690
فروش کتاب به قیمت مناسب جهت رشد و آگاهی شخصی شما
اگر معاشرت با دیگران تو را آزرده میکند، همیشه قدری از تنهایی ات را با خود به جمع ببر.
یعنی بیاموز آنچه میاندیشی را فوراً ابراز نکنی،
چیزی که میشنوی را زیاد جدی نگیری و از دیگران بیش از اندازه انتظار نداشته باشی.
📕 #در_باب_حکمت_زندگی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
@Ketabzharf
💫کانال VIP به مناسبت تولد ادمین رایگان شد🌹
قیمت اصلی : 299 هزار تومان
عضویت در کانال VIP
🫵فقط امشب رایگان عضو شو
👇👇👇👇👇
/channel/addlist/abLWLFo08rhkZWU0
اینجا سرزمینیست که برای آزادی جنگیدیم، ولی حالا برای نان میجنگیم!
نکتهی عدالت این است که همه وقتی برابر میشوند که مُردهاند...!
#ویکتور_هوگو
#کتاب_بینوایان
@Ketabzharf
از خاک یونان رو مدتی هست مطالعه میکنم و سعی میکنم خیلی آروم پیش برم تا بتونم قشنگ هضمش کنم. اما این کتاب درباره ی چی هست؟ یک کتاب شاعرانه که به زیبایی تمام درباره ی زندگی نویسنده نیکوس کازانتزاکیس، فیلسوف و نویسنده ی یونانی هست، یجور اتو بایوگروفی. ایشون خالق اثر معروف زوربای یونانی هم هستن که زوربا واقعا شخصیت دوست داشتنی و فراموش نشدنی هست. بسیار جای بحث داره زوربا.
کازانتزاکیس بسیار تحت تأثیر نیچه بوده و یکی از نویسندگان به سبک اگزیستانسیال هست. اون جمله ی معروف زوربا که وقتی مرگ سراغت میاد براش چیزی جز خرابه باقی نگذار هم در خیره به خورشید نقل قول شده.
اما فارغ از معروف بودن یا نبودن، اینکه اصلا شما علاقمند به این کتاب میشین یا نه برام خیلی جالبه قرن بیست مسائلی مطرح میشه، سوالات بسیار عمیق مثل داروین و خداوند، دین و عیسی مسیح، تناقض هایی که نویسنده در جوانی بهش میخوره، مرز بین روح القدس بودن ذات انسان ها و تکاملی که از میمون ها بهش رسیده، بحث های مفصلی که با کشیش ها میکنه بسیار تأمل برانگیزه. با خوندنش چقدررر جای خالی اینجوری مباحث رو در ادبیات خودمون کم میبینم. چقدر علوم انسانی ما مسیر یکطرفه ای رفته و تمرکزش بیشتر روی عرفان بوده که من خودم واقعا علاقه دارم. منتها به صدساله پیش که برمیگردی یا حتی الان ما واقعا با فرسنگ ها فاصله با مسائل انسانی و حتی اساسی ترین سوال ها و پاسخ ها داریم پیش میریم و خیلی هم تعجب میکنیم چرا تو جامعه ی ما بجای متخصص یه عالم دینی باید برای ما تصمیم بگیره؟!
من شخصا جامعه ی امروز رو برآیند عمیق ترین پیوند هایی میدونم که ما با علوم انسانی داریم، یعنی جامعه ی امروز ما آیینه ی کامل از علوم انسانی ماست، عمیق ترین و ریشه ای ترین فرهنگ ماست.
مگر تاریخ یا تفکر متفاوتی داشتیم؟
چقدر تفکرات ما به چالش کشیده شده یا نقد شده؟! یسری مسائلی هم که بحث میشه بی تعارف اکثرش رو از کتاب های اونا یاد میگیریم.
واقعا دغدغه های نیکوس کازانتزاکیس رو میخونی، جهان بینی که داره و در عین حال ارادت و وفاداری که به گذشته ی کشورش رو میبینی، متوجه میشی چقدر رشد باید یک مسیر متعادل باشه نه فقط با خراب کردن گذشته یا چسبیدن به الان.
و قطعا در خلأ که شکل نگرفته.
حتما زوربا یا سایر اثرهای ایشون تحث تأثیر اون تپه های مرجانی بوده که ایشون رشد کردن.
