچه مورد علاقه خودش است بپردازد و در امور دیگران دخالت نکند.
Keep up with the Joneses : try to equal your neighbors ' lifestyle .
اینکه سعی کنید سبک زندگی خود را با همسایگان خود برابر کنید.
Moan : to complain .
شکایت کردن .
squawk : to complain .
شکایت کردن .
To be bound to do something : Be certain or destined to do something .
قطعی یا مقدر بودن برای انجام کاری .
Learn something the hard way : to discover what you need to know through experience or by making mistakes .
برای کشف آنچه باید از طریق تجربه یا با اشتباه کردن بدانید.
Can't stand : to hate ; to dislike .
متنفر بودن ؛ دوست نداشتن .
Point out : to explain or to tell someone something .
توضیح دادن یا گفتن چیزی به کسی .
To no avail : without success .
بدون موفقیت .
Talk someone round : to convince ; to persuade .
متقاعد کردن، وادار کردن
Overcast : ( of the sky or weather ) marked by a covering of grey cloud ; dull .
(آسمان یا آب و هوا) که با پوشش ابری خاکستری مشخص شده است. کدر .
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌍60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 9
1. Associate = وابسته کردن، مربوط ساختن
2. Environment = محیط، اطراف
3. Factory = فابریکه، کارخانه
4. Feature = ویژگی، خصوصیات
5. Instance = نمونه، مثال
6. Involve = درگیر شدن, گرفتار شدن
7. Medicine = دوا
8. Mix = مخلوط کردن
9. Organize = درست کردن
10. Period = مدت ، دوره
11. Populate = جمعیت
12. Produce = تولید کردن، محصول
13. Range = محدوده، حدود
14. Recognize = شناختن، تشخیص دادن
15. Regular = منظم، معین
16. Sign = تابلو، علامت، نشانه
17. Tip = نوک، سرقلم
18. Tradition = سنت، رسم، رواج
19. Trash = زباله، آشغال
20. Wide = وسیع، عریض
21. Advice = نصیحت، اندرز
22. Along = در امتداد
23. Attention = توجه ، حواس
24. Attract = جذب کردن
25. Climb = بالا رفتن
26. Drop = افتادن
27. Final = آخری
28. Further = به علاوه, بیشتر
29. Imply = اشاره کردن، رساندن
30. Maintain = نگه داشتن، حفظ کردن
31. Neither = هیچ یک از این دو
32. Otherwise = در غیر این صورت
33. Physical = فیزیکی، جسمی
34. Prove = ثبوت کردن
35. React = واکنش نشان دادن
36. Ride = سواری کردن
37. Situated = واقع شده در
38. Society = جامعه، اجتماع
39. Standard = استاندارد، معیاری
40. Suggest = پیشنهاد دادن
41. Actually = در حقیقت
42. Bite = دندان گرفتن
43. Coast = ساحل
44. Deal = معامله کردن
45. Desert = صحرا
46. Earthquake = زلزله
47. Effective = تاثیر گذار
48. Examine = معاینه کردن
49. False = اشتباه
50. Gift = هدیه
51. Hunger = گرسنگی
52. Imagine = تصور کردن
53. Journey = سفر کردن (سفر طولانی)
54. Puzzle = معما، چیستان
55. Quite = کاملا، تماما
56. Rather = نسبتا، ترجیحا
57. Specific = خاص، ویژه
58. Tour = گشت، سیاحت
59. Trip = سفر کردن
60. Value = ارزش، بها
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🔺شیوههایی برای پذیرش عذرخواهی کسی:
• Don't mention it
🔸راجع به آن حرف نزنید
• Not at all
🔸اصلا
• I quite understand
🔸من کاملا درک می کنم
• It's ok
🔸مشکلی نیست
• You couldn't help it
🔸از تو دیگه چیزی نمی آید
• That's all right
🔸درست است
• That's ok
🔸اشکالی ندارد
• No harm done
🔸هیچ آسیبی وارد نشده است
• Never mind
🔸بیخیال
• Don't worry Forget it
🔸نگران نباش فراموشش کن
• Let it go!
🔸رهایش کن!
• Let's forget it
🔸فراموش کن
• It doesn't matter
🔸اهمیتی ندارد
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷جزیره به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷مشتری به انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
#Advanced_English_conversations
گفتگوی انگلیسی برای مرحله پیشرفته شامل 100 درس مهم
#Lesson 12 - درس دوازدهم
#موضوع :
✔University is a thing of the past !
#Dialogue - گفتگو
Sally: I'm sure my university days seem happier in retrospect than they really were . Doesn't that sound weird ?
سالی : من مطمئن هستم که روزهای دانشگاه من در گذشته شادتر از آنچه بود که به نظر می رسد. آیا عجیب به نظر نمی رسد؟
Mark : Well , go easy on yourself . University is a thing of the past !
