600
https://t.me/Englishwithabas کانال آموزشی رایگان زبان انگلیسی گرامر لغات اخبار صدا آمریکا اخبار سایر سایتها معتبر
https://learningenglish.voanews.com/a/americas-presidents-abraham-lincoln/3884227.html
Читать полностью…
78 session.
Section of grammar.
Past Perfect Tense – زمان ماضی بعید
📌 Definition
The past perfect tense describes an action that was completed before another action or a specific time in the past. It shows the order of events in the past.
زمان (ماضی بعید) برای بیان عملی استفاده میشود که قبل از یک عمل دیگر یا زمان مشخصی در گذشته به پایان رسیده است. این زمان ترتیب وقایع گذشته را نشان میدهد.
---
### 🔹 Rules of Use (قواعد استفاده):
1. عملی که قبل از عمل دیگری در گذشته کامل شده:
- *She had finished her homework before the movie started.*
(او تکالیفش را تمام کرده بود قبل از اینکه فیلم شروع شود.)
2. در جملات شرطی نوع سوم (Third Conditional):
- *If I had known the answer, I would have told you.*
(اگر جواب را میدانستم، به تو میگفتم.)
3. در نقل قول غیرمستقیم (Reported Speech):
- *He said he had seen that movie before.*
(او گفت که آن فیلم را قبلاً دیده بود.)
---
🔹 ساختار جملات + مثالهای انگلیسی و فارسی:
✅ Affirmative (جمله مثبت):
Subject + had + past participle (V3) + ...
- *I had eaten before she arrived.*
(من خورده بودم قبل از اینکه او برسد.)
✅ Negative (جمله منفی):
Subject + had not (hadn’t) + past participle (V3) + ...
- *They hadn’t visited Paris before last year.*
(آنها قبل از سال گذشته به پاریس نرفته بودند.)
✅ Question (جمله سوالی):
Had + subject + past participle (V3) + ...?
- *Had you finished your work before the meeting?*
(آیا کارت را قبل از جلسه تمام کرده بودی؟)
Section of Essential Words.
1️⃣ Compliment (تعریف، تحسین)
- She gave me a nice compliment about my presentation.
- او درباره ارائه من تعریف خوبی کرد.
2️⃣ Hinder (مانع شدن، جلوگیری کردن)
- Bad weather can hinder travel plans.
- هوای بد می تواند مانع برنامه های سفر شود.
3️⃣ Journalism (روزنامه نگاری)
- He studied journalism at university.
- او در دانشگاه روزنامه نگاری خواند.
4️⃣ Jury (هیئت منصفه)
- The jury reached a unanimous decision.
- هیئت منصفه به تصمیم یکسانی رسیدند.
5️⃣ Justice (عدالت)
- We must fight for justice and equality.
- ما باید برای عدالت و برابری بجنگیم.
6️⃣ Liberty (آزادی)
- The statue symbolizes liberty and freedom.
- این مجسمه نماد آزادی و رهایی است.
7️⃣ Literary (ادبی)
- She has great literary talent.
- او استعداد ادبی فوق العاده ای دارد.
8️⃣ Pharmacy (داروخانه)
- I need to stop by the pharmacy to get medicine.
- باید به داروخانه بروم تا دارو بگیرم.
9️⃣ Punishment (مجازات)
- The punishment should fit the crime.
- مجازات باید متناسب با جرم باشد.
🔟 Sensible (منطقی، عاقلانه)
- Wearing a coat in winter is sensible.
پوشیدن کت در زمستان منطقی است.
💡 نکات آموزشی
✅ این لغات برای سطح متوسط و پیشرفته مناسب هستند
✅ سعی کنید هر کلمه را در چند جمله مختلف استفاده کنید
76 session.
Section of grammar.
