1220
ᥫ᭡•• ﷽ ᥫ᭡•• یا الله خودت رحم کن. زندگی را آسان کن. بندگی را در جهت رضایت خودت قرار بده..!🤲
كتاب نماز
باب(5): انتخاب مؤذن نابینا
194- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كَانَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ يُؤَذِّنُ لِرسول الله ﷺ وَهُوَ أَعْمَى. (م/381)
ترجمه: عایشه صدیقه (رض) میفرماید: عبد الله ابن ام مکتوم که فردی نابینا بود، برای رسول الله ﷺ اذان میگفت.
كتاب نماز
باب(3): کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید
192- عَنْ انس (رض) قَالَ: أُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ، وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ، زَادَ يَحْيَى فِي حَدِيثِهِ عَنِ ابْنِ عُلَيَّةَ: فَحَدَّثْتُ بِهِ أَيُّوبَ، فَقَالَ: إِلاَّ الإِقَامَةَ. (م/378)
ترجمه: انس (رض) میگوید: به بلال (رض) دستور داده شد که کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید.
یحیی در روایتش از ابن علیه اضافه میکند که: این حدیث را برای ایوب بیان نمودم. او گفت: بجز «قد قامت الصلاة» که دوبار گفته میشود.
كتاب نماز
باب(1): آغاز اذان
190- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عمر (رض) أَنَّهُ قَالَ: كَانَ الْمُسْلِمُونَ حِينَ قَدِمُوا الْمَدِينَةَ يَجْتَمِعُونَ فَيَتَحَيَّنُونَ الصَّلَوَاتِ، وَلَيْسَ يُنَادِي بِهَا أَحَدٌ، فَتَكَلَّمُوا يَوْمًا فِي ذَلِكَ، فَقَالَ بَعْضُهُمِ: اتَّخِذُوا نَاقُوسًا مِثْلَ نَاقُوسِ النَّصَارَى، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَرْنًا مِثْلَ قَرْنِ الْيَهُودِ، فَقَالَ عُمَرُ: أَوَلاَ تَبْعَثُونَ رَجُلاً يُنَادِي بِالصَّلاَةِ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «يَا بِلاَلُ قُمْ فَنَادِ بِالصَّلاَةِ». (م/377)
ترجمه: عبدالله بن عمر (رض) میگوید: زمانی که مسلمانان، تازه به مدینه آمده بودند، چون برای اوقات نماز، اذان گفته نمیشد، مردم تجمع میکردند و منتظر وقت نماز میماندند. سرانجام، روزی مسلمانان در این باره با یکدیگر، تبادل نظر کردند. بعضی گفتند: ناقوسی مانند ناقوس نصارا و بعضی دیگر گفتند: شیپوری مانند شیپور یهود، به صدا درآوریم. عمر (رض) گفت: بهتر است وقت نماز، کسی را بفرستیم تا مردم را به نماز فرا خواند. رسول الله ﷺ فرمود: «ای بلال! برخیز و مردم را به نماز فراخوان».
كتاب قاعدگی
باب(17): شستن منی از لباس
188- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شِهَابٍ الْخَوْلاَنِيِّ قَالَ: كُنْتُ نَازِلاً عَلَى عَائِشَةَ (رض)، فَاحْتَلَمْتُ فِي ثَوْبَيَّ، فَغَمَسْتُهُمَا فِي الْمَاءِ، فَرَأَتْنِي جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ (رض) فَأَخْبَرَتْهَا، فَبَعَثَتْ إِلَيَّ عَائِشَةُ فَقَالَتْ: مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ بِثَوْبَيْكَ؟ قَالَ: قُلْتُ: رَأَيْتُ مَا يَرَى النَّائِمُ فِي مَنَامِهِ، قَالَتْ: هَلْ رَأَيْتَ فِيهِمَا شَيْئًا؟ قُلْتُ: لاَ، قَالَتْ: فَلَوْ رَأَيْتَ شَيْئًا غَسَلْتَهُ، لَقَدْ رَأَيْتُنِي وَإِنِّي لأََحُكُّهُ مِنْ ثَوْبِ رسول الله ﷺ يَابِسًا بِظُفُرِي. (م/290)
ترجمه: عبدالله بن شهاب خولانی میگوید: مهمان عایشه صدیقه (رض) بودم که در هر دو لباسم (پیراهن و ازار) احتلام شدم. لذا هر دو را در آب گذاشتم. کنیز عایشه (رض) مرا دید و عایشه را اطلاع داد. عایشه (رض) شخصی را نزد من فرستاد و گفت: چرا هر دو لباست را در آب گذاشتی؟ گفتم: آنچه را که انسان خواب در خوابش
میبیند، من خواب دیدم. گفت: آیا در لباسهایت چیزی دیدی؟ گفتم: نه. گفت: اگر چیزی دیده میشد، آنها را میشستی. من منی خشک را از لباس رسول الله ﷺ با ناخن میمالیدم و پاک میکردم.