مارک : خوب، به خودت سخت نگیر. دانشگاه مال گذشته است.
Sally: Go easy on the popcorn then ; we are running short of it already .
سالی : پس از پاپکورن زیاد استفاده نکن ؛ ما در حال حاضر به کمبود آن مواجه هستیم.
Mark: I always teach you to see the beauty of life , but all you teach me is to hold a grudge .
مارک : من همیشه به تو یاد می دهم زیبایی های زندگی را ببینی، اما تو تنها چیزی که به من یاد می دهی کینه توزی است.
Sally: Don't you see that you're pushing it ! I'll throw you out unless you watch your words .
سالی : نمی بینی که زیادی مسئله را بزرگ می کنی! بیرونت می کنم مگر اینکه مراقب حرفایت باشی .
Mark : Why does it always end up like that ?
مارک: چرا همیشه اینطوری تمام می شود؟
#Vocabulary - معنی واژه ها
In retrospect : thinking now about something in the past .
فکر کردن به چیزی در گذشته
Go easy on someone: to treat someone in a gentle way .
با کسی با ملایمت رفتار کردن
A thing of the past : a thing that no longer happens or exists .
چیزی که دیگر اتفاق نمی افتد و وجود ندارد.
Go easy on ( something ) : to not take or use too much of something .
از چیزی زیاد نگرفتن یا استفاده نکردن .
Run short of ( something ) : something that no longer happens .
چیزی که دیگر اتفاق نمی افتد
Hold a grudge : not let it go when you feel someone's insulted or wronged you .
وقتی احساس میکنید کسی به شما توهین یا ظلم کرده است، آنرا رها نمی کنید
Push it : to continue to do or to try to do something when one should stop .
ادامه دادن به انجام یا تلاش برای انجام کاری در زمانی که باید متوقف شود.
Unless if not Watch one's words : be careful about what you say .
مراقب حرفایی که میزنی باش .
End up : to finally be in a particular place or situation .
در نهایت در یک مکان یا موقعیت خاص قرار گرفتن .
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
☺️60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 7
1. Alive = زنده، در قید حیات
2. Bone = استخوان
3. Bother = عذاب دادن ، زحمت دادن
4. Captain = کاپتان، کشتی ران
5. Conclusion = نتیجه، خاتمه
6. Doubt = تردید، شک داشتن
7. Explore = اکتشاف کردن
8. Foreign = خارجی، کشور دیگر
9. Glad = خوشحال
10. However = بهرحال
11. Injustice = بی عدالتی, ظلم
12. International = بینالمللی
13. Lawyer = حقوق دان
14. Mention = یادآوری، نام بردن
15. Policy = پالیسی, قانون
16. Social = اجتماعی
17. Speech = سخنرانی
18. Staff = کارمندان, کارکنان
19. Toward = به سمت, نزدیک به
20. Wood = چوب
21. Achieve = دست آورد
22. Advise = مشورت دادن
23. Already = قبلا
24. Basic = اساسی
25. Bit = تکه، ذره
26. Consider = در نظر گرفتن, مطرح کردن
27. Destroy = نابود کردن، در نظر گرفتن
28. Entertain = مشغول کردن، سرگرم کردن
29. Extra = اضافی، زیادی
30. Goal = هدف
31. Lie = دروغ، کذب
32. Meat = گوشت
33. Opinion = نظر، عقیده
34. Real = واقعی، حقیقی
35. Reflect = انعکاس دادن
36. Regard = توجه
37. Serve = خوراک دادن
38. Vegetable = سبزی، گیاه
39. War = جنگ
40. Worth = باارزش
41. Appear = ظاهر شدن، طلوع کردن
42. Base = پایه ، اساس
43. Brain = مغز، هوش، ذکاوت
44. Career = مقام یاشغل
45. Clerk = منشی
46. Effort = کوشش، تلاش
47. Enter = وارد شدن
48. Excellent = عالی، بسیار خوب
49. Hero = قهرمان, دلاور
50. Hurry = عجله کردن
51. Inform = اطلاع دادن
52. Later = بعدا
53. Leave = ترک کردن
54. Locate = تعیین محل کردن
55. Nurse = نرس، خدمه
56. Operation = عملیات
57. Pain = درد
58. Refuse = نپذیرفتن، رد کردن
59. Thought = فکر، اندیشه، تفکر
60. Various = گوناگون، متنوع
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷جملاتی که در طول پرواز کاربرد دارد:
🔸This is captain speaking.
▫️خلبان صحبت میکند.
🔸The plane altered course.
▫️هواپیما تغییر مسیر داد.
🔸Do you usually travel first class?
