1372
👩🎨 قَدرِهُنَررا "اَهلِهُنَر" دانَدوبَس 👨🎨 ♡ گِراف آرت ♡ مجموعه ایست هنری برای هنرورزان و هنرپرورانِ ایران زمینم... Start of channel activity: (15 June 2020) Contact for your questions: "@MRuintan_Artist"
.
در من
زنی زندگی میکند
که خوشبخت نیست ،
اما هر روز
به خانهاش سروسامان میدهد ،
برای فرزندش مادری میکند
غذا میپزد ، میشوید ، میساید
اما هیچکس نمیداند
که روحش درد میکند .
و جسمش تظاهر به قوی بودن ،
هیچکس نمیداند
هر شب حسرتهایش را
در تاروپود ظلمت شب جا میگذارد
و صبح دوباره به زندگی باز میگردد .
باورش سخت است
اما یادت نرود
او یک زن است .
👩🎨 @Geraf_art 🎨
بازآمد مُحَرّم
همان ماهِ خونین
که دیرقَرنیست
آسمان ردای ماتم میپوشد
و زمین نبضاش را
در اندوه فرزند زهرا (س)
گم میکند...
بازآمد مُحَرّم
و من در میانهی
هایوهویِ روزمرگیها
به دنبالِ قطرهای از آن
دریای موّاج عشق میگردم...
بازآمد مُحَرّم
و نوبت مویههای بیاتمام رسید
وقتِ آنکه خالصانه بگویم:
حُسِین (ع) !
این ایّام بر رکابِ یادِ تو
در کوچهپسکوچههای دل
سوگوار توآم...
دوباره مُحَرّم
دوباره حُسِین(ع)
دوباره من و یک دنیا دلتنگی...
و به قولِ همان معروف:
" اصلا حُسِین جنسِ غمش فرق دارد "
✍#م_روئین_تن
.
عادت کردهایم
هر روز دوش بگیریم،
اما یادمان میرود
که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد.
گاهی با یک غزل حافظ میتوان
دوش ذهنی گرفت و خوابید.
یک شعر از فروغ،
تکهای از بیهقی،
صفحهای از مزامیر،
عبارتی از گراهام گرین،
جملهای از شکسپیر،
خطی از نیما...
ولی غافلیم!
شبانهروز چقدر
خبر و گزارش و مطلب آشغال
میتپانیم توی کلهمان؟!
بعد هم با همان کلهی بادکرده
به رختخواب میرویم
و توقع داریم در خواب
پدربزرگمان را ببینیم
که یک گلابی پوست کنده
و با لبخند میگوید: بفرما!
" عباس معروفی "
بغض گلدان لب پنجره را
چلچلهها میفهمند
حال بیحوصلهها را
خودِ بیحوصلهها میفهمند...
درودها
بر خوبان وفامند
روز و روزگار بخیر...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
.
از خود مکرراً بپرسید
و این پرسش را زنده نگه دارید:
فراتر از آنچه به ما دیکته میشود،
آیا نوع دیگری میتوانیم زندگی کنیم؟
" هانا آرنت "
اجرا با گِل رُس...
فراموشی،
بیحرمتی به تمام رنجهاییست
که کشیدیم…
👩🎨 @Geraf_art 🎨
📚" پَناه بَر کِتاب "
پدرم گفته بود
که عشق شریف است
و شگفتانگیز و معجزهگر !
اما نگفته بود
که عشق چقدر نَمَکین است
و نگفته بود
او که نوش دارو دارد .
دستهایش این همه
از نمک عشق پُر است
و نگفته بود
او هر که را دوستتر بدارد
بر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد...
زخمی بر پهلویم است
و خون میچکد و خدا نمک میپاشد
من پیچ میخورم و تاب میخورم
و دیگران گمانشان که میرقصم...
من این زخم خونین را دوست دارم،
زیرا به یادم میآورد که سنگ نیستم
چوب نیستم،
خشت و خاک نیستم،
که انسانم...
