7536
📚ملتی که کتاب نمیخواند باید تمام تاریخ را تجربه کند! کتابهای منتشر شده در کانال شامل نسخه PDF ، نسخه صوتی ، اقتباس سینمایی کتاب همراه با فیلم مستند موسیقی و رقص شرقی
#گفتگو
#گلی_ترقی
🔸 گفتگو با گلی ترقی
📌 بهمن ماه ۱۳۹۳
منبع: کتابفروشی آینده
⏳ یک ساعت و ۱۸ دقیقه
🔻🔻🔻
عنوان #اتفاق
نویسنده #گلی_ترقی
یک فایل فشرده👇👇👇
رمان «اتفاق»، داستان اتفاقهایی است که یکییکی و پیدرپی بر شادی و نادر، جفت دوقلوی قصه، عارض میشوند. کتاب اتفاق، داستان زندگی این خواهر و برادر است، که از کودکی آنها را دربرمیگیرد تا شصت سالگی … . این خواهر و برادر عاشق هم هستند (به عقیده برخی، این عشق ملموس نبوده) و با هم رابطه تلهپاتیک دارند و دوران کودکی و نوجوانی شادی را در کنار یکدیگر میگذرانند. اما نادر در آستانه جوانی برای تحصیل به امریکا میرود و این شروعی برای جدایی طولانیمدت این خواهر و برادر است.
عنوان #بازگشت
نویسنده #گلی_ترقی
یک فایل فشرده👇👇👇
دوستانش اسم او را گذاشته بودند «زن پراکنده» چون هر تکه از وجودش به سوی کسی یا چیزی میدوید: به سوی پسرهایش در آمریکا، شوهرش در تهران، خواهرش در کانادا، برادرش در آلمان، و دوستان نزدیکش پخش و پلا در اطراف و اکناف جهان.خودش را با نگاه این آدمها میشناخت. حس میکرد بدون این دیگران کم و کسر دارد، مثل نشانی خانهای که اسم کوچه یا کد پستیاش پاک شده باشد. تیزهوشی و حافظه آن وقتهایش را نداشت. اسم آدمها، فیلمها، و عنوان کتابها از یادش میرفت.
#کتاب_صوتی
#سفر_بزرگ_امینه
#گلی_ترقی
(۲۰قسمت)
▫️کتاب صوتی
▫️سفر بزرگ امینه
▫️گلی ترقی
موضوع کتاب سفر تحول و دگرگشت زن سنتی آسيايی است که بازگشت او به خِرد و خود انسانی اش،ضمن سفرهای واقعی و طولانی به تهران و پاريس،سالها طول میکشد اما سرانجام او را از قيد یوغ بردگی می رهاند.
زنی دوباره متولد می شود که دیگر آن زن پيشين نيست ،از خواب قرون بيدار، ذهنيتش دگرگون و به حقوقش آگاه شده است
دیگر برده ی شوهری ظالم نیست،عواطفش تغيير کرده است،علايقش، علايق ديگران نيست.
نگاهش به آينده است و جلوتر از خودش را می بییند.
انسانی مستقل است که با نگرشی واقع بینانه دشواری های زندگی را دیده و به مدد نیروی شگرف همت و اراده و پشتکار با دشواری های زندگی به مبارزه بر می خیزید
سرانجام هم از این مبارزه پیروز به درآمده و ناجی خود و فرزندانش از چاه تیره روزی و فقر و فلاکت میشود.
#یک فایل فشرده
📗#دو دنیا
✍#گلی ترقی
🎙#ملاحت طلایی
دو دنیا مجموعه داستانی است تشکیل شده از ۷ داستان کوتاه نوشتهٔ گلی ترقی. داستانهای «اتوبوس شمیران»، «خانه مادربزرگ» و «دوست کوچک» که در خاطرات پراکنده منتشر شدهاند درواقع متعلق به این کتاب است. داستان پدر که قبلاً در کتاب خاطرات پراکنده منتشرشده بود، در این کتاب کامل شده و دوباره منتشر شده است. داستانهای این کتاب روایتهایی روزمره از بطن زندگی در دههٔ ۴۰ و ۵۰ است.
اولین روز، خانمها، آنسوی دیوار، گلهای شیراز، فرشتهها، پدر و آخرین روز اسامی داستانهای این کتاب است.