البته قصد جسارت به اندیشمندان و نویسندگان بزرگی که زحمت کشیدن برای شکوفایی کشورمون رو ندارم و برای همین مقدار اندیشه ای که داریم چقدر مدیون این بزرگواران هستیم.
واقعا بهترین دعایی که برای کشورم میتونم بکنم رشد علوم انسانی هست. شاید در سایه ی این بزرگوار ما هم اندیشیدن رو بیشتر یاد بگیریم و بتونیم نرمال و عادی زندگی کنیم.
@Ketabzharf
نیچه می نویسد: "تنها یک چیز ضروری است. این که ما به قهرمانان زندگی های خویش مبدل گردیم و در این صورت است که آشکار می گردد چگونه محدودیت یک روایت واحد ... بر هر چیز بزرگ و کوچکی در زندگی مان حکمرانی می کند". هایدگر نیز به چنین چیزی باور دارد. آدمی، هر که باشد، زندگی اش می بایست با او واجد یگانگی باشد، استمرار و پیوستگی ای که از برساختن زندگی فرد همچون یک اثر هنری ناشی می شود.
------
منبع:
فلسفه قاره ای و معنای زندگی، نوشته #جولیان_یانگ، ترجمه #بهنام_خداپناه #نشر_حکمت، صفحه دویست و هشتاد و دو.
@Ketabzharf
ویلیام جیمز فیلسوف، روانشناس و موسس مکتب پراگماتیسم در کتاب «تنوع تجربه دینی» نقطه عزیمت خود را از «نهادی بودن دین» به سمت «تجربه فردی» می برد. به نظر او دین پیش از آنکه در قالب کلیسا، مسجد یا معبد نهادینه شود، در دل افراد شکل میگیرد. همین تجربه های درونی است که به دین معنا می بخشد و بدون آن نهادهای دینی صرفا پوسته خالی خواهند بود.
از نگاه جیمز تجربه دینی یک امر زنده و شخصی است. امری که فرد در خلوت خود با احساسات، عواطف و ناخودآگاه خود می آزماید. بنابراین دین را نمیتوان صرفا مجموعه ای از قواعد اجتماعی دانست. تجربه دینی همان لحظه های وجد، ایمان، اضطراب یا آرامشی است که فرد در ارتباط با امر متعالی تجربه می کند.
جیمز با رویکرد روانشناختی، تنوع این تجربه ها را برجسته می کند. برخی افراد دین را در قالب شادی و خوش بینی تجربه می کنند و برخی دیگر از مسیر رنج، اضطراب و احساس گناه به سوی رستگاری و آرامش می رسند.
این تنوع نشان می دهد دین در جوهره اش به شدت فردی و وابسته به ساختار روانی و زیستی اشخاص است.
در مقابل دین نهادی یا نهادهای دینی کوشیده اند تجربه های متنوع افراد را به قالب های یکسان و قواعد ثابت درآورند. از این منظر، دین به یک سازمان اجتماعی و مجموعه ای از آیین ها تبدیل می شود. اما جیمز هشدار می دهد که اگر جوهره زنده تجربه فردی فراموش شود، «دین نهادی» توان پاسخگویی به نیازهای واقعی انسان را از دست میدهد.
نگاه پراگماتیستی جیمز نیز به همین بحث معنا میبخشد. او ارزش دین را نه در صحت یا بطلان گزاره های الهیاتی، بلکه در «آثار عملی آن بر زندگی فردی» می بیند. اگر تجربه دینی موجب معنا یافتن زندگی، آرامش روانی، یا توان غلبه بر دشواری ها شود آن تجربه حقیقی و ارزشمند است. حتی اگر نهادهای دینی آن را تایید نکنند.
در جمع بندی، جیمز دین را بیش از آنکه یک نهاد اجتماعی بداند، تجربه ای زنده و روانشناختی معرفی میکند که در تک تک افراد رخ می دهد. نهادهای دینی تنها زمانی معنا پیدا می کنند که بازتاب دهنده و نگهدارنده این تجربه های فردی باشند. به بیان دیگر در نگاه او دین اگر از تجربه شخصی جدا شود به قالبی خشک و بی روح بدل خواهد شد.