▫️آیا همیشه سندلی درجه یک می گیری؟
🔸No, I generally fly economy.
▫️نه، معمولاً با درجه دو مسافرت می کنم.
🔸We are going to stop over in Tokyo.
▫️ما تصمیم داریم توقفی در توکیو داشته باشیم.
🔸The plane has a crew of 10.
▫️خدمه پرواز ده نفر هستند.
🔸We had a two-hour stopover in Beijing on our way to Tokyo.
▫️در پروازمان به توکیو یک توقف دو ساعته در پکن داشتیم.
🔸If this plane is late, I will miss my connection in Dallas.
▫️اگر این هواپیما دیر برسه، پرواز رابط در دالاس را از دست می دهم.
🔸we will be landing in just a few minutes.
▫️چند دقیقه دیگر فرود می آییم.
🔸The local time is 8:30.
▫️ساعت به وقت محلی 8:30 میباشد.
🔸My ears began buzzing as the airplane rose higher.
▫️وقتی هواپیما اوج می گرفت، گوشهایم شروع به وزوز کردن کرد.
🔸There’s not much leg-room in an airplane.
▫️در هواپیما جا برای پا خیلی کم است.
🔸It’s no matter when we arrive. I will call them once/as soon as I reach at the airport.
▫️مهم نیست چه وقت برسیم. تصمیم دارم وقتی به فرودگاه رسیدیم به آنها زنگ بزنم.
🔸I do not want to be stranded at the airport for two hours.
▫️من نمیخواهم 2 ساعت در فرودگاه سر گردان باشم.
🔸we were bussed from the airport to the hotel.
▫️ما را با اتوبوس از فرودگاه به هتل بردند
🔸The plane circled the airport twice before landing.
▫️هواپیما پیش از فرود دو بار بر فراز فرودگاه چرخید.
🔸Put out your cigarette, please.
▫️لطفاً سیگارتان را خاموش کنید.
🔸Please bring your seats to the upright position.
▫️لطفاً صندلی هایتان را به حالت عمودی در بیاورید.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷رفتن به خرید در انگلیسی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
💥کانال یوتیوب ما:
👇 🇯🇴🇮🇳 👇
YouTube.com/learningEnglish2022
#Advanced_English_conversations
گفتگوی انگلیسی برای مرحله پیشرفته شامل 100 درس مهم
#Lesson 10 - درس دهم
#موضوع :
✔ They must be bugging us !
#Dialogue - گفتگو
Emily: Enough already ( 1 ) ! I heard you the first time !
امیلی : دیگر کافی است! اولین بار است که از تو میشنوم!
Julie: Fair enough ! If I were in your shoes , I would also be out of my mind .
جولیا : به اندازه کافی منصفانه است! اگر من در شرایط و احوال تو بودم، منم غیر منطقی و دیوانه بودم.
Emily : How on earth do you give away ( 1 ) such secrets about our business ?
امیلی : تو چگونه می توانی این راز را درباره شغل ما مخفی نگهداری؟
Julie : Believe it or not . Someone else , other than me and you , has already ( 2 ) informed them about our plans .
جولیا : تعجب آور اما درست است. یکی دیگر، بجز از من و تو، آنها را قبلا از برنامههای ما مطلع نموده است.
Emily : Already (3) ? Who on earth could be that third party ?
امیلی: چه زود؟ این فرد ثالث بین من و تو که می تواند باشد؟
Julie : They must be bug ging us or else how will they figure out that we are giving away ( 2 ) free samples ?
جولیا: آنها باید در وسایل ما دستگاه شنود جاسازی کرده باشند. بجز این چگونه می توانند بفهمند که ما به مردم نمونه های رایگان بدون دستمزد بخشیده ایم.
#Vocabulary - معنی واژه ها
Already ( 1 ) : used as an intensifier to express exasperation or impatience .
به عنوان تشدید کننده برای ابراز عصبانیت یا بی حوصلگی استفاده می شود.
Fair enough : used to admit that something is reasonable or acceptable .
برای اعتراف به اینکه چیزی معقول یا قابل قبول است استفاده می شود.
In one's shoes : in someone's else place or situation .
در مکان یا موقعیت دیگری .
Out of one's mind: to be crazy and irrational .
دیوانه و غیر منطقی بودن .
On earth : used after question words to emphasize that you are surprised or annoyed .
از کلمات بعد از سوال برای تاکید بر اینکه، شما متعجب یا آزرده شده اید استفاده می شود.
Give away ( 1 ) : to tell information or facts that you should keep secret .
برای گفتن اطلاعات یا حقایقی که باید مخفی نگه دارید.