📚 آموزش زمان گذشته ساده
(Simple Past Tense)
🔹 تعریف:
➡ Used for completed actions in the past
➡ برای کارهای تمام شده در گذشته استفاده میشود
📌 سه کاربرد اصلی:
1️⃣ کارهای تمام شده در زمان مشخص:
- I ate breakfast at 8
(صبحانه را ساعت 8 خوردم)
- She called me yesterday
(دیروز به من زنگ زد)
2️⃣ عادتهای گذشته (که دیگر ادامه ندارند):
- We played football every day (هر روز فوتبال بازی میکردیم)
- He smoked when he was young
(وقتی جوان بود سیگار میکشید)
3️⃣ وقایع تاریخی:
- Iran won the Asian Cup in 1976
ایران در سال ۱۹۷۶ کپ آسیا را برنده شد
✍️ فرمول ساختار:
✅ مثبت:
Subject + V2+C
- I went to school (به مدرسه رفتم)
- She bought a car (ماشین خرید)
❌ منفی:
Subject + didn't + V1+C
- They didn't come ( آنها نیامدند)
- We didn't watch TV
(ما تلویزیون نگاه نکردیم)
❓ سوالی:
Did + subject + V1?
- Did you eat? (خوردی؟)
- Did they call? (آیا آنها تلفن کردند؟)
💡 نکات مهم:
🔸 افعال با قاعده:
+ed (play → played)
🔸 افعال بیقاعده: تغییر میکنند
(go → went, see → saw)
🔸 کلمات نشانه:
yesterday, last week, in 2010, ago
📝 تمرین:
جمله "She writes letters" را به گذشته تبدیل کنید.
پاسخ:
She wrote letters
📢 برای درسهای بیشتر، کانال ما را دنبال کنید!
#آموزش_انگلیسی #گرامر #گذشته_ساده
سوالی دارید؟ پیام بدهید @abbas_En
Section of Essential Words.
1. Assure (اطمینان دادن، قول دادن)
- *I assure you that the work will be done on time.*
(من به شما اطمینان میدهم که کار به موقع انجام خواهد شد.)
2. Bleed (خونریزی کردن، خون آمدن)
- *If you cut your finger, it might bleed.*
(اگر انگشتت را ببری، ممکن است خون بیاید.)
3. Chef (سرآشپز)
- *The chef is cooking a delicious meal.*
(سرآشپز در حال پخت یک غذای خوشمزه است.)
4. Crown (تاج، تاجگذاری کردن)
- *The king wore a golden crown.*
(پادشاه یک تاج طلایی بر سر داشت.)
5. Diligent (سختکوش، پرکار)
- *She is a diligent student who always studies hard.*
(او یک دانشآموز سختکوش است که همیشه با جدیت درس میخواند.)
6. Kneel (زانو زدن)
- *He knelt down to propose to her.*
(او زانو زد تا به او پیشنهاد ازدواج بدهد.)
7. Scold (سرزنش کردن، دعوا کردن)
- *The teacher scolded the students for being noisy.*
(معلم دانشآموزان را به دلیل سروصدا سرزنش کرد.)
8. Impolite (بیادب، ناپسند)
- *It’s impolite to interrupt someone while they’re speaking.*
(قطع کردن حرف دیگران بیادبانه است.)
9. Horrible (وحشتناک، بسیار بد)
- *The movie was so horrible that I couldn’t watch it.*
(فیلم آنقدر وحشتناک بود که نتوانستم تماشا کنم.)
10. Massive (عظیم، بسیار بزرگ)
- *They built a massive stadium for the World Cup.*
(آنها یک ورزشگاه عظیم برای جام جهانی ساختند.)
74th session.
Section of grammar.
### Present Continuous Tense
زمان حال جاری.
انگلیسی:
The Present Continuous Tense (also known as the Present Progressive Tense) is used to describe actions that are happening at the moment of speaking or actions that are currently in progress. It can also be used to describe future plans or arrangements.
فارسی:
زمان حال استمراری (Present Continuous Tense) برای بیان کارهایی استفاده میشود که در لحظه صحبت در حال انجام هستند یا در حال حاضر در جریانند. همچنین میتوان از این زمان برای بیان برنامهها یا ترتیبات آینده استفاده کرد.
