1030
عَبَقْ Fragrant ..صفحةٌ مستقلة تُعنى بنشر مواقف الشهداء بثلاث لغات (العربية و English والفارسية)،يقوم عليها عدد من الشباب المتطوعين .من يود ان يتطوع لخدمة الشهداء في جانب التصاميم او الترجمة يرجى مراسلة البوت @FRAGRANT1_BOT
أقامت مؤسسة عبق الشهداء (القسم النسوي) ليلة الثامن من المحرم مجلس عزاء الإمام القاسم عليه السلام مواساة لأمه رملة وتضمن المجلس:
آيات من الذكر الحكيم ورثاء أهل البيت "عليهم السلام" وذكر الشهداء وفاءً لتضحياتهم وختم المجلس بدعاء الفرج لمولانا صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه .
الى اصحاب المواكب الحسينية ، يسرّنا في مؤسسة عبق الشهداء إهدائكم رسومات و تصاميم (بوسترات) جاهزة لأحبتنا الشهداء .
كل ما عليكم فعله إرسال القياسات المناسبة والملائمة لكم على
بوت القناة @FRAGRANT1_BOT
او
على الواتساب 07735111010
عظم الله اجوركم وتقبل خالص اعمالكم .
ليلة الامس ، زار كادر الشبابي والنسوي لمؤسسة عبق الشهداء عائلة الشهيد مصطفى ثائر المياحي، تم الاطمئنان على العائلة الكريمة و تبادل معهم اطراف الحديث عن فضل الجهاد وكرامة الشهداء فضلاً عن نشاطات اخرى منها تدوين سيرة الشهيد وقراءة زيارة عاشوراء وإهداء رسمة مميزة لفقيدهم .
https://youtu.be/VLp26LgnF1Y
كان لنا الشرف في مؤسسة عبق الشهداء بزيارة و تفقد عائلة الشهيد عبدالله سليم الخفاجي و اهدائهم رسمه لصورة الشهيد
لتحميل و مشاهدة الفيديو على الروابط التالية
تلغرام: https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
انستغرام : https://instagram.com/eabaq.ar2?igshid=n3lpsry7mxmd
في الليلة الماضية كُنّا بجانب اخوتنا في مؤسسة الامام الحسن المجتبى الثقافية في ضيافة الشهداء، استذكرنا معاً قصص شهدائنا وصدور فتوى الجهاد الكفائي ، تحدثنا مع الحضور من الشباب والاطفال عن مواقف الشهداء وتضحياتهم.
لمشاهدة الفيديو يرجى الانضمام الى قناتنا الجديده على الرابط التالي
https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
مؤسسة عبق الشهداء
في الذكرى السنوية الاولى لانطلاق فريق "عَبَقْ FRAGRANT "
عبر منصات التواصل الاجتماعي و بعد عام توسع فريق عبق الى مؤسسة عبق الشهداء
ليكون عملها بتوثيق وحفظ قصص الشهداء وترجمتها الى ثلاثة لغات و تقديم الدعم المادي والمعنوي فضلاً عن اقامة الدورات التثقيفية و ورش العمل لعوائلهم الكريمة
تم نقل قناة عبق الى قناة اخرى ،قناة مؤسسة عبق الشهداء ، سيتم نشر مواقف الشهداء و نشاطات المؤسسة في القناة الجديده ،يرجى الانضمام اليها
👇
https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
في الذكرى السابعة لإعلان سماحة آية الله العظمى السيد علي السيستاني (دام ظله) فتوى الجهاد الكفائي الذي تأسس على إثرها الحشد الشعبي يَسرنا ان نقدم لكم العدد الخاص من قناة عَبَق نستذكر خلاله كوكبة من الشهداء الذين بذلوا ارواحهم في صد الاجتياح الارهابي الذي تعرض له العراق عام ٢٠١٤.
إن اعجبكم المحتوى، نتمنى ان تشاركوه عبر مواقع التواصل الاجتماعي كي يصل الى احبتكم واصدقائكم .
