51231
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
اردشیر امیرارجمند:
حکومتی که ادعا میکند مردمیترین نظام جهان است، با وجود دهها شبکه تلویزیونی و هزاران رسانه ریز و درشت، از یک بیانیه ساده چنان وحشتزده میشود که سه تن از امضاکنندگانش را به جرم «تبلیغ علیه نظام» محکوم به زندان میکند.
@Kaleme
🔴 صدور احکام حبس برای سه فعال سیاسی به دلیل حمایت از بیانیه میرحسین
شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، سه تن از فعالان سیاسی را صرفاً به دلیل امضای یک بیانیه حمایتی، به زندان محکوم کرد. سید علیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر هر یک به تحمل ۱۵ ماه حبس و محمدجواد دردکشان به ۶ ماه زندان محکوم شدهاند. این احکام با گزارش وزارت اطلاعات و تحت عنوان اتهامی «فعالیت تبلیغی علیه نظام» صادر شده است.
مبنای تشکیل این پرونده قضایی، همراهی این سه نفر با حدود ۴۰۰ فعال مدنی در انتشار بیانیهای در بهمن ۱۴۰۴ بوده است. امضاکنندگان این بیانیه، ضمن محکوم کردن سرکوب خونین اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، از مواضع میرحسین موسوی حمایت کرده و خواستار برگزاری رفراندوم قانون اساسی و گذار دموکراتیک مسالمتآمیز شده بودند.
میرحسین موسوی پیش از آن در بیانیهای ضمن انتقاد شدید از حاکمیت به دلیل «فاجعه خونین» دیماه، سرکوب معترضان را جنایتی بزرگ خوانده و خطاب به حاکمان نوشته بود: «تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کنار بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند».
@Kaleme
🔴 حزب اتحاد ملت در بیانیهای تاکید کرد: صیانت از تفاهمنامه، حفاظت از صلح، ادامه دفاع از ایران
حزب اتحاد ملت در بیانیه امروز خود با تأکید بر اینکه یادداشت تفاهم ایران و آمریکا دستاورد مقاومت مردم، ایستادگی نیروهای نظامی و تلاش دیپلماتهاست، حفاظت از آن را یک وظیفه ملی دانسته است. این حزب با اشاره به پشتوانه قانونی و اجماع حاکمیتی این توافق، بر پیگیری اجرای آن از مسیر دیپلماسی، پرهیز از اقدامات تنشزا و جلوگیری از بازگشت کشور به جنگ تأکید کرده است. در این بیانیه همچنین حفظ انسجام ملی، تقویت روابط با همسایگان، صیانت از امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و استفاده از همه ظرفیتهای حقوقی و سیاسی برای تأمین منافع ملی مورد تأکید قرار گرفته و از رویکرد دولت پزشکیان، تیم مذاکرهکننده و مواضع مسئولانه سیدمحمد خاتمی در حمایت از صلح شرافتمندانه و پرهیز از تندروی تقدیر شده است.
متن کامل بیانیه
@Kaleme
🔴 گزارش وضعیت زیرساختهای هرمزگان در پی حملات اخیر
در پی حملات گسترده و ادامهدار روزهای گذشته (از شامگاه پنجشنبه تا بامداد شنبه) به اهداف غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی هرمزگان، خسارات شدیدی به شبکههای حملونقل، آبرسانی و ارتباطات وارد شده است. این حملات مجموعاً ۱۱ شهید و ۲۷ مجروح (۸ شهید و ۱۹ مجروح در حملات پنجشنبه و جمعه، و ۳ شهید و ۸ مجروح در بامداد شنبه) بر جای گذاشته است.
خلاصه وضعیت آسیبها و محدودیتها:
جادهها و مسیرهای ارتباطی: ۶ پل در محور بندرعباس-بندرخمیر-لار، ۲ تونل (از جمله تونل شهید میرزایی) و پلهایی در مسیرهای سیرجان و میناب هدف قرار گرفته و آسیب دیدهاند. این موضوع موجب انسداد موقت و اختلال در شریانهای خروجی استان به سمت فارس و کرمان شده است.
شبکه ریلی: با هدف قرار گرفتن ایستگاه انشعاب راهآهن در ۱۰ کیلومتری غرب بندرعباس، برنامه سفر مسافران تغییر کرده و آنها باید بخشی از مسیر را با اتوبوس تا ایستگاه جایگزین (فین) طی کنند.
بحران آب آشامیدنی: تخریب کامل ایستگاه پمپاژ و ترانس برق آبشیرینکن بونجی در جاسک، آب ۲۰ روستا با جمعیت ۱۰ هزار نفر را کاملاً قطع کرده است. همچنین آسیب به تأسیسات قشم، تأمین آب ۳۰ روستا را با چالش جدی مواجه کرده است.
قطعی مخابرات: در پی حمله شب گذشته آمریکا به خطوط انتقال ترافیک و پهنای باند در بندرعباس و حاجیآباد، ۱۱۶ دکل مخابراتی از مدار خارج شدهاند. هماکنون تلفن ثابت، همراه و اینترنت در مناطق شمالی استان با قطعی مواجه است.
آموزش: امتحانات نهایی و هماهنگ کشوری پایههای یازدهم و دوازدهم در روزهای پنجشنبه و شنبه لغو و به زمان دیگری موکول شد.
رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان این حملات از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی را نقض آشکار قوانین بینالمللی و مصداق جنایت جنگی خوانده است.
در حال حاضر، نیروهای امدادی، راهداری، پلیس راه، آبفا و مخابرات به صورت میدانی در حال بازگشایی مسیرهای جایگزین، تأمین اضطراری آب شرب و وصل کردن شبکههای ارتباطی هستند. مسئولان از مردم خواستهاند ضمن حفظ آرامش، از هرگونه تردد غیرضروری در محورهای حادثهدیده خودداری کنند.
@Kaleme
🔴 قدرت
دارون عجماوغلو، استاد MIT و برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، از آن متفکرانی است که یک سؤال ساده را بیرحمانه جدی گرفت؛
چرا بعضی ملتها ثروتمند میشوند و بعضی دیگر، با همان مردم و همان تاریخ، در فقر میمانند؟
پاسخ او آزاردهنده است، چون اسطورهها را خراب میکند. نه فرهنگ مقصر است، نه جغرافیا،
نه «ذات ملتها».
مقصر اصلی جایی دیگر است:
“قدرت”.
عجماوغلو کتاب “چرا ملتها شکست میخورند”را هوشمندانه با یک شوک آغاز میکند:
نوگالس، شهری واحد، دو نیمه، یک خط مرزی.
آنسوی خط آمریکا است، اینسویش مکزیک.
زمین همان زمین است، هوا همان هوا، مردم حتی فامیلاند. اما زندگیها زمین تا آسمان فرق دارد. در نوگالس آمریکا قانون حاکم است، رأی مردم معنا دارد، پلیس پاسخگوست و هر کسی میتواند کسبوکار راه بیندازد.
در نوگالس مکزیک قدرت در دست شبکههای بسته و فاسد است، قانون ابزار زور است و اقتصاد برای رانت و غارت چیده شده.
عجماوغلو همان اول کار میگوید: توسعه از مرز نمیآید، از نهاد میآید. بعد تصویر بزرگتر میشود؛ برلین شرقی و غربی. یک شهر، یک ملت، یک زبان؛ اما دو سرنوشت.
آنجا که مردم میتوانستند حاکم را کنار بزنند، ثروت و آزادی شکل گرفت. آنجا که قدرت متمرکز شد، برای نگهداشتن مردم مجبور شدند دیوار بکشند.
یا کره شمالی و جنوبی؛ یک ملت، اما یکی در انزوای فقر و قحطی، دیگری در صف اقتصادهای پیشرفته جهان.
اگر فرهنگ تعیینکننده بود، این شکافها اصلاً نباید وجود میداشت.
ایده کتاب در همهی این مثالها یکی است و بیامان تکرار میشود:
ملتها زمانی شکست میخورند که نهادهای بهرهکش بر آنها حاکم شود؛ نهادهایی که قدرت را در دست یک فرد یا الیگارشی متمرکز میکنند و اقتصاد را به ماشین استخراج ثروت برای صاحبان قدرت بدل میسازند.
در مقابل، ملتها زمانی اوج میگیرند که نهادهای فراگیر داشته باشند؛ جایی که قدرت پخش میشود، قانون بالاتر از افراد میایستد، رقابت آزاد است و مردم حق دارند حاکم را برکنار کنند.
جمعبندی عجماوغلو به شدت سیاسی و ناراحتکننده است:
اول قدرت سیاسی از مردم ربوده میشود، بعد اقتصاد غارت میشود.
دیکتاتوری اگر راه توسعه بود، کره شمالی باید الگوی جهان میشد.
توسعه نه از مشت آهنین، بلکه از مهار قدرت زاده میشود و این دقیقاً همان دلیلی است که “چرا ملتها شکست میخورند”.
