6827
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد. .
در این ویرانهی حسرت شبیه مار میرقصم!
به خود میپیچم از اندوه و مجنونوار میرقصم
من آن زندانیِ مستم که میخندد به آزادی
شبِ تشویشِ زندانبان، به شوقِ دار میرقصم
کسی دزدیده جامم را، شرابِ انسجامم را
نمییابم دوامم را، فقط ناچار میرقصم!!
نمانده قلبِ همرازی، رفیقِ ایدهپردازی
که بهتآلود و سرگردان_پر از تکرار_ میرقصم
شبی ای همصدا بازآ، سکوتم را تماشا کن
ببین در بزمِ جانکندن چه رقّتبار میرقصم!
بگو همقصّه میمانی، کنارم شعر میخوانی
پر از حسّی که میدانی، شب دیدار میرقصم
به سازی پوک و پوشالی، در این انبوهِ توخالی
ببخشا بر من ای مطرب اگر دشوار میرقصم!
مهشید تجلیان
از مجموعهی رؤیای تجلی
یادتون نره،
الارم گوشیتون رو برای ساعت ۴:۴۰ صبح ۲۱ مرداد تنظیم کنید تا این صحنه زیبا رو با چشم غیر مسلح ببینید.
ای خوشا عمری که با زیبا نگاری طی شود
روز من شب گردد و مرداد با او دِی شود
خون دل ریزم به پایش، اشک من باشد روان
خون من در کاسهی چشم خمارش مِی شود
چشمها باشد به راهش تا بیاید یار من
چشم من خاک رهش از اصفهان تا رِی شود
چون بیاید صد گریبان پاره گردد بر درش
جسم زارم بر لبانش همچو ساز نِی شود
واله بس کن ناله را، صبری بباید بر جفاش
تا که با تو مهربان و مهرورزان کِی شود
#بهزاد_لشگری
#استادشجریان
منتظر میمانم تا صبح شود
و دلم را ترانه كنم
كه سپيده شورانگيزی
در همين نزديكی پرسه می زند.
امروز خورشيد
از ياد تو طلوع میكند.
اين همان صبحی است
كه با هم چشيده ايم
#محمدصالح_علاء
گفتند: که تعریف تو از عشق چگونه است؟
شیرینیِ تلخیست، که جان بخشد و گیرد...
#حسین_فروتن
آهنگ #توکامه
لمسم کن، لمسم کن، لمسم کن
لمسم کن، که من دارم میمیرم
ببوسم، ببوسم، ببوسم
ببوسم، که دارم از بیتابی میمیرم (یا: که درمانده میشوم)
دوستم بدار، دوستم بدار، دوستم بدار
دوستم بدار در حالی که اولین هستم
نگاهم کن، نگاهم کن، نگاهم کن
نگاهم کن، همانطور که تو را نگاه میکنم
جستجویم کن، جستجویم کن، جستجویم کن
بگرد (که بدانی) برای تو آه میکشم
از من بخواه، از من بخواه، از من بخواه
هوایی که تنفس میکنم را طلب کن
برایم گریه کن، برایم گریه کن، برایم گریه کن
برایم گریه کن، تا تو را حس کنم
به من فکر کن، به من فکر کن، به من فکر کن
بیش از حد به من فکر کن
به من دروغ بگو، به من دروغ بگو، به من دروغ بگو
دروغ بگو اگر عشق من تو را آزار میدهد
بر سرم فریاد بزن، بر سرم فریاد بزن، بر سرم فریاد بزن
فریاد بزن تا تو را حس کنم
از من متنفر باش، از من متنفر باش، از من متنفر باش
از من متنفر باش زمانی که دروغ میگویم
مراقبم باش، مراقبم باش، مراقبم باش
مراقب باش که پشیمان نشوم
نجاتم بده، نجاتم بده، نجاتم بده
بهمن بهراد
عشق را از زمین بگیرید!
چه میماند جُز یک گورِ بزرگ
برای دفنکردنِ همهی ما؟!
رابرت براون
دلهره شنبه در دلم است.
آن همه مشق و جدول ضرب و معلم نامهربان که مسالههایی سخت میگوید. از تاجرهای فرشفروش، روغنفروش و پارچهفروش.
هیچ وقت نمیگوید حمالی بوده که فلان مقدار بار برداشت. زن رختشویی بود که روزی چند تشت رخت میشست.
همیشه میگوید تاجری بود که...
روغنفروشی بود که...
آهنفروشی بود که ...
اگر از بیچارهها مساله بگوید سادهتر است. چون بیچارهها پول و داراییشان کم است و مسالهشان زود حل میشود. ما چه گناهی کردهایم که پول به کاغذ و مداد بدهیم و سود و زیان پولدارها را مفتکی حساب کنیم.