كتاب قاعدگی
باب(15): شستن ادرار در مسجد
186- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ فِي الْمَسْجِدِ مَعَ رسول الله ﷺ إِذْ جَاءَ أَعْرَابِيٌّ فَقَامَ يَبُولُ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ أَصْحَابُ رسول الله ﷺ مَهْ مَهْ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «لاَ تُزْرِمُوهُ دَعُوهُ». فَتَرَكُوهُ حَتَّى بَالَ، ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ دَعَاهُ فَقَالَ لَهُ: «إِنَّ هَذِهِ الْمَسَاجِدَ لاَ تَصْلُحُ لِشَيْءٍ مِنْ هَذَا الْبَوْلِ وَلاَ الْقَذَرِ، إِنَّمَا هِيَ لِذِكْرِ اللَّهِ ﻷ وَالصَّلاَةِ وَقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ» أَوْ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص). قَالَ: فَأَمَرَ رَجُلاً مِنَ الْقَوْمِ، فَجَاءَ بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَشَنَّهُ عَلَيْهِ. (م/285)
ترجمه: انس بن مالک (رض) میگوید: روزی، ما همراه رسول الله ﷺ در مسجد بودیم که یک صحرا نشین آمد و در مسجد ایستاد و شروع به ادرار کردن نمود. یاران رسول الله ﷺ گفتند: دست نگهدار، دست نگهدار. رسول الله ﷺ فرمود: «ادرارش را قطع نکنید و او را به حال خودش بگذارید». پس او را گذاشتند تا ادرار نمود. سپس رسول الله ﷺ او را صدا کرد و به او فرمود: «چیزهایی مانند ادرار و نجاست، شایستهی این مساجد نیست؛ بلکه این مساجد برای ذکر الله، نماز و تلاوت قرآن ساخته شدهاند». یا اینکه آنحضرت ﷺ سخنی شبیه این فرمود. سپس به یک نفر از میان مردم دستور داد و او یک سطل آب آورد و روی آن ادرار ریخت.
كتاب قاعدگی
باب(14): سبیلها را کوتاه کنید و ریشها را بگذارید
184- عَنِ ابْنِ عُمَرَ (رض): عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ: «خَالِفُوا الْمُشْرِكِينَ أَحْفُوا الشَّوَارِبَ وَأَعْفُوا اللِّحَى». (م/259)
ترجمه: ابن عمر (رض) میگوید: نبی اکرم ﷺ فرمود: «با مشرکین مخالفت کنید؛ سبیلها را کوتاه کنید و ریشها را بگذارید».
كتاب قاعدگی
باب(12): ده رفتار جزو فطرت هستند
182- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «عَشْرٌ مِنَ الْفِطْرَةِ: قَصُّ الشَّارِبِ، وَإِعْفَاءُ اللِّحْيَةِ، وَالسِّوَاكُ، وَاسْتِنْشَاقُ الْمَاءِ، وَقَصُّ الأَظْفَارِ، وَغَسْلُ الْبَرَاجِمِ، وَنَتْفُ الإِبِطِ، وَحَلْقُ الْعَانَةِ، وَانْتِقَاصُ الْمَاءِ». قَالَ زَكَرِيَّاءُ: قَالَ مُصْعَبٌ: وَنَسِيتُ الْعَاشِرَةَ، إِلاَّ أَنْ تَكُونَ الْمَضْمَضَةَ، زَادَ قُتَيْبَةُ: قَالَ وَكِيعٌ: انْتِقَاصُ الْمَاءِ يَعْنِي الاِسْتِنْجَاءَ. (م/261)
ترجمه: عایشه (رض) میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «ده رفتار جزو فطرت
هستند: 1- کوتاه کردن سبیل 2- گذاشتن ریش 3- مسواک زدن 4- استشناق (یعنی آب در بینی کردن) 5- کوتاه کردن ناخنها 6- شستن بند انگشتان و مفاصل 7- کندن موی زیر بغل 8- تراشیدن موی زیر ناف 9- استنجا کردن». زکریا (یکی از راویان) میگوید: مصعب (راوی دیگر) گفت: من دهمی را فراموش کردهام؛ شاید مضمضه باشد.
كتاب قاعدگی
باب(10): زن حائض، نماز را قضا نمیآورد ولی روزه را قضا میآورد
180- عَنْ مُعَاذَةَ قَالَتْ: سَأَلْتُ عَائِشَةَ (رض): فَقُلْتُ: مَا بَالُ الْحَائِضِ تَقْضِي الصَّوْمَ وَلاَ تَقْضِي الصَّلاَةَ؟ فَقَالَتْ: أَحَرُورِيَّةٌ أَنْتِ؟ قُلْتُ: لَسْتُ بِحَرُورِيَّةٍ، وَلَكِنِّي أَسْأَلُ، قَالَتْ: كَانَ يُصِيبُنَا ذَلِكَ، فَنُؤْمَرُ بِقَضَاءِ الصَّوْمِ وَلاَ نُؤْمَرُ بِقَضَاءِ الصَّلاَةِ. (م/335)
ترجمه: معاذه میگوید: از عایشه (رض) پرسیدم: چرا زن حائض، روزه را قضا میآورد ولی نماز را قضا نمیآورد؟ عایشه (رض) گفت: آیا تو از جماعت خوارج هستی؟! گفتم: من از خوارج نیستم ولی این مسئله را میپرسم. عایشه (رض) گفت: ما دچار قاعدگی میشدیم؛ به ما دستور میدادند تا روزه را قضا بیاوریم. ولی دستور نمیدادند که نماز را قضا بیاوریم.
كتاب قاعدگی
باب(8):آب نوشیدن با زن حائض از یک ظرف
178- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كُنْتُ أَشْرَبُ وَأَنَا حَائِضٌ، ثُمَّ أُنَاوِلُهُ النَّبِيَّ ﷺ فَيَضَعُ فَاهُ عَلَى مَوْضِعِ فِيَّ، فَيَشْرَبُ، وَأَتَعَرَّقُ الْعَرْقَ وَأَنَا حَائِضٌ، ثُمَّ أُنَاوِلُهُ النَّبِيَّ (ص)، فَيَضَعُ فَاهُ عَلَى مَوْضِعِ فِيَّ. (م/300)
ترجمه: عائشه (رض) میگوید: من در دوران قاعدگی آب مینوشیدم و ظرف آب را به نبی اکرم ﷺ میدادم. آنحضرت ﷺ دهانش را همان جای دهان من میگذاشت و آب مینوشید. همچنین من گوشت را از استخوان با دندان میکندم و میخوردم. سپس آنرا به نبی اکرم ﷺ میدادم. آنحضرت ﷺ دهانش را همان جای دهان من میگذاشت (و گوشت را میکند و میخورد.)