منبع: کانال تلگرام تفکر
@Kaleme
🔴 شاهد بیخردی و توهم بیشتر هستیم
✍️ عبدالله ناصری
مرگِ رهبرِ مقتول جمهوری اسلامی برای مخالفان جوانش، التیامی بر زخمهای آنها بود. بهرغم «بنرگردانی»ها و عزاداریهای شبانه و تشییع پرهزینهی جنازهاش، سپاهِ حاکم نتوانست از آن بهرهی لازم را بردارد. بهرهی مفید مگر چه بوده است؟ باید گفت «جا انداختن انتقامِ خونِ رهبر» و ترسان کردنِ ترامپ از حملهی سهباره به کشورمان به جایی نرسید.
اگرچه بعضی از تحلیلگران، به روزگاران مذاکره و تفاهم با آمریکا، در نظر داشتند که این دوام نخواهد داشت، با توجه به اعلام رضایت نسبی رهبر از آن (البته به کراهت)، سرعت آغاز جنگ سوم را کسی احتمال نمیداد.
اکنون جنگ جدید آغاز شده و چند روزی است جنوبیهای مظلوم در آتشِ بیدرایتی سپاه میسوزند. اگر تفاهمنامهی اسلامآباد ـ ژنو از حیطهی سودمندی بیرون شود، خیلی دور خواهد بود که ترامپ، به عنوان بازندهی جنگ دوم، در جنگ جاری پیروز نباشد.
به تکرار گفته و نوشته شد جمهوری اسلامی سوم، با هر رهبری، اقتدار و ساماندهی عصر «خامنهای اول» را نخواهد داشت و این، یقیناً به سود «گذارطلبان» (اکثریت مردم) است. فارغ از توان مجتبی خامنهای، رهبر سوم جمهوری اسلامی، زیر پا گذاشتن تفاهمنامهی مذکور از سوی ترامپ یا سپاه، تصریح به «بیخردی» است.
«باربارا تاکمن»، تاریخنگار آمریکایی، اگر زنده میبود و جلد دومی برای شاهکارش «عصر بیخردی» مینوشت، شاهد پنجم تاریخی خود را جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی نشان میداد؛ بعد از چهارمین نمونه که درگیری آمریکاییها با ویتنام است.
درک درست و فراگیر از انقلاب ۵۷، اگر حاکمان امروز میداشتند و تاریخ ایران و اسلام سیاسی را اندیشهمندانه خوانده بودند، سیاستهای مغایر با منافع ملی را، که در اصل گفتمان اصلی تاکمن است، اتخاذ نمیکردند.
هرچند دورهی مجتبای پسر، از عصر پدر، برای گذار از حکومت دینی سادهتر خواهد شد، اما بیم آن میرود دودستگی حکومت در «جنگ» و «صلح» با آمریکا، به دلیل برتری سپاه، ایران را ویرانهتر کند.
شایسته و بایسته آن است که تمام کنشگران، مردم به ستوهآمده و ناراضیان از جمهوری اسلامی، قویتر از پیش جنگ کنونی را محکوم کرده و حکومت را وادار به تداوم مسیر عقلانی تفاهمنامهی اسلامآباد کنند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 بخشنامهای که بدون حکم دادگاه مجرم سازی می کند فاقد اعتبار است
صدیقه وسمقی در واکنش به بخشنامه وزارت اطلاعات در خصوص قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی بیانیهای صادر کرد
🔴 نامه جمعی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب به رییس جمهور جهت رفع حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
به نام خدا
رییس محترم جمهوري اسلامي ايران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
سلام
ما جمعي از زندانيان سياسي قبل از انقلاب كه سالهایی از عمر خود را براي برپايي انقلاب و تشکیل حکومتی مبتنی بر عدالت در زندان هاي طاغوت سپري كرده ايم، از آغاز رياست جمهوري شما اميد اقدام عاجل جهت خاتمه حصر و آزادي آقای مهندس موسوي و خانم رهنورد را داشتیم اما شاهد تحقق این امر نبوده ایم. اکنون با توجه به گذشت سالهای طولانی از شروع حصر درخواست اقدام عاجل رفع حصر و بازگشت ایشان به شرایط عادی را داریم.
در شرایطی که نیاز روز افزونی به تقویت وحدت ملی در برابر حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و متحدان آنها و محاصره اقتصادی کشور از سوی دشمنان داریم این اقدام را در این راستا و گام مفیدی در جهت تقویت انگیزهها و اتحاد ملی و کاهش تنشها در جامعه می بینیم.
جمعی از زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب:
محمود اخوت، سیدکاظم اکرمی، ارسلان امتعلی، نعمت الله ایزدی، مرتضی الویری، مهرداد بهزادی، ناصر پویا، نصرت الله تاجیک، علی تمسکی، محمود توحیدی امین، زهرا جزایری، احمدرضاچگینی، احمد حاتمی، حسین حاجی پور، حسین حاجی سعیدی صادق، عبدالعلی حسینیون، حمید خزائی، سید محمد رضوی یزدی، رضا رضوی، علی سرداد، رضا سیدزاده، اکبر شاه زمانی، علی شکوهی، محمد شیخی، محمد علی شیخی، سیاوش صادقی تبار، علیرضا صدیقیان، محمود صلواتی، سید محمد طباطبایی، حسین طوسی، فیروز طاهر زاده، عبدالحسین طوطیایی، رحیم عابدان زاده، احمد عظيمی، محمدرضا علیحسینی، شاهپور عمیدی، رضا غنیمی، حسین فاتحی قهفرخی، علیرضا قمی، عبدالله محمودی، سیدجواد موسوی، سیدحسن موسوی تبريزی، بهزاد نبوی، انوشیروان نصیری خلیلی، صادق نوروزی، رقیه واثقی، محمد حسین هادیزاده
منبع: کانال تلگرام علی حسینی
@Kaleme
🔴 شرایط «نه جنگ، نه صلح» فرسایش اقتصاد ایران را تشدید میکند / میانگین تورم ایران بیش از سه برابر کشورهای منطقه است
✍️ دكتر فرشاد مومنی
وي با استناد به گزارش دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه ، ضمن انتقاد از سیاستهای اقتصادی چند دهه اخیر، گفت: ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ به تورمیترین اقتصاد منطقه تبدیل شده و در عین حال از نظر رشد اقتصادی نیز در میان ۱۵ کشور منطقه رتبه چهاردهم را به خود اختصاص داده است.
🔴 وقتی جنگ، سپر ناکارآمدی و گریز از پاسخگویی میشود
✍️ علیرضا کفایی
جنگ، هرچند برای مردم چیزی جز ویرانی، ناامنی، گرانی، تورم، گسترش فقر و فرسایش سرمایههای انسانی و اقتصادی به همراه ندارد، اما برای تندروها و برخی جریانهای سیاسی و حتی بخشی از حاکمیت، میتواند کارکردی فراتر از یک بحران نظامی پیدا کند؛ کارکردی که فضای مطالبهگری را محدود و پاسخگویی را به تعویق میاندازد.
تا زمانی که کشور در وضعیت جنگی یا در سایه تهدید دائمی قرار دارد، افکار عمومی کمتر فرصت مییابد از مسئولان درباره کارنامه اقتصادی، فساد، ناکارآمدی، سقوط قدرت خرید، بحران معیشت و شیوه حکمرانی مطالبهگری کند. در چنین فضایی، بسیاری از مشکلات با ارجاع به شرایط امنیتی یا دشمن خارجی توجیه میشوند و مطالبه اصلاحات به حاشیه رانده میشود.
از همین رو این پرسش مطرح است که آیا همه صاحبان قدرت و افراطیون، واقعاً خواهان پایان سریع بحران هستند؟ یا دستکم بخشی از آنان نگران روزی هستند که با خاموش شدن صدای جنگ، صدای مطالبات مردم رساتر شود؛ مطالباتی که میتواند از اصلاحات ساختاری و مبارزه با فساد تا درخواست مراجعه به آرای عمومی و برگزاری رفراندوم درباره مسائل بنیادین کشور را دربر گیرد.
آنها می دانند صلح فقط پایان جنگ نیست؛ آغاز فصل پاسخگویی است. روزی که توپها و موشک ها و .....خاموش شوند، پرسشهای مردم درباره اقتصاد، آزادی، عدالت، کیفیت حکمرانی و آینده ایران بلندتر از همیشه شنیده خواهد شد. در آن روز، دیگر نمیتوان همه کاستیها را به جنگ، تحریم یا دشمن خارجی نسبت داد و افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری، عملکرد و مسئولیت صاحبان قدرت را به داوری خواهد گذاشت. شاید همین چشمانداز است که برای برخی، نگرانکنندهتر از خود جنگ به نظر میرسد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 آنها دیوانه هستند و ما دیوانهتر
✍️عزیز قاسمزاده
این جملات رئیس جمهور قدرتمندترین کشور جهان است.در وضعیت استبدادی ما برای بسیاری، این شخص قرار است کعبه آزادی را به این سرزمین ارمغان آورد.
