fiction_11 | Unsorted

Telegram-канал fiction_11 - خط‌به‌خط باهم...

1069

لطفاً موارد زیر را رعایت کنید: چت متفرقه و ارسال مطالبِ نامربوط با کتاب‌ِ مورد گفت‌وگو، ممنوع. ارسال مطالبِ لینک‌دار و هر گونه تبلیغ، ممنوع. روزهای آزاد: پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها. فهرستِ کتاب‌های مطالعه‌شده در گروه: https://t.me/Fiction_11/4718

Subscribe to a channel

خط‌به‌خط باهم...

از كدامين علف هرز تو را روياندند…
كه چنين بر تن اين باغ بيفتد تبرت…؟

🕊️🕊️🕊️

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سکوت نکن...
وقتی میدانی برای شکستن این بغض و دلتنگی، شنیدن صدای تو کافیست...



آوا خورشیدی

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

از صبح زود در صف درایستاده بود و نزدیک ظهر با یک شیشه روغن از فروشگاه خارج شد.
درد شدید کمر برای لحظه ای او را مجبور کرد تا روی زمین بنشیند ،گز گز پاهایش هم اورا بی تاب کرده بود،با خودش فکر کرد کاش غرغرهای زنش را تحمل می کرد و از خانه بیرون نمی زد.
پیر مرد به سختی از جا بلند شد و به راه افتاد ،به وسط خیابان که رسید ،درد امانش رابرید و در جا ایستاد،ماشینی بوق زنان به او نزدیک شد،لحظاتی بعد قطرات روغن همراه با سرخی خون ،کف آسفالت را پوشاند


این داستان کاملا واقعی و متاسفانه دیروز اتفاق افتاده.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

#حیوانات
#گربه

#ایران

@PURITY_SHOT

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

مجدداً عرض ادب
شما اصرار دارید توصیف عشق از نگاه خودتان یا از منظر دیگران که مورد قبول تان است را بیان نمایید.
البته که بخشی از بیان شما را قبول دارم ، لیکن در مورد «غریزه» نفرمودید.
در میان مطالب سایتهای فضای مجازی لینک زیر تعاریف خوبی از عشق را بیان کرده است.

https://halamkhoobee.com/blog/73/null

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

عشق از دید من یعنی هدفش بیداری روح نه ارضای بدن پیوند روانی و قلبی که کشش جنسی محور رابط نباشه و دور از عادت و کلیشه ها
عشق اگر در تن بماند، عشق نیست
عشق آن است کز جان برخیزد
مولانا

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

شما درست می فرمائید هر کسی نظر و دیده ای داره نظر شما محترم شما عشق را با تمایلات جنسی میبینی و این رو از داستان برداشت کردید
من هم دید مخالف دارم که عشق جدای از آن تمایلات جنسی میبینم من خودم عشق با دید دیگری میبینم دیدی شاید فرار تر از بدن یک شخص
البته این برداشت و نگاه من شاید غلط باشه ولی از نظر خودم قابل ستایش که یک فرد با روح و جان حس کرد نه از روی حکم غریزه

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

خیلی عجیبه!!! چطور و طبق چه قسمتی از داستان به این نتیجه رسیدین که آقای فرماندار بدون غریزه (البته من بیشتر مایلم بگم میل جنسی) ازدواج کرد؟! 😐
این که مجبور بود در مدت کم یک همسر انتخاب کنه درست، اما این که توی انتخابش میل جنسی (یا به قول شما غریزه) دخیل نبوده رو من تو داستان ندیدم. اتفاقاً برعکس! توی نظراتش این میل دیده می‌شد. مِلاک‌هایی مثل «چاق و لاغر، قد کوتاه و قدبلند، بلوند و مو مشکی و...» بین زن‌هایی که به دعوتش پاسخ مثبت داده بودن... و البته آب افتادن لب‌ولوچه‌ش با دیدن دخترعموی دوستش و توصیفی که ازش می‌کنه، کاملاً به جنبۀ جنسیِ عشق اشاره داره.
جناب فرماندار، همسرش رو به «ونوس» تشبیه می‌کنه و هر کس اندک اطلاعاتی از اساطیر روم باستان داشته باشه، می‌دونه که ونوس الهۀ عشق و میل جنسی و باروری بوده!

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

ببخشید که این‌و می‌پرسم، اما شما اصلاً داستان مورد گفت‌وگو رو خوندین؟ چون حرف ما دربارۀ این داستانه!