كتاب قاعدگی
باب(6): خوابیدن با زن حائضه در یک لحاف
176- عَنْ أُمَّ سَلَمَةَ (رض) قَالَتْ: بَيْنَمَا أَنَا مُضْطَجِعَةٌ مَعَ رسول الله ﷺ فِي الْخَمِيلَةِ إِذْ حِضْتُ، فَانْسَلَلْتُ فَأَخَذْتُ ثِيَابَ حِيضَتِي، فَقَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ﷺ :«أَنَفِسْتِ»؟ قُلْتُ: نَعَم،ْ فَدَعَانِي فَاضْطَجَعْتُ مَعَهُ فِي الْخَمِيلَةِ، قَالَتْ: وَكَانَتْ هِيَ وَرَسُولُ اللَّهِ ﷺ يَغْتَسِلاَنِ فِي الإِنَاءِ الْوَاحِدِ مِنَ الْجَنَابَةِ. (م/296)
ترجمه: ام سلمه (رض) میگوید: با رسول الله ﷺ در زیر یک چادر، خوابیده بودم که دچار قاعدگی شدم. آهسته، خود را بیرون کشیدم و لباس حیض پوشیدم. رسول الله ﷺ پرسید: «آیا دچار قاعدگی شدی»؟ گفتم: بلی. آنحضرت ﷺ دوباره مرا فراخوند و من با ایشان زیر همان چادر خوابیدم. راوی میگوید: من و رسول الله ﷺ از یک ظرف آب برای غسل جنابت، استفاده میکردیم.
كتاب قاعدگی
باب(4): شستن و شانه زدن سر شوهر توسط زنی که در دوران قاعدگی بسر میبرد
174- عَنْ عَائِشَةَ (رض): زَوْجَ النَّبِيِّ ﷺ قَالَتْ: إِنْ كُنْتُ لأَدْخُلُ الْبَيْتَ لِلْحَاجَةِ، وَالْمَرِيضُ فِيهِ، فَمَا أَسْأَلُ عَنْهُ إِلاََّ وَأَنَا مَارَّةٌ، وَإِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ لَيُدْخِلُ عَلَيَّ رَأْسَهُ وَهُوَ فِي الْمَسْجِدِ، فَأُرَجِّلُهُ، وَكَانَ لاَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ إِلاَّ لِحَاجَةٍ، إِذَا كَانَ مُعْتَكِفًا. (م/297)
ترجمه: عایشه (رض) ،همسر گرامیرسول الله (ص)، میگوید: گاهی ـ در حالت اعتکاف ـ بخاطر ضرورت و نیاز، وارد خانه میشدم؛ در آنجا، بیماری وجود داشت. من همچنان که در حرکت بودم، حال بیمار را جویا میشدم. همچنین گاهی رسول الله ﷺ در حالی که در مسجد معتکف بود، سر مبارکش را بهسوی من متمایل میساخت و من موهایش را شانه میزدم. گفتنی است که آنحضرت ﷺ هنگامیکه معتکف بود، بدون ضرورت، وارد خانه نمیشد.
كتاب قاعدگی
باب(2): کیفیت غسل زن بعد از قاعدگی و جنابت
172- عَنْ عَائِشَةَ (رض): أَنَّ أَسْمَاءَ سَأَلَتِ النَّبِيَّ ﷺ عَنْ غُسْلِ الْمَحِيضِ؟ فَقَالَ: «تَأْخُذُ إِحْدَاكُنَّ مَاءَهَا وَسِدْرَتَهَا، فَتَطَهَّرُ فَتُحْسِنُ الطُّهُورَ، ثُمَّ تَصُبُّ عَلَى رَأْسِهَا فَتَدْلُكُهُ دَلْكًا شَدِيدًا حَتَّى تَبْلُغَ شُؤُونَ رَأْسِهَا، ثُمَّ تَصُبُّ عَلَيْهَا الْمَاءَ، ثُمَّ تَأْخُذُ فِرْصَةً مُمَسَّكَةً فَتَطَهَّرُ بِهَا». فَقَالَتْ أَسْمَاءُ: وَكَيْفَ تَطَهَّرُ بِهَا؟ فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ، تَطَهَّرِينَ بِهَا». فَقَالَتْ عَائِشَةُ ـ كَأَنَّهَا تُخْفِي ذَلِكَ ـ: تَتَبَّعِينَ أَثَرَ الدَّمِ، وَسَأَلَتْهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ؟ فَقَالَ: «تَأْخُذُ مَاءً فَتَطَهَّرُ فَتُحْسِنُ الطُّهُورَ أَوْ: تُبْلِغُ الطُّهُورَ، ثُمَّ تَصُبُّ عَلَى رَأْسِهَا فَتَدْلُكُهُ حَتَّى تَبْلُغَ شُؤُونَ رَأْسِهَا، ثُمَّ تُفِيضُ عَلَيْهَا الْمَاءَ». فَقَالَتْ عَائِشَةُ (رض): نِعْمَ النِّسَاءُ نِسَاءُ الأَنْصَارِ، لَمْ يَكُنْ يَمْنَعُهُنَّ الْحَيَاءُ أَنْ يَتَفَقَّهْنَ فِي الدِّينِ. (م/332)
ترجمه: از عایشه (رض) روایت است که: اسماء دختر یزید انصاری از نبی اکرم ﷺ در مورد کیفیت غسل قاعدگی پرسید. آنحضرت ﷺ فرمود: «شما آب و سدرتان را بر میدارید، مکانهای آلوده را میشویید و خوب وضو میگیرید. سپس بر سرتان آبمیریزید و بشدت آنرا میمالید طوریکه آب به ریشهی موها برسد. بعد از آن، روی خود آب میریزید. سپس یک قطعه پشم یا پنبهی خوشبو بر میدارید و بوسیلهی آن، خود را پاک میکنید». اسماء پرسید: چگونه بوسیلهی آن خود را پاک کنم؟ رسول الله ﷺ فرمود: «سبحان الله! بوسیلهی آن خود را پاک نمایید». عایشه (رض) طوریکه میخواست این سخن پوشیده بماند و دیگران نشنوند، گفت: بوسیلهی پنبه اثر خون را پاک کن.