كما يمكنكم مشاركة رابط القناة مع الاصدقاء كي تصلهم السِيَر والقصص المميزة لشهدائنا الكرام .
سالگرد شهادت
شهيد غانم عبد سلمان عکیلی
ولادت ١٣٤٦ استان بصره
شهادت ١٣٩٤/١/١ تپههای منطقهی حمرین
این شهید بزرگوار با مجموعهای از گروههای مقاومت در برابر اشغالگران انگلیسی در استان بصره ایستادهگی کرد، و بعد از صادر شدن فتوای جهاد آيت الله سیستانی برای دفاع از خاک ومقدسات خود به همراه پسرانش بار دیگر پای به میدان جهاد گذاشت.
یکی از پسرانش مجروح شد و بعد از اینکه مجاهدان از ایشان درخواست کردند تا همراه پسرش به خانه بازگردد به آنان گفت:
زندگی ام را دو قسمت کردم
نیمی برای خانواده ونیم دیگرش برای جهاد در راه خدا.
سپس دست بر ریش خود کشید وگفت: میخواهم که خِضابَم (کنایه از رنگ حنا است که ریش را رنگی میکند، وبدین معناست که میخواهم ریشهایم را با رنگ قرمز خونم رنگ کنم) خونی شود.
این شهید وقتی تعدادی از مجاهدان محاصره شدند به یاری انها شتافت و حلقهی محصارهی آنها را درهم شکست، و هنگامی که توسط یک مین مورد اصابت قرار گرفت خود را سپر بلای دیگران کرد.
یکی دیگر از جان فشانیهای شهید زمانی بود که یکی از تروريستها را کُشت و همراهانش را اسیر کرد و هنگامی که به آن ها آب وغذا میداد بعضی از مجاهدین از او پرسیدند: چرا این کار را میکنی؟
جوابش این بود: که هر کس بر اساس اخلاق خود عمل میکند، واخلاق ما ایجاب میکند که این کار را انجام دهیم.
تمر علينا ذكرى استشهاد
الشهيد سيف ياسين صالح الحمدي
الولادة: البصرة 1989
الشهادة: هياكل الفلوجة 2016/3/19
كان لسيف هواية التطلّع إلى السماء، رصد الطيور ومحاولة اقتناصها، يقضي ساعات وأيام خارج البيت، يمرّن نفسه على مطاردة ذوات الأجنحة المحلقة، حملت رائحته نسمات الأهوار وترك أثر أقدامه على جنباتها، بالنجم يهتدي طُرقها الشائكة، كان دليل الضائعين في مياهها، بين قصبها وبرديها، براعته في القنص جعلته يملأ حيزاً مهماً ضمن تصنيفات الحشد الشعبي، ولكون هذه المهمة تحتاج الصبر الطويل والدقة اللامتناهية بتحديد الهدف فكان بها سيف الصياد الماهر كفيل.
انضم في بادئ الأمر ضمن صفوف احدى الوية الحشد الشعبي،
بقي هناك في حماية مرقد الإمامين العسكريين (ع) لأشهر معدودات، كان الوضع مستقراً بعض الشيء، بينما كان سيف مغموراً بحماسٍ شديدٍ للنزال، لهفةٌ طاغيةٌ للمناطق الساخنة، نقلتهُ تلك اللهفة للسواتر الأمامية في (جرف النصر) حينها انضم لتشكيل آخر، حال انضمامه عمل مقاتلاً، وبعد أن أُكتشفت براعتهُ في تصويب الأهداف، نُقِلَ منها إلى صنف القناصة، استلم السلاح، وبسم الله بدأ يُسدّد الرميات، كلما أصاب منهم تنفّس الصعداء، وهذا يعني زوال غمامة شؤم سوداء تسبّبت في الظلام من حولنا، لم يكن (سيمو هايه) القناص الفلندي الذي احتل مركز الصدارة في عدد رمياته الصائبة، لأنه لم يكن يطمح لألقاب دنيوية، كان كتوماً، فكلما سأله أحدهم كم عدد حصاد قناصك؛ يشيح بوجهه ،يتفلّت عن الجواب، ويقفل أبواب الحديث بلم أقتلْ أحداً، يُحاصر مرة أخرى بالسؤال فيبوح بالسر وراء كل هذا التكتّم، الإنسان مكرم يا إخوان، هم وإن كانوا يختلفون عنا في العقيدة إلا أنه لا ينبغي التباهي بعدد قتلاهم، إنه نوع من الرياء، يستوجب سلب التوفيق الإلهي.