📗#من هم چه گوارا هستم
✍#گلی ترقی
راوی داستان «من هم چه گوارا هستم» سوم شخص است. راوی ای که مایوس است و خسته از زندگی. و این دلزدگی باعث شده که داستان، نه به منظور روایت یک قصه یا ماجرا بل که به قصد بازگویی دغدغه های نویسنده نوشته شود. دغدغه هایی که تم کلی داستان را تشکیل می دهد. یعنی ناامیدی و دلزدگی. در این گونه داستان ها البته که کار نویسنده سخت تر خواهد بود چرا که اگر از یک طرف، پرداخت و استفاده از عناصر داستانی به خوبی و با تامل رعایت نشود، و از طرف دیگر نویسنده با دستگاه فکری و دید و بینشی هستی شناسانه با این دغدغه ها برخورد نکند و با این دستگاه فکری به سطح، عمق نبخشد، داستان ملال انگیز خواهد شد و خواننده نمی تواند با شوق، آن را پی گیری کند. تنها با شگردهای خاص و هنرمندانه ی یک نویسنده ای که دید و بینش داشته باشد می تواند گیرا و جذاب باشد و خواننده را به دنبال خود بکشاند. «گلی ترقی» البته به خوبی توانسته با شگردهایی که در توصیف و دیالوگ نویسی و البته در شکست های زمانی و مکانی انجام داده است، از عهده ی بخشی از این مهم بر آید.
📗#خواب زمستانی
✍#گلی ترقی
🎙#ناصر زراعتی
"خواب زمستانی" داستان خاطرات یک پیرمرد است که با همکلاسی های دوران مدرسه اش بزرگ شده بود و با هم عهد بسته بودند که تا پایان عمر کنار هم بمانند. اما چه کسی از تقدیر خود آگاه است؟ تقدیر او هم این بوده که هر روز را در تنهایی و انتظار بگذراند. در اتاقی که جز غریو باد و سوت پاسبان و صدای دندان های موشی که چیزی را می جود، صدای دیگری در آن به گوش نمی رسد. پس کجا رفتند تمام آن رویدادهای شیرین ساعت هشت؟ آن ایام پرشور جوانی؟ آن رفاقت های بی غل وغش؟ آن ها همین جا در "خواب زمستانی" اند. در قاب شیشه ای ذهن پیرمرد که هر فصل را با یاد زندگی یکی از دوستانش می گذراند.
📓🎧#کتاب_صوتی
📘#خاطرههای_پراکنده
🖊#گلی_ترقی
🎙بهناز بستاندوست
🎛ماه آوا
🖨انتشارات نیلوفر
■خاطرههای پراکنده
■گلی ترقی
در خاطرههای پراکنده شنوندهی هشت داستان زیبا و اثرگذار از گلی ترقی، بانوی نویسندهی معاصر خواهید بود.
گلی ترقی نویسندهای بینیاز از معرفیست. اغلب اهالی داستان در ایران، حتی اگر اثری از این نویسنده مطالعه نکرده باشند، نام او و برخی از مشهورترین آثارش را شنیدهاند. احساس تعلق، تنهایی و خاطره، سه درونمایهی مشهود در اغلب داستانهای کوتاه و بلند گلی ترقیاند. همچنین، احساس دلبستگی به ایران نیز یکی دیگر از مضامینی است که در آثار او به چشم میخورد؛ و این امر، با توجه به این واقعیت که نویسنده بسیاری از سالهای عمرش را در غربت و دور از وطن به سر برده، چندان عجیب نمینماید.
این اثر از هشت قصه با عناوینِ «اتوبوس شمیران»، «دوست کوچک»، «خانهی مادربزرگ»، «پدر»، «خدمتکار»، «مادام گُرگه»، «خانهای در آسمان» و «عادتهای غریب آقای الف در غربت» تشکیل شده است.
📗#اولین روز
✍#گلی ترقی
🎙#ندا
🔸داستان کوتاه
📗#گلهای شیراز
✍#گلی ترقی
🎙#ندا
🔸یک فایل
📗#پدر
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
📗#درخت گلابی(از کتاب جایی دیگر)
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸یک فایل
📗#شاپرک و آقای عدل طباطبایی
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
📗#زندگی ساده
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸یک فایل
📗#فرصت دوباره
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
نام کتاب : اتفاق
نویسنده : گلی ترقی
ناشر : نیلوفر
سال انتشار : ۱۳۸۹
تعداد صفحات : ۳۰۲ صفحه
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
نام کتاب : بازگشت
نویسنده : گلی ترقی
ناشر : نیلوفر
سال انتشار : ۱۳۹۷
تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
دنیای کتاب صوتی و pdf
/channel/+JCFoPRjJZ-VkY2Q0
@audiobook4710
📓🎧#کتاب_صوتی
📘#خاطرههای_پراکنده
🖊#گلی_ترقی
🎙بهناز بستاندوست
🎛ماه آوا
🖨انتشارات نیلوفر
🎼فایل صوتی
کتاب تحسین شدهی #جایی_دیگر شش قصهی مجزا را دربرگرفته که در عین حال به یکدیگر ارتباط دارند و هر کدام روایتی را ارائه میکنند که شرح حال افراد در زمان و مکانهای مختلف را شامل میشود. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که همهی رخدادهای گیتی به نحوی به هم ارتباط دارند و تمام خطوط داستانی مجزا، بالاخره در جایی با هم تلاقی خواهند داشت. ما موجوداتی به ظاهر مستقل و در ذات به هم پیوستهایم که اثر اندیشه و اعمالمان، بالاخره به شکلی در زندگی بقیه تاثیر خواهد گذاشت.