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

فرشید جان فکر می‌کنم تعریف و معنای غریزه (بین زن و شوهر) برای همه‌مون روشنه. غریزه همون نیروی جنسی‌ایه که باعث بقای نسل بشر می‌شه. حالا مذهب و اخلاق و... اگه بهش می‌گن هوای نفس و این حرفا، بحثش جداست.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

ارادتمندم.
راستش گیج شدم!
می‌فرمایید «من منکر غریزه نمی‌شم» اما در پیام اولتون نوشتید «عشق زمانی معنی پیدا می‌کند که غریزه‌ای در کار نباشد»!
این دو جمله همدیگه رو نقض نمی‌کنن؟!

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

با سلام و عرض ادب. ازدواج مصلحتی در این داستان چیزیست مثل خریدن یک چمدان یا یک ژاکت گرم که روز قبل از مسافرت متوجه میشویم که نداریم. فورا به نزدیکترین فروشگاه مراجعه و بدون دقت و وسواس های معمول سریعا میخریم و اتفاقا خوب هم از کار در می آید. از ازدواج مصلحتی این داستان که اتفاقا دوام آورده و تازه معلوم نیست به آنها خوش گذشته باشدنمیتوان نیجه گرفت که از دواج مصلحتی به علت پایین آمدن توقع از هم روش موفقیست. نویسنده تعمد دارد در اینکه پیشنهاد و قبول و انجام ازدواج در حدا اقل زمان و به بیدقت ترین وجهی صورت بگیرد و نتیجه اش هم خوب باشد و بعد نتیجه مورد نظرش را از آن بگیرد .....

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

ارادتمندم. بله، من هم منتظر می‌مونم دوستان این داستان رو بخونن و نظر بدن.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سلام استاد
من شاگردی می کنم.
بنظرم این جمله که در انتهای داستان بیان شده، برگرفته از روایت داستان است . با این نگاه یعنی ازدواج مصلحتی ، خیلی جمله ی اشتباهی نیست. در مکالمات بین زوج های داستان هم خیلی احترام دوطرفه ای نیست. بیشتر یک طرفه است.
منتظر نظرات سایر دوستان هستیم.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سلام آقا فرشید. خوبین؟

برای اینکه گروه کمی از رخوت در بیاد، شاید بد نباشه دربارۀ این جملاتِ کتاب یه مقدار گفت‌وگو کنیم.

به نظرم عشقِ متقابل بین دو نفر طبیعتاً سبب ایجاد احترام می‌شه، اما احترام نمی‌تونه موجب ایجاد عشق بشه.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

#دو_بیتی

دلم خسته ز آشوبِ جهان‌ست
که این محنت ز چهره‌ام عیان‌ست

در این دنیای پر نیرنگ و حیله
حقیقت زیر صد پرده نهان‌ست

#هدیه_بیات

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

#پاراگراف

وقتی در فضایی تنگ‌وتاریک گیر می‌افتی، فقط از مرگ نمی‌ترسی؛ ترسناک‌ترین تصورت این است که شاید مجبور باشی برای همیشه در آن فضای خفقان‌آور زندگی کنی...

#هاروکی_موراکامی
از کتاب «کشتن کمانداتور»

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سلام جناب سرخوش
با تعاریف متفاوتی که داره از عشق ارائه میشه به نظرم وقتشه داستان «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» ریموند کارور رو بخونیم یا بازخوانی کنیم😄

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

دربارۀ موضوع عشق دیگه عرضی ندارم، چون شما گویا فقط به نظرات شخصی میل دارید اما بنده هدفم گفت‌وگو دربارۀ داستانِ مورد بحث بود. بگذریم...
فقط یه موضوعی برام جالب بود! نوع تایپ کردن خاص شما خیلی عجیب من‌و یاد یک نفر می‌ندازه که الان متوجه شدم دیگه در گروه نیستن!!!

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

#برداشتی_از_رمان_بسوی_فانوس_دریایی
#ویرجینیا_وولف
#ترجمه_صالح_حسینی

شیوه‌ی داستان‌نویسی #ویرجینیا_وولف با سکوتی چند آوایی در اذهانی سیال، از نوعی خاص داستان را برای مخاطب تعریف می‌کند. خلق آثاری با سیالیتی ژرف، که نشان می‌دهد نویسنده فرزند زمانه خود است؛ که پر از ناگفته هاست.!  اجتماع و زندگی شخصی او در تمام کلمات جاری است. زمان با هشدارهایی از جانب فیلسوفان همراه است که وقوع اتفاقات جبران ناپذیر را اجتناب‌پذیر پیش‌بینی کرده بودند؛ که در آثار وولف بخصوص در اثر مورد تحلیل نمایان است.