لطالما أخفى عدد قتلاه، لكن هنالك من أحصى من مرافقيه، كان آمر كتيبة القناصة، بعد تقصّي الاحصائيات الصحيحة؛ حصلوا على شهادة تقول أنه قتل حوالي 480 ارهابياً
السلام عليكم ...
نحن شاكرون لما تقدمونه من تبرعات في مؤسسة عبق الشهداء، وعلى ثقة ان تبرعاتكم بعين الله .
مؤخراً، بعض هذه التبرعات قد تسلمناها وبعضها الاخر لم تصلنا من قبلكم بسبب حظر التجوال والظروف الحرجة هذه الايام .
لكننا عملنا على تذليل هذه العقبات حيث يمكنكم ارسال التبرعات عبر خدمة "زين كاش" او ارسال رصيد عبر الارقام التالية في الواتساب
07819950445
0773 511 1010
نُذكر ، ان ما تقدموه لنا من مبالغ تصرف على نشاطات المؤسسة التي تُعنى بالشهداء وعوائلهم الكريمة ، ومنها توفير كسوة العيد وتوزيع الالعاب على الاطفال كي نزرع البهجة معاً في قلوبهم .
مؤسسة عبق الشهداء
شهيد عقيل هادى السويعدى
ولادت: بغداد ١٣٧١
شهادت: اليوسفيه ۱۳۹۶/١/١٠
عقیل ارادتمند و عاشق امام حسین علیه السلام و دوستدار و خواهان کمک به نیازمندان بود، او بعنوان آرایشگر در خدمت زائرین اربعین حسینی بود، حتی زمانیکه در ارتش عراق بود نیز با لباس نظامی و بصورت داوطلبانه در کربلای مقدس خدمتگزار مردم بود.
با چندین موسسه خیریه همکاری داشت زیرا دوستدار کمک به دیگران بود و علاوه بر آن برخی از خانواده های نیازمند را با هزینه شخصی حمایت و تامین میکرد.
وی در ایام مرخصی خود هیچ حقوقی دریافت نمیکرد و این مدت را با فعالیت در حرفه آرایشگری روزگار میگذراند.
ایشان در یکی از نبردها مجروح شد، و قبل از پیوستن به ارتش هنگامیکه شاهد تشییع جنازه برخی از شهداء بودیم او می گفت: چقدر این تشییع جنازه زیباست آرزو میکردم به جای آن شهید و در آن جایگاه باشم.
زمانیکه فتوای مبارزه جهادی صادر شد به مادرش گفت: مادرم! اگر به شهادت رسیدم گریه نکن و برعکس فقط شکلات و شیرینی پخش کن، و اصرار و تاکید بر این موضوع داشت.
من و مادرم نشسته بودیم که عقیل لپ تاپ خود را آورد و به مادرش جمله ای با این مضمون گفت: مادرم! آیه الله سیستانی (حفظه الله) فتوای جهاد صادر کرده است و من به صفوف رزمندگان خواهم پیوست، در صورت شهادتم و آن زمان که بدنم با پرچم عراق پوشیده شد ... خواهش میکنم گریه و بی تابی نکن و فقط شیرینی جات پخش کن.
وی در آزادسازی مناطق متعددی و از آن جمله منطقه جرف الصخر، فلوجه و حزام بغداد و یوسفیه و غیره فعالیت داشت ... در فلوحه مجروح شد و پس از آن به ارتش بازگشت.
زمانیکه منطقه یوسفیه (اطراف بغداد) در محاصره تروریست ها قرار گرفت فقط عقیل و 5نفر دیگر از همرزمانش باقی ماندند، وی اظهار داشت تا شهادت آخرین نفر مقاومت کرده و عقب نشینی و کناره گیری نخواهد کرد.