همچنین اسماء (رض) از رسول الله ﷺ دربارهی کیفیت غسل جنابت پرسید. آنحضرت ﷺ فرمود: «زن آب بر میدارد و خوب و کامل نظافت میکند و وضو میگیرد. سپس بر سرش آب میریزد و خوب میمالد تا آب به ریشهی موهایش برسد. بعد از آن، بر خودش آب میریزد». عایشه (رض) میگفت: بهترین زنان، زنان انصار بودند؛ زیرا حیا باعث نمیشد که احکام دینشان را یاد نگیرند.
كتاب غسل
باب(19): انسان میتواند بدون وضو، غذا بخورد
170- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ خَرَجَ مِنَ الْخَلاَءِ، فَأُتِيَ بِطَعَامٍ، فَذَكَرُوا لَهُ الْوُضُوءَ، فَقَالَ: «أُرِيدُ أَنْ أُصَلِّيَ فَأَتَوَضَّأَ»؟! (م/374)
ترجمه: ابن عباس (رض) روایت میکند که: نبی اکرم ﷺ از بیت الخلاء بیرون آمد. بعد از آن، برای آنحضرت ﷺ غذا آوردند و وضو را برایش یاد آوری نمودند. رسول اکرم ﷺ فرمود: «مگر میخواهم نماز بخوانم که وضو بگیرم»؟!
كتاب غسل
باب(17): مؤمن نجس نمیشود
168- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّهُ لَقِيَهُ النَّبِيُّ ﷺ فِي طَرِيقٍ مِنْ طُرُقِ الْمَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، فَانْسَلَّ فَذَهَبَ فَاغْتَسَلَ، فَتَفَقَّدَهُ النَّبِيُّ (ص)، فَلَمَّا جَاءَهُ قَالَ: أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ»؟ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لَقِيتَنِي وَأَنَا جُنُبٌ، فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ حَتَّى أَغْتَسِلَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «سُبْحَانَ اللَّهِ، إِنَّ الْمُؤْمِنَ لاَ يَنْجُسُ». (م/371)
ترجمه: ابو هریره (رض) میگوید: نبی اکرم ﷺ مرا در یکی از کوچههای مدینه، دید. من چون جنب بودم، خود را عقب کشیدم و از چشم رسول الله ﷺ پنهان کردم. آنحضرت از مردم پرسید که ابو هریره کجاست. سپس بعد از غسل نمودن، خدمت رسول الله ﷺ رسیدم. آنحضرت ﷺ فرمود: «ابوهریره! کجا بودی»؟ عرض کردم: به علت جنابت و عدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله ﷺ فرمود: «سبحان الله! مؤمن که نجس نمیشود».
كتاب غسل
باب(15): تیمم جنب
166- عَنْ شَقِيقٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِسًا مَعَ عَبْدِ اللَّهِ وَأَبِي مُوسَى ص فَقَالَ أَبُو مُوسَى: يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ، أَرَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَجْنَبَ فَلَمْ يَجِدِ الْمَاءَ شَهْرًا، كَيْفَ يَصْنَعُ بِالصَّلاَةِ؟ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: لاَ يَتَيَمَّمُ وَإِنْ لَمْ يَجِدِ الْمَاءَ شَهْرًا، فَقَالَ أَبُو مُوسَى: فَكَيْفَ بِهَذِهِ الآيَةِ فِي سُورَةِ الْمَائِدَةِ: ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا﴾ [المائدة: 6] فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: لَوْ رُخِّصَ لَهُمْ فِي هَذِهِ الآيَةِ لأََوْشَكَ إِذَا بَرَدَ عَلَيْهِمُ الْمَاءُ أَنْ يَتَيَمَّمُوا بِالصَّعِيدِ، فَقَالَ أَبُو مُوسَى لِعَبْدِ اللَّهِ: أَلَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ عَمَّارٍ: بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ ﷺ فِي حَاجَةٍ، فَأَجْنَبْتُ، فَلَمْ أَجِدِ الْمَاءَ، فَتَمَرَّغْتُ فِي الصَّعِيدِ كَمَا تَمَرَّغُ الدَّابَّةُ، ثُمَّ أَتَيْتُ النَّبِيَّ ﷺ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ، فَقَالَ: «إِنَّمَا كَانَ يَكْفِيكَ أَنْ تَقُولَ بِيَدَيْكَ هَكَذَا»؛ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدَيْهِ الأَرْضَ ضَرْبَةً وَاحِدَةً، ثُمَّ مَسَحَ الشِّمَالَ عَلَى الْيَمِينِ، وَظَاهِرَ كَفَّيْهِ وَوَجْهَهُ؟ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: أَوَلَمْ تَرَ عُمَرَ لَمْ يَقْنَعْ بِقَوْلِ عَمَّارٍ. (م/368)
