22497
✺ جهت ارتباط با ادمین و تبادلات با مدیریت کانال بهشت 👇👇 . @Hmirmohammady. @Hoseiniimirmohamadi. . ✺ کانال تخصصیِ داستانهای کوتاه و داستانکهای ایران و جهان... @Best_Stories https://t.me/+1O1ELxy66AVlZjY0
بچه ها بچه ها خوبیییین خوبیییین گوش کنیم بهم......سورپرایز خیلی خیلی خفن واستون دارم 😍😍🥹🫶🏻دارم یه دوره جدید پیش فروش میکنم «هنوز جلسات دوره رو نزاشتم خببب» ولی از الان هرکسی شرکت کنه خیلی قیمت کمی میتونه وارد دوره بشه چون چند روز دیگه فایل هاشو قراره بزارم🤌🏻🥰😘...
🔱🫶🏻🫧موضوع دوره که بهتریییین عالیییی ترین و آخرین دوره ساخته شده توسط منه راجب بیداری معنوی با ارتقای روح و وصل شدن به قلب هستش تایمش تقریبا 10-14 ساعته... و این دوره روح هرکسی رو زنده میکنه ارتعاش روحش و لول روحشو چند برابر بیشتر میکنه🥹🛸🌿
🛸✨با این کلاس به بیداری روحی معنوی میرسین تمام سوالات تون پاسخ داده میشه... تمام راز های خلقت اطلاعات آگاهی هایی که روحتون بیدار میکنهههه🏳⚧🌁💎 و تجربیات خودم برای خروج از افسردگی ناراحتی تنهاییی و تغییر زندگیت همشونننننن یادت میدم 🥰🌿این همون موضوعی هستش که تمام عرفا تمام پیامبر ها میخواستن این راز بیدار شدن روح با آگاهی یادتون بدن ولی ماتریکس شکستشون داد☔️🥹🫱🏼 الان اومدم تا به همه بچه های معنوی یادشون بدم که آگاهی هارو سریع بگیرن تا به روحشون وصل بشن از تناسخ و کارما خارج بشن و وارد ابعاد پنج بعدی تا 12D بعد دوازدهم بشن🥹🌸💖از عزیزای دل درخواست دارم توی این دوره بیداری روح شرکت کنین که به شدت باعث تاثیر زیاد توی زندگیتون میشه و راه روش زندگی عاشقانه عارفانه مثل مولانا رو یاد میگیرید و فقط با دیدن این دورههه😍🥹
شما این کلاس رو بیای اصلا دیگهههه به هیچ کلاس دیگه یا حتی اطلاعاته تلگرام هم شاید نیاز نداشته باشین قشنگام!!💖🔱چون میخوام براتون معجزه کنم در کلاس بیداری روح 😍😌ظرفیت باقی مونده «20 نفر»
@Hmirmohammady
حیران
همه چیز در حالت تعلیق و نامعلوم قرار داشت
شهر در بهت و ناباوری فرو رفته بود
انگار همه خواب بودند
سکوت وحشتناکی همه جا را گرفته بود
نه بادی میوزید
نه برف میآمد
نه باران می بارید
نه کسی حرف میزد
نه کسی میرفت
و نه کسی میآمد
نه صدایی بود
هیچ اتفاقی نمیافتاد
انگار دنیا به آخر رسیده بود
هوا تاریک بود
بوی بنزین میآمد
من نگران بود
برای همین
احساس میکرد هوا پَس است
لیلا طوفانی
#داستانک
🧿 سابلیمیناال و آلفا عشق
❤️ رفتار با مرد خودشیفته
💧 ۲۴ تمرین جذابیت جنسی
دستم نمک نداره همه اینجا 👇
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
@Admiin_moj
👈ترفند پاک کردن حافظه گوشی به همین راحتی🔻
/channel/+Fu5aJ6NQzrY2YmY0
این کارت دعوت و پیامی است ازسوی کائنات برای کسانی که وقت تغییردرزندگی شان فرارسیده باشد
باشناخت فرشتگان وقانون جذب،به یاری خدا به خواسته ات میرسی
👇👇👇👇
/channel/+gNUglY9fAw44ZmY8
/channel/+gNUglY9fAw44ZmY8
▷ ◉──────── 60:58
🎬 part_01
🔉📚 آرزوی تـو دستـور تـوسـت
🎙 مـدرس: کویـن تـرودو
📖 #قسمت_اول
فقط ۹۹هزار تومان میباشد
جهت تهیه کامل دوره های کوین ترودو به ای دی زیر پیام دهید...