#### قواعد استفاده:
1. Formation:
- Affirmative: Subject + am/is/are + verb-ing
Example: I am reading a book.
- Negative: Subject + am/is/are + not + verb-ing
Example: She is not watching TV.
- Question: Am/Is/Are + subject + verb-ing?
Example: Are they playing football?
2. Usage:
- Actions happening now:
Example: He is eating dinner.
- Temporary actions:
Example: I am staying with my friend this week.
- Future plans:
Example: We are meeting at 8 PM tomorrow.
#### مثالها:
1. Affirmative:
- I am studying for my exams.
- They are playing soccer in the park.
2. Negative:
- She is not attending the meeting.
- We are not going to the party tonight.
3. Question:
- Are you coming to the concert?
- Is he working on the project?
1. مثبت:
- من در حال مطالعه برای امتحاناتم هستم.
- آنها در پارک فوتبال بازی میکنند.
2. منفی:
- او در جلسه شرکت نمیکند.
- ما امشب به مهمانی نمیرویم.
3. سوالی:
- آیا شما به کنسرت میآیید؟
- آیا او روی پروژه کار میکند؟
https://learningenglish.voanews.com/a/knitting-while-watching-movies-gains-popularity-/7990808.html
Читать полностью…
73th session.
جلسه هفتاد و سوم.
Section of grammar.
بخش گرامر.
زمان حال ساده
(Simple present tense)
The simple present tense is used to describe habitual actions, general facts, and permanent situations. It is also used for scheduled events in the near future.
زمان حال ساده برای بیان کارهای عادی، حقایق کلی و موقعیتهای دائمی استفاده میشود. همچنین برای رویدادهای برنامهریزی شده در آینده نزدیک نیز کاربرد دارد.
قواعد ضروری:
1. برای فاعل سوم شخص مفرد (he, she, it)، به انتهای فعل s یا es اضافه میشود.
2. برای سوالی و منفی کردن، از do یا does استفاده میشود.
3. فعل to be (بودن) در این زمان به صورت am, is, are استفاده میشود.
فورمول (ساختار):
1. مثبت:
- He plays football.
- They go to school.
2. منفی:
- She does not like coffee.
- We do not watch TV.
3. سوالی:
Do/Does
- Do you eat breakfast?
- Does he work here?
مثالهای واضح:
- I eat breakfast every day.
(من هر روز صبحانه میخورم.)
- She works in a hospital.
(او در یک بیمارستان کار میکند.)
- They do not play tennis.
(آنها تنیس بازی نمیکنند.)
- He does not drink tea.
(او چای نمیخورد.)
- Do you like pizza?
(آیا تو پیتزا دوست داری؟)
- Does she live in Tehran?
(آیا او در تهران زندگی میکند؟)
https://learningenglish.voanews.com/a/protecting-apple-trees-from-climate-change/7956047.html
Читать полностью…
Section of Essential Words.
1. Affection (محبت، دوستی)
🔹 She showed great affection to her children.
🔸 او به فرزندانش محبت زیادی نشان داد.
2. Agency (آژانس، نمایندگی)
🔹 I booked my ticket through a travel agency.
🔸 بلیطم را از طریق یک آژانس مسافرتی رزرو کردم.
3. Ash (خاکستر)
🔹 The volcano covered the town with ash.
🔸 آتشفشان شهر را با خاکستر پوشاند.
4. Confine (محدود کردن)
🔹 The animals were confined to small cages.
🔸 حیوانات در قفسهای کوچک محدود شده بودند.
5. Dismiss (اخراج کردن، رد کردن)
🔹 The teacher dismissed the class early.
🔸 معلم زودتر کلاس را تعطیل کرد.
6. Fate (سرنوشت)
🔹 He believed fate would bring them together.
🔸 او معتقد بود سرنوشت آنها را به هم میرساند.
7. Miserable (بدبخت، تاسف بار)
🔹 The refugees were living in miserable conditions.