پدرم وصیت کرده و گفته است :
از جانت دست بردار، از زخمت اما نه،
زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست
و اگر دردی نباشد
در پی نوش دارو نخواهی بود
و اگر در پی نوشدارو نباشی
عاشق نخواهی شد
و اگر عاشق نباشی خدایی نخواهی داشت...
دست بر زخمم میگذارم
و گرامیاش میدارم
که این زخم عشق است
و عشق میراث پدرم است ...
✍ عرفان نظرآهاری
📕 من هشتمین آن هفت نفرم
تکنیک آبرنگ...
آروم باش...
همهچیز
با زمان خودش میرسه
گل هم برای شکفتن،
صبر میکنه زیر آفتاب.
تو هم شکوفهی فردایی،
نگران نباش...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
" برای آدینه "
ایدهای هنری
برای کتابخانهی سهبـعدی جذاب
مخصوص کتابخوانها...
من از بچگی دوتا رفیق بیشتر نداشتم؛
اگر میخواستم بشنوم، کتاب میخواندم
اگر میخواستم حرف بزنم، مادرم بود...
" داستایفسکی "
👩🎨 @Geraf_art 🎨
.
زندگی،
قبل از هرچیز
زندگیست...
گل میخواهد،
موسیقی میخواهد،
زیبایی میخواهد...
زندگی،
حتی اگر یکسره
جنگیدن هم باشد،
خستگی درکردن میخواهد...
عطر شمعدانیها را
بوییدن میخواهد...
" نادر ابراهیمی "
«به همدیگر بگویید
دوستت دارم
و از عشق نهراسید
اینجا سرزمینِ بیثباتی و بلاتکلیفیست
شاید فردا نباشیم...»
درود بر یاران مهراندیش
پنجشنبه روزتان پر از امید...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
«زن جلوی آینه»
از موتیفهای تکرارشونده
و معنادار در تاریخ هنر است؛
تصویری که میان ظاهر و درون
واقعیت و بازتاب،
و نگاه فرد به خویشتن شکل میگیرد...
آینه در این آثار نماد خودآگاهی،
تأمل و پرسش از هویت است؛
لحظهای که زن نهتنها دیده میشود،
بلکه خود نیز
در حال دیدن و ارزیابی خویش است...
در هنر کلاسیک،
این صحنه گاه یادآور
ناپایداری زیبایی و گذر زمان است
و در عین حال بستری برای
نمایش ظرافت و بدن زنانه...
در دورههای جدیدتر،
زن جلوی آینه بیش از آنکه ابژهی نگاه باشد،
به سوژهای اندیشمند تبدیل میشود؛
زنی در خلوت خود،
در حال مواجهه با تصویر بیرونی و جهان درونیاش...
شاید همین چندلایگی معناست
که باعث شده نقاشان در دورههای مختلف
بارها به این تصویر بازگردند؛
تصویری ساده، اما سرشار از پرسش...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
چون صاعقه در کوره بیصبریام امروز
از صبح که برخاستهام ابریام امروز ...
" شفیعی کدکنی "
هنر شگفت انگیز تبدیل سنگ به ابریشم!
مجسمه شارل دوسانت مور
اثر هنرمند فرانسوی لویی فیلیپ موشی در سال ۱۷۸۱
👩🎨 @Geraf_art 🎨
نقش عشق بر فاصلهها...
خیابانهای ما
عشــق و هنر را کم دارد
و مردمانی که لبخند میزنند...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
و هر روز
زندگی را
دوباره از سر بگیر
بیخیال هرچیز
که تا امروز نشد...
درود و صلح
بر شما خوبان مهراندیش
هر روزتان نیک باد...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
رازِ آرامش و آسایشم
این بود که من
دل سپردم به کمِ خود،
نه به بسیارِ کسی...
درودی به مهر
بر یاران مهربان
طلوع هر روزتان
سرشار از شوق زندگی....