Believe it or not: this is surprising but true ( Used to introduce a surprising fact )
این تعجب آور اما درست است (برای معرفی یک واقعیت شگفت انگیز استفاده می شود)
Other than : apart from ; except .
جدا از ؛ بجز
Already ( 2 ) : previously
قبلا
Already ( 3 ) : so soon .
خیلی زود
Third party: a third person other than the two involved .
شخص ثالثی غیر از دو نفر درگیر.
Bug : to place or hide a listening device inside something .
قرار دادن یا پنهان کردن دستگاه شنود در داخل چیزی.
Or else : used to say what will happen if another thing does not happen
برای گفتن؛ اگر اتفاقی دیگر نیفتد چه میشود. استفاده می شود
Give away ( 2 ) : give people stuff without pay .
بدون دستمزد به مردم چیزی دادن
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
☺️60 واژه مهم انگلیسی با معنی فارسی:
#PART 5
1. Blood = خون
2. Burn = سوزاندن
3. Cell = اتاق کوچک در زندان
4. Contain = دارا بودن، حاوی
5. Correct = درست
6. Crop = محصول
7. Demand =تقاضا کردن
8. Equal = همسان
9. Feed = تغذیه کردن
10. Hole = سوراخ، گودال
11. Increase = افزایش دادن
12. Lord = مالک، أرباب
13. Position = وضعیت، موقعیت
14. Rise = بالا آمدن, ترقي
15. Owe = مدیون، بدهکار بودن
16. Responsible = مسؤل
17. Sight = منظره, چشم انداز
18. Spot = محل، مکان
19. Structure = ساختمان
20. Whole = تمام، کامل
21. Coach = مربی فوتبال
22. Control = کنترل کردن
23. Description = شرح، توصیف
24. Direct = مستقیم، راست
25. Exam = امتحان
26. Example = مثال
27. Limit = حد ، حدود
28. Local = محدود به یک محل
29. Magical = جادویی، سحر آمیز
30. Mail = نامه، پست
31. Novel = رمان
32. Outline = طرح کلی
33. Peot = شاعر
34. Print = چاپ کردن
35. Scene = صحنه
36. Sheet = ورق، صفحه
37. Silly = احمقانه
38. Store = فروشگاه
39. Suffer = رنج بردن
40. Technology = تکنالوژی
41. Across = از این طرف به آن طرف
42. Breathe = نفس کشیدن
43. Characteristic = مشخصات، مشخصه
44. Consume = غذا خوردن
45. Excite = هیجان
46. Extreme = حداکثر، منتهی
47. Fear = ترسیدن
48. Fortunate = خوشبخت, خوش شانس
49. Happen = رخ دادن، اتفاق افتادن
50. Length = طول، امتداد
51. Mistake = اشتباه کردن
52. Observe = مشاهده کردن
53. Opportunity = چانس، فرصت
54. Prize = جایزه، أنعام
55. Race = مسابقه
56. Realize = پی بردن، دانستن
57. Respond = پاسخ دادن, واکنش نشان دادن
58. Reside = اقامت داشتن، ساکن بودن
59. Risk = ریسک، احتمال زیان و ضرر
60. Yet = هنوز
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official
🌷با خواندن این جملات بهتر انگلیسی صحبت کنید:
#PART 4
▫️He was painfully skinny.
🔸او خیلی لاغر بود.
▫️ He will always loves his girlfriend.
🔸او همیشه دوست دخترش را دوست خواهد داشت.
▫️ His mother was a singer.
🔸مادر او یک آوازخوان بود.
▫️ How do you know my name?
🔸اسم مرا چطور می دانی؟
▫️ How's the weather there?
🔸هوای آنجا چطور است؟
▫️ Hurry up! We'll be late.
🔸عجله کن! دیرمان میشود.
▫️ I don't understand this.
🔸من این را نفهمیدم.
▫️ I'd better not eat that.
🔸ترجیح می دهم این را نخورم.
▫️ I'll do it by all means.
🔸من این کار را با کمال میل انجام خواهم داد.
▫️ I'm good at English.
🔸من در انگلیسی خوبم.
▫️ I'm sorry to bother you.
🔸ببخشید که شما را اذیت کردم.
▫️ It's not rocket science.
🔸کار مشکلی نیست.
▫️ Looks aren't everything.
🔸چهره همه چیز نیست.
▫️ Mary has her back to us.
🔸ماری به ما پشت کرده است.
▫️ My strength is all gone.
🔸تمام توانایی ام نابود شده است.
▫️ She'll succeed for sure.
🔸او قطعا موفق خواهد شد.
▫️ Take whichever you want.
🔸هرکدام را می خواهی بگیر.
▫️ The house was in flames.
🔸خانه در شعله می سوخت.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
➠ @Learn_English_deeply
➠ @Learn_grammar_official