مفهوم زمان در این اثر؛ کیفیت آنست که، موجب درک ما از خودمان و دیگران می‌شود، و تاثیراتی که بر خاطرات گذشته می‌گذارد؛ تا آن‌ها را عمیق تر ببینیم . روابط پیچیده انسان‌ها گاهی بی‌رحمانه بیان می‌شود. تحول فکری زن ها و طرفداری کیفیت تحول فکری در اثر نویسنده مشهود است.

#بسوی_فانوس_دریایی در ذهن مردمی می‌گذرد، که می‌فهمند ! زمانه ایست که انگلیس بزرگترین مستعمره دار گیتی ست، انقلاب صنعتی به وقوع پیوسته است. و فروید نظرات تازه درباره روان انسان عرضه کرده‌است؛ ناگزیر نویسندگانی چون او در تلاشند تا تغییرات را همه جانبه ببینند؛ حتی داروین نیز در نویسندگانی نظیر او تاثیرگذار بوده‌اند. درجایی خواندم که حیوان خانگی او میمون بوده است. زیر پوست اجتماع نشان می‌دهد؛ اعتلای تفکر را کسانی همچون وولف رقم زده‌اند.

#بسوی_فانوس_دریایی :  ١_ پنجره؛ زندگی خانواده رمزی؛ را در سکوتی عمیق به ذهن آورده است. قبل از جنگ استعماری اول، حکایت از پوست‌اندازی تفکر دارد، نگاه خانم رمزی از پنجره رو به نور و بیرون دارد، مثل ِ فانوس دریایی که هدایت کننده است؛ زن‌ها نیز همچون فانوس دریایی هستند. اعظم داستان در ذهن خانم رمزی و لی لی بریسکو می‌گذرد . پنجره نگاه زن به بیرون از خانه است، برخلاف اندیشه ای که تا آن زمان زن سنتی ویکتوریا وظيفه اش، فرزند آوری و خانه‌داری بوده است، زن‌ها در این رمان پوست می‌ترکانند . و بقیه را نیز بسوی نور می‌کشانند. نگاه خانم رمزی و بریسکو به مردها از نوع دیگریست.

#بسوی_فانوس_دریایی _ زمان می‌گذرد _ واکاوی اثرات جنگ خانمانسوز است که انگار خانه نیز جان دارد. و با زندگی حیواناتی چون موش و سایر حشرات عجین شده است. خانم مکناب شرح دلخراش جنگ را از وضعیت خانه و ساکنین می‌دهد؛ و اوست که خانه خالی را با چنین وضعیتی نگهداری می‌کند و او نیز پی به گذر از این شرایط؛ خانه را رها می‌کند و دیگران می‌آیند و طرحی نو در می‌اندازند . خانم رمزی درگذشته است. دو فرزندش نیز از دست رفته‌اند ؛ اندرو و پرو از دست رفته‌اند! پرودر زایمان و اندرو در جنگ، جان خود را باخته اند .
پس از ده سال لی لی بریسکو و اقای رمزی و بقیه برمی‌گردند.

#بسوی_فانوس_دریایی_ فانوس دریایی_ ده سال گذشته است و لی لی بریسکو با قلم مویش؛ شاهکار نویسنده را به اوج خود می‌رساند. او مثل نور فانوس دیده می‌شود. فانوس هدایت کننده ایست که همه باید این نور را ببینند. لی لی بریسکو گویی، ادامه خانم رمزی....!.....است، ولی از نوعی مترقی تر، نور می افشاند و زن‌هایی در اجتماع ظهور پیدا می‌کنند. او نمی‌خواهد ازدواج کند. تصمیم، خودش است.

لی لی بریسکو می‌بیند که :
جیمز کوچک امروز نوجوانی است، در سفری بسوی نور؛ او تحمل پدر را ندارد و حتی خواهرش کام را بسوی نور هدایت می‌کند، او چشم از باد و بادبان برنمی‌دارد. با درک متفاوتی از زمان روبروست که به نوعی بازی با لحظات و همزمانی ها است.