بر ملت و قومی باید دریغ بسیار خورد که طناب آزادی و رهایی خود را به چنین شخصی می سپارد. کسی که نخبگان و دانشگاهیان و هنرمندان سرزمینش او را شرمنده تاریخ می دانند که چنین کسی رئیس جمهور شان است.این سخن نه معنی تایید استبداد است و نه ترجیحی است بر ماندن جمهوری اسلامی.این سخن تنها اندوه و افسوس بر استیصالی است که یگانه راه سعادت و سلامت و عدل و آزادی را انتخاب یک دوگانه می داند و لاغیر: یا حمله و آزادی را بپذیر و بگذار اینها با جنگ بروند و یا اگر چنین نمی اندیشی حتما خواهان ماندن اینها هستی!!!
اما راه سوم می گوید: نه من با جمهوری اسلامی کمترین موافقتی دارم و این نظام را شکست خورده در تمامی مسیر ها و اهداف می دانم حتی اهداف و برنامه های خودش نه با هجوم به سرزمین ما می توانم همدلی و همراهی داشته باشم که به ناگزیر باید بی گناهان بسیاری در آن قربانی شوند و زیرساخت ها و پالایشگاه های ما هم با خاک یکسان شوند موافقت عقلی و وجدانی را هرچه بیشتر می جویم در این مسیر، کمتر می یابمش.
کسی که می گوید من دیوانه تر از آنهایم و تمام پل های شما را می زنم این پل ها را تکنسین ها ساخته اند همان مهندسینی که تحصیل کرده اند،بیشترشان مخالف این سیستم هستند این پل ها ملک طلق آخوندها نیست. این چه تناقضی است که در ذهن مان کاشته ایم از یک سو این سرزمین را متعلق به همه می دانیم و نه روحانیت حاکم اما وقتی آمریکا هر چیز را از میراث تاریخی و فرهنگی تا زیرساخت و پالایشگاه نفت و گاز و برق و.... را نشانه می گیرد، با سخاوت تمام همه ی اینها را مال آخوندها می نامیم و زدنش را مجاز!!!
تصور کنید پل ها را بزنند که پیرزن و پیرمرد بیماری که از نقطه ای به نقطه دیگری برای دوا و درمان رفته اند و یا از برگشت زیارت و عزیزانشان می آیند و یا کارگری بعد از ماه ها قرار است سری به خانواده خود در نقطه دوری برود، از یک جای به بعد در گرمای طاقت فرسا و یا برف و زمستان آنچنانی مجبور باشد چند کیلومتر پیاده برود تا با چند بار پیاده و سوار و با کلی اسباب و ساک و وسیله خود را به مقصد برساند.
حالا اگر هر چقدر این ویرانی بدتر و بیشتر شود، مسلما ضریب ناامنی هم به طور فزاینده ای افزایش می یابد.احتمال راهزنی و غارتگری در مسیر راه هم به اینها باید افزود.
و اگر کسی اینها را پیشاپیش دید و پیش بینی کرد و مخالفت با جنگ کرد و گفت من می خواهم زندگی خودم در خطر باشد،خودم با استبداد مبارزه کنم و نگذارم یک رنج عمومی تازه و افزون به رنج های این مردم افزوده شود،نگاه موافقان جنگ یکی از اینها باشد: که حتما یا با رژیم ساخته ای یا به خاطر تهدید، تغییر موضع داده ای یا منفعتی از این موضع می بری و یا اینکه هیچ درکی نداری که یک دقیقه عمر بیشتر این نظام باعث کشته شدن انسان های بیشتر می شود.
این نگاه، دریچه وجدان را بر درب اخلاق میبندد و موشک خوردن به مدرسه میناب و کشته شدن آن همه کودک معصوم را ناگزیر و قابل دفاع مییابد. حتی کشته شدن غمبار ماکانی که موشک مستقیم به سوی او خورد و نقطهای هم از او باقی نگذاشت. اما همه اینها حداکثر به تاسفی لحظه ای ختم می شود که چاره ای نبوده برای رهایی در پیش!!!!
مشکل دقیقاً از همینجا آغاز میشود. از آنجا که انسان دیگر نه غایت، بلکه وسیله میشود. هنگامی که رنج و مرگ انسانهای بیگناه به بهایی پذیرفتنی برای رسیدن به آیندهای مطلوب تبدیل شود، اخلاق جای خود را به محاسبهای میدهد که در آن ارزش جان آدمیان بر اساس نتیجهای فرضی سنجیده میشود. اما اخلاق، پیش از آنکه درباره مقصد داوری کند، درباره وسیله داوری میکند. اگر برای رسیدن به آزادی، چشم بر کشته شدن کودک، پیر، بیمار و انسان بیپناه ببندیم، آزادی از همان آغاز بخشی از معنای انسانی خود را از دست میدهد.
اخلاق از ما نمیخواهد که در برابر استبداد سکوت کنیم،بلکه از ما میخواهد حتی در مبارزه با استبداد نیز حرمت جان انسان را فراموش نکنیم. هیچ آرمانی، هر اندازه بزرگ، نباید انسان را تا حد یک هزینه ی اجتنابناپذیر فرو کاهد. وقتی مرگ بیگناهان به سادگی با این استدلال توجیه شود که «راه دیگری نبود»، باید از خود پرسید مرز این توجیه کجاست و چه چیزی مانع خواهد شد که فردا قربانیان بیشتری نیز با همین منطق پذیرفته شوند؟
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 «غصههایمان» را هم مصادره کردهاند
انیمیشن اثر فرزانه امیدوارنیا
منبع: اینستاگرام فرزانه امیدوارنیا
@Kaleme
🔴 برهنه بر خارزار تفته
✍️ کمال اطهاری
برهنهای را در بستری از خار بپیچانید، لبهای او را بدوزید و بر خاکاش بتابانید
(محمود دولتآبادی: کلیدر)
🔴 تجمع صنفی رانندگان تاکسی به خشونت کشیده شد
روز چهارشنبه، تهران شاهد تجمع رانندگان تاکسی بود که به دلیل فشارهای سخت معیشتی و انتقاد از نحوه عملکرد مسئولان به خیابان آمده بودند؛ اما این اعتراضات صنفی با ورود نیروهای امنیتی به درگیری و خشونت انجامید.
گزارشها و تصاویر منتشر شده نشان میدهد که مأموران برای پراکنده کردن جمعیت، به شکل گستردهای از باتون و گاز اشکآور استفاده کردهاند. در پی این برخوردهای تند، رانندگان معترض نیز در واکنش به فضای ایجاد شده شروع به سر دادن شعار کردند.
پس از این رویدادها، «اتحادیه هماهنگکننده رانندگان سراسر کشور» با انتشار یک بیانیه فوری به این موضوع واکنش نشان داد. این نهاد صنفی ضمن محکوم کردن شدید هرگونه حمله به رانندگان، تأکید کرده است که اعتراض حق قانونی شهروندان بوده و به هیچ وجه جرم محسوب نمیشود.
این اتحادیه همچنین در فراخوانی از تمامی رانندگان در سراسر ایران درخواست کرده است تا برای پیگیری مطالبات خود و حفظ همبستگی، به اعتصابات سراسری بپیوندند.
@Kaleme
🔴 چرا آذربایجان برای اروپا و آمریکا اهمیت پیدا کرده است؟
مرکز سیاستگذاری کاسپین
تعاملات سطح بالای بیسابقه در متن و حاشیه مهمترین مجمع سالانه انرژی آذربایجان، نمایانگر رشد تمایل در شرکتها و بازیگران دولتی برای تعمیق حضور خود در منطقه خزر است. در جریان نشستهای هفته انرژی باکو در ابتدای ماه ژوئن قریب به ۲۰ توافقنامه جدید به ارزش ۷.۵ میلیارد دلار با حضور چهرههای سرشناس صنعت انرژی و سرمایهگذاران صنعتی منعقد شد و همزمان، یک هیئت آمریکایی برای برگزاری نخستین دور از گفتگوهای اقتصادی ایالات متحده و آذربایجان وارد این کشور شد. این مجموعه تحولات، نقش رو به گسترش آذربایجان را در تحقق اهداف کلیدی اتصال منطقهای و تعمیق همکاری با کشورهای غربی برجسته میسازد.
هفته انرژی باکو
همچون سنوات گذشته، هفته انرژی باکو امسال نیز میزبان شرکتهای بزرگ خارجی بود که در میان آنها میتوان به اکسونموبیل، بی پی، شورون، توتال و شل اشاره کرد. بسیاری از این شرکتها در گذشته نیز پروژههایی را با سوکار، شرکت نفت دولتی آذربایجان، و بوتاش، شرکت نفت دولتی ترکیه، به انجام رساندهاند. همزمان، یک هیئت آمریکا به ریاست کیلب اور، معاون وزارت خارجه ایالات متحده در امور اقتصادی، بازرگانی و انرژی در این رویداد مشارکت کرد.