شخصیتهایی که بار داستانهای این کتاب را به دوش میکشند، اغلب انسانهای گوشهگیری هستند که ناامیدی در وجوه مختلف فکری و حیاتی آنها خودنمایی میکند. با وجود این که داستانهای این مجموعه خیالیاند اما چه کسی میتواند ادعا کند این ماجراها در زندگی او یا اطرافیانش به نحوی رخ نداده است. همهی ما چه بخواهیم چه نخواهیم، در مسیر یکی از این جریانات قرار میگیریم و وقتی این تلاقی صورت گرفت، دیگر رد آن تا پایان عمر با ما خواهد ماند و گریزی از آن نخواهد بود…
#کتاب_صوتی_جایی_دیگر #کتاب_صوتی_مونا_فرجاد
نویسنده: #گلی_ترقی
راوی: #مونا_فرجاد
📗#اولین روز
✍#گلی ترقی
🎙#ندا
🔸داستان کوتاه
گلی ترقی مدتی برای رهایی از فشارهای مهاجرت و افسردگی مدتی را آنجا سپری میکند. در آنجا به کودکی پناه میبرد. به خانهی پدری و خاطراتش. فضای کتاب، فضای تهران قدیم است و خانه ی کودکی نویسنده که پر است از قصه های جذاب و شنیدنی
این داستان در کلینیک روانی ویل دوری در حومهی پاریس اتفاق می افتد.
📗#گلهای شیراز
✍#گلی ترقی
🎙#ندا
🔸یک فایل
📗#پدر
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
📗#درخت گلابی(از کتاب جایی دیگر)
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸یک فایل
📗#شاپرک و آقای عدل طباطبایی
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
آقای عدل طباطبایی نگاهی رنجیده به همسرش انداخت و ساکت شد. تصمیم گرفته بود با او حرف بزند، درد دل کند. از احساس تنهایی و فکرهایی که توی سرش می چرخید برای او بگوید. از نیازش به عشق و دلتنگیاش برای حوری که آبنبات گوشۀ لب و نور چشمهایش بود. حرف حوری که به میان می آمد گریه اش می گرفت. دلش میخواست یکبار هم که شده سرش را روی دامن زنش بگذارد و گریه کند. اما از این اجازهها نداشت. چی میشد اگر این خانم، این همسر شرعی، قانونی، به جای گریختن و دوری از او کنارش مینشست، دستش را میگرفت و با مهربانی موهایش را نوازش می کرد؟ دست کم به حرفهای دلش گوش میداد.
📗#زندگی ساده
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸یک فایل
علیرضا بعد از مرگ مادرش با خودش عهد بسته بود که برای یکبار هم که شده آرزوی او را برآورده کند. حتی در غیابش، مطمئن بود که روح مشتاق مادرش با خبر می شود واز خوشی روی ابرها کله معلق میزند. چاپ کتاب شعرش آخرین تلاش او برای رسیدن به قلۀ افتخار بود و برخلاف گذشته که هرگز امیدی به موفقیت در هیچ زمینهای را نداشت، این بار به دلیلی مجهول با هزار خواب و خیال شیرین، شتابزده و پابرهنه بهسوی آینده دویده بود. سه ماه بود که دقیقهشماری میکرد (حتی در خواب) و منتظر جواب بود.
📗#فرصت دوباره
✍#گلی ترقی
🎙#ح_پرهام
🔸داستان کوتاه
پسرم ناهارش را خورده بود. برای خودم و دلبرغذا توی یخچال داشتم. دلبر گفت سیر است و دلش فقط چای میخواهد. جای قند و چای را نشانش دادم. قوری هم روی چراغگاز بود. سرم درد میکرد و دلم میخواست بخوابم. اما مردد بودم. دلبر تازه از گرد راه رسیده بود. جرئت نمی کردم پسرم را با او تنها بگذارم. زن باهوشی بود. فوراً فهمید. گفت: «برو خانم دراز بکش. خیالت راحت باشد.»