@Ketabzharf
عبور از مراحل اضطراب ضروری است؛ زیرا در آنجا امید به نزدیک شدن به «فردیت» مخفی است. به عنوان یک تحلیلگر، من اعتقاد دارم که باید ترسهایمان را شناسایی کرده و با آنها مواجهه کنیم. هنگامی که این کار را انجام میدهیم، به رغم همه اضطرابی که ایجاد میشود، احساس بهتری داریم، زیرا میدانیم که در حال زندگی کردن با خودمان هستیم.
@Ketabzharf
.
#مرداب_روح📚
#جیمز_هالیس
#ترجمه_ندا_خطائی
📘در ستایش پوپولیسم
دیالوگ ارنستو لاکلائو و اسلاوی ژیژک
📝ترجمه : محمد ایزدی، عباس ارض پیما
دوستان پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید
سطر به سطرش زیباست.....
در جنگ، آدمی آرامآرام میمیرد.
نه فقط با گلوله؛
بلکه با هر دوستی که از دست میدهد،
هر خواب شبانهای که دیگر برنمیگردد،
هر لحظهای که باید عشق بورزد اما به جای آن پنهان میشود پشت یک سنگر.
و وقتی جنگ تمام میشود؛
آنچه باقی میماند،
آدمهاییست با قلبهای شکسته،
که باید یاد بگیرند دوباره زندگی کنند.
✍#ارنست_همینگوی
📚وداع با اسلحه
@Ketabzharf
اثر دارونما نیز درست مانند هیپنوتیزم در اثر تعامل آگاهی فرد با سیستم عصبی خود مختار حاصل میشود به بیان ساده ذهن خودآگاه در ذهن ناخودآگاه ادغام میشود وقتی بیمار دارونما فکری را به عنوان واقعیت می پذیرد و نتیجه نهایی را از نظر عاطفی قبول و به آن اعتماد میکند اتفاق بعدی بهبودی است. که آبشاری از رویدادهای فیزیولوژیکی ایجاد میشود و به صورت خودکار همه این تغییرات زیستی را رقم میزند بدون اینکه ذهن خودآگاه فرد درگیر ماجرا شود فرد میتواند به سیستم عامل دسترسی پیدا کند که این عملکردها در آنجا به صورت همیشگی اجرا میشود وقتی شخصی به این مرحله رسید مانند این است که بذری را در زمین حاصلخیزی کاشته باشد سیستم به صورت خودکار مابقی کارها را انجام میدهد در واقع لازم نیست کسی کاری انجام دهد بلکه کار خود به خود انجام میشود.
کتاب قدرت باور صفحه ۱۹۹
@Ketabzharf
در سردترین و تاریکترین ساعتِ شب،
وقتی همهچیز ساکت و ناامیدکننده به نظر میرسد،
خورشید آرامآرام طلوع میکند.
نه با سر و صدا، نه ناگهانی؛
اما آنقدر قطعی که تاریکی هیچ شانسی ندارد
@Ketabzharf
این جمله ولتر بسیار عمیق است
کسانی که میتوانند تو را وادار کنند به پوچیها باور داشته باشی، میتوانند تو را وادار کنند جنایت کنی.
Those who can make you believe absurdities can make you commit atrocities.
کسانیکه امروز با نهایت قساوت خون مردم بیگناه را می ریزند قبل از آن در آزمون باور به عقاید پوچ قبول شده اند.
@Ketabzharf
پس جهنم اين است...!
هرگز به این شکل درباره اش فكر نمی كردم!
به خاطر دارید؟ گوگرد، آتش، سيخ! آه...!
عجب حرف های مضحكی سال ها در مغزمان فرو کردند!
احتياجی به سيخ نيست!
حالا فهمیدم، جهنم همان زندگیِ
اجباری با احمق های اطراف است!
📕 نمایشنامه در بسته
✍️ #ژان_پل_سارتر
@Ketabzharf
هر قدر عقاید کسی احمقانهتر باشد
باید کمتر با او مخالفت کرد.
رومن گاری
@Ketabzharf
برای آنکه آدمی براستی انسان باشد و از حیوان ذاتاً و واقعاً تفاوت یابد، باید آرزوی انسانیاش به نحو موثر بر آرزوی حیوانیاش چیره شود.