فشارهای ژئوپلتیکی و منازعات، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا جنگ آمریکا و ایران، دسترسی غرب را به منابع هیدروکربنی به شدت محدود کرده و در نتیجه آن، نقش آذربایجان در تامین نفت و گاز کشورهای اروپایی رو به افزایش است. سوکار با خرید دو پالایشگاه شرکت ایتالیانا پترولی، حضور خود را در بخش پاییندست بازارهای انرژی اروپا تقویت کرده است و با افزایش مشارکتهای آمریکایی و اروپایی در بخش انرژی منطقه خزر، اعمال نفوذ دولت آذربایجان بر تجارت بینمنطقهای هیدروکربنها تداوم خواهد داشت.
گفتگوی اقتصادی آذربایجان و ایالات متحده
علاوه بر معاون وزارت خارجه ایالات متحده، بخش قابلتوجهی از شرکتهای آمریکایی نیز در این گفتگوها مشارکت داشتند. گفتگوی مورد اشاره، اولین نشست از این جنس بود و در چارچوب منشور مشارکت راهبردی امضا شده در جریان سفر معاون رئیسجمهور جی دی ونس به باکو انجام پذیرفت. طرف آذری در این گفتگوها بر اهمیت تداوم همکاری در حوزههای حملونقل، لجستیک و زیرساختهای دیجیتال برای تقویت مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی و همچنین کریدور میانی تاکید داشت و طرف آمریکایی نیز وعده داد تا به آذربایجان برای تثبیت نقش خود به عنوان گره مرکزی کریدور میانی برای انتقال انرژی به اروپا و سایر نقاط جهان کمک کند. همزمان وعدههایی برای سرمایهگذاری در بخش انرژی آذربایجان و توسعه مشارکتها با اکسون موبیل و شورون ارائه شده است. در همین اثنا نیز توافقنامههای جدیدی برای اکتشاف با این کشورها منعقد شد.
توافقهای نفتی
در حاشیه هفته انرژی باکو، سوکار، توتال انرژی، ایکس آر جی و بوتاش ترکیه، یک توافقنامه ۱۵ ساله برای خرید گاز طبیعی از میدان آبشورون در دریای خزر امضا کردند. بر این اساس، آذربایجان از سال ۲۰۲۹ رقم ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز از طریق خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم و با نرخ سالانه ۲.۲۵ میلیارد متر مکعب به ترکیه تحویل خواهد داد. توافق اولیه توسعه این میدان در سال ۲۰۰۹ میان توتال و سوکار با سهم ۵۰ درصدی امضا شد. بعدتر، شرکت ادنوک در اوت ۲۰۲۳ به کنسرسیوم پیوست و با کاهش سهم طرفهای اولیه به ۳۵ درصد، ۳۰ درصد از سهام در اختیار ادنوک قرار گرفت. فاز نخست توسعه این میدان روزانه حدود ۴.۲ میلیون متر مکعب گاز و 13 هزار بشکه میعانات تولید میکند. در مرحله بعدی توسعه این میدان، برای تولید سالانه بیش از ۴ میلیارد متر مکعب تا سال ۲۰۲۹ هدفگذاری شده است.
همانطور که اشاره شد ارزش توافقنامههای امضا شده در این اجلاس، به حدود ۸ میلیارد دلار رسید. اکسون و سوکار برای توسعه منابع غیرمتعارف در دریای خزر، شورون و سوکار برای بررسی ظرفیتهای تولید بیشتر، و شل و سوکار برای همکاری در پروژههای بالادستی گاز به توافق رسیدند. بی پی نیز قرار است با اجرای پروژه فشارافزایی سکوی شاه دنیز، تولید ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز اضافی را میسر سازد. این شرکت همچنین به دو بلوک نفتی جدید در حوضه خزر دسترسی یافت و از اول ژوئیه، اپراتوری خط لوله باکو-تفلیس-جیحان را که در آن سهمی 30 درصدی دارد، به سوکار واگذار خواهد کرد.
منبع: اندیشکده تهران
@Kaleme
🔴 از محکومیت سه حامی بیانیه میرحسین موسوی تا اعتراف ناخواسته حکومت به قدرت اندیشه
✍️حمید آصفی
صدور حکم ۱۵ ماه حبس برای سیدعلیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر و ۶ ماه حبس برای محمدجواد دردکشان، صرفاً خبر محکومیت سه فعال سیاسی نیست؛ این حکم، روایتی عمیقتر از نسبت حکومت با اندیشه را آشکار میکند. اگر آنچه این سه نفر انجام دادهاند، تنها امضای یک بیانیه در حمایت از مواضع میرحسین موسوی بوده است، پرسش اصلی این نیست که چرا آنان محکوم شدند؛ پرسش این است که چرا یک امضا، چنین هراسی برمیانگیزد؟
تاریخ، حکومتهایی را کم ندیده که زندانهایشان را از انسانها پر کردند؛ اما در نهایت، خودشان در زندانِ ترسِ خویش گرفتار شدند. جمهوری اسلامی سالهاست به بیماری مزمنی مبتلا شده که میتوان آن را «اندیشههراسیِ حکومتی» نامید؛ بیماریای که در آن، هر امضا به توطئه، هر نقد به براندازی و هر بیانیه به پرونده امنیتی تبدیل میشود.
محکوم کردن انسانها به خاطر حمایت از یک بیانیه، بیش از آنکه قدرتِ دستگاه حاکم را نشان دهد، ضریبِ هراسِ آن را آشکار میکند. حکومتی که از چند سطر نوشته بیمناک است، در حقیقت از کلمات نمیترسد؛ از قدرتِ تکثیرِ معنا میترسد. زیرا میداند اندیشه، برخلاف انسان، زندانی نمیشود؛ از دیوار عبور میکند، از میله رد میشود و در ذهنها مهاجرت میکند.
قدرتهای مطمئن، با اندیشه گفتوگو میکنند؛ قدرتهای نگران، اندیشه را جرمانگاری میکنند. این شاید مهمترین تفاوت میان «اقتدار» و «اضطراب سیاسی» باشد. زندان، زمانی به ابزار حکومت تبدیل میشود که استدلال، توان اقناع خود را از دست داده باشد.
جمهوری اسلامی دههاست به جای مدیریت جامعه، درگیر «پلیسکشی بر جغرافیای ذهن» شده است؛ گویی میتوان برای فکر، مرز کشید و برای عقیده، حکم زندان صادر کرد. همزمان، در حال گسترش چیزی است که میتوان آن را «قضاییسازیِ اندیشه» نامید؛ فرآیندی که در آن، به جای پاسخ به یک دیدگاه، برای آن پرونده ساخته میشود؛ به جای رقابت با یک ایده، حکم حبس صادر میشود؛ و به جای اعتماد به جامعه، از جامعه هراس تولید میشود.
اما تاریخ یک قاعده ساده دارد؛ اندیشه، تنها چیزی است که زندان آن را تکثیر میکند. زندانی کردن یک انسان، پایان حضور فیزیکی اوست؛ اما زندانی کردن یک فکر، آغاز کنجکاوی جامعه درباره همان فکر است. هر حکم حبس، گاهی ناخواسته به بلندگوی همان اندیشهای تبدیل میشود که قرار بود خاموش شود. زیرا اندیشه، پرندهای نیست که در قفس بماند؛ اندیشه، اقلیمگریز است.
تناقض بزرگتر آنجاست که نظامی که خود با اعلامیه، نوار، بیانیه و اعتراض سیاسی مسیر قدرت را پیمود، امروز همان ابزارها را به پروندههای امنیتی تبدیل میکند. این فقط یک تناقض تاریخی نیست؛ «خودفراموشیِ انقلابی» و فراموشیِ حافظه سیاسی است؛ لحظهای که انقلاب، از حافظه تاریخی خود جدا میشود و به دشمنِ روشهایی بدل میشود که روزی با آنها پیروز شد.
محکومیت این سه فعال سیاسی، پیش از آنکه درباره آنان سخن بگوید، درباره ساختار قدرت سخن میگوید. حکومتی که از امضا میترسد، در حقیقت از قلم نمیترسد؛ از افقی میترسد که قلم میتواند در ذهن جامعه ترسیم کند.
بزرگترین شکست یک حکومت، زمانی است که از یک امضا، هیبت یک قیام میسازد. آن روز، زندان دیگر نشانه اقتدار نیست؛ بنای یادبودِ ترس است.
آزادی زندانیان سیاسی، مطالبه یک جناح یا یک سلیقه سیاسی نیست؛ معیار سنجش ظرفیت یک حکومت برای تحمل اندیشههای متفاوت است. روزی که امضا، نقد و بیانیه دیگر جرم نباشند، آن روز میتوان گفت که سیاست، جای خود را از امنیتیسازی به گفتوگو بازپس گرفته است. آزادی زندانیان سیاسی، مطالبه آیندهای است که در آن، «اختلاف نظر» جرم نباشد و «اندیشیدن» به پرونده قضایی ختم نشود.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش و اهواز
جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی روز یکشنبه ۲۸ تیرماه با برگزاری تجمع در شهرهای شوش و اهواز، نسبت به وضعیت معیشتی، درمانی و اجرا نشدن مطالبات قانونی خود اعتراض کردند.