@Hmirmohammady
تغییر باورها در 60 ثانیه
آغاز فروش دوره تغییر باورها در 60 ثانیه
مژده مژده ❤️❤️ به تمام کسانی که خواهان تغییر هستند...
دوره تغییر باورها در ۶۰ ثانیه به درخواست عزیزان فراهم شد...دوستانی که واقعا خواهان تغییر آنی هستند در زندگیشون حتما این دوره رو تهیه کنند...بدون شک این دوره تحول عظیمی در نظام باورهای شما ایجاد میکند...
آیدی تهیه وخرید این دوره بی نظیر با تخفیف ویژه برای ۲۰نفر برتر 👇
@Hmirmohammady
زیر درخت خشن و زخمخوردهی جنگ،
پسرکی خاکآلود دنبال خوشبختی میگشت.
آسمان بیرحمانه خاموش بود؛
به التماس خورشید اعتنا نکرد و ابرها را کنار نزد.
جنگلبان کنار آتش نشسته بود
و فرمان آتشبس صادر نمیکرد.
داستایوفسکی به پسرک گفت:
«اگر خوشبختی را پیدا کردی،
سؤالپیچش نکن.»
پسرک لحظهای سکوت کرد،
با نگاهی پر از آه سر بلند کرد و گفت:
«اگر پیدا کردم،
فقط میگذارم در آغوشم بسوزد.»
---فاطمه قتالی
زیر درخت خشن و زخمخوردهی جنگ،
پسرکی خاکآلود دنبال خوشبختی میگشت.
آسمان بیرحمانه خاموش بود؛
به التماس خورشید اعتنا نکرد و ابرها را کنار نزد.
جنگلبان کنار آتش نشسته بود
و فرمان آتشبس صادر نمیکرد.
داستایوفسکی به پسرک گفت:
«اگر خوشبختی را پیدا کردی،
سؤالپیچش نکن.»
پسرک لحظهای سکوت کرد،
با نگاهی پر از آه سر بلند کرد و گفت:
«اگر پیدا کردم،
فقط میگذارم در آغوشم بسوزد.»
---
یادداشت روز
برنده یا بازنده
بعد از یک عمر که آرزوها و رویاهایش را درِ کوزه گذاشته بود و آبش را خورده بود حالا دیگر وقتش بود تا دیر نشده کم کم سری به آرزوهای بربادرفته و از یادرفته بزند.
چرا که "می گن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است."
بیشتر آرزوها مربوط به سالهای گذشته بود.
جالب اینکه هنوز آنهارا به یاد داشت و به تکتک آنها فکر میکرد.
اما چرا در این سالها به اجراییکردن هیچکدام از آنها فکر نکرده بود؟
افسوس اگر برای هر کدام از آنها یک بازه زمانی در نظر میگرفت طی این سالها حداقل به چند تا از آنها دست یافته بود.
شاید تنها دلیل این باشد که ما معمولن برای عملیشدن آرزوها و هدفها بیشتر به غول چراغجادو فکر میکنیم.
در واقع حوصلهی صبر و تلاش را نداریم که ذرهذره به هدفهایمان برسیم.
بلکه توقع داریم همه چیز در طرفهالعینی اتفاق بیفتد و ما پیروز میدان شویم و بر سکوی برندگان بایستیم.
برای موفقیت باید دنبال ممکنها باشیم نه غیر ممکنها.