🔸 پناهندگان در شرایط بدبختی زندگی میکردند.
8. Wander (پرسه زدن)
🔹 We wandered through the old city streets.
🔸 در خیابانهای شهر قدیمی پرسه زدیم.
9. Superstition (خرافه)
🔹 Some people still believe in old superstitions.
🔸 بعضی مردم هنوز به خرافات قدیمی اعتقاد دارند.
10. Slope (شیب، سراشیبی)
🔹 The house was built on a steep slope.
🔸 خانه روی یک شیب تند ساخته شده بود.
📌 برای یادگیری بیشتر لغات، کانال ما را دنبال کنید:
[Englishwithabas](/channel/Englishwithabas)
#آموزش_انگلیسی #لغات_کاربردی #یادگیری_زبان
77 session.
Section of grammar.
Past Continuous Tense
زمان گذشته استمراری
تعریف (Definition):
🔹 The Past Continuous Tense describes an action that was in progress at a specific time in the past. It emphasizes the duration of the action.
🔹 زمان گذشته استمراری عملی را بیان میکند که در زمان مشخصی در گذشته در حال انجام بوده و بر استمرار آن تأکید دارد.
---
🔎 قواعد استفاده (Usage Rules):
1️⃣ عملی که در زمان خاصی در گذشته جریان داشت:
- *At 9 PM last night, I was studying English.*
(دیشب ساعت ۹، در حال یادگیری انگلیسی بودم.)
2️⃣ دو عمل همزمان در گذشته:
- *While she was cooking, her husband was watching TV.*
(در حالی که او آشپزی میکرد، همسرش تلویزیون تماشا میکرد.)
3️⃣ عملی که با یک اتفاق دیگر قطع شده باشد (معمولاً با Past Simple):
- *I was sleeping when the earthquake happened.*
(در حال خواب بودم که زلزله آمد.)
---
📝 فرمول ساختاری (Structure Formula):
✅ مثبت (Affirmative):
Subject + was/were + verb(ing) + …
📌 *She was singing a song.* (او در حال خواندن آواز بود.)
✅ منفی (Negative):
Subject + was/were + not + verb(ing) + …
📌 *They weren’t listening to the teacher.*
(آنها به معلم گوش نمیدادند.)
✅ سوالی (Question):
Was/Were + subject + verb(ing) + …?
📌 *Were you working at 6 PM
yesterday?* (آیا دیروز ساعت ۶ مشغول کار بودی؟)
📚 مثالهای کاربردی (Practical Examples):
1️⃣ مثبت:
- *We were playing football when it started to rain.*
(ما در حال فوتبال بازی کردن بودیم که باران شروع شد.)
2️⃣ منفی:
- *He wasn’t paying attention in class.*
(او در کلاس توجه نمیکرد.)
3️⃣ سوالی:
- *Was your brother driving when you called him?*
(آیا وقتی به او زنگ زدی، برادرت در حال رانندگی بود؟)
💡 نکات کلیدی (Key Notes):
🔸 was → برای I, he, she, it
🔸 were → برای you, we, they
#گرامر_انگلیسی #گذشته_استمراری #PastContinuous #آموزش_زبان #LearningEnglish
Section of Essential Words.