بازنشستگان معترض خواستار اجرای کامل متناسبسازی حقوق، افزایش مزایا، پرداخت معوقات دو ماه نخست سال، اجرای ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی در زمینه درمان رایگان، حذف بیمه تکمیلی و اجرای عادلانه مواد ۶۹ و ۸۹ قانون تأمین اجتماعی شدند.
معترضان تأکید کردند که بیتوجهی به مطالبات انباشتهشده و مشکلات معیشتی، درمانی و اقتصادی بازنشستگان، عامل تداوم تجمعهای اعتراضی در شهرهای مختلف کشور است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 جنگ نمیخواهیم
بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …
🔴 جنگ ادامه دارد؛ فشار از آسمان تا زندان
✍️ گروه سیاسی تحکیم ملت
مرور روزانه شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶)
ایران در حالی وارد هشتمین روز دور تازه جنگ شد که دامنه درگیری از تأسیسات نظامی و مسیرهای کشتیرانی گذشته و به زیرساختهای شهری، زندگی روزمره و معیشت مردم رسیده است. در داخل نیز اعتراض زندانیان به اعدام، اجرای احکام تازه و ادامه برخورد با بازداشتشدگان اعتراضات دیماه نشان میدهد که جنگ خارجی نه ماشین سرکوب را متوقف کرده و نه دستگاه قضایی را به تأمل واداشته است. ظاهراً تنها آتشبسی که هنوز برقرار نشده، آتشبس حکومت با شهروندان خودش است.
🔹در مهمترین تحول، آمریکا بامداد ۱۸ ژوئیه هفتمین شب پیاپی حملات خود به ایران را به پایان رساند و جمهوری اسلامی نیز حملات موشکی و پهپادی تازهای علیه بحرین، قطر، کویت و اردن انجام داد. ایران همچنین مدعی حمله به یک شناور آمریکایی در شمال اقیانوس هند شده است. در مقابل، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را ادامه داده و کشتیهای تجاری را تغییر مسیر داده یا مورد بازرسی قرار داده است؛ ورود آبشیرینکنها، شبکه برق، پلها و مسیرهای بندری به میدان جنگ، خطر را مستقیماً به زندگی غیرنظامیان منتقل میکند؛ جایی که دیگر عبارت «هدف دقیق» برای خانوادهای که آب، برق یا راه دسترسیاش قطع شده، معنای چندانی ندارد.
🔷️ گزارش رویترز در ۱۷ ژوئیه، بر پایه گفتوگو با شهروندان داخل ایران، از جهش قیمت کالاهای اساسی، کاهش فرصتهای شغلی، محدودیت اینترنت و بازگشت اضطراب پس از یک دوره کوتاه آرامش خبر میدهد. برخی از مصاحبهشوندگان گفتهاند قیمت بعضی کالاها تقریباً دو برابر شده و مشاغل وابسته به اینترنت، بهویژه در مناطق محروم، آسیب جدی دیدهاند. این اطلاعات روایت شهروندان است و آمار جامع رسمی برای سنجش دقیق ابعاد بحران منتشر نشده. برای ساختار قدرت، جنگ ممکن است ابزار چانهزنی باشد؛ برای جامعه، جنگ یعنی سفره کوچکتر، ارتباط محدودتر و آیندهای که هر روز مبهمتر میشود.
🔹در میانه این درگیری، خروج دنا کراری، شهروند ایرانی آمریکایی، از ایران سرانجام تأیید شد. دونالد ترامپ ابتدا در ۱۵ ژوئیه مدعی آزادی او شده بود و قوه قضاییه ایران این ادعا را رد کرده بود؛ اما وکیل حقوق بشری کراری روز ۱۶ ژوئیه تأیید کرد که او سالم از ایران خارج شده است. کراری از دسامبر ۲۰۲۴ با توقیف گذرنامه و بازجوییهای مکرر روبهرو بود، هرچند بنا بر گزارش رویترز رسماً زندانی نشده بود. آزادی یا خروج او یک تحول انسانی مثبت است، اما تناقض اولیه در روایت دو دولت نشان میدهد که حتی چنین پروندهای نیز از نمایش تبلیغاتی جدا نمیماند. هنگامی که سرنوشت شهروندان به «نشانه حسننیت» تبدیل میشود، مسئله اصلی ــ یعنی ممنوعیت گروگانگیری سیاسی و لزوم دادرسی شفاف ــ زیر سایه امتیازگیری دیپلماتیک قرار میگیرد.
🔹در زندان قزلحصار، اعتراض زندانیان واحد دوم به اجرای احکام اعدام روز پنجشنبه ۱۶ ژوئیه وارد چهارمین روز شد. بر اساس گزارش هرانا، زندانیان در اعتراض به انتقال شش محکوم به سلول انفرادی، تحصن کرده و از دریافت جیره غذایی خودداری کردهاند.
اهمیت اعتراض قزلحصار در این است که زندانیان، در شرایطی که خود مستقیماً در معرض مجازات و فشارند، سکوت جمعی پیرامون اعدام را شکستهاند. حکومت ممکن است اعدام زندانیان جرائم عمومی را کمهزینهتر بداند، اما حق حیات و دادرسی عادلانه با نوع اتهام درجهبندی نمیشود.
🔷️ هرانا روز ۱۷ ژوئیه از اجرای حکم دستکم شش زندانی در خرمآباد، ساری و الیگودرز خبر داد؛ از جمله چهار نفر که در پروندههای مواد مخدر محکوم شده بودند. این اطلاعات گزارش یک نهاد حقوق بشری است و قوه قضاییه درباره همه این موارد اطلاعرسانی شفاف نکرده است.
🔹برخورد قضایی با بازداشتشدگان اعتراضات دیماه نیز ادامه دارد. ههنگاو روز ۱۷ ژوئیه گزارش داد یاسر ریحانی، شهروند ۳۶ساله کرد اهل بجنورد، به دو سال و سه ماه زندان، ۸۰ ضربه شلاق و جزای نقدی محکوم شده است. هرانا نیز از بازداشت علی کلاتهدولتی در ۱۶ ژوئیه در سبزوار خبر داده؛ فردی که پروندهاش به اعتراضات دیماه مرتبط دانسته شده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. با این حال، استمرار صدور حکم شلاق، زندان و بازداشت مخفیانه شش ماه پس از اعتراضات نشان میدهد که سرکوب صرفاً واکنشی فوری به خیابان نبوده؛ پروژهای طولانی برای تنبیه، ارعاب و قطع شبکههای اجتماعی اعتراض است. حکومتی که برای حفظ نظم به شلاق نیاز دارد، شاید بتواند مردم را در کوتاه مدت خفه کند، اما نمیتواند برای خود مشروعیت و رضایت عمومی را بدست بیاورد.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 پیوند اعدام و جنگ تهاجمی
✍️ علی افشاری
امروز نیز یک حکم اعدام اجرا شد! شمار اعدامها با تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در ماههای اخیر همبستگی ریاضی مثبت داشته است. جنگ و حمله نظامی فضا برای گسترش اجرای احکام اعدام را مساعد کرده و تلاشهای حقوق بشری برای توقف مجازات مرگبار را به حاشیه رانده است.
اعدام چه در حوزه سیاسی و چه در جرائم غیرسیاسی با توجه به فساد و بیعدالتی نهادینهشده در قوه قضائیه جمهوری اسلامی جز گسترش مشکلات، تداوم چرخه خشونت، تقویت از هم گسیختگی اجتماعی و تضییع حق حیات انسانها نتیجهای نداشته است.
“جنگ تهاجمی” و “سرکوب سیاسی” خویشاوندی مفهومی و سیاسی دارند. وقتی کشتن، خشونت و مجازات فراقضایی روش مبارزه سیاسی شود، آنگاه نظام اقتدارطلبی چون جمهوری اسلامی با فراغت بیشتر به کشتار و اعدام میپردازد. در این فضا از خشونت سیاسی، به عنوان قاعده بازی عادیسازی میشود که برنده اصلی آن جمهوریاسلامی خواهد بود.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 زنده باد مخالف من
✍️ جواد امام
سخنگوي جبهه اصلاحات ايران و دبيركل حزب مجمع ايثارگران
«با من چنانکه با جباران سخن میگویید، سخن نگویید»
این هشدار منسوب به امام علی(ع)، اگر از سطح توصیه اخلاقی فراتر برده شود، یکی از دقیقترین صورتبندیهای نظریه حکمرانی در سنت اسلامی است: قدرت، بدون نقد، بهتدریج از واقعیت جدا میشود و در نهایت، درون تصویر خودساختهاش زندگی میکند.
در سیاست، مسئله اصلی نه وجود اختلاف، بلکه کیفیت مواجهه با اختلاف است. هیچ نظام سیاسیای بدون تعارض پیش نمیرود؛ اما تفاوت اساسی میان نظامهای پایدار و ناپایدار در این است که در دسته اول، تعارض به رسمیت شناخته و نهادینه میشود، و در دسته دوم، به حاشیه رانده یا محدود میشود.