#خدایگان_و_بنده
#فریدریش__هگل
@Ketabzharf
■ قسمت چهاردهم ( #هگل)
■ #فردریش_هگل فرزند خلف #رمانتی_سیسم بود.
او همه ی اندیشه هایی را که در عصر رومانتیک سر برآورده بود یکپارچه کرد و توسعه داد ولی به بسیاری از رومانتیک ها از جمله #شلینگ به دیده ی انتقادی نگریست.
شلینگ مانند دیگر رومانتیک ها می گفت ژرف ترین مفهوم حیات در چیزی است که آن ها #روح_جهانی می خواندند
هگل نیز اصطلاح روح جهانی را به کار گرفت ولی به معنایی کاملا تازه.مقصود او از روح جهانی یا عقل جهانی مجموعه ی تمامی مظاهر انسانی ست،چون فقط انسان است که روح دارد.
چنانچه پیشتر گفتیم #کانت درباره ی #شیء_فی_نفسه سخن گفت.البته منکر شد که بشر بتواند از رازهای درونی طبیعت شناختی روشن پیدا کند ولی پذیرفت که نوعی حقیقت دست نیافتنی وجود دارد.
هگل می گفت «حقیقت ذهنی است» و بدین ترتیب وجود هرگونه حقیقت مافوق یا ماورای عقل انسان را رد می کند.به گفته ی او « هر معرفتی معرفت انسانی است»
“فلسفه هگل چیزی درباره ی ماهیت درونی حیات به ما نمی آموزد ولی یاد می دهد چگونه سودبخش بیندیشیم.”
نظام های فلسفی پیش از هگل همه یک وجه مشترک داشتند،همه می کوشیدند برای شناخت انسان از جهان #ضوابط_جاودان وضع کنند ولی به عقیده هگل مبنای معرفت بشر نسل به نسل تغییر می کند.
اندیشه هایی که با جریان سنت گذشته به ما رسیده اند و نیز شرایط مادی جاری زمان شیوه تفکر ما را رقم می زنند. بنابراین هیچ وقت نمی توان گفت که این یا آن اندیشه همیشه درست است. منتها هر اندیشه ای می تواند از نظرگاه خاصی درست باشد.هگل در زمینه تأملات فلسفی نیز عقل را #پویا و در واقع نوعی فرایند می دانست.
هگل ادعا می کرد که روح جهانی به سوی شناخت بیشتر و بیشتر پیش می رود. به اعتقاد او تاریخ در واقع ماجرای روح جهانی است که به تدریج خودآگاهی می یابد.
به گفته ی او مطالعه تاریخ نشان می دهد که بشریت به سوی تعقل و آزادی بزرگتری در حرکت است.
تاریخ زنجیره ی دراز تأمل و تفکر است.
هر فکر معمولا براساس فکرهای دیگر،فکرهای قبلا پیشنهاد شده پیش می آید. ولی به محض آن که فکری پیشنهاد شد،فکر دیگری آن را نقض می کند،یعنی میان این دو تفکر تناقضی روی می دهد و این تناقض را باز فکر سومی فیصله می دهد-فکر سومی که حائز بهترین نکات هر دو دید پیشین است. هگل این جریان را #فرایند_دیالکتیکی خواند.
پیشتر آوردیم که فلاسفه پیش از سقراط درباره #جوهر_اولیه و تغییر و دگرگونی بحث می کردند بعد #الئائیها ادعا کردند که تغییر ناممکن است.آن ها با وجود ادراک تغییرات از راه حواس خود منکر هرگونه تغییر شدند پس الئائیها ادعایی پیشنهاد کرده بودند-هگل این چنین دیدگاهی را #تز[#برنهاده] می نامید.
ولی هرزمان که ادعایی چنین افراطی پیشنهاد شود ادعای نقیضی در مقابل آن سربر می آورد که هگل آن را #نفی می نامد. نفی فلسفه الئائیها،#هراکلیتوس بود که گفت همه چیز در حال تغییر است. در این میان #امپدوکلس از را می رسد و می گوید بخشی از هردو دعوی درست و بخشی نادرست است. هگل این نقطه نظر را که حد فاصلی است بین دو مکتب فکری #نفی_سلب می خواند.