1️⃣ Pharaoh (فرعون)
- The pharaoh ruled ancient Egypt
(فرعون بر مصر باستان حکومت میکرد)
2️⃣ Roast (کباب کردن/بریان کردن)
- Mom roasted chicken for dinner (مامان برای شام مرغ کباب کرد)
3️⃣ Ripe (رسیده)
- These bananas are ripe
(این موزها رسیدهاند)
4️⃣ Scheme (نقشه/طرح)
- He has a new business schem (او یک طرح تجاری جدید دارد)
5️⃣ Slim (لاغر)
- She has a slim figure
(او اندامی لاغر دارد)
6️⃣ Bless (برکت دادن/دعای خیر کردن)
- The priest blessed the crowd
(کشیش برای جمعیت دعای خیر کرد)
7️⃣ Cheerful (شاد/خوشحال)
- The children were cheerful
(بچهها شاد بودند)
8️⃣ Pardon (عفو کردن/بخشیدن)
- Pardon me for being late
(مرا بخاطر تاخیر ببخشید)
9️⃣ Routine (روال عادی/برنامه روزانه)
- My morning routine includes exercise
(برنامه صبحگاهی من شامل ورزش است)
🔟 Assembly (مجمع/همایش)
- There was a school assembly today
(امروز یک همایش مدرسه بود)
📌 نکات کاربردی:
- برای یادگیری بهتر هر کلمه، آن را در جمله بکار ببرید
- سعی کنید هر روز 5 کلمه جدید یاد بگیرید
https://learningenglish.voanews.com/a/images-can-help-you-retain-vocabulary/5651046.html
Читать полностью…
75th session.
Section of grammar.
### Present Perfect Tense (زمان حال کامل)
تعریف کوتاه (انگلیسی):
The Present Perfect Tense is used to describe actions that happened at an unspecified time in the past or have a connection to the present.
تعریف فارسی:
زمان حال کامل برای بیان کارهایی استفاده میشود که در گذشته اتفاق افتادهاند اما زمان دقیق آن مشخص نیست یا اثر آن تا حال باقی است.
موارد استفاده (کاربردها):
1. تجربه در زندگی (بیان تجربیات)
- *I have visited Paris.*
(من پاریس را دیدهام.)
- *آیا تا به حال به هند رفتهای؟*
→ *Have you ever been to India?*
2. کاری که در گذشته شروع شده و تا حال ادامه دارد
- *She has lived here for 5 years.*
(او ۵ سال است اینجا زندگی میکند.)
- *من از کودکی فوتبال بازی میکنم.*
*I have played football since childhood.*
3. (اثر حاضر)
- *He has lost his keys.*
(او کلیدهایش را گم کرده است → الان کلیدها را ندارد.)
- *باران باریده و زمین خیس است.*
*It has rained, and the ground is wet.*
4. **عملی که تازه تمام شده
- *They have just arrived.*
(آنها همین الان رسیدهاند.)
- *من هنوز تکالیفم را تمام نکردهام.*
*I haven’t finished my homework yet.*
✅ فرم ساختاری:
- مثبت:
*Subject + have/has + past participle (V3)*
- *She has eaten lunch.*
- منفی:
*Subject + have/has + not + V3*
- *We haven’t seen that movie.*
- سوالی:
*Have/Has + subject + V3?*
- *Have you finished your work?*
✅ تفاوت با Past Simple:
- Present Perfect:
زمان دقیق مهم نیست
(*I have read this book.*)
- Past Simple:
زمان مشخص است
(*I read this book yesterday.*)
مثالهای ساده و واضح:
1. *I have broken my phone.
* (من گوشیم شکسته است → الان کار نمیکند.)
2. *She has never eaten sushi.* (او هرگز سوشی نخورده است.)
3. *We have known each other since 2010.*
(ما از سال ۲۰۱0 همدیگر را میشناسیم.)
4. *Have you ever traveled alone?*
(آیا تا به حال تنها سفر کردهای؟)
Section of Essential Words.
1. aboard
- ترجمه: سوار، روی
- ** She climbed aboard the ship.
- ** او سوار کشتی شد.
2. bitter
- ترجمه: تلخ
- **The medicine tasted bitter.
- **دارو مزه تلخی داشت.
3. bullet
- ترجمه: گلوله
- ** The bullet hit the target.
- **گلوله به هدف برخورد کرد.
4. devil
- ترجمه: شیطان
- ** He is as cunning as the devil.
- ** او به اندازه شیطان حیلهگر است.
5. drift
- ترجمه: رانش، شناور شدن
- ** The boat began to drift away.
- ** قایق شروع به رانش کرد.
6. enforce
- ترجمه: اجرا کردن، تحمیل کردن
- **The police enforce the law.