نتیجه روشن است: در غیاب نهادهای نقد، تعارض از سطح سیاست به سطح بحران منتقل میشود.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در خوانش دقیق خود، بر همین مبنا استوار است. آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حق نظارت عمومی و اصل مشارکت مردم در تعیین سرنوشت، صرفا مواد پراکنده حقوقی نیستند، بلکه یک منطق واحد را دنبال میکنند؛ هیچ قدرتی بدون نقد، قابل اصلاح نیست. مسئله اصلی اما نه در متن قانون، بلکه در نسبت میان قانون و سازوکارهای اجرائی آن است.
تجربه سیاسی ایران پس از انقلاب نشان داده است هر زمان امکان رقابت سیاسی، گفتوگوی عمومی و گردش آزاد اطلاعات تقویت شده، کیفیت تصمیمسازی نیز ارتقا یافته است. در مقابل، هر زمان دایره نقد محدودتر شده، نظام تصمیمگیری بهتدریج با نوعی «درونگفتی» مواجه شده است؛ وضعیتی که در آن، سیاستگذار بیش از آنکه با جامعه سخن بگوید، با حلقه نزدیکان خود گفتوگو میکند. در چنین شرایطی، چاپلوسی یک انحراف اخلاقی ساده نیست؛ یک سازوکار کارکردی است.
در ساختارهای بسته به نقد، پاداش اصلی نه با بیان حقیقت، بلکه با تأیید قدرت توزیع میشود. در نتیجه، اطلاعاتی که به مرکز تصمیمگیری میرسد، به طور سیستماتیک دچار اعوجاج میشود. این همان نقطهای است که خطای سیاست از «استثنا» به «قاعده» تبدیل میشود.
از همین منظر است که استمرار وضعیت حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و نیز محدودیتها و برخوردهای قضائی با چهرههایی مانند مصطفی تاجزاده، صرفنظر از ارزیابیهای سیاسی درباره مواضع آنان، یک مسئله واحد را برجسته میکند: جایگاه «مخالفت سیاسی» در نظم حکمرانی. اگر مخالفت سیاسی به عنوان بخشی از سازوکار رسمی سیاست به رسمیت شناخته نشود، ناگزیر به شکلهای غیررسمی، بازتولید خواهد شد.
در این میان، اصلاحطلبی در ایران، بهویژه در قرائت اولیه آن در دهه ۷۰ بیش از آنکه یک پروژه جابهجایی دولت باشد، تلاشی برای بازتعریف نسبت قدرت و نقد بود. ایده «جامعه مدنی»، «حاکمیت قانون» و «توسعه سیاسی» دقیقا بر این فرض استوار بود که پایداری سیاسی نه از مسیر یکدستی، بلکه از مسیر تنوع کنترلشده و نهادینه میگذرد. در همین چارچوب است که جمله سیدمحمد خاتمی -«زندهباد مخالف من»- معنایی فراتر از یک شعار پیدا میکند.
این جمله، در سطح نظری، پذیرش این اصل است که مخالف نه تهدید نظم، بلکه شرط امکان اصلاح نظم است. در واقع، حذف مخالف به معنای حذف یکی از ابزارهای شناخت خطاست.
از این منظر، مسئله اصلی امروز ایران نه صرفا اختلافات جناحی، بلکه نسبت میان قدرت و واقعیت است. هر نظام سیاسی که در آن فاصله میان این دو افزایش یابد، دیر یا زود با بحران کارآمدی مواجه میشود؛ زیرا قدرتی که نقد را محدود میکند، بهتدریج دسترسی خود به اطلاعات معتبر را نیز محدود میکند.
جمعبندی این تجربه روشن است: مسئله ایران نه فقدان قانون، بلکه تضعیف کارکرد نقد در کنار قانون است. قانون بدون امکان نقد، به متن ثابت تبدیل میشود و سیاست، بدون نقد، به تکرار تصمیمهای پرهزینه. اگر سیاست را بتوان به یک اصل فروکاست، شاید این باشد: هیچ قدرتی از شنیدن حقایق آسیب نمیبیند، اما از محرومشدن از آن آسیبپذیر میشود. و شاید به همین دلیل است که سیاست، در نهایت با یک جمله ساده دوباره تعریف میشود:
زندهباد مخالف من.
منبع: صبح ما
@Kaleme
🔴 بیانیه حزب توسعه ملی در پی صدور حکم برائت بیژن زنگنه در پرونده کرسنت
حزب توسعه ملی ایران اسلامی پس از رأی برائت بیژن زنگنه از پرونده موسوم به کرسنت بیانیهای صادر کرد. به گزارش کمیته اطلاع رسانی این حزب، متن بیانیه به شرح زیر است:
هفته گذشته دادگاه رسیدگیکننده به پرونده موسوم به کرسنت، رأی خود مبنی بر برائت آقای مهندس بیژن زنگنه، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در زمان انعقاد قرارداد مذکور را صادر کرد. اجرای این قرارداد، ایران را به هاب گازی منطقه خلیج فارس تبدیل میکرد و ظرفیتهای اقتصادی و امنیتی مهمی برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان میآورد.
اما کارشکنی عدهای با محوریت آقای سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، به بهانه وقوع فساد، به توقف و جلوگیری از اجرای قرارداد انجامید. نتیجه این اقدام آن بود که علاوه بر تحمیل خسارت حدود سی و پنج میلیارد دلاری ناشی از عدم فروش گاز بر کشور، شرکت اماراتی با طرح شکایت به دادگاه بینالمللی، مدعی حدود بیست میلیارد دلار زیان شده است.
حتی اگر فسادی در جریان قرارداد صورت گرفته بود، توقف اجرای قرارداد، نه در صلاحیت دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، بلکه جزو وظایف قوه قضاییه و دادگاههای صالحه بود. اکنون و پس از تبرئه آقای زنگنه، تحمل خسارتی معادل بودجه یکسال کشور، موضوعی نیست که بتوان آن را به حاشیه فراموشی سپرد.
اکنون که با صدور حکم برائت آقای مهندس زنگنه، پوچی اتهامات و ادعاهای این جریان علیه قرارداد مذکور روشن شده است، حزب توسعه ملی ایران اسلامی از قوه قضائیه میخواهد:
۱- متن حکم دادگاه جهت اطلاع افکار عمومی منتشر شود.
۲- در اسرع وقت به عملکرد آقای جلیلی و جریان مذکور که موجب وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به کشور شده است رسیدگی و نتیجه آن را به ملت گزارش کند.
۳- در صورتی که در روند قرارداد فسادی صورت گرفته است، مفسدان به ملت معرفی و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.
۴- شفافیت و گزارش صریح به افکار عمومی تنها راه جلوگیری از اعمال نفوذهای احتمالی در مسیر پرونده خواهد بود.
منبع: امتداد
@Kaleme
🔴 دیریست که دیر است!
✍️ رضا بهشتیمعز
شرایط پیچیده و خطرناکیست و ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه و یاری ما ایرانیان. دشمن خارجی و تندروان داخلی (یکی با حیله و دیگری با سفاهت و توهم) موفق شدهاند صفوف پیوسته مردم را از هم جدا کنند. من نقش سفیهانِ خائنِ کاربدست داخلی را بیشتر و مهمتر میدانم چون زمینه بازی و دخالت دشمن متجاوز و تفرقه ایرانیان را آنها با غرور و توهم فراهم کردهاند.
امروز تصمیمگیران اصلی ایران جز با یک حرکت دلیرانه سیاسی از داخل و ایجاد همبستگی ملی با رفع کدورتهای ایران برباد ده پیشین، نمیتوانند از معرکه پیشِ رو بسادگی عبور کنند. بطور مشخص حاکمیت باید از توهمات مخرب و ایدئولوژیک گذشته هرچه زودتر و آشکارا فاصله بگیرد، زندانیان سیاسی محترم و شخصیتهای محصور را آزاد کند، امکان همهپرسی و تامین رضایت عمومی را فراهم کند، چرخ دیپلماسی را به زمین ایران (و نه نظام) برگرداند و از همه شخصیتهای دلسوز و منتقد ایراندوست با صداقت و تضمین دعوت کند تا در اداره ایران مشارکت کنند و از ملامت نهراسند.
فصل رجزخوانی و خطونشان کشیدن گذشته است و اینهمه ویرانی نتیجه همان رجزخوانیهاست. حاکمیت باید از خود صداقت و عملِ اعتمادساز و موثر نشان دهد و برای این کار باید دست تندروها را از مجاری عمل، بیملاحظه کوتاه کند. خامی بس است، به تاریخ نگاه کنید ایران را توهم و ماجراجویی حاکمان و شیادی دلالان آنها ضعیف کرده است. همیشه جماعتی فرصتطلب و ایرانسوز گرد حاکمان گرفته، مشفقانِ بیادعایِ فداکار را با دسیسه حذف کرده و برای تصمیمگیرانِ اصلی نسخههای چرب توهم پیچیده و همه را گرفتار اما خود بار عافیت و ثروت بسته و گریختهاند. در همین جمهوریاسلامی انبوهی مدیران از همین قماشند و ما کم نمیشناسیم.