او این سه مرحله ی #شناخت را #تز،#آنتی_تز و #سنتز[برنهاده،برابرنهاده و هم نهاده] می خواند.
کاربرد دیالکتیک هگل تنها در تاریخ نیست بلکه ما در هر بحث و گفتگویی به شکل دیالکتیکی فکر می کنیم یعنی می کوشیم اشتباهات بحث را دریابیم.هگل این را تفکر منفی می نامید و معتقد بود ما پس از تشخیص اشتباهات نکات درست آن را محفوظ می داریم.
■ دیدگاه هگل در باب #فرد و #اجتماع
هگل می گوید:«فرق میان زن مورد همچون تفاوت حیوان و گیاه است.مردان به منزله حیوانات و زنان به منزله گیاهان اند،چرا که رشد آن ها ملایم تر است و علت این،اتکای آن ها بر احساس است.اگر زنان زمام حکومت را در دست گیرند،کشور بی درنگ به مخاطره می افتد.تحصیلات زنان بیشتر برحسب زندگی است تا دانش اندوزی.مقام مرد از سوی دیگر فقط از طریق ازدیاد تفکر و مساعی فنی بیش از حد کسب می شود.»
هگل برخلاف رومانتیک ها که معتقد به #فردگرایی بودند،عقیده داشت فرد بخشی آنداموار از اجتماع است. عقل یا روح جهانی پیشتر و مهمتر از همه در تأثیر متقابل مردم بر یکدیگر پدیدار می شود.
به گفته ی هگل انسان نمی تواند از جامعه بگسلد و در واقع فرد بدون جامعه نمی تواند روح خود را دریابد.
او سه مرحله برای رسیدن به #خودآگاهی قائل بود؛ روح جهانی ابتدا در فرد به خودآگاهی می رسد.هگل این مرحله را #ذهنی می نامد.
سپس در خانواده،در جامعه مدنی،و در دولت خودآگاهی برتر می یابد.هگل این مرحله را #عینی می خواند.
روح جهانی برترین شکل تحقق خود را در مرحله #مطلق به دست می آورد. هنر، دین و فلسفه جزو این روح مطلق اند.
به اعتقاد هگل #فلسفه والاترین شکل معرفت است،چون در فلسفه روح جهانی به تأثیر خود بر تاریخ می اندیشد شاید بتوان گفت فلسفه آینه ی روح جهانی است.
📚 #دنیای_سوفی
👤 #یوستین_گردر
@Ketabzharf
✍️شوپنهاور زمان را به صورت دایرهای در خود بسته به تصویر میکشید. آن مفهوم از آینده که برای هگل بسیار ارزشمند بود، برای شوپنهاور توهم به شمار میرفت. زمان تظاهر میکند که پایانی جدید را اعلام میکند اما در واقع به نقطه شروع باز میگردد. زمان میگردد و پیش نمیرود. به این ترتیب تاریخ خاصی وجود ندارد، چون همان داستانهای کوچکْ خودشان را بینهایت تکرار میکنند؛ زمان، آینده را رقم نمیزند. بدتر آنکه گذشته باید دوباره اتفاق بیفتد. میپنداریم که زمان آزاد و زنده است ولی زمان از ازلْ ایستا و بیحرکت بوده. تغییرات نیز کاملاً موهوماند. همین خصلت موهومشان به بشر اجازه میدهد که تسلیم تکرار بیوقفه تاریخ خود شوند. به قول شوپنهاور تسلیم «تکرار همان نمایش». همین هم باعث سراب اراده و توهم آزادی در انسان میشود. در حالی که همه چیز به جای خود باز میگردد، بی اینکه تغییری حاصل شود. تغییرات تاریخ، صرفاً موهوم است. جهان چیزی جز تکرار مکررات نیست. تکرار کمیک تراژدیها.
اما شاید شوپنهاور در یک نکته اشتباه میکرد: رویدادها قطعاً تکرار میشوند اما لحظهها چطور؟ در واقع تاریخ ممکن است به صورت مشابه تکرار شود، اما خود زمان چطور؟
📚از کتاب «درباره زمان» نوشته اتیین کلن، نشر ماهی
@Ketabzharf
باور کن! همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سختترین کارهاست، سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد.