- ** پلیس قانون را اجرا میکند.
7. fountain
- ترجمه: فواره
- ** The fountain in the park is beautiful.
- ** فواره در پارک زیبا است.
8. harbor
- ترجمه: بندر، پناه دادن
- * The ship entered the harbor.
- ** کشتی وارد بندر شد.
9. inhabit
- ترجمه: ساکن بودن، زیستن
- ** Many species inhabit this forest.
- ** بسیاری از گونهها در این جنگل ساکن هستند.
10. march
- ترجمه: راهپیمایی، مارش
- ** The soldiers march in the parade.
- * سربازان در رژه راهپیمایی میکنند.
Section of Essential Words.
بخش لغات ضروری.
1. Anticipate
- پیشبینی کردن، انتظار داشتن
- I anticipate a great success in this project.
- من انتظار یک موفقیت بزرگ در این پروژه را دارم
2. Barrel
- ترجمه: بشکه
- They filled the barrel with water.
- آنها بشکه را با آب پر کردند.
3. Beam
- ترجمه: پرتو، تیرک، خندیدن
- The sun’s beam lit up the room.
- پرتو خورشید اتاق را روشن کرد.
4. Casual
- ترجمه: غیررسمی، اتفاقی
-She wore a casual dress to the party.
- او یک لباس غیررسمی به مهمانی پوشید.
5. Caution
- ترجمه: احتیاط، هشدار
-Please proceed with caution on the wet floor.
- لطفاً با احتیاط روی زمین خیس حرکت کنید.
6. Contrary
- ترجمه: مخالف، برخلاف
- His opinion is contrary to mine.
- نظر او مخالف نظر من است.
7. Deliberate
- ترجمه: عمدی، با تأمل
- She made a deliberate decision to quit her job.
- او یک تصمیم عمدی برای ترک کارش گرفت.
8. Dissolve
- ترجمه: حل شدن، منحل کردن
- Sugar dissolves in water.
- شکر در آب حل میشود.
9. Explode
- ترجمه: منفجر شدن
- The bomb exploded with a loud noise.
-بمب با صدای بلندی منفجر شد.
10. Fasten
- ترجمه: بستن، محکم کردن
- Please fasten your seatbelt before driving.
- لطفاً قبل از رانندگی کمربندتان را ببندید.
God is testing you, will you quit?
Listen to the above podcast.
Section of Essential Words.
بخش لغات ضروری.
1. Architecture
• ترجمه: معماری
• The architecture of the new building is very modern.
(معماری ساختمان جدید بسیار مدرن است.)
2. Basket
• ترجمه: سبد
• She put the fruits in a basket.
(او میوهها را در یک سبد گذاشت.)
3. Bloom
• ترجمه: شکوفه
• The flowers will bloom in spring.
(گلها در بهار شکوفه خواهند زد.)
4. Canoe
• ترجمه: قایق کانو
• We went canoeing on the lake last weekend.
(ما آخر هفته گذشته به قایقسواری در دریاچه رفتیم.)
5. Carpet
• ترجمه: فرش
• The carpet in the living room is very soft.
(فرش در اتاق نشیمن بسیار نرم است.)
6. Cousin
• ترجمه: پسرعمو/دخترعمو
• My cousin is coming to visit us next week.
(پسرعمو/دخترعمویم هفته آینده به دیدن ما میآید.)
7. Desk
• ترجمه: میز
• I need a new desk for my office.
(به یک میز جدید برای دفترم نیاز دارم.)
8. Gallery
• ترجمه: گالری
• The art gallery has a new exhibition this month.
(گالری هنر این ماه یک نمایشگاه جدید دارد.
9. Guest
• ترجمه: مهمان
• We have a guest staying at our house tonight.
(ما امشب یک مهمان در خانهمان داریم.
10. Host
• ترجمه: میزبان
• She will host the dinner party at her home.
(او میزبان مهمانی شام در خانهاش خواهد بود.)