این نکته بسیار ارزشمند است و باید به کودکان هم بیاموزیم که موفقیت و رسیدن به هدفها روندی منطقی و معقول باید داشته باشد.
هیچکدام از بزرگان علم و ادب و مشاهیر به شکل ناگهانی و بدون شکستخوردن یک شبه به نتیجه نرسیدهاند.
در تاریخچهی زندگی هر یک از آنها سالها تلاش و شکستهای بزرگ بوده تا بالاخره بعد از سالیان دراز به شکلی معقول به موفقیت رسیدهاند.
ما اغلب در پی راه حلهای سریع و شانسی هستیم و توجهی به پشت صحنه تلاشهای مستمر کاشفان و نويسندگان و ورزشکاران حرفهای و ...نداریم.
در بخشهایی از کتاب اثر مرکب هم به این مسئله اشاره میشود:
"به خودتان قول بدهید تا یک بار برای همیشه همه خیالبافیهای برندهشدن در قرعهکشی و مشابه آن را کنار بگذارید.
بیایید با حقیقت روبرو شوید چرا که همیشه به شما فقط داستان برندهشدن و موفقیت یک نفر را نشان میدهند.
اما از میلیونها بازنده سخنی نیست و همیشه شما را با مهارت فریب میدهند."
روانشناس دانشگاه هاروارد استاد دنیلگیلبرت میگوید: "اگر به بازندگان قرعهکشیها تنها ۳۰ ثانیه زمان داده شود که در تلویزیون اعلام کنند من برنده نشدم حدود ۹ سال طول میکشد تا کلِ بازندههای یک قرعهکشی را نشان بدهند."
انتخاب با ماست که تلاش کنیم برای موفقیت یا خودمان را گول بزنیم و در انتظار برندهشدن و رنج بیحاصل بمانیم؟!
لیلا طوفانی
#یادداشت
یادداشت روز
خوش به حال آن روزها
که راحت میخندیدیم
حرف میزدیم
اعتماد میکردیم
فکر میکردیم
راحت دلمان به هر چیزی که داشتیم خوش بود
حالمان را بد کردند
حریص و طماع شدیم
تجملات را یادمان دادند
از همه ترسیدیم
دیگر اعتماد نمیکنیم
نمیتوانیم کسی را دوست داشته باشیم
دوستداشتن از یادمان رفته
با هیچکس حرف نمیزنیم
به خانه هم نمیرویم
دلمان خوش نیست
راحت حرف نمیزنیم
شاید
از همه بدتر
دیگر نمیخندیم
خنده از یادمان رفته
حالمان خوب نیست
اعتماد نمیکنیم
دایره دوستانمان
کوچک و کوچکتر شد
تا اینکه .....
باز هم بگویم؟
لیلا طوفانی
#یادداشت
پسر در آپارتمان نیمهتاریکش ایستاده بود. پنجرهی بزرگ روبهروی او، جزیره را زیر نور نئونها نشان میداد. چیزی در آن فضا واقعی به نظر نمیرسید. اشیاء کمی در هوا معلق بودند. دیوارها انگار نفس میکشیدند و زمان، به شکلی غیرعادی کند شده بود.
او نفس عمیقی کشید و به بطری قرصهایی که روی میز بود، نگاهی انداخت. تصمیم داشت که آن را بردارد. پیش از آنکه دست دراز کند، سایهای در گوشهی اتاق تکان خورد.
شبحی با روپوش سیاه، در نور کم، آرام نشسته بود. انگار همیشه آنجا بوده است. با صدایی هم آرامشبخش و هم ترسناک گفت:
«چرا میخواهی این کار را بکنی؟»
پسر به او نگاهی انداخت، اخم کرد. «این زندگی ارزش زیستن ندارد.»