ترجمه: شقیق میگوید: من همراه عبدالله و ابو موسی نشسته بودم که ابو موسی گفت: ای ابا عبدالرحمن! (کنیه عبد الله) اگر کسی جنب شد و یک ماه آب نیافت، چگونه نماز بخواند؟ عبدالله گفت: تیمم نکند اگر چه یک ماه هم آب نیافت. ابوموسی گفت: پس آیهی سورهی مائده را چگونه تفسیر میکنی که میگوید: ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا﴾ [المائدة: 6] «اگر آب نیافتید با خاک پاک، تیمم کنید؟» عبدالله گفت: اگر با استدلال به این آیه، اجازهی تیمم داده شود، به محض اینکه آب سرد شد، مردم تیمم میکنند. ابوموسی گفت: آیا شما حدیث عمار را نشنیدهاید که میگوید: رسول الله ﷺ مرا برای انجام کاری فرستاد. من جنب شدم و آبی نیافتم (تا با آن غسل نمایم). پس مثل حیوان در خاک غلط خوردم. بعد از آن، خدمت نبی اکرم ﷺ رسیدم و ماجرا را برایش تعریف کردم. آنحضرت ﷺ فرمود: «اگر این کار را با دستهایت انجام میدادی برایت کافی بود». سپس رسول اکرم ﷺ دستهایش را یک بار به زمین زد و دست چپش را روی دست راستش زد و پشت کفهای دست و صورتش را مسح کرد. عبدالله گفت: آیا ندیدی که عمر به قول عمار قانع نشد؟
شرح: جریان بطور مختصر از این قرار است که عمار مدعی بود در حضور عمر (رض)
رسول اکرم ﷺ روش تیمم را به عمار آموخته است. اما عمر (رض) این جریان را بخاطر نداشت. به همین سبب، هنگامی که عمار حدیث را نقل کرد، عمر گفت: ای عمار! از الله بترس. ولی هنگامی که عمار اصرار ورزید، عمر (رض) گفت: نولیک ما تولیت. یعنی با مسئولیت خودت، حدیث را نقل کن.
كتاب نماز
باب(4): انتخاب دو مؤذن
193- عَنِ ابْنِ عمر (رض) قَالَ: كَانَ لِرسول الله ﷺ مُؤَذِّنَانِ: بِلاَلٌ، وَابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ الأَعْمَى. (م/380)
ترجمه: ابن عمر (رض) میگوید: رسول الله ﷺ دو موذن داشت: بلال و عبدالله ابن مکتوم که نابینا بود.
كتاب نماز
باب(2): چگونگی اذان
191- عَنْ أَبِي مَحْذُورَةَ: أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ ﷺ عَلَّمَهُ هَذَا الأَذَانَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، ثُمَّ يَعُودُ فَيَقُولُ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ مَرَّتَيْنِ حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ مَرَّتَيْنِ» زَادَ إِسْحَقُ «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ». (م/379)
ترجمه: ابومحذوره روایت میکند که پیامبر الله ﷺ این اذان را به او یاد داد:
«اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، سپس دوباره میگفت: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ» دو بار حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ دو بار». اسحاق (یکی از راویان) اضافه میکند: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ».
قابل یادآوری است که الله اکبر در ابتدای اذان، چهار بار گفته میشود چنانچه در بعضی از روایات ابومحذوره با سند صحیح آمده است.
كتاب قاعدگی
باب(18): شستن خون قاعدگی از لباس
189- عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبي بَكْرٍ (رض) قَالَتْ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ ﷺ فَقَالَتْ: إِحْدَانَا يُصِيبُ ثَوْبَهَا مِنْ دَمِ الْحَيْضَةِ، كَيْفَ تَصْنَعُ بِهِ؟ قَالَ: «تَحُتُّهُ، ثُمَّ تَقْرُصُهُ بِالْمَاءِ، ثُمَّ تَنْضَحُهُ، ثُمَّ تُصَلِّي فِيهِ». (م/291)
ترجمه: از اسماء دختر ابوبکر (رض) روایت است که زنی، نزد نبی اکرم ﷺ آمد و عرض کرد: اگر لباس، با خون حیض آلوده شود، چه باید کرد؟ رسول الله ﷺ فرمود: «نخست، آن را با دست، بدون آب، و سپس با آب بمال و بشوی. آنگاه در آن، نماز بخوان».
كتاب قاعدگی
باب(16): پاشیدن آب روی ادرار پسر خُرد سال
187- عَنْ أُمِّ قَيْسٍ بِنْتِ مِحْصَنٍ: أَنَّهَا أَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ بِابْنٍ لَهَا لَمْ يَبْلُغْ أَنْ يَأْكُلَ الطَّعَامَ، قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: أَخْبَرَتْنِي أَنَّ ابْنَهَا ذَاكَ بَالَ فِي حَجْرِ رسول الله ﷺ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ بِمَاءٍ فَنَضَحَهُ عَلَى ثَوْبِهِ، وَلَمْ يَغْسِلْهُ غَسْلاً. (م/287)
ترجمه: ام قیس دختر محصن میگوید: پسر کوچکم را که هنوز غذا نمیخورد، نزد رسول الله ﷺ آوردم. عبید الله (یکی از راویان) میگوید: فرزندش در بغل رسول الله ﷺ ادرار کرد. آنحضرت ﷺ آب خواست و بر لباسهایش ریخت و آنها را نشست. (یعنی فقط به ریختن آب، اکتفا نمود).