#سقوط
#آلبرکامو
@Ketabzharf
در رویارویی با مرگ و شرّ، آنچه برای کامو بیشترین اهمیت را داشت این نبود که نظر چه کسی درست است، این بود که چه کسی رنج را تسکین بخشیده است.
...
در الجزیره کامو از مادرش _ بیوهی بینوای بیسوادی که نیمهکر زاده شده بود و با خیاطی و کلفتی امرار معاش میکرد _ آموخته بود که پایدارترین تسکینها بیکلاماند. در حقیقت، واژهها در لحظاتی زائد بودند. باید صرفاً کنار بستر مینشستی و دست کسی را میگرفتی، به او آب میدادی و لباسهایش را عوض میکردی، کثافتش را پاک میکردی و کمک میکردی تا از رنجش کاسته شود. این تنها تسکینی بود که اهمیت داشت.
...
همیشه میتوان سرمشقهای خوبی یافت، و آنهایی که کامو میخواست ما ببینیم بسیار واقعی و بسیار ویژه بودند: پیرزنی که به آرامی در کنار بستر غریبهای به تماشا نشسته، در طول شب همراهیاش میکند تا در تنهایی نمیرد.
🔸 در باب تسلی خاطر، مایکل ایگناتیِف
@Ketabzharf
هیچ رابطه ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست.
هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی میتوانیم در تنهایی یک دیگر شریک شویم همانطور که عشق، درد تنهایی را جبران میکند.
📗 #روان_درمانی_اگزیستانسیال
#اروین_د_یالوم
@Ketabzharf
⭕️ هنگامی که انسان اعتمادبهنفس یا احساس خودارزشمندی را از دست میدهد، به تواناییهایش شک میکند و زندگی و کار در نگاه او بیارزش میشوند، آنگاه به این نتیجه میرسد که باید هدف زندگی خود را «داشتن»هایی چون تعطیلات دلپذیر، فرزندان مطیع، رابطههای خوب، تفکرات درخشان و برجسته، بحثهای مهمتر و مفصلتر و امثال اینها قرار دهد.
کسی که هدف زندگیاش را «داشتنهای» گوناگون میداند، مانند آن انسان سالمی است که به جای استوار ایستادن بر پاهای خود، همیشه از چوب زیربغل استفاده میکند. چنین فردی برای زیستن، به یک شی خارجی چنگ میاندازد تا در نگاه دیگران، آن کسی جلوه کند که آرزو دارد باشد. او تا آنجا «کسی» محسوب میشود که بتواند چیزی داشته باشد. او تصمیم میگیرد بر اساس داشتن چیزهایی، کسی باشد و در واقع خودش در مالکیت اشیایی است که تصور میکند مالک آنهاست ...!!
اریک فروم، از کتاب هنر بودن، ترجمه پروین قائمی
@Ketabzharf
سربازی انگلیسی از طبقه کارگر (..) در مرخصی با جوانی از طبقات بالا مواجه شد که در آرامش،بدون هیچ پریشانی از جنگ،زندگی ممتاز انگلیسی را ادامه می داد (عصرانه های پرتشریفات و غیره) هنگامی که سرباز نهیب زنان از جوان پرسید:
«چطور می توانی بنشینی و لذت ببری
وقتی ما خون خود را قربانی روش زندگی مان می کنیم؟»
جوان به آرامی پاسخ داد:
«من آن روش زندگی هستم
که شما در سنگرها از آن دفاع می کنید!»
"در ستایش پوپولیسم"
اسلاوی_ژیژک
@Ketabzharf
انسان دو قلب دارد یکی قلبی که میتپد و دیگری قلبی که به تپش وا میدارد.
با قلب اول زنده میمانی و با قلب دوم زندگی میکنی.
📕 تمام جهان در من است
✍🏻 #ایمان_سرورپور
@Ketabzharf
#پاراگراف
🔹 هر قدر آگاهی بیشتری وارد بدنتان کنید،سیستم دفاعی شما نیز قویتر میشود.
درست مانند این که تک تک سلولهای شما بیدار میشوند و به این جشن میپیوندند.
🔹 جسم شما عاشق توجه شماست.
همچنین بدن دارای قدرت خوددرمانی است.
🔹اغلب بیماریها زمانی وارد بدنتان میشوند که شما در آن حاضر نیستید.