شبح سیاهپوش گفت: «و تو این را از کجا میدانی؟»
پسر کمی مکث کرد: «ببین. این جایی که در آن زندگی میکنیم، پر از ناعدالتی است. پر از کثافت و رنج و بدبختی. اگر عدالت نباشد، اگر امیدی به تغییر نباشد، چرا باید زنده بمانم.»
شبح سیاهپوش با انگشت به پنجره اشاره کرد و گفت: «آن بیرون را نگاه کن. همیشه همین بوده. همیشه پر از درد، پر از تاریکی و غم. اما اگر نباشی، چه کسی تغییرش خواهد داد؟»
پسر سری تکان داد و گفت: «قدرتی برای تغییر ندارم. من فقط یکی از میلیاردها آدم این جزیرهام. زندگی من با بقیه چه فرقی میکند؟ از ضعیف بودن خستهام.»
شبح سیاهپوش، نفس عمیقی کشید و از بازدمش، بخاری از دهانش بیرون آمد و در هوا پخش شد. جوری که با نور نئونها ترکیب شد. گفت: «اگر قدرت را در چیزی ببینی که هنوز نداری، همیشه ناتوان خواهی بود ولی اگر قدرت را در کوچکترین تصمیمهایت ببینی، متوجه میشوی که هر لحظه، هر انتخاب، شکلی از قدرت است. تو همین حالا هم قدرت داری. قدرت انتخاب! تو میتوانی زندگی را بسازی، نه به این دلیل که ارزشش را دارد، بلکه به این دلیل که تو به آن ارزش میدهی.»
پسر نگاهش را از شبح گرفت، به قرصها خیره شد. چیزی در ذهنش درهم شکست، یا شاید تازه کنار هم چیده شد. اتاق دورش انگار شکل دیگری گرفت. دیوارها واقعیتر شدند، اشیاء دیگر معلق نبودند.
بطری قرص را در دستش گرفت و نوازش کرد. با خودش گفت: «ارزش، محصول اراده است.»
سرش را بالا گرفت تا با شبح حرف بزند. شبح نبود. نمیدانست حضور شبح، خاصیت توهم ناشی از قرصها بود یا چیز دیگر، ولی خندید، به پنجره نگاه کرد و غرق در بینظمیِ پرهیاهوی خیابانها، بطری قرص را پایین انداخت.
کتاب “نجواهای جزیره
گشتوگذاری در ۵۰ مساله فلسفی"
نویسنده محمد عابدی✍
نشر خزه 📚
همینجا بمون، کوچولو!»
داخل کیسه گرم و نرمِ مادر، صدای قلبش مثل لالایی میکوبید.
اما بچهکانگورو، دلش پر میزد برای بیرون.
«مامان... نمیخوام اینجا باشم. خسته شدم!»
مادر، آرام گوش داد. دستی به سرش کشید و گفت:
«عزیز دلم... بیرون، همیشه قشنگ نیست. اینجا امنه، آرومه...»
ولی کانگو دلش پر بود از سؤال:
«آخه بیرون نور داره، صداها هستن، همه میخندن... نه؟
کی میتونم برم بیرون، مامان؟»
مادر آهی کشید و گفت:
«یه روز به خودت میای و میفهمی...
الان هنوز قدرِ آغوش منو نمیدونی.
نباید ناشکری کنی، عزیزم.»
کانگو چشمهاشو بست.
دلش هری ریخت. ترسی توی دلش چرخید.
زیر لب گفت:
«خدایا... منو میبخشی؟
قول میدم دیگه مامان رو اذیت نکنم.
فقط تو قول بده... دنیای بیرون قشنگ باشه.
آدما همدیگه رو دوست داشته باشن...
هیچ تفنگی تو دنیا نباشه.
باشه خداجونم؟»
بعد برگشت، صورت مامان رو بوسید.
با صدایی آروم گفت:
«مامان... من همینجا میمونم.
اینجا، پیش تو... همهچی خوبه.»
مادر لبخند زد.
صدای قلبش، دوباره لالایی شد.
و کیسهاش، گرمتر از همیشه...