#سالهای_ابری
#علی_اشرف_درویشیان
تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی
چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد...
#کاظم_بهمنی
آدمی به اندازه ی
چیزهایی که هنوز دوستشان دارد،
زنده است...
رایج تر از هرچیز در دربار، حرف است
جنسی که دارد مشتریْ بسیار، حرف است
با تلخکان و دلقکان در گفت و گویند
سرگرمیِ شاهان بی مقدار، حرف است
در حسرت نانیم و گندم، پادشاها
چیزی که موجود است در انبار، حرف است
آن آرمانشهری که دادی وعده اش را
دیوار تا دیوار تا دیوار، حرف است
کم گوی و کم حرف است اغلب مردِ کاری
آسان ترین راهِ گریز از کار، حرف است
ای بی رقیبان در سخندانی، به هوشید !
یک جو عمل، بهتر زِ صد خروار حرف است
#حسین_فروتن
نیاز دارم از همهمهها دور بشوم.
هوای تازه نفس بکشم،
و آب زلال بنوشم.
میخواهم برلبهی سکویی قدیمی بنشینم.
و به صدای سکوت گوش بدهم .
و یادم بیاید که هنوز زیبایی در دنیا هست.
بروک_همپتونЧитать полностью…
مشکریزان میجهد بادِ صبا از کوی دوست
شاخهای گویی ربودست از خمِ گیسوی دوست
دوست میدارم نسیمِ صبح را کو در هوا
تا نَفَسْ میآیدش جان میدهد بر بوی دوست
سلمان_ساوجی
صبحتون بخیر
همره موج میشوم , راهی اوج میشوم
فوج به فوج میشوم "باز مقابلم تویی"
سایه ماه میشوم , در ته چاه میشوم
راهی راه میشوم "باز مقابلم تویی"
توی رواق میشوم , کنج اتاق میشوم
بسته به طاق میشوم "باز مقابلم تویی"
اینهمه مردمیشوم , مخزن درد میشوم
ساکت و سرد میشوم "باز مقابلم تویی"
از همه دور میشوم ,نقطه کور میشوم
زنده به گور میشوم "باز مقابلم تویی"
همدم خوار میشوم ,بی کس و یار میشوم
بر سر دار میشوم "باز مقابلم تویی"
#مولانا🍃
فیلمے بسیار پر از حال خوب و عالے از یک زوج کوهنورد ۸۲ سالہ و ۹۲سالہ
کہ ۵۶ سال کوهنوردے مےکنند
🔺اسبهای زیبای جنگلهای مه آلود دالخانی
روزتون زیبا✨✨
در روانشناسی مفهومی وجود دارد به نام
«اثر اسب وحشی». اسبهای وحشی از
خفاشها میترسند.
چون آنها خونشان را میمکند. وقتی اسبهای
وحشی، خفاشی میبینند دچار وحشت و
اضطراب بسیارشدیدی میشوند و برای
فرار آنقدر در دشت به این سو و آن سو
میدوند تا از شدت خستگی از پا میافتند.
جالب این که خفاشها خون زیادی نمیمکند
و نیششان خطرناک نیست.
چیزی که باعث از بین رفتن اسبها میشود
واکنش بیش از حد آنهاست. زندگی ده
درصد، آن چیزی است که برای ما اتفاق
میافتد و نود درصد نحوه واکنش ما به
آن اتفاق ها است....
همیشه در مواجهه با سختیها، عوامل
بیرونی حرف اول را نمیزنند گاهی واکنش
بیش از حد ما به اتفاقهای جزیی، ما را به
ورطه نابودی میکشاند...
دکتر تارا میگوید:«تمام آب های اقیانوس
نمیتوانند کشتی را غرق کنند، مگر این که
آب از جایی به داخل کشتی نفوذ کند...»
الهه_افشار
امیرمهدی ژوله چند سال پیش اینو نوشتم ، سبکش کمدی فانتزی بود الآن رئالیسم جادویی شده
زمان وقوعش آینده و بعید بود الآن مضارع استمراری شده.
فقط احساس بود الآن شده الاحساس و و المشاهده😔
🎞 #داریوش_اقبالی
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
#حافظ
صبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز ده
عیشهای شب پریشان گشته را آواز ده
هیچ ساز از دلنوازی نیست سیرآهنگتر
چنگ را بگذار، قانون محبت ساز ده
جام را لبریزتر از دیدهٔ عشاق کن
از صف دریاکشان آنگه مرا آواز ده
کوری بیمنت از چشم به منت خوشترست
گر توانی بوی پیراهن به یوسف باز ده
شبنم از روشندلی آیینهٔ خورشید شد
ای کم از شبنم، تو هم آیینه را پرداز ده
چون نمودی سیر و دور خویش را صائب تمام
روشنی چون مه به خورشید درخشان باز ده
#صائب_تبریزی
برخی اندیشههای رفتاری شاهنامه
شاهنامه، گنجینه ای از حماسه، رزم، دلیری، پایداری و توانمندی گذشتگان است و در هر سرگذشتی به اندیشه های رفتاری اشاره کرده است.