زمانیکه در منطقه فلوجه بود با مادرش تماس گرفت و خبر محاصره شدن و اسارت خود را داد، وی تاکید داشت که مادرم! اگر شهید شدم فقط خوشحال باش.
همسر شهید در ماه دوم بارداری بود و هنوز 9ماه از ازدواجشان نگذشته بود که در پی انفجاری عقیل به فیض رفیع شهادت نائل آمد.
شهيد بشير مخلد الشاوى
شهادت : كوهستان مكحول ۱۳۹۴/١١/۱۵
شهید بشیر پس از صدور فتوای جهاد کفایی، در دو دوره آموزش نظامی شرکت نموده و همراه با دوستان شهیدش [شهید عباس موسوی و شهید محمد احمد الشاوی] به حشد الشعبی پیوست، اما بدلیل پائین بودن سن شان پذیرش نشدند، از بصره به بغداد بازگشتند در جستجوی شخصی که شناسنامه ها را جعل و تاریخ ولادتشان را تغییر دهد، اما موفق نشدند سپس به بصره بازگشتند و موفق به جعل شناسنامه شدند و بدون اطلاع خانواده رهسپار میدان نبرد و مقاومت شدند.
شهید بشیر برخلاف پائین بودن حقوق و دستمزدش در ماه های اولیه ورود به حشد الشعبی، به منظور فراهم کردن هزینه رفت و آمد به جبهه بعنوان کارگر آزاد کار میکرد.
از مواضع قهرمانانه وی در یکی از نبردها این بود که یکی از همرزمانش در منطقه (عش) به شهادت رسید، شهید بشیر به سمت دوست شهیدش رفت و اسلحه pkc را از وی گرفت و مانع نفوذ و هجوم دشمن شد.
بدلیل سن پائین شهید بشیر برخی از اعضای خانواده اش مانع حضور او در جبهه می شدند و به او پیشنهاد می دادند که در خانه بمان، ما شرایط ازدواجت را فراهم میکنیم.
شهید بشیر در پاسخ میگفت: من تمایلی به ازدواج ندارم، عروسی من وقتی است که شهید بشوم و شما بدن و تابوت مرا روی دست حمل و تشییع کنید.
از خانواده اش خواست که تشییع جنازه اش همانند جشن عروسی باشکوه برگزار شود.
سالگرد شهادت
شهيد علی عبدالرزاق الحیدری
ولادت: بصره ۱۳۷۲
شهادت: موصل ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
در خانوادهای جهادی و مبارز علیه رژیم پیشین بعث، به دنیا آمد. پدر و برادرانش همگی رزمنده بودند. او از سن هفت سالگی نماز میخواند. علی یکی از اعضای انجمن سادات آل حیدری مشعشعیه بود. از فعالیتهای این انجمن، حمایت از خانوادههای بیبضاعت و مراقبت از بیماران و کمک به ازدواج جوانان بود.
او از تاسیسکنندگان موکب «جوانان حسین علیه السلام» بود که مراسمات عزا برپامیکردند؛ همچنین موکبی برای خدمت به زائران امام حسین(ع) در بصره برپا کرده بود. او هر اربعین از بصره تا کربلا برای زیارت امام حسین(ع) پیاده میرفت.
همیشه به مادرش میگفت: «اگر خدا من را دوست میداشت، سرباز امام مهدی(عج) و شهیدم میکرد و من را پیش او میبرد.»
به او لقب علی اکبر داده بودند؛ بس که شجاع و بیباک بود! در جبهه «جبال مکحول» در محلی به نام «العش» توقف کرده بودند که یک تکتیرانداز به طرف رزمندهها شلیک کرد. شهید سید علی و چند نفر از رزمندهها بلند شدند و رجزهایی به تمسخرِ تکتیرانداز تروریست خواندند!