با این ترفند ساده مکش جاروبرقی برو ده برابر کن 🔻
/channel/+kf_tvyflHxw4NjI0
🫧🍓 تاریخ تلخ 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓فیلم کمیاب👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓 حس خوب 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓هواشناسی غرب👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓 دانستنی ها👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓مثبت اندیشان👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓موسیقی نوستالژی👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓جمله انگیزشی 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓درخواست کتاب👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓انرژی مثبت 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓کتاب خانه 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓نگاه زیبا 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓ذهن ثروتمند 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧 🍓 بهشت 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓عاشقان کتاب 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓پروکسی سرعتی👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓قدرت درونی👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🍓طب سنتی 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧 🍓کلیپ ناب 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
.
💎 لیستی از چنلهای vip ارزشمند با محتوا عالی
زود بجوین شید تاحــــذف نشــــده☝️
۳۹. آیا خوشبختی یک توهم است؟
باد در دشتِ گستردهی مزرعه میوزد. علفها تکان میخورند. در میانهی مرتع، چهار گاو نشخوارکنان زیر سایهی یک درخت ایستادهاند.
گاو سفید با دهانی پر از علف میگوید: «هی، به نظرتون خوشبختی یعنی چی؟»
گاو سبز میگوید: «خوشبختی اینه که قویترین گاو باشی. اینکه هرجایی که خواستی بچَری. هر گاوی رو که بخوای کنار بزنی و بهترین علفزار مال تو باشه.»
گاو قرمز پایش را به زمین میکوبد و میگوید: «چرت نگو! خوشبختی یه دروغ بزرگه که صاحب مزرعه بهمون قبولونده. فکر میکنی چرا همیشه علف هست؟ چرا همیشه ما رو میدوشن؟ خوشبختی ما یعنی سودِ اونا.»
گاو سفید میگوید: «خب، ولی اگه همهی گاوها به یه اندازه علف داشتن، اونوقت خوشبختی واقعی میشد.»
گاو سیاه آهسته نشخوار میکند، نگاهی به مزرعه میاندازد و میگوید: «میدونی، شاید همهی این حرفا درست باشه. شاید ما توی یه توهمِ خوشبختی گیر افتادیم. ولی راستش، این علفا هنوز هم خوشمزهن.»
سه گاو دیگر ساکت میشوند. باد، بوی علف تازه را در هوا میچرخاند. از دور، صدای صاحب مزرعه شنیده میشود که آنها را صدا میزند.
کتاب “نجواهای جزیره؛ گشتوگذاری در ۵۰ مسئلهی فلسفی” 📖
نوشتهی محمد عابدی ✍
نشر خزه 📚
دیر کرده بود.
هرشب زودتر می رسید.
همه گرسنه بودند و منتظر، وقت شام بود.
باید صبر می کردند تا پدر از راه بیاید و نان بیاورد.
برای خانواده ای که در روستایی دور دست زندگی می کردند صبر کردن از همه چیز مهم تر بود.
نه اینکه همه چیز داشته باشند ولی فعلن بیشتر از همه نان نداشتند.
در دل علی، کوچکترین فرزند خانواده غوغایی به پا بود.
هر لحظه در مغازه عمو ابراهیم خوراکی انتخاب می کرد اما خیلی زود آن را سرجایش می گذاشت و با خودش فکر می کرد این خیلی گران است و یا نه اصلن این یکی بهتراز همه است.
یک بار فکر کرد شیر با کیک بردارد ولی قیمتش زیاد بود.
بعد به آب میوه ها نگاه کرد.
بالاخره یک بیسکوئیت برداشت.
پولش را داد و تا خواست کاغذش را باز کند مادر برای خوردن شام صدایش کرد.