تعارف و ملاحظه را کنار بگذارید و بجنبید پیش از انکه ایران ما بیشتر آسیب ببیند. حاکمیت از هیجان مناسکی بسرعت عبور کند، از گرفتن مواضع ملی نهراسد و رجال خوشنام ولی معزول کشور را فرابخواند. رجال موثر و مطرود هم خطر کنند و برای حفظ ایران از عافیت و حرمت خود بگذرند، برای سلامت ایران به میدان آمده و خاصیتی کارآ از خود نشان دهند.
خدایا تو شاهد باش که ما سالها مکرر گفتیم و بیش از آنچه نوشتیم غصه خوردیم و ملامت شنیدیم و انچه باید کردیم تا ایران و ایرانی سربلند و مقتدر بماند.
آدینه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ در هنگامه استقامت مظلومانه شهرهای جنوبی ایران در برابر تجاوز وحشیانه و فزاینده آمریکا و اسراییل
منبع: فیسبوک نگارنده
@Kaleme
🔴 فخرالسادات محتشمی پور؛ زنی برای تمام فصول
✍️ بلقیس سلیمانی
این ایام که مدت اسارت جناب مصطفی تاج زاده به یازدهمین سال خود وارد شد ،بسیاری به حق از مشی دادخواهانه و آزادی طلبانه تاج زاده فراوان نوشتند و گفتند اما کمتر از نقشی که همسر او خانم محتشمی پور در رساندن صدا و شیوه مبارزه مدنی او به جامعه دارد،سخنی به میان آمد.البته که خانم محتشمی پور عاملیت تکینه و هویت فردی خود را به عنوان یک فعال مدنی و کنشگر سیاسی ،سوای" همسر تاج زاده بودن" داراست اما همه ی ما میدانیم که صدای تاج زاده و تصویر او مثل دهها زندانی دیگر میتوانست پشت دیوارهای اوین دفن شود اگر خانم محتشمی پور روایت ساز و روایت نگار سخن و عمل تاج زاده نمی شد.
ما میدانیم کنشهای اجتماعی و فردی در غبار زمان و هیاهوی دشمنان و مهندسی گفتمانهای پو پولیستی،گم، کم اثر و فراموش میشوند اگر تبدیل به روایتهای جان دار و هم افق با خواست مردم نشوند.
خانم محتشمی پور مردم و خواستشان را به اوین میبرد و راهبردها و ایده های اوین را به مردم می رساند و کدام پیغامبری هست که تنها روایتگری منفعل در این میانه باشد.
اینجاست که روایت رنگ و بوی زنانه ای میگیرد که ما در این لحظه تاریخی سخت به ان محتاجیم.روایتی که نقش مراقبه گرایانه ی ان و ایستادن بر فراز" من" و "دیگری" از شاخصه های مهم آن است.روایتی که در ان مرکزیت از ان مادرمان ایران و فرزندان او هست.
در این سالها فخری عزیز ما نه در مقام پیام آور که در موقعیت یک پیام ساز ظاهر شده است و این شدنی نبود مگر در میدان مبارزه مدنی که در سالهای اخیر زنان برای احقاق حقوق شهروندی خود پا به پای مردان در ان جنگیدند.
یادمان باشد تا همین دیروز و دیروزها ،خانواده ها و همسران مردهای مبارز اغلب ابزار ستمگری ستمگران برای در هم شکستن در بندیها بودند.اما امروز نه تنها زنان خود در میدان مبارزه دوشادوش مردان برای احقاق حقوق شهروندی میجنگند که لجستیک این مبارزه را هم بر عهده دارند.
فخری محتشمی ما در این راه خستگی ناپذیر است.من به عنوان یک زن به احترام او تمام قد می ایستم و کلاه از سر بر میدارم..خدایش به سلامت دارد.
منبع: فردای بهتر
@Kaleme
🔴 نه کره شمالی نه لیبی، زنده باد ایران
✍️ مجتبی نجفی
همدلی ها با مردم جنوب ایران برخی را متعجب کرده چرا زمان فاجعه میناب نبود؟ من از این زاویه نگاه میکنم که گفتمانی پیروز شده که در زمان فاجعه قلم میزد، نگاه نکن قربانی چه گرایش سیاسی دارد، بایست و محکوم کن و بین ملت قربانی خط کشی نکن. این گفتمان، زمان فاجعه میناب مظلوم بود و امروز پیروز شده چون همگانی شده. اینترنت را قطع کرده بودند و شما نبودید که به امثال من که هم با سیستم استبدادی مخالفند و هم با قربانی شدن مردم در جنگ، چه حملات سازمان یافته ای میشد، اما ایستادیم و گفتیم" خون شهروند ایرانی حرمت دارد"، و از " کیان تا ماکان" داغ ماست و رنج هر ایرانی چه در لامرد کشته شود چه در خیابان رسالت، چه در دی ماه چه در "زن، زندگی، آزادی"، چه با کلت سرکوبگر چه با بمب متجاوز خارجی، رنج ماست و اگر خاک ایران مشاع است چرا رنج ایرانی مشاع نباشد؟
سرمون بالاست. ما که نه پدر دیکتاتور داخلی داشتیم نه عموی خارجی، ما متولد شدگان فرهنگ شهروندی که از تجربیات تاریخ یاد گرفته ایم که فرجام خوش این سرزمین در گرو پایبندی به " ایران شهروندمدار" است و وقتی خونی به ناحق ریخته شد من نگاه نمیکنم قربانی موافق من است یا مخالف؟ میگویم هیچ قدرتی چه داخلی چه خارجی حق تعرض به اجزای ایران، خاک- شهروند-ایده و مفهوم ایران را ندارد و بر اساس این گفتمان بود که زمان قطع اینترنت در برابر آن ابرقدرتی که میگفت میخواهم تمدن ایرانی را برای همیشه خاموش کنم گفتیم ایران یک ایده،یک فرهنگ، یک عشق یک شور به درازنای تاریخ است و تو در اندازه ای نیستی ما را برای ابد خاموش کنی و گفتیم برو تاریخ بخوان و ببین چگونه از بدترین تهاجم ها سربرآوردیم و نابودی تمدن ایرانی خوابی است که تعبیری ندارد. تو، من، ما میرویم اما ایران میماند و خواهد ماند.
سرتان را بالا بگیرید و همانطور که شجاعانه به استبداد " نه " گفتید، به جنگ هم " نه " بگویید و در خلال تلاشها برای سلب عاملیت از سوژه ایرانی، از مسیر این "نه " های بزرگ، امکان دوباره برخاستن و بازتصاحب خانه هست و باید مدام به دیکتاتورهای داخلی پیام دهیم کره شمالی شدن ایران خوابی است که تعبیر ندارد و به عموهای قلابی خارجی که ایران، لیبی نخواهد شد همچنانکه لبنانیزه نخواهد شد. از این منظر همدردی ایرانیان با گرایش های مختلف با غم مردم جنوب ایران پیام همبستگی است و اعلام اینکه ما نه گفتمان " انتقام" میخواهیم نه " جنگ رهایی بخش" با قدرت خارجی. کشته شدگان ما در دی ماه عدد بازی قدرت شما نیستند، هر یک از آنها " جان" است و یادشان یادآور این است که حتی یک جان هم برای ما عزیز است. جانهای زیبای ما را نه انکار کنید نه ملعبه بازی قدرت. همچنانکه بدن کودکان میناب و لامرد و سرباز وظیفه های بمپور نردبان قدرت نیستند چه برای بقای آن چه برای تسخیر آن.
واقعیت این است سکوت ها شکسته شده و همین کلمات ما نیروهای خرد، دریا شدند و امروز بسیاری از معترضان به خونهای جاری در خیابانها با تیر استبداد، دادخواه خون میناب، لامرد و "بمپور"ند و این یعنی پیروزی شهروندان بر مافیای رسانه با میلیونها دلار خرج. خط رسانه ای که میخواست با تحمیل عموهای قلابی خونهای ریخته را عدد و واقعیت اجتناب ناپذیر برای رهایی از سیستم کند شکست خورد. آنها واژه زشت "عمل جراحی" را خلق کردند در حالی که خود با تیغ جراحی فرسنگها فاصله داشتند. اما ما گفتیم اینها انسان اند، ایرانی اند، "ماکان" نردبان قدرت من نبوده، کودکی است که نباید کشته میشد و بریده باد آن دستی که فرمان شلیک موشک داد و بریده باد دستی که شهروندان ایرانی را میکشد چه درون مرزها و چه بیرون مرزها، چه در مرزهای بیقرار چه پای دارهای برقرار. ایران نه کره شمالی خواهد شد نه لیبی، خطاب به مستبدان و متجاوزان.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
🔴 بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است
جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای با اعلام حمایت از دولت و هیأت مذاکرهکننده، موفقیت روند اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا را منوط به پشتیبانی همه ارکان نظام از دستگاه دیپلماسی دانست و هشدار داد که هرگونه تضعیف این روند، کشور را بار دیگر در معرض خطر جنگ، تشدید تحریمها و گسترش بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار خواهد داد.