همرزم و رفیق شهید علی، تعریف میکند که درگیری شدیدی در منطقهی جنگی «عین الحصان» درگرفت و تعداد زیادی از رزمندهها طی آن درگیری به شهادت رسیدند. فقط سید علی و رفیقش شهید علیمحمود و رزمندهی دیگری در خاکریز باقی مانده بودند و مانع پیشروی تروريستها میشدند. شهید علی با اسلحه «بی کی سی»اش به دشمن تیراندازی کرد؛ اما ناگهان اسلحه از کار افتاد. او سلاح را به زمین انداخت که دوباره به کار بیوفتد؛ دوستش فریاد زد: «عقبنشینی کن سید!» شهید سید علی رو به رفیقش کرد و گفت: «نه عقب نشینی نمیکنم! ما سیدیم و این جنگِ حفظ ناموس ماست!»
او مدام زمزمهی یا زهرا و یا مهدی به لب داشت تا آن که به شهادت رسید و پیکر پاکش برای یک روز روی زمین دشمن باقی ماند.
https://youtu.be/Sp5v7NqtQ94
زيارة مؤسسة عبق الشهداء لعوائل شهداء قضاء المدينة في البصرة حيث تم توزيع ٣٥ حقيبة و قرطاسية تحمل صور شهداء قادة الانتصار مع مبالغ مالية لابناء الشهداء كوجبة اولى و ستكون لنا فعاليات اخرى في الايام المقبلة…
يمكنكم التواصل معنا عبر بوت القناة
@FRAGRANT1_BOT👈
تابع مقتطف من مواقف الشهيد كرم الكعبي بثلاث لغات
على قناة و بيج مؤسسة عبق الشهداء
👇
الفيس بوك : https://www.facebook.com/عَبَقْ-107349987837824/
تلغرام: https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
انستغرام : https://instagram.com/eabaq.ar2?igshid=n3lpsry7mxmd
تابع مقتطف من مواقف الشهيد عماد العقابي بثلاث لغات
على قناة مؤسسة عبق الشهداء
تلغرام: https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
تابع موقف الشهيد محمد شاطي بثلاث لغات
على قناة مؤسسة عبق الشهداء
تلغرام: https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
تابع مقولة الشهيدة ميسون الاسدي
بثلاث لغات
على قناتنا الجديده مؤسسة عبق الشهداء
على الرابط التالي👇
تلغرام: https://t.me/joinchat/0AXT4P_Go64wOWUy
علماً تم تحويل قناة عبق الى قناة مؤسسة عبق الشهداء
في ذكرى صدور فتوى الجهاد الكفائي تنطلق حملتنا ،حملة (رسالة المحبة)لدعم عوائل الشهداء انطلاقاً من مقتطف من بيان المرجعية " ان ادنى درجات الوفاء للشهداء هو العناية بعوائلهم من الارامل واليتامى وغيرهم ، ان رعاية هؤلاء وتوفير الحياة الكريمة لهم من حيث السكن والصحة والتعليم والنفقات المعيشية واجب وطني واخلاقي، وحق لازم في اعناقنا جميعاً "
السيد السيستاني (دام ظله)
🔴نستقبل تبرعاتكم عبر الارقام الموجودة في الصوره التوضيحية
للاستفسار مراسلة البوت👇
@FRAGRANT1_BOT
تمر علينا ذكرى استشهاد
الشهيد غانم عبد سلمان العكيلي
الولادة: البصرة 1967
الشهادة:تلال حمرين 2015/3/21
شارك مع مجموعه جهادية للجهاد ضد قوات الاحتلال في البصرة
بعد صدور فتوى الجهاد الكفائي التحق مع ابنائه للجبهة فنال احدهم وسام الاصابة و بعد طلب المجاهدين للشهيد بالنزول مع ولده الى المنزل قال لهم:
"قسمت عمري قسمين ، قسماً لعائلتي و الآخر للجهاد في سبيل الله "
ثم أمسك بلحيته و قال:
"أُريد لها ان تُخضب بالدماء"
و له مواقف عديدة ،منها عندما حوصر عدد من المجاهدين سارع بكسر الحصار عنهم و خاطر بحياته بهذا الموقف عندما تعرض لإصابة بعبوة ناسفة .