كتاب قاعدگی
باب(14): سبیلها را کوتاه کنید و ریشها را بگذارید
185- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: وُقِّتَ لَنَا فِي قَصِّ الشَّارِبِ، وَتَقْلِيمِ الأَظْفَارِ، وَنَتْفِ الإِبِطِ، وَحَلْقِ الْعَانَةِ: أَنْ لاَ نَتْرُكَ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً. (م/258)
ترجمه: انس بن مالک (رض) میگوید: برای ما دربارهی کوتاه کردن سبیل، گرفتن ناخن، کندن موی زیر بغل، و تراشیدن موی زیر ناف، چهل روز وقت تعیین گردید که نباید بیشتر از آن بگذاریم. (باید دانست که این تعیین وقت از طرف رسول الله ﷺ میباشد چنانچه در احادیث دیگر آمده است).
كتاب قاعدگی
باب(13): دادن مسواک به بزرگتر
183- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: «أَرَانِي فِي الْمَنَامِ أَتَسَوَّكُ بِسِوَاكٍ، فَجَذَبَنِي رَجُلاَنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ، فَنَاوَلْتُ السِّوَاكَ الأَصْغَرَ مِنْهُمَا، فَقِيلَ لِي: كَبِّرْ، فَدَفَعْتُهُ إِلَى الأَكْبَرِ». (م/2271)
ترجمه: ابن عمر (رض) میگوید: نبی اکرم ﷺ فرمود: «در خواب دیدم که مسواک میزنم. پس دو نفر نزد من آمدند؛ یکی بزرگتر بود و دیگری کوچکتر. من مسواک را به کوچکتر دادم. به من گفته شد: آنرا به بزرگتر بده. آنگاه مسواک را به فرد بزرگتر دادم».
كتاب قاعدگی
باب(11): پنج رفتار از فطرت هستند
181- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) : عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ: «الْفِطْرَةُ خَمْسٌ، أَوْ خَمْسٌ مِنَ الْفِطْرَةِ: الْخِتَانُ، وَالاِسْتِحْدَادُ، وَتَقْلِيمُ الأَظْفَارِ، وَنَتْفُ الإِبِطِ، وَقَصُّ الشَّارِبِ». (م/257)
ترجمه: ابوهریره (رض) میگوید: نبی اکرم ﷺ فرمود: «رفتارهای فطری پنج تا هستند یا پنج رفتار جزو فطرت هستند: ختنه کردن، تراشیدن موی زیر ناف، کوتاه کردن ناخنها، کندن موی زیر بغل و کوتاه نمودن سبیل».
كتاب قاعدگی
باب(9): دربارهی غسل نمودن و نماز خواندن زن مستحاضه
179- عَنْ عَائِشَةَ (رض): أَنَّهَا قَالَتْ: اسْتَفْتَتْ أُمُّ حَبِيبَةَ بِنْتُ جَحْشٍ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ فَقَالَتْ: إِنِّي أُسْتَحَاضُ؟ فَقَالَ: إِنَّمَا ذَلِكِ عِرْقٌ فَاغْتَسِلِي، ثُمَّ صَلِّي. فَكَانَتْ تَغْتَسِلُ عِنْدَ كُلِّ صَلاَةٍ، قَالَ اللَّيْثُ بْنُ سَعْدٍ: لَمْ يَذْكُرِ ابْنُ شِهَابٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ أَمَرَ أُمَّ حَبِيبَةَ بِنْتَ جَحْشٍ أَنْ تَغْتَسِلَ عِنْدَ كُلِّ صَلاَةٍ وَلَكِنَّهُ شَيْءٌ فَعَلَتْهُ هِيَ. (م/334)
ترجمه: ام المؤمنین؛ عائشه (رض) ؛ میگوید: ام حبیبه دختر جحش نزد نبی اکرم ﷺ آمد و عرض کرد: ای پیامبر گرامی! به دلیل خون حیض، مدت زیادی ناپاک میشوم؟ (آیا در این مدت، نماز را ترک کنم)؟ رسول الله ﷺ فرمود: «این، (خون حیض نیست بلکه) خون رگی است که پاره شده است؛ غسل کن و نماز بخوان». راوی میگوید: لذا ام حبیبه برای هر نماز، غسل مینمود.
لیث بن سعد میگوید: ابن شهاب نگفت که رسول الله ﷺ به ام حبیبه دستور داد تا برای هر نماز، غسل نماید؛ بلکه این کار را خود ام حبیبه انجام میداد. (باید دانست که در این صورت، وضو گرفتن، کافی میباشد.)
كتاب قاعدگی
باب(7): مباشرت با زن حائض از بالای ازار
177- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كَانَ إِحْدَانَا إِذَا كَانَتْ حَائِضًا، أَمَرَهَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ أَنْ تَأْتَزِرَ فِي فَوْرِ حَيْضَتِهَا، ثُمَّ يُبَاشِرُهَا، قَالَتْ: وَأَيُّكُمْ يَمْلِكُ إِرْبَهُ كَمَا كَانَ رَسُولُ اللَّه ِص يَمْلِكُ إِرْبَهُ. (م/293)
ترجمه: عایشه (رض) میفرماید: هرگاه یکی از همسران رسول الله ﷺ دچار قاعدگی میشد و آنحضرت ﷺ میخواست در کنارش بخوابد، به او دستور میداد که در حین شدت حیض، ازار بپوشد؛ آنگاه در کنار او میخوابید. عایشه (رض) افزود: چه کسی از شما میتواند مانند رسول الله ﷺ در چنین حالتی خودش را کنترل نماید؟!