نقاشی لی لی بریسکو بیان و تجسم هویتی نو به زن است. خودآگاهی و رهایی از محدودیت هاست. همزیستی بین هنر و هنرمند است. چنانکه چارلز تنسلی برای هنر زنان ارزشی نمی‌شناخت. کارمایکل بود که می‌توانست شاعر باشد و کتاب چاپ کند. ویلیام مردی با تفاوت سنی بالا می‌توانست با او ازدواج کند. ولی لی لی این قاعده را بهم ریخت. بریسکو غیر از نقش آفرینی اجتماعی برای به رسمیت رسیدن هنر خود نیز جایگاهی رسمی دست و پا کرد. تابلو نقاشی او نقشی است که زنان هر یک بر آن رنگی و خطی افزودند و خواهند افزود!....


🖌ژاله کرد






📚📚📚
📚📚📚

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

درود بر شما
از نظر شما غریزه چگونه معنا می شود؟

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

با توجه به توصیفاتی که فرماندار از خودش ارائه می‌ده و ظاهر میمون‌مانندی که داره، اتفاقاً می‌شه حدس زد که چه هم‌بستر داغ و پرحرارتی هم هست. اصلاً تستوسترون خالصه این جناب فرماندار. 😅

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

بله خوندم من براساس همین داستان که میگم اول بدون غریزه بعد حالا غریزه خودش میاد آقای فرماندار کاملا بدون غریزه و از روی اجبار بود
ولی الان عشق شاید کلمه ی باشد ولی هرکسی درکی از آن ندارد هرکسی چه عرض کنم شاید ۱ در میلیون نفر بتواند مفهوم عشق را بفهمند
آقای فرماندار معنی عشق خوب فهمیدن

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

نه منظورم غریزه هوانفسانی نه غریزه بین مادر و فرزند که اون غریزه جدای از این غریزه است این غریزه ی که من میگم که حتی نباش باز بدون اون هم میتونه دونفر کنار هم لذت برد لزوما نباید که فقط رابطه جنسی باشه میشود نباشد ولی بازم هم لذت بردن
لذت بردن از کنار هم بودن و کسی که درکت کنه و حرفت نگفته بفهمه خیلی بیشتر از لذت آن رابطه ی جنسی هست

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سلام آقا بهمن.
البته نباید از کنار شرایط مالی و اجتماعی و البته سن‌وسال شخصیت‌های داستان هم به‌سادگی گذشت.
یک مرد حدوداً ۵۰ساله و زنی پابه‌سن‌گذاشته که دیگه امید چندانی به ازدواج عاشقانه نداره...

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

درود بر دوستان
من هم ضمن احترام به هم عقیده ها به این نظر، کاملاً مخالفم.
بنظرم ذات عشق غریزی است. چون خداوند این موهبت را از همان لحظه تولد در ما خلق کرده است.
عشق به مادر. چون یک گرایش درونی است.
اینکه چگونه پرورشش بدهیم، البته؛ محل بحث و گفتگو است.
اگر تعبیر از غریزه را در تبعیت از هوای نفسانی می پندارند، با ایشان موافقم. هرچند بین این دو نیز تفاوت بسیار است.

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

نه خواهش هر کسی نظر خودش داره نظر شما هم محترمه
ولی به نظر من اگه غریزه رو کنار گذاشتی و روح و خود واقعی طرف خواستی یعنی عشق
من منکر غریزه نمیشم اول باید بدون غریزه عاشق شد بعد غریزه خود به خود راه شو پیدا میکنه ، کسی که عاشق حتی اگه غریزه ی در کار نباشه دوس داره بازم کنارش باشه و از کنار او بودن لذت تمام میبرد

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

سلام و عرض ادب. ببخشید که نظرم رو رک می‌گم، اما فکر می‌کنم این بی‌معنی‌ترین و متوهّمانه‌ترین تعریفیه که می‌شه از عشق داشت. مگه آدما از سنگ و چوب ساخته شدن که بدون غریزه عاشق هم بشن؟

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

عشق شاید کلمه ی باشد که هرکسی نمی تواند آن را درک کند عشق زمانی معنی پیدا میکند که غریزه ای در کار نباشد

Читать полностью…

خط‌به‌خط باهم...

عشق خوب است اما اساس مناسبی برای ازدواج نیست برای آنکه دو نفر در ازدواج احساس خوشبختی کنند، باید قادر باشند به هم احترام بگذارند.
ازدواج مصلحتی - ۱۱۳

Читать полностью…
Subscribe to a channel