و له موقف بطولي آخر عندما قتل قائداً ارهابياً و قام بأسر مجموعته و أثناء أسرهم كان يقدم لهم الطعام و الشراب حتى سأله بعض المجاهدين عن سبب قيامه بذلك فكانت إجابته:
"كلٌ يعمل بأخلاقه،أخلاقنا و قيمنا تحتم علينا ذلك"
He participated with a group for fights against the occupation forces in Basra
After the fatwa of the defense , he joined with his sons in the front, and one of them received the Medal of Injury.
"I divided my life into two parts, one for my family and the other to fight for the sake of Allah."
Then he grabbed his beard and said:
"I want to pigment my beard with my blood"
And he has many situations , when a number of fighters were besieged, he quickly broke the siege on them and risked his life in this situation when he was hit by an explosive device.
And he has another heroic attitude when he killed a terrorist leader and captured his group. While capturing them he was providing them food and drink until some of the fighter asked him why?
he answered :
"Everyone who works with his morals, our morals and values makes it necessary for us to do so."
Today we remember the martyrdom
of Ghanem Abdul Salman Al-Aqili
Birth Date:1967
Birth place: Basra
Martyrdom place: Hamrin hills
Martyrdom Date : 21-Mar-2015
On International Women's Day, we remember the martyrs who defended their Islamic principles and their country, Iraq. You can view their biographies and situations on the Abaq channel on Telegram
_______________________________
در روز جهانی زن ، ما شهدایی را به یاد می آوریم که از اصول اسلامی و کشورشان عراق دفاع کردند.
زندگى نامه آنها را در كانال عبق مشاهده كنيد
_______________________________
في يوم المرأه العالمي ، نستذكر الشهيدات اللواتي دافعن عن مبادئهن الاسلامية و عن بلدهن العراق. يمكنكم الاطلاع على سِيَرهنّ ومواقفهن في قناة عبق على التلغرام
الشهيد عقيل هادي السويعدي
الولادة : بغداد 1992
الشهادة: اليوسفية 2017/3/30
عمل عقيل كحلاق و احب مساعدة الفقراء ، تطوع للعمل في موكب لخدمة الزائرين في كربلاء المقدسة ، و عشق الامام الحسين (عليه السلام) ولذا واضب على خدمة الزائرين عندما كان يخدم في الجيش العراقي وبزيه العسكري .
شارك في العديد من الجمعيات الخيريه لانه احب المساعده بشده فضلاً عن ذلك كان يعيل ويقدم المساعدة لبعض العوائل المتعففة بشكل شخصي.
لم يستلم راتباً عند اجازته و كان يقضي هذه الفترة من خلال العمل في مهنة الحلاقة.
اصيب في احدى المعارك ، وقبل التحاقه بالجيش عندما كنا نرى تشييع بعض الشهداء كان يقول " كم جميل ذلك التشييع ، اتمنى ان اكون مكانه!"
عندما اصدرت فتوى الجهاد الكفائي قال لأمه "لا تبچين لمن استشهد بالعكس طشي چكليت" واصر على ذلك.
كنا جالسين انا وامي واحضر حاسوبه (لابتوب) اليها وقال لها ما مضمونه " امي قد اصدر السيد السيستاني "حفظه الله "فتوى الجهاد ، وانا سألتحق في صفوف المقاتلين ، في حال استشهادي ارجو الا تبكين فقط وزعي النثار عندما أُغطى بالعلم العراقي"
شارك في تحرير عدة مناطق منها جرف الصخر والفلوجة وحزام بغداد و اليوسفية وغيرها ، اصيب في الفلوجة وعاد بعدها الى الجيش .
عندما سقطت منطقة اليوسفية (اطراف بغداد) بيد الارهابيين بقي هو ومعه 5 اشخاص فقط من لوائهم واخبرهم انه لن ينسحب حتى يكون اخر من يستشهد .
في الفلوجة اتصل بأمي واخبرها انهم محاصرين و اصر عليها " يمه احنه محاصرين ، افرحى اذا استشهدت"
زوجته كانت حامل في الشهر الثاني ولم يمضي على زواجهم تسعة اشهر حيث نال شرف الشهاده اثر عبوة ناسفة .