اگر ارباب در خانه نباشد، هر نوع ماهیت سایهواری در آنجا ساکن میشود،
اما وقتی شما در بدنتان ساکن باشید، ورود مهمانان ناخوانده کاری دشوار میگردد.
📙 #نیروی_حال
🖊 #اکهارت_تله
@Ketabzharf
😀 شرایط نامناسب و ناهنجار موجب میشود که کودک از رشد طبیعی خود منحرف گردد و نتواند استعدادها و امکاناتی را که بالقوه در او هست پرورش دهد. شرایط ناهنجار و مانع رشد عبارتند از: تحقیر، اجحاف و تعدی و زور و فشار، عدم رعایت احتیاجات خاص کودک، بیعلاقگی و بیتوجهی به او، تبعیض بین بچهها، ایجاد محیط ناایمن، سختگیری بیش از حد، ایراد و انتقاد و بهانهجوئی بیمورد، زیادی از بچه مواظبت و حمایت کردن و فقدان محبت صادقانه.
📝 عصبیت و رشد آدمی
👤 کارن هورنای
@Ketabzharf
آغاز اندیشیدن سرآغاز تحلیل رفتن است. و جامعه امکان زیادی برای درک این آغازها ندارد. خوره در درون آدمی است و در همانجاست که باید به دنبال آن گشت. باید این بازی مرگباری که روشنبینی وجود را به گریز از نور میکشاند دنبال کرد و آن را دریافت.
📕 افسانه سیزیف
✍🏻 #آلبر_کامو
کسانی که نانشان آماده است نمیخواهند بدانند که نان چگونه پخت میشود.
آنها ترجیح میدهند شکرگزار خداوند باشند تا نانوا.
اما کسانی که نان میپزند میدانند، تا چیزی را حرکت ندهی تکان نمیخورد.
📕زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت
@Ketabzharf
📕 نام کتاب: بهترینِ خود
📝 نویسنده: مایک بایر
🔰 درباره کتاب :
خودت باش، فقط کمی بهتر!
کتاب "بهترینِ خود" که در سال 2019 به چاپ رسیده است، یک کتاب خودیاری برای همهکسانی است که از فقط "زندهبودن" خسته شدهاند و آمادهاند تا پیشرفت کنند. "مایک بایر" که یک مربی زندگی است، در این کتاب استدلال میکند که ضروری است که آن روحیه "ضدِ خودِ سمی" را کنار بگذارید و بهترین خودتان را پشت فرمان زندگیتان بنشانید. البته که این کار، آسان نیست، اما ممکن است. برای اطمینان از این موضوع فقط کافی است از هزاران مراجعهکنندهای که زندگیشان با آموزههای "بایر" تغییر کرده است، سؤال بپرسید.
@Ketabzharf
کتاب «بیشعوری» نوشتهی آرون جیمز (Aaron James)، فیلسوف آمریکایی است؛
کتابی که بهجای فحاشی یا طنز سطحی، تلاش میکند «بیشعوری» را بهعنوان یک الگوی رفتاری آگاهانه بررسی کند. جیمز بیشعور را کسی میداند که خود را محق میبیند، برای دیگران هزینه میسازد و همزمان انتظار دارد با او مثل یک انسان کاملاً عادی برخورد شود. این کتاب نه درباره آدمهای «بد» است و نه درباره استثناها؛ درباره رفتاری است که میتواند در هر کسی، در هر موقعیتی، فعال شود و دقیقاً به همین دلیل خطرناک است.
خواندن این کتاب مهم است چون بهجای اینکه انگشت اتهام را فقط به سمت «دیگران» بگیرد، خواننده را ناخواسته وارد یک موقعیت ناراحتکننده میکند: دیدنِ خود. «بیشعوری» کتابی نیست که حال آدم را خوب کند؛ کتابی است که خط دفاعی توجیهها را پایین میکشد و نشان میدهد چطور بیشعوری میتواند مؤدب، منطقی، قربانینما، عاشقانه یا حتی روشنفکرانه باشد. اگر قرار است این پادکست شنونده را تکان بدهد، نه سرگرم کند، ریشهاش همینجاست: کتابی که سؤال میپرسد، نه اینکه نسخه بدهد.
❤️❤️
@Ketabzharf