كتاب قاعدگی
باب(5): تکیه دادن در آغوش زن حائض و تلاوت قرآن کریم
175- عَنْ عَائِشَةَ (رض): قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يَتَّكِئُ فِي حِجْرِي وَأَنَا حَائِضٌ، فَيَقْرَأُ الْقُرْآنَ. (م/301)
ترجمه: عایشه (رض) میگوید: من در دوران قاعدگی بسر میبردم که رسول الله بر من تکیه مینمود (سر بر زانوی من مینهاد) و قرآن تلاوت میکرد.
كتاب قاعدگی
باب(3): حکم پارچه و سجّاده دادن زن قاعده
173- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: بَيْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: «يَا عَائِشَةُ نَاوِلِينِي الثَّوْبَ»؛ فَقَالَتْ: إِنِّي حَائِضٌ، فَقَالَ: «إِنَّ حَيْضَتَكِ لَيْسَتْ فِي يَدِكِ». فَنَاوَلَتْهُ. (م/299)
ترجمه: ابوهریره (رض) میگوید: روزی، رسول الله ﷺ در مسجد بود که به عایشه(رض) فرمود: «پارچه را به من بده». عایشه (رض) گفت: من در دوران قاعدگی بسر میبرم. رسول اکرم ﷺ فرمود: «قاعدگی تو در دستهایت نیست». اینگونه عایشه (رض) پارچه را به آنحضرت ﷺ داد.
شرح: «قاعدگی تو در دستهایت نیست» به این معنا است که جسم و دست زنی که در دوران قاعدگی بسر میبرد، نجس نیست.
كتاب قاعدگی
باب(1): دربارهی آیهی ((وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ_)) (و از تو دربارهی قاعدگی میپرسند)
171- عَنْ أَنَسٍ (رض): أَنَّ الْيَهُودَ كَانُوا إِذَا حَاضَتِ الْمَرْأَةُ فِيهِمْ لَمْ يُؤَاكِلُوهَا، وَلَمْ يُجَامِعُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ، فَسَأَلَ أَصْحَابُ النَّبِيِّ ﷺ النَّبِيَّ ﷺ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ [البقرة: 222] إِلَى آخِرِ الآيَةِ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «اصْنَعُوا كُلَّ شَيْءٍ إِلاَّ النِّكَاحَ». فَبَلَغَ ذَلِكَ الْيَهُودَ فَقَالُوا: مَا يُرِيدُ هَذَا الرَّجُلُ أَنْ يَدَعَ مِنْ أَمْرِنَا شَيْئًا إِلاَّ خَالَفَنَا فِيهِ، فَجَاءَ أُسَيْدُ بْنُ حُضَيْرٍ وَعَبَّادُ بْنُ بِشْرٍ فَقَالاَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْيَهُودَ تَقُولُ كَذَا وَكَذَا، أفَلاَ نُجَامِعُهُنَّ؟ فَتَغَيَّرَ وَجْهُ رسول الله ﷺ حَتَّى ظَنَنَّا أَنْ قَدْ وَجَدَ عَلَيْهِمَا، فَخَرَجَا، فَاسْتَقْبَلَهُمَا هَدِيَّةٌ مِنْ لَبَنٍ إِلَى النَّبِيِّ (ص)، فَأَرْسَلَ فِي آثَارِهِمَا فَسَقَاهُمَا، فَعَرَفَا أَنْ لَمْ يَجِدْ عَلَيْهِمَا. (م/302)
ترجمه: انس (رض) میگوید: هنگامیکه زنی در میان یهود دچار عادت ماهیانه میشد، آنها با او غذا نمیخوردند و با او در یک خانه زندگی نمیکردند. صحابه رضوان الله علیهم اجمعین از رسول اکرم ﷺ در این باره پرسیدند. آنگاه الله متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ [البقرة: 222] «از تو دربارهی قاعدگی زنان میپرسند؛ بگو: قاعدگی ضرر و زیان است؛ پس در دوران قاعدگی، از زنان کناره گیری کنید».
رسول الله ﷺ (در تفسیر این آیه) فرمود: «هرکار بکنید بجز آمیزش جنسی». (خوردن و خوابیدن و سایر امور معاشرتی با زن در دوران قاعدگی، اشکالی ندارد). مسئله به گوش یهود رسید. آنها گفتند: این مرد میخواهد در همهی امور با ما مخالفت کند. پس از شنیدن این سخن، اسید بن حضیر و عباد بن بشر آمدند و گفتند: یا رسول الله! یهود چنین و چنان میگویند. آیا ما با زنان در دوران قاعدگی آمیزش نکنیم؟ (تا بیشتر با آنها مخالفت کنیم.) چهرهی رسول الله ﷺ از این سخن، تغییرکرد طوریکه ما گمان کردیم بر آنها خشم و غضب نمود. به هر حال، آن دو بیرون رفتند. از روبروی آنها مقداری شیر برای رسول الله ﷺ به عنوان هدیه آوردند. آنحضرت ﷺ (شخصی را) بدنبال آنها فرستاد و به آنها شیر نوشاند. و اینگونه، آنها دانستند که نبی اکرم ﷺ از آنان، ناراحت نیست.
كتاب غسل
باب(18): ذکر الله در هر حالت
169- عَنْ عَائِشَةَ (رض): قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ ﷺ يَذْكُرُ اللَّهَ عَلَى كُلِّ أَحْيَانِهِ. (م/373)
ترجمه: عایشه (رض) میگوید: نبی اکرم ﷺ در هر حال، ذکر الله را میکرد. (یعنی نشسته، ایستاده، در حالت بی وضویی، جنابت و غیره).