Aqeel worked as a barber and loved helping the poor. He volunteered to work in a procession to serve visitors in the holy Karbala, and he fell in love with Imam Hussein (peace be upon him).
He participated in many charitable societies because he loved helping a lot, in addition to that he was personally supporting and providing assistance to some needy families.
He did not receive a salary upon his leave and used to spend this period working in the profession of barber.
He was wounded in one of the battles, and before joining the army, when we were seeing the funeral of some of the martyrs, he used to say, "How beautiful that funeral, I hope I will be in his place!"
When the defense fatwa issued, he told his mother "Do not cry out to those who have been martyred ، On the contrary, you should be happy" and insisted on that.
We were sitting with my mother, he brought his laptop to her and he told her the contents of "My mother has issued Sistani (may God protect him) the fatwa of defense , and I will join the ranks of the fighters, in case I am martyred, I hope you do not just cry and distribute the dessert when i covered with the Iraqi flag. "
He participated in the liberation of several areas, including Jurf al-Sakhar, Fallujah, Baghdad Belt, Yusufiya, and others. He was wounded in Fallujah and then returned to the army.
When the Yusufiya area (the outskirts of Baghdad) fell in the hands of the terrorists, he and only 5 people remained from their brigade, and he told them that he would not withdraw until he was the last to be martyred.
In Fallujah, he called my mother and told her that they were under siege and insisted on her: "Mama, we are under siege, be happy if I martyred."
His wife was pregnant in the second month, and nine months had not passed since their marriage, as he received the honor of martyrdom as a result of an explosive device.
The martyr Aqeel Hadi Al-Suwaidi
Birth place: Baghdad-1992
Martyrdom place:Al-Youssoufia
Martyrdom Date : 30-Mar-2017
الشهيد بشير مخلد الشاوي
الشهادة:جبال مكحول 2016/2/4
بعد صدور فتوى الجهاد الكفائي شارك في دورتين عسكريتين و التحق مع اصدقائه الشهداء ، كل من الشهيد السيد عباس الموسوي و الشهيد محمد احمد الشاوي في صفوف الحشد الشعبي لكن لم يستقبلوهم لصغر سنهم ثم عادوا الى بغداد للبحث عن شخص لتزوير (هوية الأحوال المدنيه) من اجل تغيير مواليدهم لكن لم يُوفقوا لذلك.
لذا عادوا الى البصرة ثم نجحوا بتزوير هوية الاحوال المدنية دون علم اهاليهم ،من بعدها التحقوا الى الجبهه و تم قبولهم في الحشد الشعبي.
على الرغم من عدم وجود مرتّبات في الاشهر الاولى كان بشير عند عودتهِ من الجبهه يزاول الاعمال الحره من اجل جمع مبلغ الالتحاق.
من مواقفه البطولية، في احدى المعارك استشهد احد رفاقه في (نقطة العش )فهرول تجاه صديقه الشهيد و اخذ منه سلاح (البي كي سي ) و صد تعرض العدو.
كان البعض يمنعه من الألتحاق لصغر سنه و يخبرونه ان اجلس في المنزل و سوف نجهز لك غرفة و نزوجك ،كان يقول لهم " لا اريد ان اتزوج و زفافي الشهادة ،عندما ترفعوا جثماني و تابوتي على ايديكم" و طلب من عائلته ان يكون تشيعه كزفة عرس.
After the issuance of the Fatwa of the Effective defense , he participated in two military sessions and joined with the friends. Both the martyr Abbas Al-Mousawi and the martyr Muhammad Ahmad Al-Shawi were in the ranks of the popular crowd, but they did not receive them due to their young age, then they returned to Baghdad to search for someone to forge (civil status identity) for changing their newborns, but they did not succeed, then they returned to Basra and succeeded in falsifying the civil status identity card without the knowledge of their families.
Then they joined the front and were accepted into the popular crowd
And despite the lack of salaries in the first months, basher used to return from the front and work as a self-employed person in order to collect the amount of enrollment to the front.