لیلا طوفانی
#داستانک
تخفیف ویژه كامل ترين پكيج قانون جذب‼️
بيش از 65 ساعت آموزش كه زندگى مالى #هزاران_نفر را دگرگون كرده است
پنج دوره اصلى #كوین_ترودو
1⃣دوره آرزو تودستور توست دوبله صوتی 14جلسه
2⃣دوره ماشین خلق پول همیشگی کوین ترودو زیر نویس 12جلسه
3⃣دوره برداشت موانع موفقیت مسیر کوین ترودو7 فایل
4⃣25 راز ثروت مند شدن کوین ترودو
60دقیقه
5⃣جدیدترین دوره کوین تردو ✅ راز موفقیت ازطریق القا به ذهن
17 جلسه صوتی
📤ارسال فایل دورها تلگرام دانلودی
❌فرصت محدود❌
ایدی تهیه دوره 🔰🔰
👇👇👇👇
@Hmirmohammady
🧿تکنیک بی نظیر قهوه و نمک
🟣دفع دیتاهای منفی ، برای 👈بازگشایی گره های #مالی و عاطفی ، روابط کات شده 👇تکنیک تسبیح
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
@Admiin_moj
اتاقک نگهبانی
از پلهها بالا رفتم، در را باز کردم و وارد اتاقک شدم.
سرد بود و دلگیر.
تنها دلخوشی اینجا دیدن زمین و آدمها و آسمان بود.
عمیق و بیانتها و ناخودآگاه غرق در رویاهایم بین زمین و آسمان معلق میشدم.
نمیدانستم هر روز با اینهمه تنهایی چه باید کرد؟
جایی که نه کتاب باشد نه موبایل و نه همصحبتی...
اسلحه تنها وسیلهای بود که در اختیار داشتم.
صدای بیوقفه و آزاردهنده عبور ماشینها با سرعت کمی از یکنواختی محیط کم میکرد. سرم را به طرف جاده برگرداندم ترافیک شده بود حالا صدای بوق هم میآمد.
در میان ازدحام ماشینها یکدفعه دست دختربچهای نگاهم کرد و از ماشین دست تکان داد.
بیاختیار لبخندی بر لبم آمد و برایش دست تکان دادم.
لیلا طوفانی
#داستانک
ثانیه های لجوج
ـ بلیط پراگ برای فردا صبح دارین؟
ـ نه
کمی جا خوردم
با خودم کلنجار می رفتم تصمیم گرفتم بر گردم هتل ناگهان کتابخانه ای نظرم را جلب کرد
کتابخانهی روبهرو هنوز صدای کافکا رو پخش میکرد: «قانون، همیشه پشت در ایستاده.»
بهجاش، قهوه گرفتم و گوش دادم.
پرواز در کتابخانه چقدر شیرین بود .
همراه با کافکا برای پرواز فردا باید آماده میشدم
فاطمه قتالی
🧿تکنیک بی نظیر قهوه و نمک
🟣دفع دیتاهای منفی ، برای 👈بازگشایی گره های #مالی و عاطفی ، روابط کات شده 👇تکنیک تسبیح
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
@Admiin_moj
😍♥️دیدین بعضی از خانمابااینکه خوشگل نیستند ولی شوهرشون براشون جون میده!!اینجا یادت میدم🔻نجوای جنسی رفتارجنسی🔻
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
@Admiin_moj #مینا_جهانبخش
کانالی زیبا
پر از پستای قشنگ و عالی
وحس خوب...😍
/channel/tapeshehqalbabamm
/channel/tapeshehqalbabamm
با آهنگ های جذاب...♥️
.
🟡ترفند شستن مبل وفرش; پرده اینجا🔻
/channel/+6F99QccGvnhlYjFk
🫧🟢 تاریخ تلخ 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 فیلم کمیاب👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 حس خوب 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢هواشناسی غرب👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 دانستنی ها👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢درخواست کتاب 👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢مثبت اندیشان👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢موسیقی نوستالژی👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢جمله انگیزشی 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢انرژی مثبت 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢کتاب خانه 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢نگاه زیبا 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢ذهن ثروتمند 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 بهشت 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢عاشقان کتاب 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 پروکسی پرسرعت👈𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢قدرت درونی👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢طب سنتی 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
🫧🟢 میکس کلیپ 👈 𝐉𝐎𝐈𝐍
.