كتاب غسل
باب(16): تیمم برای جواب سلام گفتن
167- عَنْ عُمَيْرٍ مَوْلَى ابْنِ عَبَّاسٍ (رض): أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ: أَقْبَلْتُ أَنَا وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ يَسَارٍ، مَوْلَى مَيْمُونَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ (ص)، حَتَّى دَخَلْنَا عَلَى أَبِي الْجَهْمِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ الصِّمَّةِ الأَنْصَارِيِّ، فَقَالَ أَبُو الْجَهْمِ: أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ مِنْ نَحْوِ بِئْرِ جَمَلٍ، فَلَقِيَهُ رَجُلٌ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ، فَلَمْ يَرُدَّ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ عَلَيْهِ حَتَّى أَقْبَلَ عَلَى الْجِدَارِ، فَمَسَحَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ، ثُمَّ رَدَّ عَلَيْهِ السَّلاَمَ. (م/369)
ترجمه: عمیر مولای ابن عباس میگوید: شنیدم که ابن عباس میگفت: من و عبدالله بن یسار، مولای میمونه همسر نبی اکرم (ص)، به خانهی ابوجهم بن حارث بن صمه انصاری رفتیم. ابو جهم گفت: رسول الله ﷺ از طرف چاه جمل میآمد که شخصی به ایشان رسید و سلام گفت. رسول الله ﷺ سلام او را جواب نداد تا اینکه به دیواری رسید. آنگاه، بر آن دست زد و آنها (دستهایش) را بر صورت و دستهایش مالید (یعنی تیمم کرد). سپس سلام آن شخص را جواب داد.
كتاب غسل
باب(14): تیمم و آنچه دربارهی آن وارد شده است
165- عَنْ عَائِشَةَ (رض): أَنَّهَا قَالَتْ: خَرَجْنَا مَعَ رسول الله ﷺ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ حَتَّى إِذَا كُنَّا بِالْبَيْدَاءِ أَوْ بِذَاتِ الْجَيْشِ انْقَطَعَ عِقْدٌ لِي فَأَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ عَلَى الْتِمَاسِهِ، وَأَقَامَ النَّاسُ مَعَهُ، وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ وَلَيْسَ مَعَهُمْ مَاءٌ، فَأَتَى النَّاسُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ (رض) فَقَالُوا: أَلاَ تَرَى إِلَى مَا صَنَعَتْ عَائِشَةُ؟ أَقَامَتْ بِرسول الله ﷺ بِالنَّاسِ مَعَهُ وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ وَلَيْسَ مَعَهُمْ مَاءٌ؟ فَجَاءَ أَبُو بَكْرٍ (رض) وَرَسُولُ اللَّهِ ﷺ وَاضِعٌ رَأْسَهُ عَلَى فَخِذِي قَدْ نَامَ، فَقَالَ: حَبَسْتِ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ وَالنَّاسَ، وَلَيْسُوا عَلَى مَاءٍ وَلَيْسَ مَعَهُمْ مَاءٌ؟ قَالَتْ: فَعَاتَبَنِي أَبُو بَكْرٍ وَقَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَقُولَ، وَجَعَلَ يَطْعُنُ بِيَدِهِ فِي خَاصِرَتِي، فَلاَ يَمْنَعُنِي مِنَ التَّحَرُّكِ إِلاَّ مكَانُ رسول الله ﷺ عَلَى فَخِذِي، فَنَامَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ حَتَّى أَصْبَحَ عَلَى غَيْرِ مَاءٍ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ آيَةَ التَّيَمُّمِ، فَتَيَمَّمُوا، فَقَالَ أُسَيْدُ بْنُ الْحُضَيْرِ، وَهُوَ أَحَدُ النُّقَبَاءِ: مَا هِيَ بِأَوَّلِ بَرَكَتِكُمْ يَا آلَ أَبِي بَكْرٍ، فَقَالَتْ عَائِشَةُ (رض): فَبَعَثْنَا الْبَعِيرَ الَّذِي كُنْتُ عَلَيْهِ فَوَجَدْنَا الْعِقْدَ تَحْتَهُ. (م/367)
ترجمه: عایشه (رض) میگوید: در یکی از سفرها، همراه نبی اکرم ﷺ بودیم. هنگامیکه به ذات الجیش یا به بیداء رسیدیم، گلوبندم افتاد و گم شد. رسول الله ﷺ برای پیدا کردن آن، توقف کرد؛ مردم نیز توقف کردند. آنجا نه آبی بود و نه کاروان، آب همراه داشت. عدهای نزد ابوبکر (رض) آمدند و گفتند: نمیبینی که عایشه چه کار کرده است؟ موجب شده که رسول الله ﷺ و کاروان توقف کنند در حالیکه نه آب همراه دارند و نه در محل توقف آنان، آب وجود دارد. عایشه (رض) میگوید: در حالی که رسول اکرم ﷺ خوابیده و سر مبارکش را بر زانویم گذاشته بود، پدرم؛ ابوبکر؛ نزد من آمد، مرا سرزنش نمود و با دست به پهلویم میزد و سخنان زیادی نثار من کرد. اما چون سر (مبارک) رسول الله ﷺ روی زانویم قرار داشت، نمیتوانستم حرکت کنم. سرانجام، زمانی رسول الله ﷺ برخاست که صبح شده بود و در محل توقف ما، آبی وجود نداشت. در نتیجه، الله متعال آیهی تیمم را نازل فرمود و مردم تیمم کردند. اینجا بود که اسید بن حضیر سگفت: ای آل ابوبکر! نزول این آیه، نخستین برکت شما نیست. (بلکه قبلا نیز مردم به وسیلهی شما به چنین خیر و برکاتی نایل آمدهاند).
عایشه (رض) در پایان این حدیث، میفرماید: آنگاه، هنگامیکه شترم را حرکت دادیم، گلوبند را زیر آن، پیدا کردیم.