👩🎨 @Geraf_art 🎨
" اجرا با چوب "
پُلی خواهم ساخت
از فراز خویشتن
بر ژرفای قعرِ خویش
برای منِ متعالیتر
با توان ابدیت...
پُلی از جنسِ بیکرانگیِ سکوت
بر درّهای از هیچِ محضِ جهان
تاکه در تلاقی غیاب و حضور
بر آستانهی حیرت قامت برافرازم
و جان از غبار تعلق رها گردانم...
✍#م_روئین_تن
💎✔️دسترسی ویژه به خبرهای داغ✔️💎
☑️برای داشتن این مجموعه در مدت ☑️محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید✅
جهت هماهنگی در لیست🫱🏼🫲🏼
@HHo_bb
بازی نور و سایه...
برایم کتاب بخر
و صفحهی اولش بنویس
“برای لبخندت موقع خواندن این نوشته”
همین …
👩🎨 @Geraf_art 🎨
کتابها
اسکلهی امن من بودند
منی که همیشه
در کتابها زندگی کردم
و انسانهای کتاب را
از انسانهای خیابان
بیشتر دوست داشتم...
" جمیلمریچ "
اجرای متفاوت روی یک طرح...
تو
مثل خندهی گل
مثل خواب پروانه
تو
مثل آنچهکه
ناگفتنی است، زیبایی
چگونه سیر شود
چشمم از تماشایت؟
که جاودانهترین
لحظهی تماشایی…
" حسین منزوی "
شفا
از فراموشی حاصل نمیشود
از یادآوری
بدون احساس درد حاصل میشود...
" زیگموند فروید "
درسِ بزرگِ زندگی...
و شببخیر...
👩🎨 @Geraf_art 🎨
اجرا با قهوه...
از تلخیِ قهوههای نیمشب
دگر مگوی
که ما سالهاست
فنجانهای آبیِ رویاهایمان را
با زهرِ روزگار سر کشیدهایم
اینجا در میانِ دلمردگیها
تا همین اکنون
همهچیزِ این زمانه
طعمِ گَسِ حسرت میدهد
از چکامههای اندوهگین ماه گرفته
تا لبخندهای کمجانمان...
✍#م_روئین_تن
.
همهچیز خواهد گذشت
خوبیها، بدیها، ناشناختهها
همهچیز...
همهچیز میگذرد
لحظهای به خودت فرصت بده
تا عمیق نفس بکشی
و به خودت یادآوری کنی
که هر فصلی از زندگیات
که اکنون در آن هستی
هر اتفاقی که
امروز در زندگیات
در حال رخ دادن است
خواهد گذشت...
" ژاکلین ویتنی "
" هنر موزاییک "
" نَقلِ جاودانگی "
غزالِ تندپای دیارِ معمّای خیالِ قصّهگوی
رویای دگر بباف، چامهای ز رازِ نهان گوی
همه آفاق حرفیست توخالی چنان طبل
با لبهای سرخِ غزل، از شرحِ عیان گوی
ز "هیچ" مطلقِ دنیا که در چشمانت فنا گشت
حدیثِ بودنِ خویش را به هر پیروجوان گوی
در بازیچهی هستی، عقل آشوب و حیرانست
نَقلِ جاودانگیِ عشق، بر گوشِ بیدلان گوی...
✍#م_روئین_تن
.
چون
درخت بلوطی
زندگی را گاهی باید
به دندان گرفت و
از هزار طوفان مهیب عبور داد!
گاهی
باید چون ایران زیست
با هزار خنجر در پشت و رو
خودت را در دل تاریخ نگهداری و
پر غرور و باشکوه
بیاعتنا به دشمنان کوچک و بزرگت
در ابدیت و جاودانگی ایستاد و
سرخم نکرد...
" محسن قریب "
" خلاقیت "
بهترین نصیحت دنیا
متعلق به داستايفسكىست:
با پاى شكسته خود
به راهت ادامه بده
دستت را بر شانهی كسى نگذار...
👩🎨 @Geraf_art 🎨