And from his heroic stances in one of the battles, one of his comrades at the Al-ash point was martyred, Bashir jogged towards his martyr friend and took his PKC weapon from him and stood and repelled the enemy.
Some used to prevent him from joining to the front because of his young age and tell him to sit at home and we will prepare a room for you and marry you , he answered
them “I do not want to marry while I am the bride of the martyrdom and my marriage is when you raise my body and at your hands and ask his family to Tasheah ( Transfer of the body to the cemetery) be like a wedding".
تمر علينا ذكرى استشهاد
الشهيد علي عبدالرزاق الحيدري
الولادة :البصرة 1993
الشهادة :موصل 2017/2/13
تربى في عائلة جهادية قارعت نظام البعث البائد
والده و أخوه من المجاهدين
كان ملتزمًا بالصلاة من سن (٧) أعوام
وكان عضوًا في رابطة الساده آل الحيدري المشعشعية و عمل الرابطة هو دعم العوائل المتعففة و مواصلة المرضى و تزويج الشباب.
كان من مؤسسي موكب شباب الحسين لأقامة مراسيم العزاء و مؤسس موكب لخدمة زوار الإمام الحسين في البصرة و كان يسير مشييا على الأقدام من البصرة إلى كربلاء المقدسة لزيارة الإمام الحسين في الزيارة الاربعينية
كان يقول لوالدته(اذا كان الله يحبني يجعلني من أنصار الإمام المهدي و يأخذني إليه شهيدًا)
و قد لقب بعلي الأكبر لشجاعته و بطولته
في جبال مكحول حصل موقف في نقطة "العش"
حيث حصل قنص على المجاهدين فقام الشهيد السيد علي و عدد من المجاهدين وقفوا و ألقوا إهزوجات استهزاء بالقناص الارهابي
ينقل لنا رفيقه المجاهد معه أنه دارت معركة شرسة في قاطع "عين الحصان" قد استشهد فيها كثير من المجاهدين وبقي سيد علي و صديقه الشهيد علي محمود و مجاهد آخر في الساتر يصدون التعرض
ف كان الشهيد بيده سلاح "بي كي سي" و اطلق النار على العدو وتوقفت السلاح فضربها بالارض حتى عادت تطلق النار فقال له صديقه: انسحب سيد، فقال له الشهيد السيد علي: لا أنسحب وقد قال باللغة العامية ( العركه عركتنا احنا الساده) و كان يهتف :يا زهراء ، يا مهدي فبعدها نال شرف الشهادة و بقيت جثمانه في أرض العدو ليوم واحد.
He was raised in a family that confronted the defunct Baath regime
His father and brother are from the Fighters ,He was committed to prayer from the age of (7) years.
He was a member of the Al-Haidari Al-Misha’ia family’s gentlemen’s association, and the association’s work is to support needy families, continue sick people, and marry young men.
He was one of the founders of the youth procession of Al-Hussein to hold the funeral ceremonies and the founder of a procession to serve the visitors of Imam Al-Hussein in Basra, and he walked on foot from Basra to the holy Karbala to visit Imam Hussein in the forty visit
He used to say to his mother “If God loves me he makes me a supporter of Imam Mahdi and takes me to him as a martyr”
He got the tilte "Ali Alkabr" for his heroism in the battles of the Makhoul Mountains. Especially in the (Ash) area.
When the fighters were being sniped, Ali and a number of his friends were making fun of the terrorist sniper !
His companion , tells us that a fierce battle took place in the "Ain al-Hussan" sector, in which many of the fighters were martyred.
So the martyr had a PKC weapon and fired at the enemy and the weapon stopped and hit it on the ground until it started firing again, so his friend said to him: Sayyid withdrew.
He answered: No, this is our battle
He chants: Oh Zahra, O Mahdi, after that he received the honor of martyrdom, and his body remained in the enemy's land for one day.
Today we remember the martyrdom
of
Ali Abdul Razzaq Al-Haidari
Birth Date: 1993
Birth place:Basra
Martyrdom place: Mosul
Martyrdom Date : 13-Feb-2017