رفتار واخلاقی که برخی از آنها در این روزگار کمتر در زندگی به چشم می خورد.
رفتاری که به باور استاد شفیعی:
آنچه می بینم، نمی خواهم
آنچه می خواهم، نمی بینم
چند گزینه اخلاقی ورفتاری در اندیشه فردوسی چنین است:
۱-- آزرم و شرم داشتن
یکی بیم و آزرم و شرم خدای
که تا باشدت یاور و رهنمای
۲-- میانه روی واعتدال
ز کارِ زمانه میانه گُزین
چوخواهی که یابی به داد آفرین
۳-- بخشندگی ودهش
چو بخشنده باشی گرامی شوی
ز دانایی و داد، نامی شوی
۴-- بُردباری وشکیبایی
ستـونِ خـرد بردباری بُوَد
چو تیزی کنی تن به خواری بود
۵-- بشر دوستی
به هرجایگه یار درویش باش
همی راد برمردم حویش باش
۶-- پندپذیری
تو بیماری و "پند" داروی توست
بکوشم همی تا شوی تندرست
۷-- دانش اندوزی
میاسای از آموختن، یک زمان
ز دانش مَیفکن دل اندر گمان
۸-- رازپوشی
چُو رازت به شهر آشکارا شود
دلِ بِخردَت بی مُدارا شود
۹-- سازگاری بادشواریها
ور ایدون که باتو نسازدجهان
بسازیم ما با جِهانِ جَهان
۱۰-- فروبردن خشم
بدان باش تا دور باشی به خشم
به مردی بپوش از گنهکار چشم
۱۱-فروتنی
فروتن بُوَد هرکه دارد خرد
سِپهرش همی درخرد پرورد
۱۲-- بداندیشی
به دل نیز اندیشهی بد مَدار
بداندیش را بد بود روزگار
۱۳-پرگویی
چُو گفتارِ بیهوده بسیار گشت
سخنگوی در مردمی خُوار گشت
۱۴-- کینه توزی وجنگ
مَسازید جنگ و مریزید خون
مباشید کس را به بد رهنمون
۱۵-- عیب جویی
چُو عیبِ تنِ خویش داند کسی
ز عیبِ کسان ، برنگوید بسی
۱۶-- تن آسایی وکاهلی
تن آسایی و کاهلی دورکن
بکوش و زرنج تنت سورکن
▪️اولیور لاشه
ـــ صراط درباره از دست دادن است. زندگی کردن یعنی از دست دادن. این پیچیدگیِ زندگی است. سلامتت را از دست میدهی، داراییهایت را، آدمها را. فیلم همچنین میگوید که وقتی خدا دوستت دارد، در هم میشکندت. زندگی شخصیتهای صراط را وادار میکند به درون خود بنگرند و آنچه را زندگی پیش پایشان میگذارد بپذیرند. امیدواریم فیلم آینهای باشد که تو را به پرسش از خود وادارد: دربارهٔ راهت، دربارهٔ رابطهات با زندگی و مرگ. این آیینِ گذار شخصیتهاست، بله، اما برای تماشاگر هم آیینی گذار است.
▫️Sirāt (2025)
▫️Dir. Oliver Laxe
زیبایی محض ببینیم
اینجا ایران؛ مازندران؛ میانکاله
📸 ایراندخت غضنفری
#فيلم_کوتاه
ضايع کردنThe Crush
کارگردان: Michael Creagh
محصول:2010
یک ملودرام عاشقانه، بعضی وقتها زندگی آن طور که انتظارش رو داریم پیش نمی رود!
برنده جایزه اسکار 2010
هر وقت کمی غمگین میشوی و فکر میکنی میتوانم کمکت کنم، هرقدر هم به نظرت گرفتار آمدم، به سراغم بیا.
ایوان کلیما
با سبک روحان کن آمیزش، که ماندی چون ز راه
بـار غـم بـر دوش دل، مـنـزل بـه مـنـزل مـی بـرند...
#عرفی_شیرازی
#شبتون_بدون_دلتنگی
زندگی دوباره سبز خواهد شد!
این یک وعده نیست؛
این، ذات زندگیست!
من به چشمهای بیقرارِ تو قول میدهم
ریشههای ما به آب
شاخههای ما به آفتاب میرسد،
ما دوباره سبز میشویم!
👤قیصر امین پور