ثانیه های اجوج
ـ بلیط پراگ برای فردا صبح دارین؟
ـ نه
کمی جا خوردم
با خودم کلنجار می رفتم تصمیم گرفتم بر گردم هتل ناگهان کتابخانه ای نظرم را جلب کرد
کتابخانهی روبهرو هنوز صدای کافکا رو پخش میکرد: «قانون، همیشه پشت در ایستاده.»
بهجاش، قهوه گرفتم و گوش دادم.
پرواز در کتابخانه چقدر شیرین بود .
همراه با کافکا برای پرواز فردا باید آماده میشدم
فاطمه قتالی
یادداشت روز
دلیل حال خوب هم باشیم
روزی از نویسنده و خطیب شهر، لئو بوسکولیا خواستند که در باره مطلبی قضاوت و دلسوزترین کودک را تعیین کند.
برندهی این مسابقه پسرک چهار سالهای بود که همسایه دیوار به دیوارشان تازگیها زنش را از دست داده بود.
پسرک که میدید پیرمرد گریه میکند، به خانه پیرمرد رفت و روی زانویش نشست.
وقتی که مادرش از او پرسید که به مرد همسایه چه گفته است، پسر کوچولو گفت:
هیچی نگفتم. فقط کمکش کردم که گریه کند.
چند نفر از ما مثل این کودک دارای چنین تجربهای هستیم و اینگونه از فردی دلجویی کردهایم.
شاید درد مشترک دنیای این روزهای ما نبودن عشق و مهربانی است.
همه ما حسرت دوست داشته شدن و مهربانی و عشق ورزیدن داریم.
اما تنها در انتظار دریافت عشق ومحبت از دیگران هستیم و خودمان تصمیم بر عشقورزی نداریم.
دنیای این روزها خمیر مایه اصلی خودش را گم کرده وبرای همین دچار این همه ناموزونی در زندگی شدهایم.
نه تنها مهربانی از یادمان رفته بلکه با رفتارهای خشونتآمیز و نامناسب با یکدیگر برخورد میکنیم.
پیرتیلهارد فیلسوف و دانشمند و کشیش فرانسوی میگوید:
"عشق رشته نیرومندی است که جمیع عناصر حیات را به هم پیوند میدهد.
از نظر او همچنین عشق یک اکسیر حیات بخش است که مانند هدایت کردن انسانهای نخستین برای کشف آتش بشریت را میپروراند و به هم پیوند میدهد."
در واقع عشق جزئی از وجود ما انسانهاست که با آن زمین جای امن تری خواهد شد.
حالا حساب کنید اگر هر یک از ما نیرو و انرژی عشق را در زمین به جریان بیندازیم چه غوغایی به پا شود.
رابرت برانینگ جهان بدون عشق را چنین توصیف میکند:
"عشق را کنار گذارید و آنچه از سیاره خاکی باقی میماند یک گورستان است."
به عبارتی این شرایط زمان ماست.
باید از نو راه و رسم دوست داشتن را بیاموزیم و به یکدیگر کمک کنیم تا با آرامش دوباره زندگی را از سر گیریم.
شما میتوانید به سهم خود انرژی حیات را با عشق احیا کنید.
دلیل حال خوب هم باشیم.
باعث رنجش و حال بد دیگران نباشیم.
دست از خشم و خشونت و کینه ورزی برداریم و یکدیگر را مورد داوری قرار ندهیم و فقط مهربان باشیم.
به یاد داشته باشیم نجات یک نفر برابر با همه مردم و کشتن یک نفر برابر با کشتن همه است.(مضمون یکی از آیات قرآن)
و بدانیم که نقاش ازل نقطه به نقطه هستی را به عشق آفریده است.
چنانچه حافظ شیرین سخن گفت:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
لیلا طوفانی
#یادداشت