در این بیانیه با اشاره به شرایط حساس کشور پس از جنگ پرهزینه اخیر، خسارتهای انسانی و اقتصادی، نگرانیهای امنیتی و استمرار فشار تحریمها آمده است: امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، با وجود برخی ابهامها و چالشهای اجرایی، فرصتی ارزشمند برای توقف چرخه تنش، کاهش خطر جنگ، رفع تدریجی تحریمها و تأمین منافع ملی به شمار میآید.
جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به ارزیابی بخش قابل توجهی از تحلیلگران و ناظران بینالمللی، از جمله برخی منتقدان دولت آمریکا، تأکید کرده است که این تفاهم در مجموع گامی مثبت در جهت تأمین منافع ایران، کاهش تنشها و به رسمیت شناخته شدن بخشی از مطالبات و حقوق کشور در عرصه بینالمللی ارزیابی شده است.
در ادامه این بیانیه، با ابراز نگرانی نسبت به تشدید اختلافنظرها در درون ساختار قدرت درباره آینده مذاکرات و نحوه اجرای تفاهمنامه، آمده است: اگر این اختلافها به تضعیف دیپلماسی رسمی کشور بینجامد، نه تنها موقعیت ایران در عرصه بینالمللی آسیب خواهد دید، بلکه کشور ممکن است بار دیگر در مسیر رویارویی، ناامنی و جنگ قرار گیرد.
جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به نقش مخالفان منطقهای و بینالمللی تنشزدایی میان ایران و آمریکا، بهویژه رژیم صهیونیستی، تصریح کرده است که این جریانها از تشدید اختلافات داخلی، تضعیف دیپلماسی و ناکامی اجرای تفاهمنامه بیشترین سود را خواهند برد؛ از این رو، حفظ انسجام در تصمیمگیریهای کلان، پرهیز از ارسال پیامهای متناقض و حمایت عملی از روند دیپلماسی، از الزامات صیانت از منافع و امنیت ملی است.
در بخش دیگری از این بیانیه تأکید شده است: «امروز مسئله اصلی، پیروزی یا شکست هیچ جناح سیاسی نیست؛ مسئله، آینده ایران و امنیت، رفاه و منافع ملی ایرانیان است و هیچ اختلاف داخلی نباید موجب قربانی شدن منافع ملی و فرصتهای پیش روی کشور شود.»
این جریان سیاسی ضمن اعلام حمایت از تلاشهای دولت و دستگاه دیپلماسی برای اجرای تفاهمنامه و ادامه مذاکرات، خاطرنشان کرده است که مذاکرهکنندگان باید از پشتوانه و حمایت همه ارکان نظام برخوردار باشند و ارسال پیامهای متناقض، تخریب روند گفتوگو یا تضعیف جایگاه دستگاه دیپلماسی، تنها به افزایش بیاعتمادی، پیچیدهتر شدن مذاکرات و از دست رفتن فرصتهای ملی منجر خواهد شد.
جبهه اصلاحات ایران در ادامه هشدار داده است که شکست روند دیپلماتیک، صرفاً شکست یک دولت یا یک تیم مذاکرهکننده نیست، بلکه میتواند پیامدهایی همچون افزایش احتمال بازگشت به رویارویی نظامی، تشدید تحریمها، گسترش بیثباتی سیاسی و اجتماعی، کاهش سرمایهگذاری، فرار سرمایه، تعمیق بحرانهای معیشتی و افزایش انزوای بینالمللی کشور را در پی داشته باشد.
در این بیانیه از همه مسئولان و نهادهای تصمیمگیر خواسته شده است که منافع ملی را بر ملاحظات جناحی مقدم بدارند، از هر اقدامی که به تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی در شرایط حساس کنونی بینجامد پرهیز کنند، اختلاف دیدگاهها را از طریق گفتوگوهای کارشناسانه و سازوکارهای قانونی پیگیری کرده و با تقویت انسجام داخلی، زمینه اجرای موفق تفاهمنامه و استمرار مذاکرات را فراهم آورند.
جبهه اصلاحات ایران با اشاره به تجربه دهههای گذشته، یادآور شده است که هرگاه فرصتهای تنشزدایی، گفتوگو و تعامل سازنده با جهان، تحت تأثیر رقابتهای سیاسی داخلی از دست رفته است، هزینه آن را نه یک دولت یا یک جناح، بلکه همه ملت ایران با تحریم، رکود، تورم، مهاجرت نخبگان، کاهش رفاه، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش ناامنی پرداختهاند. امروز نباید اجازه داد این تجربه تلخ بار دیگر تکرار شود.
در پایان این بیانیه آمده است: «امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به عقلانیت، گفتوگو، اجماع ملی و پرهیز از سیاستهای تنشآفرین نیاز دارد. حفظ صلح، جلوگیری از بازگشت جنگ، اجرای موفق تفاهمنامه، رفع تحریمها، بهبود وضعیت اقتصادی، بازسازی اعتماد عمومی و تأمین آیندهای امنتر و شایستهتر برای نسلهای آینده، مسئولیتی مشترک بر عهده همه ارکان حاکمیت و همه نیروهای سیاسی کشور است.
متن کامل نامه
منبع: امتداد
@Kaleme
🔴 آیتالله اعرافی: نباید از ترس مشکلات اقتصادی، هزینههای جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختها کوتاه بیاییم
اعلام مرگ تفاهمنامه و آغاز مسیر جهاد از سوی عضو شورای نگهبان
🔴 تقویت بازدارندگی و توان دفاعی در گفتمان حقوق بشر
✍️ رضا اسلامی
محکومیت حمله به زیرساخت های حیاتی
نه به جنگ و ویرانی کشور
آری به ندای صلح و حفظ امنیت ایران و ایرانیان
🔴 اعداد مهم سیاسی در گزارش اجتماعی دولت
این گزارش بر اساس پیمایش اردیبهشتماه ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی آرا تهیه شده است.
وضعیت کلی نظام سیاسی
۴۰ درصد پاسخگویان کلیت نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند. (پیش از دولت پزشکیان این عدد ۵۲ درصد بوده است.)
فقط ۹ درصد به طور کامل از «وضعیت موجود» دفاع میکنند.
۱۹ درصد خواهان «تغییر کامل» جمهوری اسلامی هستند.
۵۲.۷ درصد خواستار «اصلاحات اساسی» هستند.
۱۲.۹ درصد طرفدار «اصلاحات محدود» در چارچوب جمهوری اسلامی هستند.
مقبولیت رئیسجمهور و دولت
شاخص محبوبیت رئیسجمهور (زیاد و خیلی زیاد) از مرداد ۱۴۰۳ که ۴۶.۳ درصد بود، با کاهش حدود ۲۲ واحد درصدی به ۲۴.۳ درصد رسیده است.
پایگاه عمده حمایت از پزشکیان، افراد بالای ۵۰ سال، زیر دیپلم، روستاییان و ساکنان شهرهای غیرمرکز استان هستند.
۸۰ درصد مردم معتقدند مسئولان توانایی «زیاد یا خیلی زیاد» برای حل مشکلات کشور ندارند.
سیاست خارجی و جنگ
۶۶ درصد پاسخگویان مخالف تعطیلی کامل غنیسازی هستند.
۵۸ درصد مخالف حمایت از گروههای مقاومت هستند.
۴۵ درصد خواستار کاهش رابطه با آمریکا هستند.
۴۹ درصد خواستار کاهش روابط با کشورهای عربی هستند.
۴۶.۷ درصد طرفدار افزایش رابطه با اروپا هستند.
۴۱.۴ درصد پاسخگویان موافق افزایش رابطه با چین هستند.
فقط ۲۸.۵ درصد جامعه اعتماد بالایی به تیم جدید مذاکرهکننده ایران دارند.
فقط ۱۰/۳ درصد موافق پذیرش همه شروط آمریکا هستند.
۵۴.۷ درصد جنگ با آمریکا در آینده را قطعی میدانستند و ۵۴.۳ درصد در صورت جنگ مجدد، حمایت همهجانبه در دفاع از کشور میکنند.
حدود ۴۶ درصد دیگر طرفدار گزینههای بیطرفی، اعتراض به حکومت یا مخالفت با هر دو طرف جنگ هستند.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme
🔴 مردمان خشمگین و مغموم ایران!
✍️ سمیه توحیدلو
دو روزی است که سایت ایرانوایر گزارشی محرمانه را که دستیار اجتماعی رییسجمهور از نظرسنجیهای محرمانه در کشور نوشته، در دسترس همگان قرار داده است. اینکه سند محرمانه چرا پخش میشود مسئله من نیست؛ اما چنانچه پیشتر نوشته بودم، شناخت واقعی مردم ایران و دستهبندیهای آن، مستلزم فراگیر شدن همین نظرسنجیها و قرار گرفتنشان در اختیار پژوهشگران است...
ادامه متن
@Kaleme